حالا وقت معامله است

همه چیز درباره زخم کاری ۳؛ انتقام

پشت پا زدن مالک به سماوات

مالک نشان داد هنوز هم افسارش در دستان سمیرا است و حتی با وجود تمام بلاهایی که در گذشته بر سرش آمده است باز هم برای آنکه بتواند به اهدافش برسد پا روی بسیاری از باورها و انسانیت گذاشت و پسر سماوات را قربانی کرد. مرگ عبدی نشان داد مالک هنوز هم همان آدم جاه طلب سابق است که مرگ انسان‌ها برایش ارزشی ندارد و هنوز هم سمیرا می‌تواند او را در دستانش مانند عروسک خیمه شب بازی بچرخاند. مالک با اینکه می‌گوید از خودش بدش می‌آید ولی باز هم جرات و اراده‌ای برای تغییر در رفتارش ندارد.

سیما به مالک نزدیک می‌شود

بعد از آنکه مالک به خاطر فشار روحی ناشی از مرگ عبدی فرزند سماوات دچار حمله عصبی شد و بیهوش شد به بیمارستان منتقل شد و اولین کسی که بالای سرش رسید سیما بود. اگرچه کیمیا به نمایندگی از سمیرا خودش را به بیمارستان رساند اما مالک اولین نفر به سیما زنگ زد تا نشان دهد هنوز هم عشق و علاقه قدیمی پا برجاست و شرایط برای تغییر ذائقه مالک مهیا است. اما سیما به رفتارهای مالک مشکوک است و باور نمی‌کند که مالک در تمام این هشت ماه تارک دنیا شده است و مطمئن است مالک بعد از آنکه در مراسم خاکسپاری میثم در آغوش طلوعی رفته است به دنبال انتقام از طلوعی است. سیما اما نمی‌خواهد با مالک وارد رابطه عاطفی شود و فقط سعی می‌کند در اهدافی که با مالک شریک است با او شراکت کند. به نظر می‌رسد به غیر از اینکه مالک می‌خواهد با طلوعی وارد جنگ شود از سوی دیگر علاقه دارد با سیما وارد رابطه شود. اما سیما به خاطر سمیرا و حضور او در زندگی مالک نمی‌خواهد که با مالک رابطه عاطفی برقرار کند.

 

دوران خوش مالک در قسمت سوم زخم کاری 3

با مرگ عبدی در قسمت سوم حالا دستمالچی بیش از همه احساس عذاب وجدان می‌کند و از این رو سعی می‌کند کمتر در پاهای مالک بپیچد. دستمالچی رضایت می‌دهد تا سماوات به دبی برگردد و کنار خانواده‌اش باشد و همین باعث می‌شود که مالک زمین بازی‌اش گسترده‌تر شود و در همین مسیر کیمیا را مامور کرد تا افراد جدیدی را برای دشمنی با طلوعی پیدا کند.

 

حمید فرنهادزاده دشمن جدید طلوعی

حمید فرزند کوچک فرنهادزاده در غیاب برادر عیاش و قماربازش که در زندان به سر می‌برد مسئول کارخانه و وارث پدرش است. مالک از نقطه ضعف حمید که کینه او نسبت به طلوعی است با او دیدار کرد و او را ترغیب کرد تا وارد بازی‌ای شود که بتواند طلوعی را زمین‌گیر کند. مالک از حمید می‌خواهد وارد هلدینگ ریزآبادی شود و با پانته‌آ معامله کند و سرمایه‌ای که بتواند پتروشیمی را راه‌اندازی کند وارد میدان کند. مالک به حمید می‌گوید که بخشی از سهام هلدینگ را بخرد تا زمین بازی طلوعی کوچکتر شود و طلوعی را مجبور کند کناره‌گیری کند. مالک از حمید می‌خواهد که برای خونخواهی پدرش هم که شده او را در این بازی همراهی کند.

 

سریال زخم کاری
نظرات (3)
ثبت نظر
  • Payam

    سلام و عرض ادب واحترام خسته نباشید میگم به عوامل محترم فیلم زخم کاری از پذیرای گرمتون ممنونم همیشه موفق باشید بدرخشید یاعلی

  • جواد مالکی

    اقا به به
    ما این مالک بی رحمو دوس داریم که جون انسانا براش مهم نیس و فقط به دنبال هدف خودشه😉

  • سمانه

    بی صبرانه منتظر رسیدن مالک به سیما هستیممممم 😍😍😍