وقتی به آثار تولید شده در ژانر کمدی نگاهی میاندازیم، متوجه تنوع مضمونی و زیرشاخههای آن میشویم که همین امر نیز طیفهای مختلفی از مخاطبان با سلیقههای گوناگون را راضی نگه میدارد. اتفاقی که در دیگر ژانرها به ندرت شاهد آن هستیم. در سینمای کمدی ایران نیز این موضوع تا حدودی دست فیلمنامه نویسان و کارگردانها را برای ساخت آثاری متنوع باز میگذارد. یکی از همین کمدیهای متفاوت که بیش از یک سال پیش اکران شده و این روزها مهمان سینما آنلاین پلتفرم فیلیمو است، پالتو شتری به کارگردانی مهدی علی میرزایی است.
علیمیرزایی که بیشتر به عنوان فیلمنامهنویس در سینمای ایران شناخته میشود، در پالتو شتری تلاش کرده تا فیلمی با مولفههای کمدی بسازد. با این تفاوت که ضمن وفادار بودن به کلیشههای امتحان پس داده و موفق کمدی، چندان پایبند آنها نیست. به همین خاطر هم سراغ قشر دانشجو رفته و قصه خود را بر پایه بخشی از آنها بنا میکند. در عین حال از نارسیسم یا همان خودشیفتگی به عنوان درونمایه اصلی قصه بهره گرفته و در بخش مهمی از شوخیهایش از آن سود جسته است. پالتو شتری داستان فرید است که علاقه زیادی به فلسفه داشته اما علاقهای به درس خواندن در دانشگاه ندارد. کوهیار هم دانشجوی ارشد فلسفه است که کتابی هم در این زمینه چاپ کرده و خودشیفته بودنش تنها 3 دوست برایش باقی گذاشته است! درس دادن فرید به دخترخالهاش کیانا که البته دخترخاله واقعیاش نیست برای حضور در کنکور فوقلیسانس، موتور فیلمنامه را روشن کرده و خیلی زود آن را به نقطه عطف اول میرساند. جایی که خاله عشرت از پول کلان و اتومبیل گرانقیمت خود میگوید که فرید میتواند در صورت پیدا کردن شوهری مناسب برای کیانا، آن را تصاحب کند. ایده جذاب و امتحان پس دادهای که فرید را متوجه کوهیار کرده و ماجراهایی را برای روایت در پرده میانی فیلم رقم میزند.
در این میان داستانکهایی هم پیرامون شخصیتهای یاد شده شکل میگیرند که یکی از مهمترین آنها، ماجرای مربوط به پدر و مادر کوهیار است. به خصوص پدری بیخانمان و در عین حال فیلسوفماب که بخشی از کمدی موقعیت پالتو شتری مدیون اوست. علیمیرزایی برای خلق شوخیهای جذاب، از تضاد بین فرید و کوهیار به خوبی استفاده کرده که بخش مهمی از آن را در رفت و برگشتهای زمانی فیلم شاهدیم. برای مثال میتوان به ملاقات فرید با کوهیار و همسر تازه عقدکردهاش در پارک اشاره کرد که در عین حال بخشی از لایههای درونی شخصیت پیچیده کوهیار را آشکار میکند. تلاش وافر فرید برای پیوند کوهیار و کیانا نیز بخش مهمی از نیمه دوم فیلم را پر کرده و با همه فرازوفرودهایش به چند شوخی بامزه منجر میشود.
تیپ و تیپ-شخصیت را میتوان از ملزومات سینمای کمدی به حساب آورد که تماشاگر هم آن را به عنوان یک قرارداد پذیرفته است. فرید، کوهیار، کیانا و حتی مستانه و موسی همگی تیپ و تیپ-شخصیتهایی هستند که لایههای چندانی برایشان در نظر گرفته نشده اما گلیم خود را از آب بیرون میکشند. به خصوص کوهیار که مسلح به خودشیفتگی است و وجوه نمایشی بسیار دارد. برای مثال میتوان از برخوردش با زنها یاد کرد که بابت آن خود را متاثر از نیچه میداند! آدمی که درس خوانده اما چنان درگیر خود است که نسبت خودش با جهان را فراموش کرده است. در نقطه مقابل، فرید قرار دارد که عاشق مطالعه است و در یک بزنگاه وارد بازی زیرکانهای میشود. در این بین شخصیت دیگری هم در فیلم حضور دارد که گهگاه از آن نام برده میشود: پالتو شتری. پالتویی که کوهیار از پدرش ارث برده و هرگاه که افکار پلید به ذهنش میرسد، آن را میپوشد. کیانا تنها شخصیت زن موثر فیلم است که کولاژی از جوانهای یکی دو نسل به حساب میآید و دو سه شوخی جذاب به خصوص در ابتدای فیلم حول محور او شکل میگیرد.
مهدی علیمیرزایی در نخستین ساخته سینمایی خود تلاش زیادی برای خلق یک کمدی متفاوت به خرج داده که تا حدود زیادی هم در این امر موفق بوده است. جنس کمدی پالتو شتری تفاوت زیادی با کمدیهای مرسوم سینمای ایران داشته و جنس شوخیهایش هم متفاوت است که شاید یکی از دلایل فروش متوسط فیلم در اکران عمومی هم همین بوده باشد. فیلمی که ریتم نسبتا خوبی داشته و فضای مفرح متفاوت آن تماشاگر را در اکران آنلاین کاملا با خود همراه میکند. علیمیرزایی بازیگرانی را برای ایفای نقشهای اصلی برگزیده که به جز بانیپال شومون تجربه کمدی داشتهاند. به ویژه سام درخشانی که در نقش فرید جا افتاده و لحظات بانمکی را خلق کرده است. به ویژه در یکی دو سکانس روبروی بهاره کیان افشار در نقش ملیسا که خوب از کار درآمده است. همین طور حضور کوتاه شاهرخ فروتنیان و افسانه چهره آزاد در نقشهای پدر کوهیار و خاله عشرت که جذاب از کار درآمده است.