یک دختر مرده، یک مشت دختر وحشی و یک دختر اسکاری

چهارشنبه‌ها؛ سریال‌بازی

اخیرا احساس می‌کنم سریال‌ها و فیلم‌هایی که در کانادا می‌گذرند –گویی تحت تاثیر آب‌و‌هوا یا فضای زیادی لطیف کانادا- به اندازه کافی برایم کشش ندارند و هیجان‌زده‌ام نمی‌کنند. این را حتی در سریال آلاسکا دیلی با بازی قابل توجه هیلاری سوانک هم می‌شد دید. (متوجه هستم که آلاسکا یکی از ایالات آمریکاست، اما همان محیط یخزده و همان آدم‌های ولرم داستان، انگار اثرشان را روی کل سریال و روایت آن گذاشته بودند.) این پیش‌فرض را در مورد سریال‌ها و فیلم‌های تین‌ایجری هم می‌توانم تکرار کنم. تصور می‌کنم اغلب این آثار فقط برای جذب مخاطبان این رده سنی ساخته می‌شوند و با نمایش دادن دغدغه‌ها و سبک‌زندگی آنها خود را از داستان‌پردازی و دراماتیزه کردن اثر بی‌نیاز می‌بینند. حالا تصور کنید که سریال زیر پل Under the Bridge، یکی از همین سریال‌هاست که داستانی در غرب کانادا را روایت می‌کند و محور ماجرا هم جمعی دختر نوجوان هستند!

این تعاریف در یک جمله می‌تواند بیننده‌ای مثل من را از تماشای سریال منصرف کند. به خصوص که سریال بر اساس یک داستان واقعی هم ساخته شده و خیلی‌هایمان نسبت به این عنوان آلرژی پیدا کرده‌ایم. شروع سریال هم اگرچه با تاکید بر مرگ تکان‌دهنده یکی از این نوجوان‌ها شروع می‌شود اما آنقدر ملتهب نیست که بیننده را با اشتیاق برای دیدن ادامه داستان ترغیب کند. حادثه‌ای واقعی که در سال 1997 رخ داده و بعدا دو کتاب از روی آن نوشته شده. یکی را ربکا گادفری نوشته که در سال 2005 منتشر شده و آن یکی را پدر رینا (دختر کشته شده)، یعنی منجیت ویرک نوشته که سال 2008 منتشر شده. کتابی به نام Reena: A Father’s Story که به زندگی قبل و بعد از مرگ رینا می‌پردازد و چیزی را که بر این خانواده گذشته تعریف می‌کند. سریال سراغ کتاب اول رفته و به خود ربکا گادفری نقش پررنگی در داستان داده –که ظاهرا در اصل ماجرا اینقدر هم جدی نبوده- و نقش او را هم به رایلی کیو (نوه الویس پریسلی) داده‌اند که یک نامزدی امی در کارنامه دارد. نقش اصلی دیگر ماجرا هم یک افسر جوان بومی به نام کم بنتلند با بازی لیلی گلادستون است. این هم از شانس سازندگان بوده که گلادستون سال گذشته با یک جایزه گلدن گلوب و نامزدی اسکار برای فیلم «قاتلان ماه گل» توجهات را به خود جلب کرد و این‌ها هم می‌تواند جزو امتیازات سریال تلقی شود.

فهرست منتخبی از بهترین سریال های پلیسی

طرف دیگر ماجرا و متهمان ما چند دختر هستند که مدام در حال سیگار کشیدن و نقشه برای فرار و دزدی و خونریزی دیده می‌شوند. داستان نوجوان‌هایی که بدجنس و روی اعصاب نمایش داده می‌شوند و آنقدر رفتارهایشان آزارنده و سادیستیک است که با وجود تلاش نویسنده داستان و سازندگان برای این که به «عدالت» فکر کنیم و شرایط زندگی‌شان را زمینه‌ساز رفتارهایشان بدانیم، سخت بتوانیم آنها را ببخشیم و از رنج دیدن‌شان خوشحال نشویم! البته که این را شاید بتوان موفقیت سازندگان تلقی کرد. آنها می‌خواهند بگویند این‌ها دخترهای وحشی و عاصی هستند و با خراش دادن روح شما این را نشان می‌دهد. جای اعتراضی نیست. به کوئنتین تارانتینو ایراد گرفته بودند که چرا فیلم‌هایت پر از خون و خشونت است، گفته بود مثل این است که بگویید چرا متالیکا در موسیقی‌شان این همه سروصدا می‌کنند!

خلاصه این که داستان معمایی ما قرار است با تعریف رویداد رخ داده برای رینا، شرایط اقلیت‌های نژادی و تعصبات را روایت کند و از زندگی غم‌انگیز نوجوانان رانده شده از خانه بگوید. سریال زیر پل این کار را از نگاه ربکا گادفری به عنوان نویسنده‌ای که به شهرش برگشته تا یک داستان بنویسد و رابطه او با کم که از بچگش رفاقت داشته‌اند و مرور زندگی رینا ویرک و رفقای عوضی‌اش و… پیش می‌برد. با جلو عقب رفتن‌های مداوم زمانی در زندگی رینا و خانواده‌اش که تا جوانی پدر و مادر او و چالش‌شان برای ازدواج هم کشیده می‌شود. ما با داستانی کارآگاهی/جنایی طرفیم که البته جز شکل عجیب مرگ و ابهاماتی که بر سر آن وجود دارد، بقیه اجزا سریال چنگی به دل نمی‌زنند. زوج ربکا -کم که طبق معمول نسبت به هم کشش دارند –این اصرار شدید بر نمایش همجنسگرایی و حضور  اغراق‌آمیز همجنسگرایان در سریال‌های آمریکایی واقعا مهوع است- نقطه تمرکز و جذاب ماجراست. اما در عین حال که شما می‌خواهد بدانید پایان ماجرا چه می‌شود و رینا چرا و چطور کشته شده یا مرده، همه چیز در وضعیتی شل و ول به پیش می‌رود.

در سریال زیر پل با چی طرفیم؟

سریال بر اساس داستان کتاب قرار است ماجرای مرگ رینا ویرک را روایت کند. رینا یک دختر مهاجر آسیایی است با مادرش سومان (آرچی پنجابی) یک شاهد یهوه افراطی و پدرش منجیت (ازرا فاروک خان) یک مهاجر سیک از هند، زندگی پرتنشی را تجربه می‌کند. هم به خاطر رنگ پوستش و هم به خاطر سبک زندگی خاص خانواده‌اش. او مثل اغلب نوجوان‌ها بابت این وضعیت شاکی است و برای فرار از مخمصه‌ای که در آن گیر کرده بنای ناسازگاری با خانواده را می‌گذارد و به گروهی نوجوان نزدیک می‌شود که یک باند درست کرده‌اند و می‌خواهند با خلافکاری برای خودشان هویتی دست و پا کنند. کسانی که دوستی با آنها برایش دردسر می‌شود. ربکا گادفری روزنامه‌نگاری است که به شهر برگشته تا یک داستان بنویسد و سوژه مرگ رینا برایش جالب می‌شود و می‌افتد دنبال ماجرا. بطور موازی کم بنتلند (گلادستون) افسر جوان هم علیرغم میل پدرخوانده‌اش که رییس اوست، دنبال کشف ماجرا می‌رود. در هر اپیزود تردیدها نسبت به بعضی افراد بیشتر می‌شود. تردیدهایی که ممکن است با رازگشایی و تعریف جزییات بیشتر داستان در ادامه مسیر برطرف شود و نگاه ها به سمت دیگری برگردد.

چرا باید سریال زیر پل را ببینیم؟

داستان واقعی است و در اصل موضوع ترسناک و انباشته از خشونت بوده. این که اختلافات نسلی و نژادی چطور می‌تواند به حجم عظیمی از بی‌رحمی بدون حد و مرز تبدیل شود. تاثیرات هنر پاپ دهه ۹۰ روی نوجوان‌ها، دیدن زندگی نسلی سرخورده و بی‌هدف که می‌توانند مثل مین‌های منفجر نشده باشند و بازی لیلی گلادستون و رایلی کیو می‌تواند شما را همراه کند و 8 قسمت سریال را چه بسا با لذت تماشا کنید. پدر و مادرها می‌توانند سریال را به این نیت ببینند که چه خطراتی در کمین بچه‌هایشان نشسته و چطور می‌توانند با عصیان هیولاهای دهه هشتادی و نودی مواجه شوند.

چرا سریال Under the Bridge را دوست نداریم؟

سریال Under the Bridge مثل یک سوپ سرد شده و از دهن افتاده است. به خصوص وقتی آن را با نسخه‌های معمایی خوبی مثل ایست تاون مقایسه کنید. همه چیز یا کمی زیادی است یا کم است. پدر ربکا گادفری و موضوع مرگ برادرش همینطور الکی توی سریال می‌آیند و می‌روند. دایی رینا چی. نمی‌فهمید حضورش چه اهمیتی دارد. مادر بی‌تفاوت رینا و رابطه شل کن-سفت کن ربکا و کم آدم را عصبی می‌کند و قابل درک نیست. قضیه شاهدان یهوه چی؟ من خودم رفتم سرچ کردم و در موردشان خواندم ببینم چه موجوداتی هستند و چرا در سریال بنا را گذاشته‌اند بر این که ما همه چیز را درباره‌شان می‌دانیم. و آن دخترهای وقیح و بدجنس و بی‌شعور که انگار هر بلایی سرشان بیاید حق‌شان است. بچه‌هایی که اگر قربانی سیستم باشند هم نمی‌شود با آنها همدلی کرد. حتی خود رینا با آن حماقت حرص‌درآرش.

سریال از IMDB امتیاز 7.3 گرفته. از کاربران روتن تومیتوز 85% و از ریویوها 84% امتیاز گرفته و از کاربران متاکریتیک 6.1 و از ریویونویسان‌اش 70 گرفته.

نظرات (1)
ثبت نظر
  • مهشید

    با نظر نویسنده موافقم . البته من سریال بر اساس واقعیت رو دوست دارم و دوست دارم خودم راجع به موضوع کندوکاو کنم . اما بنظر من نکته آموزشی این سریال اینه که انقدر مهاجرت نکنین. رینا میتونست تو کشور خودش یه دختر عادی و بی دغدغه باشه.