فیلم آرامش در حضور دیگران حکایت بیقراری و سرگشتگی و سیر صعودی تا سقوط است. داستان گذشتهای که بود و دست از سر شخصیتها برنمیدارد و حالا تنها پناه بردن به جنون و تباهی و خود تخریبی تدریجی است که میل مبهم حرکت به سمت نابودی را ارضا میکند. داستان سربههوایی و بیهویتی و پناه بردن به پناهگاههای خیالی و پوشالی که آن هم راهی به جز پوچی و خودتخریبی را تداعی نمیکند. داستان سکوت کردن و تماشای غمبار حرکت سریع انسانها به سمت مرگ و نیستی خود خواسته، در اوج استیصال و سرگشتگی.
ناصر تقوایی فیلمهایش را چگونه میسازد؟
«آرامش در حضور دیگران» نخستین ساخته سینمایی ناصر تقوایی است که بر اساس اقتباسی از مجموعه داستان «واهمههای بینامونشان» نوشته غلامحسین ساعدی در سال 1349 ساخته شده است. ماجرای فیلم حکایت روزهای انتهایی در آغوش کشیدن تباهی و نیستی توسط سرهنگی بازنشسته و معتاد به الکل درحضور همسر تازهاش که خانم معلمی کمتر شهر دیده است، در خانهای که ۲ دختر سرهنگ سرگشتگی و بیهویتی را در آن به انتها رساندهاند. فضای کلی داستان حکایتی است عریان و البته تلخ از اتمسفر و حالات جامعه رو به تغییر و گیج ایرانی در سالهای دهه ۴۰ خورشیدی. سالهایی که جریانات به اصلاح روشنفکری با پوسته فرهنگ غرب آشنا شده بودند و بیش از هرچیز به وراجی و حرف زدن و جملهسازی میپرداختند و در کنارش از عیش و عشرت و وقتگذرانیهای پادرهوا و بیخاصیت به عنوان پناهگاهی برای فرار از پوچی بهره میذبردند.
در کنار این همه، نسلی از گذشتگان که چارچوبها و نگرشها و جهانبینی سفت و سختشان را ترک خورده و رو به ویرانی میدیدند و از حالات تازه و جدید اجتماع که به سرعت به سمت مدرن شدن حرکت میکرد، حیران بودند و خود را از دست رفته و تباه شده و بیآینده میدیدند؛ در واقع جدال بین نگرانی بابت از دست رفتن هویت پیشین و سرگشتگی نسل تازه در فضای معلق برای به دست آوردن هویتی جدید برقرار بوده است.
همه شخصیتهای داستان «آرامش در حضور دیگران» فاقد هرنوع آرامش هستند. از اساس نه منیژه (ثریا قاسمی) که محور داستان است از آرامش برخوردار است و نه هیچ یک از شخصیتهای دیگر درون داستان. از نام فیلم چنین برمیآید که منیژه ناظری است بر عدم آرامش دیگران. اما دیگرانی در کار نیست. هرچه هست عدم آرامش است. این عدم آرامش در شکل انتخاب لوکیشن و طراحی صحنه و بهرهگیری از فضای پرتضاد نوری هم جاری است. عمارتی بزرگ اما رو به مرگ. اتاقهایی بزرگ با پنجرههای بزرگ و نورگیر اما نیمه تاریک و روبه مرگ. حیاطی بزرگ و پر از باغچه اما بدون سرسبزی و گیاه و البته رو به مرگ. دختران و پسرانی جوان و به ظاهر پرشور در تکاپوی زیستن اما رو به مرگ. پدری بازنشسته و شکست خورده و البته تازه تجدید فراش کرده اما رو به مرگ. روشنفکرانی پرگو و سرگشته در کافههایی تاریک و پر از سایه و البته رو به مرگ. منیژه که با هزار امید و آرزو به تهران آمده تا زندگیای در آرامش داشته باشد و مدرنیته را اندکی تجربه کند اما در باتلاق خانه قدیمی سرهنگ گیر افتاده و رو به مرگ.
نکته جالب توجه اما این است که این همه در دل دیالوگ ها و رفت و برگشتهای کلامی رقم نمیخورد، بلکه در قالب موقعیتها و کنشهای داستانی و به شکلی تصویری به مخاطب منتقل میشود. با کمی تامل و با در نظر گرفتن زاویه دید «ساعدی» به اجتماع ایرانی در مجموع آثار ادبیاش و در ادامه سر و شکلی که فیلم آرامش در حضور دیگران تداعی میکند، بیراه نیست اگر فیلم را به شکلی آیینه تمامنمای اجتماع پا در هوای ایران آن سالها بدانیم. کافی است در نظر داشته باشیم که پدر سرهنگی بازنشسته است و همچنان سودای سان دیدن و رژه صبحگاه دارد و اصول و قواعدی که در اداره خانهاش ترسیم کرده بوده را از دست رفته میبیند، میتوان نمادی از نظامیگری و ساز و کار سلطه و قانون وضع کردن دوران پهلوی اول در نظر گرفت که در دوران پهلوی دوم به نام مدرن شدن و حرکت به سمت زندگی به سبک جهانی کم رنگ عوض کرده و بین زمین و هوا معلق است.
نسل جوانتر حاضر در فیلم و مشخصا دختران سرهنگ و دوستان پزشک و پرستارشان تداعیکننده دستپروردههای فرهنگ و مسیری هستند که سرهنگ بازنشسته خودش آن را بنا کرده است. در واقع ساعدی و در ادامه تقوایی نقدی جدی و نمادین دارند به حالات در حال گذار جامعه و فرهنگ و تفکر در اجتماع ایرانی دهه ۴۰ خورشیدی. شاید به همین دلیل هم بوده که فیلم بعد از یک نمایش محدود در جشن هنر شیراز ، به مدت ۴ سال توقیف بود و بعدتر به اکران درمیآید و با استقبال خوبی از سوی مردم و منتقدان روبرو میشود. اما یادآوری این نکته ضروری است که این همه در دل داستانگویی و تصویرپردازی سینمایی رخ داده است. فیلم چنان منسجم و همگن است که حتی بنای خانه پدری هم شخصیت پیدا کرده است و نسبت به رخدادها و کنش و واکنشهای درون داستان، سر و شکل عوض میکند و حتی در گامی فراتر بیش از آنکه منفعلانه و در قالب یک دکور و لوکیشن کاربرد پیدا کند، نقش فعال در هدایت کردن شخصیتهای به سرمنزل مقصود دارد. از اتاق خواب و تخت دو نفره دختر سرهنگ گرفته تا اتاق خود سرهنگ یا حیاط خانه و نمای پرهیبت ساختمان کلی منزل و… همگی در بزنگاههایی مختلف شخصیت پیدا کردهاند و نبودشان تاثیری مهم بر سر و شکل داستان میگذارند. با این اوصاف عجیب نیست که فیلم آرامش در حضور دیگران در بسیاری از نظرسنجیهای متاخر سینمایی به عنوان یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران معرفی شده است.
فیلم خوبیه واقعا