«اوپنهایمر، یک فیلم مشترک بریتانیاییآمریکایی به نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی کریستوفر نولان است که در 21 جولای ۲۰۲۳ اکران خواهدشد.» نه، این متن درباره فیلم تازه آقای نولان نیست بلکه درباره حسرت من و ما است از روخوانی همین خبر نه چندان تازه و اینکه چطور میشود که اینطور میشود.
خبر اول متن را دهبار مرور کردهام و آن بخش پایانیاش؛ آن 21 جولای 2023 را صدبار. خب کنار این دلمشغولی و گیرکردن سوزن مغزم روی این تاریخ با دور تند مرور میکنم که در همین یکی دو سال گذشته که آمریکاییها و انگلیسیها اعلام کردند یونیورسال پیکچرز میخواهد فیلم زندگینامه محور آقای اوپنهایمر را با سلیقه و ساخت جناب نولان، در آن روز بخصوص عرضه کند چه خبرهایی در دنیای سیاست این دوکشور افتادهاست؟ آمریکاییها انتخابات ریاست جمهوری را از سر گذراندند و بالاخره خودشان را از گیر ترامپ رهاکردند و به پیرمرد دموکرات بله گفتند. انگلیسیها دو نخستوزیر عوضکردند و ملکه را به خاک سپردند و همین حالا هم با تورم بیسابقه دستوپنجه نرم میکنند. حالا بماند که کرونا چه بلایی بر سر دنیا آورد و این دو کشور هم از قاعده تسلیم مرگ و هراس کرونا شدن و تبعات اقتصادی و اجتماعیاش در امان نبودند.
با همه اینها اما 21 جولای 2023 عشاق سینما میتوانند در ینگه دنیا و ممالک زیر بیرق بریتانیای کبیر تشریف ببرند و فیلم نولان را تماشا کنند.
من در تهران نشستهام و از همان یکی دو ماه آغاز کرونا در روزنامه، گزارش و خبر نوشتم درباره اینکه دست سینما برای جشنوارهها و رویدادهای مهم پیش رویش خالی است. کمکم از بحران نوشتیم و اینکه سینما سکتهکرد و گیشه فلج شد و مخاطب نفس ندارد و خلاصه سینما به کما رفتهاست. حالا بماند که قبل از کرونا هم انبوه فیلمهای تولیدی با زد و بندهای سیاسی – اقتصادی ساخته میشدند و اصلا اکران برایشان معنا نداشت و آنهایی هم که در نهایت سلامت و برای سالن و نفسکشیدن سینما ساخته میشدند در پستوها قیچی میخوردند یا بایگانی میشدند.
با اینترنت زیرپوستی ملی شده سرچ کردهام «ریلگذاری سینما» و روی مانیتور میبینم که از رییسجمهور و معاون ایشان تا وزیر فرهنگ و ارشاد و رییس سازمان سینمایی و خلاصه همه آنهایی که شاید خیلی هم مرتبط با سینما نباشند و البته مایندههای مجلسی که بعضیشان در کمیسیون فرهنگی مفتخر بودند به اینکه چند دهه است سینما نرفتهاند درباره ریلگذاری محتوایی و البته اجرایی در سینما حرف زدهاند. ربطی به این دوره و دولت و مجلس هم ندارد و خدا را شکر دامنه نتایج این جستجوی ساده بسیار مبسوط است.
سوزن مغزم از اوپنهایمر سر خورده روی اینکه چطور ما در تمام بحرانهای سیاسی و اجتماعی همیشه بدون سوزنبان از ریل نظم و نسق تولید، برنامهریزی، اکران و خلاصه چرخاندن چرخ سینما جا ماندهایم؟ انتخابات و بحرانهای سیاسی و اجتماعی مگر فقط مخصوص ما بوده و هست؟ اعتراض و تجمع و دعوای سیاسی در دنیا وجود ندارد؟ چطور میشود که آن سوی آبیها در میانه همه این مصائب و بدون اینهمه حرافی درباره ریلگذاری میتوانند قطار سینمایشان را راهبری کنند اما ما همیشه عاریهای زیست میکنیم حتی در فرهنگ، حتی در سینما.
کاش یکی پیدا شود و مثلا بگوید روز دقیق آغاز ساخت، اتمام و اکران یک فیلم سینمایی در این مملکت و در همین سال 1401 به چه منوالی است. کاش یکی بگوید این ریل لعنتی ما کو؟