در قسمت چهارم سریال یاغی شاهد هستیم که جاوید با آنکه به قول اطرافیان یک پسر بی اصل و نسب است اما کینه هیچ انسانی را به دل ندارد. برخلاف رویه رمان سالتو در یاغی شاهد هستیم که قهرمان قصه برای رسیدن به یک مسیر پیشرفت فارغ از رنج گذشته و ظلمی که به او شده است تلاش میکند بدون هیچ کینه و خشمی تنها به رشد خود فکر کند. جاوید میتوانست از قدرت و نفوذ بهمن برای انتقام از علی گرگین و خانوادهاش بهره ببرد اما او در جهان پر از صلحش، تنها تلاش کرد در زمین کشتی بجنگد و تواناییهایش را ثابت کند.
معرفی کامل و اطلاعات سریال یاغی
یکی از ویژگیهای مهم در انسجام تصاویر سریال یاغی تدوین خوب و در خدمت داستان است. سریال یاغی یک اثر خیابانی با ریتم تند است که روایت درون آن باید با دقت بیشتری انجام شود تا جزئیات فدای کلیت اتمسفر حاکم بر داستان نشود. در چنین سبکی از فیلمسازی عنصر تدوین و برشهای به موقع در معرفی بهتر شخصیتها کمک مهمی میکند.
اسماعیل علیزاده که پیش از این نیز تدوین آثار مستند و کوتاه محمد کارت را انجام داده است با شناخت کامل از جهان داستانی فیلمساز و درک درست از موقعیت جغرافیایی آدمهای داخل داستان مناسب با هر سکانس و با هر منطقه جغرافیایی و حس و حال تلاش کرده است افزونه بهتری به متن داستان اضافه کند. در این رهگذر و در کنار رشد شخصیت اصلی داستان شاهد هستیم که هر کجا که تصاویری از جاوید هست سکانسها از تقطیع کمتری سود میبرد تا حرکات و دریافت درست از کاراکتر به خوبی به جان مخاطب بنشیند.
سریال یاغی یک سریال پر بازیگر و شلوغی است. در کنار جمعیت زیادی که در برخی از سکانسها حضور دارند باید به شلوغی محیط و لوکیشنهای خیابانی آن هم اشاره کرد. در سکانسهای قبرستان ماشینها و محل کار اسی قلک تدوینگر به خوبی از نماهای لانگشات استفاده میکند و به جای استفاده از نماهای بسته برای نشان دادن چهره بازیگران سعی میکند از یک کلیت برای شناخت شخصیتها و محیط استفاده کند چرا که اساسا هویت آدمهای داخل قصه بسیار متکی به جغرافیایی است که درون آن زیست میکند و فیلمساز به همراه تدوینگر به یک وحدت دراماتیک درباره اصولی رسیدهاند که در سریال قابل مشاهده است.
یکی از مهمترین سکانسهای سریال یاغی مربوط به فصل زد و خورد در قسمت دوم سریال است. در سکانس پایانی تدوین خوب علیزاده باعث شده است قطعه موسیقی مرا ببوس به خوبی روی تصاویر بنشیند و به هویتبخشی و انسجام داستان کمک کند. همچنین در قسمت چهارم سریال یاغی هم شاهد هستیم که وقتی طلا به درخواست بهمن برای تهیه لباس برای جاوید عمل میکند سکانسهای درون فروشگاه با تقطیع درست پلانها سیر تحول در ظاهر شخصیت جاوید را به خوبی نشان میدهد.
در قسمت چهارم سریال یاغی جاوید به بزرگترین و مهمترین بزنگاه زندگیاش رسیده است. رویایی که رسیدن به آن نیازمند جوانی قدرتمند و با صلابت است. او به خاطر رنجهایش زودتر از سنش بزرگ شده و درک درستی از دنیای پیرامون خود دارد. این درک و شهود در ادامه سریال به روحی بزرگ برای ارتقای زندگیاش تبدیل میشود. مسیری که یک قهرمان برای رسیدن به آن نیاز دارد امید است و امید تنها چیز مهم در دنیا است که هیچوقت ارزشش از بین نمیرود.