فهرست بهترین فیلم های اورسن ولز بر اساس سال انتشار مرتب شدهاند، نه کیفیت آنها
بهترین فیلم های فرانسیس فورد کاپولا
فیلم سوی دیگر باد | ۲۰۱۸ | The Other Side of the Wind
«سوی دیگر باد» ۴۸ سال در مرحله تولید بود. اورسن ولز فیلمبرداری این فیلم را از سال ۱۹۷۰ آغاز و به شکل پراکنده تا ۱۹۷۶ ادامه داد و بعد از آن پروژه به خاطر مشکلات مالی و حقوقی زیاد متوقف شد و در نهایت در ۲۰۱۸ ساخت آن به پایان رسید و بعد از مرگ اورسن ولز منتشر شد. این فیلم یک مستند تجربی است که از تکنیک «فیلم در فیلم» استفاده میکند و آخرین روز زندگی یک کارگردان سالخورده هالیوود را روایت میکند که در آستانه نمایش جدیدترین پروژه سینماییاش است. این فیلم با تصاویر آرشیوی و مستند، مضامینی درباره پایان دوران کلاسیک هالیوود در اواخر دهه ۱۹۶۰ را به تصویر میکشد.
فیلم ت مثل تقلب | ۱۹۷۳ | F for Fake
«ت مثل تقلب» ترکیبی جسورانه از مستند و داستان است. ارسن ولز در این فیلم از داستان واقعی دو هنرمند نامدار با آثار تقلبی، به عنوان سکوی پرتابی برای کاوش در ماهیت حقیقت و دروغ استفاده میکند و این سوال را مطرح میکند که هنرمند بودن چه معنایی دارد و اصالت یک اثر هنری تا چه اندازه میتواند تحریف و دستکاری شود. این فیلم پر از جزییات پیچیده و ظریف درباره رابطه هنر، هنرمند و اثر هنری است و همچنین به فیلمهایی درجه دوم و کپی دههی ۱۹۵۰ طعنه میزند. ت مثل تقلب با عنوان «حقایق و دروغ ها» نیز شناخته میشود.
فیلم قصه جاویدان | ۱۹۶۸ | The Immortal Story
اورسن ولز این فیلم را بر اساس داستان کوتاهی از کارن بلیکس نویسنده دانمارکی ساخته است. داستان فیلم در قرن نوزدهم میگذرد و روایتگر تاجری ثروتمند و سالخورده به نام آقای کلی (اورسن ولز) است که شیفته یک افسانه دریانوردی میشود و زنی فقیر و جوان (ژان مورو) و یک ملوان (فرناندو ری) را به خدمت میگیرد تا با بازی در نقش عاشق و معشوق این نمایش را برای او اجرا کنند. این فیلم فقط ۶۰ دقیقه است و کوتاهترین فیلم بلندی است که ولز ساخته است و با اینکه سرشار از تصویرسازیهای خیالانگیز است، اما میتوان در جای جای آن به خصوص در زوایای درخشان دوربین امضای ولز را ردیابی کرد.
فیلم ناقوس نیمه شب | ۱۹۶۵ | Chimes at Midnight
ناقوس نیمه شب یکی از شخصیترین فیلمهای اورسن ولز است که با ترکیب چند نمایشنامه شکسپیر، داستانی تاثیر گذار و تراژیک را پیرامون شخصیت تکرار شونده اش، فالستاف (اورسن ولز) خلق میکند. فالستاف شخصیتی زیرک و شوخ طبع دارد که در این فیلم دوست و مشاور شاهزاده هال (کیت باکستر) است. این فیلم به شکلی استادانه عناصری از «هنری چهارم»، «هنری پنجم»، «ریچارد دوم» و «همسران خوش ویندزور» را در هم ترکیب میکند و بر رابطه شاهزاده هال و فالستاف و توطئههای آنها برای رسیدن به قدرت تمرکز میکند. ناقوس نیمه شب یکی دیگر از فیلمهای ولز است که در زمان اکران کمتر از ارزش واقعیاش مورد استقبال قرار گرفت اما بعدها از سوی منتقدان تحسینهای زیادی دریافت کرد. اورسن ولز بعدها از این فیلم به عنوان فیلم محبوبش در میان آثارش نام برد.
فیلم محاکمه | ۱۹۶۲ | The Trial
اقتباسی از رمان کافکا که فیلمنامه آن را هم خود ولز نوشت و آنتونی پرکینز بازیگر مشهور فیلم «روانی» در نقش جوزف. ک در آن ایفای نقش میکند. او یک روز صبح از خواب بیدار میشود و بدون آنکه بداند دستگیر میشود و در ادامه با یک نظام حقوقی سرکوبگرانه با مجموعهای از شخصیتهای عجیب مواجه میشود که هرگز به او تفهمیم اتهام نمیکنند. ولز با استفاده از زاویههای سرگیجهآور دوربین و نورپردازیهای تند، پارانویا و سردرگمیای را خلق میکند که مترادفی سینمایی از مضامین کافکایی است. این فیلم در حال حاضر به عنوان یکی از مدرنترین فیلمهای ولز شناخته میشود.
فیلم نشانی از شر | ۱۹۵۸ | Touch of Evil
نشانی از شر آخرین دستاورد ولز در ژانر نوآر است؛ فیلمی با فضاسازیهای اختناقآور درباره یک افسر مبارزه با مواد مخدر به نام مایک وارگاس (با بازی چارلتون هستون) که بعد از انفجار یک خودرو و کشته شدن یک آمریکایی ثروتمند درگیر شبکهای پیچیده از جنایت و فساد میشود. ولز در این فیلم نقش هنک کویینلان را بازی میکند که به همراه مایک مسئول رسیدگی به پرونده میشوند. این فیلم که امروزه در میان بزرگترین آثار تاریخ سینما قرار میگیرد، یک صحنه افتتاحیه معروف با یک برداشت بلند ۴ دقیقهای دارد که در آن ماشینی با یک بمب ساعتی در صندوق عقب را به تصویر می کشد.
فیلم آقای آرکادین | ۱۹۵۵ | Mr. Arkadin
آقای آرکادین که با نام «گزارش محرمانه» هم شناخته میشود، یک فیلم نوآر و رمزآمیز درباره گرگوری آرکادین (اورسن ولز) یک میلیاردر منزوی است که ادعا میکند دچار فراموشی شده و گذشتهاش را به یاد نمیآرود و یک قاچاقچی خرده پا را استخدام میکند تا گذشتهاش را بررسی کند و در این بین مشخص میشود که او در گذشته درگیر مجموعهای از کارهای خلاف و یک قتل بوده است. امتیاز این فیلم به خاطر جلوههای بصری متمایز و جذاب آن است و با اینکه بازی ولز کاملا یادآور فیلم مرد سوم (فیلمی به کارگردانی کارول روید که اورسن ولز در آن بازی کرده است) است، اما همچنان نشانههایی از نبوغ ولز در مقام کارگردان را دارد.
فیلم اتلو |۱۹۵۲ | Othello
ولز علاوه بر مکبث یک تراژدی دیگر از شکسپیر را اقتباس کرده است که خودش هم دوباره در آن نقش آفرینی میکند. او نقش اتلو را بازی میکند که توسط یاگو فریب میخورد و به هسرش دزدمونا (سوزان کلوتیر) مشکوک میشود. ولز در اینجا مثل فیلم مکبث، متن اصلی را تا اندازه زیادی خلاصه میکند و یک نمایش تقریبا سهساعته را به فیلمی ۹۳ دقیقهای تبدیل میکند. در نتیجه بخشی از فیلم دچار گسستهای روایی میشود که این موضوع علاوه بر کوتاه شدن منبع اقتباس، به دلیل روند پیچیده تولید فیلم نیز بود. (این فیلم طی سه سال و در چندین مکان مختلف و به صورت نامنظم فیلمبرداری شد). با این وجود منتقدان موقع اکران آن استقبال زیادی از فیلم کردند و نخل طلایی همان سال را از جشنواره کن دریافت کرد.
فیلم مکبث | ۱۹۴۸ | Macbeth
ولز در طول دوران حرفهای خود در مقام کارگردان در چند شخصیت شکسپیری ظاهر شد که مکبث اولین آنها بود. این فیلم که با بودجه کمی ساخته شده، با دکورهای اکسپرسیونیستی و سایههای تند، فضای خفقان آوری را خلق میکند که رنج و تضاد درونی مکبث را بازتاب میدهد. ولز از متن شکسپیر یک اقتباس آزاد انجام داده است و در کنار اینکه یک شخصیت جدید و چند صحنه به روایت اضافه کرده، بعضی از دیالوگها را حذف و یا بازنویسی کرده است. یکی از بهترین صحنههای اضافه جایی است که در آن سه جادوگر یک پیکره گلی از مکبث میسازند که شبیه یک عروسک «وودو» است که در پایان فیلم با مردن مکبث فرو میریزد.
فیلم بانویی از شانگهای | ۱۹۴۸ | The Lady from Shanghai
ولز در اینجا در یکی از به یاد ماندنیترین بازیهای خودش در نقش مایکل اوهارا ظاهر میشود که دریانورد جوانی است که توسط زنی مرموز به نام السا (با بازی ریتا هیورث) در یک کشتی استخدام میشود. این فیلم که به سبک بصری خلاقانهاش شهرت دارد، یک طنز سیاه را در پس زمینه داستانیاش به تصویر میکشد که بر بازی چند وجهی و پیچیده ولز تکیه میکند. بانویی از شانگهای که به عنوان یک شاهکار نوآر شناخته میشود، به دلیل اهمیت تاریخی، فرهنگی و زیبایی شناختی در سال ۲۰۱۸ برای حفظ در فهرست ملی ثبت آمریکا انتخاب شد.
فیلم بیگانه | ۱۹۴۶ | The Stranger
بیگانه یک تریلر جنایی است که حول محور یک عضو سابق نازی به نام فرانتس کیندلر (اورسن ولز) میچرخد که به عنوان استاد دانشگاه در یک شهر کوچک هویت تازهای برای خودش دست و پا میکند. گذشته او زمانی به سراغش میآید که آقای ویلسون (ادوارد جی. رابینسون) بازپرس مصمم جنایتهای جنگی او را پیدا میکند. ولز در این فیلم از ریتم تند و فضاسازیهای نوآر برای خلق تعلیق استفاده میکند و چیزی که جالب است این است که در این فیلم از تصاویر واقعی جنگ جهانی دوم و هولوکاست استفاده میشود. این اولین فیلم هالیوود است که صحنههای مستند هولوکاست را نشان میدهد و این موضوع در آن زمان برای سینما تازگی داشت و برای مخاطبان فیلم هم بسیار تکان دهنده بود.
فیلم آمبرسونهای با شکوه | ۱۹۴۲ | The Magnificent Ambersons
آمبرسونهای باشکوه دومین فیلم اورسن ولز است که افول خانواده اشرافی آمبرسون را در قرن نوزدهم روایت میکند. در این فیلم، دیدگاه کلی اورسن ولز با توجه به حذف بیشتر از چهل دقیقه از فیلم توسط استودیو، تا اندازه زیادی دستکاری شد. مخصوصا اینکه یک پایان خوشبینانه هم برای فیلم در نظر گرفته شد. با این حال تمام صحنههای باقیمانده فوق العاده هستند و با شخصیتهای پیچیده و مضامین انتقادی اثر متمایزی را خلق میکنند. این فیلم همچنین از نظر سبکی خلاقانه است؛ برای مثال تیتراژ فیلم به صورت نوشتاری نیست بلکه توسط خود ولز با صدای بلند خوانده میشود.
فیلم همشهری کین | ۱۹۴۱ | Citizen Kane
همشهری کین فیلمی است که اغلب نه تنها به عنوان بهترین اثر اورسن ولز بلکه به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما توصیف میشود. این فیلم داستان چارلز فاستر کین (ولز) یک غول مطبوعاتی را روایت میکند که زندگی او بعد از مرگش با فلاش بکها روایت میشود. «غنچه رز» آخرین کلمهای است که کین قبل از مرگ بر زبان میآورد و این موضوع خبرنگاری را برمی انگیزد تا با مرور زندگی کین معنای پشت آن را کشف کند. همشهری کین با ساختار روایی، فیلمبرداری و مضامین خود تحول بزرگی در سینما ایجاد کرد و به خصوص در تکنیکهای فوکوس عمیق و تدوین از زمانه خودش جلوتر رفت و الهام بخش فیلمهای زیادی شد. از این جهت از این فیلم به عنوان سنگ بنای سینمای مدرن یاد میشود.
اگر میخواهید به کلکسیونی از بهترین فیلم های اورسن ولز در فیلیمو دسترسی داشته باشید، روی عکس زیر کلیک/لمس کنید
به پای کارگردان های هم دوره خودش نمی رسه
من ۳ تا فیلم ازش دیدم هر ۳ متوسط بودن
«همشهری کین»
«نشانی از شر»
«مرد سوم»