در کارنامه فیلمسازی کیومرث پوراحمد و در بین فیلم ها و سریال هایش سکانس جذاب و دیدنی بسیاری پیدا میشود که بهترین خاطرهها برای همه ما ساخته است. روح لطیف و شاعرانه پوراحمد همواره در تمامی آثارش نقش مهمی ایفا کرده است. اگرچه کارنامه فیلمسازی او در دهههای اخیر با اوج و فرودهای زیادی همراه بود اما نمیتوان منکر تاثیر او بر سینمای ایران بود. این فهرست از بهترین فیلم ها و سریال های او را به ترتیب تاریخ مرتب کردهایم و نه کیفیت آنها.
سریال قصههای مجید | 70-1369
پروژه عظیم و تاثیرگذار کیومرث پوراحمد در ابتدای دهه 70 یکی از ماندگارترین شخصیتهای داستانی ایرانی را به یادگار گذاشت. حالا دیگر داستانهای ایرانی به غیر از امیرارسلان نامدار و قصههای افسانهای، نام کودکی اصفهانی پر شر و شور و کنجکاو را در حافظه خودش دارد که در هر قسمتی داستانها و روایتهای عجیبش را به تماشا مینشینیم. مهمترین ویژگی قصههای مجید شیمی روابط میان آدمها است. آنقدر ملموس و واقعی که هر ایرانی احساس میکند یک بیبی شبیه بیبی مجید در زندگیاش دارد و هر کدام از ما یک روزی یک معلم ورزش شبیه معلم ورزش قصههای مجید در زندگیمان داشتیم. مجید فرزند زمانهاش بود و به خوبی میدانست چگونه ققنوس خوشبختی را از میان تمامی تلخیها بیرون بکشد و از کوچکترین اتفاقهای زندگی لذت ببرد.
فیلم شرم | فیلم صبح روز بعد | 1371 – 1370
قصههای مجید آنقدر اثر ماندگار و پرمایه و تاثیرگذاری بود که پوراحمد در همان دوره 2 اثر سینمایی از آن بیرون کشید و به نمایش گذاشت. هر 2 اثر در ادامه روند منطقی داستانهای مجید و بی بی بود اما آنقدر سر و شکل حرفهای و تر و تمیزی داشت که میتوانست به عنوان یک اثر سینمایی مستقل مخاطب را جذب کند. اساسا مجید با بازی مهدی باقربیگی تا سالها کارکرد خوبی برای سینمای پوراحمد داشت و او بعد از شرم و صبح روز بعد نیز 2 اثر دیگر سینمایی یعنی نان و شعر و سفرنامه شیراز را نیز از زندگی این کاراکتر تولید کرد. اغراق نیست اگر بگوییم هر کدام از قسمتهای قصههای مجید خودش یک فیلم مستقل است و این برای فیلمسازی در آستانه دهه چهارم زندگی یک دستاورد بزرگ به حساب میآید.
فیلم به خاطر هانیه | 1373
پوراحمد بعد از رها شدن از دنیای زندگی مجید و بی بی داستانی را در جنوب کشور روایت کرد که از لحاظ پیوند دیالکتیک میان اجزای داستان شباهتهای زیادی به قصههای مجید داشت. به خاطر هانیه در ادامه روند منطقی فیلمسازی پوراحمد در دنیای کودکان و نوجوانان بود و از همین رو میتوان او را قصهگوی خوب بچهها دانست. داستان پسری جنوبی که برای شفای خواهرش و رهایی از بند بیماری نیت میکند در مراسم محرم در یکی از هیاتها دمام بزند.
فیلم خواهران غریب | 1374
اقتباس جذاب اصغر عبداللهی از رمان خواهران غریب نوشته اریش کستنر نقطه عطف کارنامه کاری کیومرث پوراحمد به حساب میآید. بازی درخشان خسرو شکیبایی و شیرینکاریهای الهه و الهام علییاری در نقشهای نرگس و نسرین تبدیل به اثری ماندگار در سینمای ایران شده است. کمتر فیلمسازی در سینمای ایران است که در فاصله بسیار کم این میزان اثر تاثیرگذار و دوست داشتنی تولید کند و پوراحمد نابغهای بیادعا بود که ما را دلبسته ترانه «مادر من مادر من تو یاری و یاور من…» کرد.
منتقدان قدیمی درباره فیلم خواهران غریب چه میگفتند؟
سریال سرنخ | 76-1375
بدون شک دهه 70 برای کیومرث پوراحمد دوران درخشش بود؛ او در هر مدیومی که حضور مییافت بهترین های خودش را عرضه میکرد و این تنها از کارگردان قصهگو و بذلهگویی بر میآید که چکیدهای از شخصیت خودش را در تمامی کاراکترهایش خلاصه کرده است. امیرحسین اوصیا کارآگاه اصفهانی سریال سرنخ با بازی جذاب و دیدنی جهانبخش سلطانی یکی از همان شخصیتها بود که توانست در میانه دهه 70 تماشای یک سریال پلیسی – معمایی را برای خانواده ایرانی جذاب و دلنشین کند. حضور دلگرمکننده پرویندخت یزدانیان در سرنخ کماکان برگ برنده پوراحمد در جذب مخاطب بود.
فیلم شب یلدا | 1380
در یکصدمین سالگرد حضور سینما در ایران کیومرث پوراحمد عاشقانهای یگانه و جذاب بر اساس بخشی از زندگی شخصی خودش تولید کرد که هنوز هم که هنوز است یکی از معیارهای فیلمهای عاشقانه برای مثال زدن به حساب میآید. شب یلدا رکورددار همه چیز است. رکورددار فیلم کالت ایرانی است و لحظه لحظه آن برای مخاطب ایرانی حاوی جذابیتهای انکار ناشدنی است. بازی درخشان محمدرضا فروتن و تسلط و استادی پوراحمد در کارگردانی فیلم شب یلدا را به یک اثر دیدنی و ماندگار در سینمای ایران تبدیل کرد. اثری که حتما هر ایرانی آن را یکبار تماشا کرده است.
فیلم اتوبوس شب | 1385
کیومرث پوراحمد بعد از چند تجربه تجاری که با شکست در گیشه مواجه شد و منتقدان هم اقبال زیادی به آنها نشان ندادند به سراغ ساخت یک فیلم ضدجنگ رفت تا یکی از بهترین فیلم هایش را تولید کند. فیلمی سیاه و سفید با داستانی عجیب و غریب از نوجوانی رزمنده که قرار است 40 اسیر عراقی را با اتوبوس به ایران بیاورد. اتوبوس شب را شاید بتوان نقطه پایانی بر فیلمسازی فیلمساز محبوبی دانست که اگرچه بعد از آن باز هم به سراغ فیلمسازی رفت و آثاری چون کفشهایم کو، ۵۰ قدم آخر و سریال پرانتز باز را ساخت و طرفی نبست، اما کیومرث مهربان و خوشخنده سینمای ایران تا آخرین روزهای زندگیاش با تمامی این آثاری که در این مطلب به آن اشاره کردیم بهترین خاطرات را برایمان رقم زد.
شادی روحش صلوات و فاتحه ای بفرستید
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
خدارحمتش کنه،،،