معرفی کامل فیلم نیم شب

فیلم جدید محمدحسین مهدویان با بازیگرانی کمتر شناخته شده

همه چیز از چهل و چهارمین جشنواره فجر ۱۴۰۴

خلاصه داستان فیلم نیم شب

در خلاصه داستان رسمی فیلم نیم شب آمده: «در نیم‌ْ‌شب آخرین روز خرداد ۱۴۰۴، مردم خیابان بیست و سوم یوسف‌آباد جایی میان مرگ و زندگی قرار می‌گیرند. برزخ همین‌جاست. آدم‌ها باید تصمیم بگیرند. این فقط یک داستان نیست. ماجرایی واقعی از زندگی مردمی است که به آغوش تهران پناه می‌برند.»

محمدحسین مهدویان از جمله کارگردانانی است که در وانفسای پس از جنگ ایران و اسرائیل سراغ سوژه‌ای از جنگ ۱۲ روزه رفته است. از ما نشنیده بگیرید ولی داستان فیلم نیم‌شب از جایی شروع می‌شود که موشکی در نزدیکی بیمارستان یوسف‌آباد اصابت می‌کند و…

بازیگران و عوامل فیلم نیم شب

بازیگران این فیلم از چهره‌های کمتر شناخته شده در حوزه سینما و تئاتر هستند و از این نظر تجربه تازه‌ای در حوزه فیلمسازی برای مهدویان است. اما شنیده می‌شود احسان منصوری، الناز ملک و یونس حران‌اف که در سریال‌های اخیر مهدویان نیز بازی کرده بودند در این فیلم حضور دارند.

عوامل فیلم عبارتند از؛ فیلمنامه: مهدی یزدانی خرم، اعظم به‌روز (بر اساس طرحی از یاسر انتظامی)، کارگردان: محمدحسین مهدویان تهیه‌کننده: حبیب والی‌نژاد، مدیر فیلمبرداری: هادی بهروز، مجری طرح: علیرضا والی‌نژاد، مدیر تولید: منصور غضنفری، طراح صحنه: بهزاد جعفری طادی، طراح گریم: مونا جعفری، طراح لباس: مریم محمدپور، مدیر صدابرداری: هادی ساعد محکم، طراحی و ترکیب صدا: مهرشاد ملکوتی، تدوین: مهدی سعدی، موسیقی: حبیب خزایی‌فر، فیلمبردار: فرزاد نه‌کاخ، طراح جلوه‌های میدانی: ایمان کرمیان، طراح جلوه‌های بصری: امین پهلوان‌زاده، دستیار کارگردان: یونس حران‌اف، مدیر برنامه‌ریزی: علی خالدی، بازیگردان: کیومرث مرادی، منشی صحنه: رضا بقایی، عکس: محمدمهدی دلخواسته، مشاور رسانه‌ای و روابط‌عمومی: سیدسام بهشتی. این فیلم محصول موسسه تصویر شهر است.

تازه‌ترین فیلم محمد حسین مهدویان بعد از ۴ سال دوری از سینما محسوب می‌شود؛ فیلم شیشلیک او هنوز در انتظار اکران است. مهدویان ۳ سیمرغ بلورین و ۴ نامزدی در ادوار مختلف جشنواره فیلم فجر را در ارتباط با کارگردانی، بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه برای فیلم‌های ایستاده در غبار، ماجرای نیمروز و درخت گردو در کارنامه دارد.

نقد و بررسی فیلم نیم شب محمدحسین مهدویان

این نقد و نوشته‌ها، نظر کوتاه ولی دست‌اولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آن‌ها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست

احسان ناظم بکایی

در یک دهه اخیر، حضور محمد حسین مهدویان 44 ساله و فیلم‌های او در جشنواره همواره مهم و حاشیه‌ساز بوده است. از این منظر، مهدویان را باید جز فیلمسازان جریان‌ساز و مهم یک دهه اخیر دانست که موافقان و منتقدان فراوانی دارد. با توجه به چنین پیشینه و توقعی از مهدویان و وجود فیلم‌هایی مانند ماجرای نیمروز، رد خون، درخت گردو، لاتاری، مرد بازنده، کت چرمی و مجموعه زخم کاری، فیلم نیم شب توی ذوق مخاطب می‌زند چون حتی سایه‌ای از مهدویان در آن دیده نمی‌شود.

وقتی در تابستان، خبر ساخت فیلمی توسط او پیرامون جنگ 12 روزه منتشر شد، همه سرعت عمل مهدویان را تحسین کردند و چشم انتظار اثری در خور بودند. از این وجه باید قدردان مهدویان بود اما آنچه روانه پرده شده است علاوه بر مدت زمان طولانی و ریتم کند، نمایش مناسبی از ابعاد جنگ نیست. فیلم با انبوهی از شخصیت‌های رها و بی‌عقبه و وضعیت بی‌منطق حضور افراد گوناگون در پارک و حتی گسست‌های زمانی و مشکلات تدوینی، سردرگمی عجیبی دارد.

به نظر می‌رسد نیم شب علاوه بر عدم استفاده از بازیگران شاخص، از سایر فنون سینمایی و رسانه‌ای مثل درام، تدوین، قصه و … هم استفاده نکرده است! عیار فیلم مهدویان را نه سر و صدا در نشست خبری و نه حاشیه‌ها که اقبال عمومی و حس خوب مخاطبان مشخص می‌کند.

۳ نکته از فیلم:

  • همه چیز در خدمت رضایت اسپانسری به نام شهرداری تهران
  • نگران تنها چیزی که نبودیم موشک بود!
  • یک فیلم درباره جنگ 12روزه از شما طلبکاریم آقای مهدویان

مسعود میر

در اینکه محمد‌حسین مهدویان کارگردان زرنگی است شک نکنید. هنوز خانه های تخریب شده از جنگ ۱۲ روزه آواربرداری نشده بودند که تیم او خبر ساخت فیلمی مرتبط با جنگ را رسانه ای کردند.حبیب والی نژاد پای کار بود تا فیلم گرفتاری های رایج ساخت آثار ملتهب را نداشته باشد و مهدی یزدانی خرم هم بلد بود تا اهالی یوسف آباد به بالا را هم به موضوع، حساس کند. جنس جور بود و کار آغاز شد…

مهدویان می‌خواسته فیلمش ملی باشد، می‌خواسته قصه‌اش را برای همه بگوید و می‌خواسته ایرانی مبتلا به جنگ را به تماشای فیلمش مشتاق کند، پس بی‌محابا به قصه‌اش کاراکتر افزوده است. دکتر جان فدا، پرستار مهربان، نخبه در آستانه مهاجرت، کارتن خواب و معتاد، کارمند و کارگر، راننده و پارکورکار، امنیتی و عملیاتی، اقلیت دینی و ارتشی طاغوتی همه و همه قرار است در معرکه نیمه شب از جفای عمل نکرده دشمن به خاک پارک و آسمان بی سقف وطن پناه ببرند اما در این معرکه چیزی که گم می‌شود همان مشکل اصلی است.

۳ نکته از فیلم:

  • الناز ملک قطعا بد و بی‌دلیل بود و حتما تحسین می‌شود.
  • سیمرغ تجلی اراده ملی برای سکانس نگه داشتن درخت و ممانعت از وزش باد و ریکاوری پارکی.
  • فیلم را می‌توان به سفارش ساخت اما نمی‌توان تماشاگر سفارشی داشت.

سعیده نیک‌اختر

فیلم درباره حمله موشکی اسرائیل به منطقه یوسف آباد در جنگ دوازده روزه است. باید به سرعت عمل مهدویان و تیم‌اش آفرین گفت. به گفته نویسنده فیلم، مهدی یزدانی‌خرم طرح این فیلم در آخرین شب جنگ زده شده و بعد از تحقیقات محلی همراه محمدحسین مهدویان شروع به پردازشش کرده‌اند.

با گذشت تنها هشت ماه از این حادثه همراهی مخاطب به لحاظ حسی امری طبیعیست. فیلم با یک حرکت کوبنده و با ریتمی تند و روایت چند داستان موازی شروع می‌شود ولی هنوز به نیمه نرسیده که از ریتم می‌افتد و تا پایانش نه تنها اتفاق خاصی نمی‌افتد بلکه کشدار و کسالت‌بار می‌شود. فیلمساز با آگاهی از این نکته که مخاطبینش قطعا پایان داستان را مبنی بر واقعی بودنش، می‌دانند باید ترفند تعلیق و کشش لازم را به روایتش اضافه می‌کرد تا مخاطب حس کافی برای ادامه دادن داشته باشد. در تمام طول فیلم بیشتر از اینکه نگران ترکیدن بمب باشیم، با خرده داستانهای حاشیه‌ای مواجه می‌شویم که کارکردی دراماتیک ندارند و اگر از فیلم کم شود لطمه‌ای به آن نمی‌زند.

شاید بهترین سکانس فیلم لحظه مکالمه پرستار کشیک با مادر و پدرش باشد که خیلی ها را تحت تاثیر قرار داد. درست به همان نسبت حضور پر رنگ نازی دختر معتاد در پارک با دیالوگ‌های شعاری‌اش اضافی و آزاردهنده بود. از قسمت‌های اضافی و اذیت کننده، زیادی نقش اسپانسر در فیلم بود. ریتم کند و سکانس‌های اضافی در کنار شخصیت آرام و متین مهدی مسئول خنثی کردن بمب، به طولانی شدن نیم‌شب کمک کرده بود. شاید اگر دست کم نیم ساعت از فیلم کم شود با اثر بهتری روبرو شویم. نهایتا از مهدویان انتظار می‌رفت فیلم جذابتری در این‌باره بسازد و نیم‌شب با آثار قبلی‌اش فاصله زیادی داشت.

۳ نکته از فیلم:

  • آقای مهدویان برگرد
  • خواهش می کنم به معتاد فیلم جایزه ندهید
  • دوست داشتیم ورود مامور خنثی سازی را ببینم. همه چی به نام مهدی تمام شد.

سید مهرزاد موسوی

تعریف و تمجید از مهدویان بابت سرعت عمل و به دل ماجرا زدن و انتخاب سوژه بکر از واقعه‌ای نزدیک، جای خود! بیایید درباره خود فیلم حرف بزنیم. شخصا فکر می‌کردم فیلم نیم‌شب مهدویان فیلم خوبی شود یا حداثل به اندازه سکانس‌هایی از درخت گردو یا لاتاری تاثیرگذار باشد و دل مخاطب را بلرزاند، حتی انتظار داشتم به اندازه ماجرای نیم‌روز یا بخشی از شیشلیک تلنگر برند و ضعف‌ها را یادآوری کند. اما شوربختانه داستان نیم‌شب، مقهور ایده ابتدایی خودش -و احتمالا تمجید مشاوران ساخت فیلم- شده و در همان جرقه اولیه متوقف مانده است و جز در موارد انگشت‌شماری (انگشتان یک دست!) حتی توان اثرگذاری بر مخاطب را ندارد. تلنگر هم بماند! تیپی شبیه مدیران مطلوب، الکی وارد می‌شود، طعنه می‌شنود، توی سینه‌اش می‌زنند و الکی می‌رود. به همین ناچسبی و باسمه‌ای.

ایده یک فیلم شلوغ و مستندنما که واقعه‌ای ناخواسته (اصابت موشک عمل نکرده)، نخ وصل این همه شخصیت باشد. اما این نخ وصل به بافت نیم‌شب ننشسته و در نتیجه ما با انبوهی بازیگر مواجهیم که جز در مواردی تبدیل به کاراکتر نشده‌اند و مشتی تیپ فراموش‌شدنی هستند که حرف‌هایشان هم به دل نمی‌نشیند. انبوه سکانس نمادین فیلم هم به‌جای اینکه اثرگذار باشد، خلاف خودش عمل می‌کند و نقض غرض می‌شود. سهمیه فیلم‌‌های وطن‌پرستانه برای ساخت صحنه نمادین چقدر است؟ اما تعداد مدنظر خالق هم باید با واقعیت مطابق باشد و اثر مضاعف داشته باشد نه تاثیر همدیگر را کم کنند. برای همین است که فیلم در نمای کلی، شعاری (یا در بیان بهتر: ادایی!) جلوه می‌کند و با روکش «برای وطن شعار دادن خوب است/ ما باید پشت ایران باشیم» درست نمی‌شود. چون سازنده به فیلم متصل نیست.

کاش فیلم برای اکران، تدوین مجددی شود؛ تا زمان آن کاهش یابد، خوش‌ریتم‌تر شود، تیپ‌های متعدد حذف شود و دقایق حضور الناز ملک (نازی) هم به تعادل برسد. انسجام فیلم با تاکید برای روی نقش احسان منصوری (آقا مهدی) بیشتر و بهتر می‌شد و راحت‌تر به نتیجه دلخواه می‌رسید.

فیلم نیم‌شب با انتخاب ژورنالیستی و جذابش نتوانسته به اثری پر تعلیق و اثرگذار تبدیل شود، حالا به دلیل شرایط روزگار هر قدر هم قدر ببیند و در صدر بشیند و زیر پوشش شعار وطن‌پرستانه تحویل گرفته شود، نباید فراموش کرد که در کارنامه مهدویان به اندازه فیلم‌های سیمرغ نگرفته‌اش هم خوب نیست.

۳ نکته از فیلم:

  • مقهور در ایده، در شعار غرق!
  • پراکنده، پرادعا ولی الکن و اخته
  • زودتر به الناز ملک جایزه بدهید

احسان طهماسبی

نیم شب، تازه‌ترین ساخته محمدحسین مهدویان، اثری است که علی‌رغم برخورداری از سوژه‌ای واقع‌گرایانه و به روز، در روایت و اجرا ناکام مانده است. بزرگ‌ترین مشکل فیلم نیز پراکندگی فیلمنامه و ریتم کند آن است. رخدادها در فیلم کم‌جان و خرده‌روایت‌ها و شخصیت‌های فرعی زائد هستند و بخش عمده‌ای از فیلم کشدار و خسته‌کننده به نظر می‌رسد. تلاش برای ایجاد تعلیق و ملودرام انسانی در بسیاری لحظات با صحنه‌های تکراری و کم اثر جایگزین شده و حتی صحنه‌های بحرانی مانند مراحل تخلیه بیمارستان، نتوانسته‌اند ضرب‌آهنگ درام را تقویت کنند. شخصیت پردازی نیز دچار ضعف جدی است؛ شخصیت اصلی نیم‌شب، دیالوگ‌های شعاری و گل‌درشت می‌گوید و بدین شکل از منطق رفتاری خود فاصله می‌گیرد. شخصیت‌های منفی و نفوذی نیز صرفاً سایه‌هایی گذرا باقی مانده‌اند و هیچ نقش مؤثری در پیشبرد داستان ندارند. بازی بازیگران، هرچند قابل قبول، نتوانسته کمبود عمق روایت و ضعف شخصیت‌پردازی را جبران کند. فیلم در بخش بصری و اجرایی نیز چندان موفق نیست. حرکت دوربین، طراحی صحنه و موسیقی در برخی لحظات قابل قبول‌اند، اما اغلب با نمایشی مصنوعی و مستندسازانه، حس سینمایی اثر را کاسته‌اند. شعارزدگی گسترده و تأثیرگذاری رسانه‌ای کارفرما در فیلمنامه، فیلم را به تله‌فیلمی سفارشی نزدیک کرده و از خلق درام مستقل و جذاب جلوگیری کرده است. در نهایت نیم شب علی‌رغم سوژه مهم و مستندگونه و تلاش برای ثبت فداکاری‌های مردم، با پراکندگی روایت، ریتم کشدار، شخصیت‌پردازی سطحی و شعارزدگی، تجربه‌ای بد و کم‌اثر ارائه داده و فرصت بالقوه خود را به هدر می‌دهد.

۳ نکته از فیلم:

  • میزان وفاداری مهدویان به سرمایه‌گذار و کارفرما در نیم‌شب، یکی از نمونه های افراطی این شکل فیلمسازی است!
  • هرچند که نیم‌شب بر ضد تفکر ملی خود عمل نکرده و همانند برخی فیلم‌ها نتیجه معکوس را به ذهن مخاطب متبادر نکرده، اما در خروجی فاقد کارکرد لازم بوده است.
  • نیم‌شب؛ فیلم یا تله‌فیلم؟!

 

حرف های محمدحسین مهدویان در نشست خبری جشنواره فجر

مطابق پیش‌بینی‌ها نشست خبری و البته نمایش فیلم نیم شب محمدحسین مهدویان شلوغ‌ترین در جشنواره فیلم فجر 1404 بود. مهدویان با لباسی مشکی منقش به جمله «از خون جوانان وطن لاله دمیده» در نشست حاضر شد و اینجا خلاصه مهم‌ترین حرف‌هایش را می‌خوانید:

  • قسمت هایی از فیلم شعاری شده است؟ باید گفت بله وقتی پای ایران وسط باشد شعار هم می‌دهیم. وقتی «لاتاری» را هم ساختم لحظه‌ای داشت که یکی از شخصیت ها درباره اسم خلیج فارس وقتی گفته می شود خلیج، می‌گفت اسمش خلیج فارس است خیلی‌ها گفتند این شعاری است اما من گفتم فقط ایران دوستی و ایران پرستی را می‌شود شعار داد.
  •  چرا فکر می‌کنید ما داغدار نیستیم؟ از جمع همین افرادی که اینجا هستیم افرادی را داریم که داغدار هستند اما ما مرزبانان فرهنگی این کشور هستیم وسیع‌ترین مرز، مرز فرهنگی است دشمن می‌خواهد ما غفلت کنیم. ما از پاسداری از این مرز بترسیم، من هیچ ابایی نداشتم که درباره مفاهیم ملی شعار بدهیم؟ چرا شعار ندهیم؟ اینقدر خجالت کشیده‌ایم که شعار بدهیم که وطن پرستی سست شده است در همه جای جهان چنین است. ما اینجا شعار بلند می‌دهیم گل درشت می‌گوییم هر جایی پای دشمن و هجوم بیگانه مطرح باشد پای این مملکت تا پای جان می‌ایستیم این شعار نیست.
  • به‌نظرتان باید از ستاره‌های سینما استفاده می‌کردم که الان برای اینکه کنار فیلمشان باشند، التماس‌شان کنم؟خوشحالم که از ستاره‌های سینما استفاده نکردم اصلا هم نمی‌ترسم دیگر با من کار نکنند شایسته همان فیلم‌هایی هستند که دارند بازی می‌کنند.
  • چون در سوال شما این طعنه وجود داشت که فیلم‌های راحت می‌سازید… من فیلمی ساختم که اکران نشده، پس حرف شما حرف مزخرفی است! [فضای نشست متشنج شد] سوال نامربوط پرسیدی، دارم می‌گویم نامربوط است! آیا جرات دارید این سوال را از فیلمسازان محبوب‌تان هم بپرسید؟
  • به نظرم این فیلم از بقیه فیلم‌هایم پخته‌تر است در بقیه فیلم‌ها خامی‌هایی می‌دیدم که در این فیلم نیست.
  • واقعیت این است که خودمان تصمیم گرفتیم این قصه را بسازیم و بعد سراغ شهرداری رفتیم. این‌چنین نبود که ایده این کار از تصویر شهر بیاید. ما وقتی فیلمنامه را نوشتیم بر اساس عقیده و فهم خودمان نوشتیم. حتما سرمایه‌گذار در یک جایی می‌آید و پیشنهاداتی دارد اما آنقدری نبود که روح اثر را تغییر بدهد.‌ ما هم کمی چغری کردیم و دوستان را اذیت کردیم ولی سعی کردیم فیلم را حفظ کنیم.
  • ما واقعاً روزهای بدی را می‌گذرانیم تلاش می‌کنیم به زندگی برگردیم و خودمان را دوباره پیدا کردیم. ما روزهای سختی را در دی ماه سپری کردیم شکاف‌های زیادی بین ما اتفاق افتاد نمی‌دانم چرا هر وقت تلاش می‌کنیم واقعی باشیم کسانی می‌خواهند ما را از حقیقت و واقعیت خودمان دور کنند.
  • ما تبدیل به عزاداران اینستاگرامی شدیم که بیرون از فضای مجازی تولدهای خود را می گیریم. همین الان بخواهیم فیلمی درباره اتفاقات اخیر بسازم باید با نگاه خودم بسازم که ممکن است خبرنگاری آن را نپذیرد. نفس ساخت فیلم که مهم نیست حرف فیلم مهم است.
  • زمانی فیلم‌هایی مجوز می‌گیرند اما آن فیلم مورد نظر را کف جامعه از ما نمی‌پذیرد، یا روایتی را ممکن است حاکمیت نپذیرد و من در معرض هر دو مدل بوده ام. منصفانه نیست بگوییم شما فقط فیلمی می‌سازید که امکان اکران داشته باشد!

 

پوستر فیلم نیم‌شب مهدویان

در اولین پوستر فیلم نیم‌شب تلاش شده همه چیز مینیمال باشد و اطلاعات بیشتری از آنچه اینجا می‌خوانید داده نشده.

جشنواره فیلم فجر
نظرات (31)
ثبت نظر
  • نوری

    سلام زنده باد
    با تمام نقدهایی که هست
    نباید سلیقه خودمون رو به کالبد سینما تحمیل کنیم
    بقول خودشون مهم نفس فیلمه

  • فهیمه

    واقعا عالی بود فیلم. اصلا حرف نداشت. ما همگی با اینکه آخرشب رفتیم دیدیم خوابمون میومد اما از بس جذاب بود نفهمیدیم زمان چجوری گذشت. انگار همه توی اون شرایط بودیم پر از سکانس قشنگ و ملموس داشت. من حس میکردم اونجا حضور دارم. اینقدر قشنگ حس رو به بیننده میذاذن

  • فهیمه اطهری

    واقعا عالی بود فیلم. اصلا حرف نداشت. ما همگی با اینکه آخرشب رفتیم دیدیم خوابمون میومد اما از بس جذاب بود نفهمیدیم زمان چجوری گذشت. انگار همه توی اون شرایط بودیم پر از سکانس قشنگ و ملموس داشت. من حس میکردم اونجا حضور دارم. اینقدر قشنگ حس رو به بیننده میذاذن

  • امین

    فیلم، فیلم نبود. از مدیوم مرسوم سینما فاصله بگیرید. دنبال قاب‌های طلایی و سینمایی نگردید. این فیلم خود خود زندگی بود. همین تماشاییش کرده بود. همینقدر ساده، روون و درهم. و این کاملا اگاهانه بوده

  • خانم دکتر

    لذت بردم از این پافشاری روی باورها. پای فرهنگ و ملیت و همبستگی و البته دین ایستادن. و چه خوب مهدویان فیلم‌هایی می‌سازه که سبک زندگی همه طیف آدمها رو در ایران درنظر میگیره.

  • صالحه

    واقعا فیلم خوبی بود
    مهدویان دمت گرم
    از اون سکانس درگیری اش با دختره لذت بردم
    و سکانس غم انگیز آخرش
    گرچه از فیلم های دیگه اش پایین تر بود ولی بازم جای تشویق داره

  • مهدیه

    اتفاقا همین امروز فیلم رو تماشا کردیم، تمام سکانس ها قشنگ و حرفه ای و پر از حس و حال خوب بود، اصلا خسته نشدیم و گذر زمان رو حس نکردیم، متاسفم برای چنین منتقدانی که از روی قصد و غرض و وطن فروشی نظر میدن
    خداقوت به آقای مهدویان و تمام بازیگران حرفه ای فیلم

  • الهه

    فیلم عالی و پر کشش و مهم تر از اینها واقعی و ملموس بود.. به خصوص برای تهرونی هایی که ان دوازده روز در تهران ماندن ..ما لحظه لحظه ی این فیلم رو زندگی کردیم..واقعا مردم در اون دوازده روز دوباره مثل قدیما با هم مهربون شده بودن..مثل همین فیلم..سکانس های ساده و تکراری خواب در اخر فیلم رو خیلی دوست داشتم..مثل همون دوازده روز وقتی هوا روشن می شد تازه می رفتیم بخوابیم..

  • mohi

    این شرافت و شجاعت تون تحسین برانگیزه
    بعنوان یک هنرمند ایرانی و با دغدغه نشون دادید همه جوره پای وطن تون هستید
    خدا زیاد کنه امثال شما رو که باعث دلگرمی مردم هستید

  • محمد هادی

    وقتی شنیدم بعد ۴ سال دوباره برگشتین به سینما خیییلی خوشحال شدم…
    احسنت به شجاعتت
    دقیقا وقتی که باید،برگشتی…
    نان پدر و شیر مادر حلالت دلاور❤️

  • محمد

    انصافا فیلم خوب و پر کششی بود، جرات آقای مهدویان رو ستایش میکنم، ما خیلی زود رنج اون دوازده روز رو فراموش کردیم، فیلم های اینجوری خیلی به ما کمک میکنه که یادمون نره چه بلایی سرمون اومد.

  • مینا

    اضطراب‌ها همه‌شان قابل لمس بود. بلی برای مخاطبی که ریتم تند میپسنده، ریتم کندی بود اما زجر بود.. این ریتم کند نیز خود یادآور رنجی بود که در خبرهای دیر به دیر و روزهای طاقت فرسای جنگ برای یک ساکن تهران کشیده شد. واقعیت بودن فیلم جذابیتش رو دوچندان میکرد.. نگرانی هایی که در آن دوران برای دستور تخلیه دادن عزیزانمان در آن محله کشیدیم خود سندی بر این واقعیت بود..
    اکنون نیز در دوارنی هستیم که قبل شنیدن یکدیگر حمله میکنیم.. و نمیگذاریم اصل حرف ها شنیده شوند.. حال دست گذاشتند روی موضوعی ملموس که برخی انکارش میکنند و مهدی ها و صادق ها و فرامرزها را لعن میکنند فارغ از جانی که در میدان در کف دست بوده‌است. این روزها هم خواهد گذشت..

  • علی

    آفرین مهدویان درود به شرفت

  • ریحانه

    اینجا و در این فیلم، دیگر حاشیه های فیلم سازی مطرح نیست
    مهم است بیننده احساس تعلیق داشته باشد که دارد.
    چندین سینماو سانس های مختلف به تماشای فیلم نشستم تا واکنش مردم را بسنجم، نه تنها روند فیلم کند نبود و مردم مشتاق بودند، تشویق انتهایی فیلم هم مهر تاییدی بود بر اشتیاق بیشتر مردم..
    پس اقای منتقد، اینجا دیگر استثنائا مردم تعیین میکنند فیلم شاهکار بود و دل مردم را لرزاند..مخصوصا ما ساکنین تهران که حتی از پشت پرده هم ترس موشک را با دل و جان حس کردیم

  • مرضیه

    کارتون همیشه عالیه آقای مهدویان

  • بهار

    من به صورت کاملا سفاذشی می رم فیلم رو می بینم
    می خوام تماشاگر سفارشی باشم
    دمت گرم مهدویان

  • قریب

    چرت نگو
    فیلم واقعا عالی بود
    پر از حس واقعی ایام جنگ 12 روزه
    فوق العاده بود جناب مهدویان
    احسنت و آفرین بر شما و تیم پر تلاشتان

  • از خون جوانان وطن لاله دمیده

    در روزگاری ، یا شاید بهتر است بگوییم دوروز روزگاری که همه‌ی سینِماگران اعم از مونتاژگر،تهیه کننده،کارگردان‌و…
    همگی بدنبال سیاهی ، سیاه پوشیدن و عزادار نمایی هستند ، تنها کسی که در هر دوران حرفش را زده می‌ماند …
    چه آن موقع که اندک و تک توک پیدا میشد که کسی برای هشت‌سال دفاع و شهداء فیلم یا سریال بسازد ، فیلم و سریال ساخت
    چه الان که کسانی گول رسانه‌هایی را میخورند یعنی IRAN INTERNATIONAL و BBC ؛ که همین هشت‌ماه پیش میخواستند جنازه‌مان هم بر کف خیابان‌های ایـــران نماند؛
    از خون جوانان وطن ، ایران قدرت گرفته

  • امیر

    سلام خدمت برادر عزیزم. دل قوی دار و از هیاهوی این جماعت نترس…و انتم الاعلون ان کنتم مومنین

  • صبا

    فیلم بدون سلبریتی بسیار عالی بود. پس وقتی فیلمساز و فیلمنامه خوب باشه، سلبریتی بودن اهمیت نداره. بازی ها هم کمتر از سلبریتی ها نبودن

  • واریوربوی

    گوربابای هرچی سلبریتی دوزاری
    مهدویان عشق❤️

  • محمد

    متاسفانه برخی از اعضای جامعه سلبریتی ها و بازیگران دارای شخصیت سمندر صفتی هستن

  • اکبرجلیلوند

    با اینکه خودم افتخار بازی در این فیلم رو داشتم و از نزدیک شاهد تلاشهای خیلی زیاد تیم بودم ولی با در نظر گرفتن تایم کم بعد از جنگ یکی از سریعترین و حق ترین فیلمیه که میشد ساخت.

  • اکبرجلیلوند

    با اینکه خودم افتخار بازی در این فیلم رو داشتم و از نزدیک شاهد تلاشهای خیلی زیاد تیم بودم ولی با در نظر گرفتن تایم کم بعد از جنگ یکی از سریعترین و حق ترین فیلمیه که میشه ساخت.

  • فاطمه

    مهدویان ازت ممنونیم از اینکه نترسیدی و خودت و چیزی که بهش فکر میکنی و معتقدی رو به خاطر کسانی سانسور نکردی که فقط صدای بلند دارند ولی چیزی که میگن فقط الگوبرداریه و هیچ شناختی از آنچه فقط به خاطر هم رنگی با اینستاگرام فریاد میزنند ندارند!

  • سمیرا

    امروز صحبتهاشون رو شنیدم و واقعا شجاعتشون قابل تحسینه در فضایی که سلبریتی ها از ترسشون به اصطلاح جشنواره رو تحریم کردن آدم هایی مثل ایشون واقعا قابل تحسین هستن

  • زینب

    آقای مهدویان مردم ایران خیلی دوست دارند

  • نازیلا

    آقای مهدویان درود بر شرف شما نشان دادید پای میهن تان هستید و با این کار خیلی از خائنین رو عصبانی کردید ولی ما ملت ایران پشت شما هستیم

  • محمدرضا

    درود بر عاشقان وطن و شیفتگان واقعی مردم ایران

  • رضا

    آقای مهدویان ، نان پدر و شیر مادر حلالت

  • سیده خانم

    آفرین بر این کارگردان شجاع، که در همچنین فضای غبارآلود میهن شجاعانه دشمنان ایران جان را به همه نشان می دهد تا جای شهید و جلاد عوض نشود