- چطور به سریال آرزوهای چپکی پیوستید؟
سروش کریمی نژاد، بازیگر سریال آرزوهای چپکی: آرزوهای چپکی اولین حضور من در سریالی ویژه شبکه نمایش خانگی و برای رده سنی کودک و نوجوان است. خوشحالم که آقای درویشعلیپور با من تماس گرفتند و پیشنهاد حضور در سریال و بازی در نقش «جهانافروز» را به من دادند. با شناختی که از ایشان و آثارشان داشتم با کمال میل و اشتیاق پذیرفتم، چراکه دوست داشتم مقابل دوربین ایشان قرار بگیرم و چنین نقش منفیِ چندوجهی رو با رنگ فانتزی بازی کنم.
- ویژگی کاراکتر شما در این سریال چه بود و چه چالشهایی در ایفای این نقش داشتید؟
درباره چالشهای این نقش باید بگویم بازی در نقش شخصیتی که باهوش، مکار و امروزی است، خیلی منفی نیست اما پسر بد داستان است و ابعاد مختلفی دارد، کمی چالش برانگیز بود اما همه این موارد دلیل جذابیتش برای من بود. علاوه بر اینکه بخش موزیکال این سریال و خواندن قطعات موسیقی هم به چالشها و جذابیت این نقش اضافه میکرد که قطعا بدون راهنمایی و همراهیهای نویسنده و کارگردان «جهانافروز» اینطور ساخته نمیشد.
دغدغه بعدی من این بود که گروه سازنده و بازیگران سریال آرزوهای چپکی در سریال «لالایی» نیز حضور داشتند و تمام روابط بین شخصیتها در یک فصل به خوبی شکل گرفته بودند و حالا من باید در این میان جای درستی پیدا میکردم چراکه سریال «آرزوهای چپکی» به نوعی ادامه داستان زندگی شخصیتهای سریال «لالایی» در فضایی دیگر با چالشهای متفاوت و جدید محسوب میشد. خوشبختانه حضور در کنار تیم بازیگران خوب این سریال به ویژه داریوش فرضیایی، سپند امیرسلیمانی، حامد وکیلی، نعیمه نظامدوست، امیرمحمد متقیان و… این نگرانی را تبدیل به اتفاقی شیرین کرد.
- از تفاوتهای کار در عرصه کودک و نوجوان و آثار ویژه بزرگسالان برایمان بگویید. کدام یک برای شما به شخصه جذابتر است؟
نگاه شخصی من این است که در کار کودک و نوجوان باتوجه به ژانر و اهداف پروژه میتوان خیالپردازی آزادانهای داشت و با جهان کودکان و نوجوانان همراه شد. این مساله برای کسی شبیه به من که ذهن فانتزی دارد و پیرامونش را رنگارنگ و عجیب میبیند، جالب است و همچنین ساختن جهان و شخصیتی که در ذهن مخاطبانمان رشد میکند، شکل میگیرد و بیشتر از مخاطبان بزرگسال پذیرفته میشود، میتواند جذاب باشد. اما کارهایی که در این سالها انجام دادهام همه ویژه بزرگسالان بوده و در مقایسه بین این دو ژانر که شما گفتید باید بگویم که برای من هر دو جذابیت خاص خودش را دارد و نمیتوانم بگویم که کدام یک را بیشتر دوست دارم.
- از آنجایی که انواع محتواها امروز در دسترس کودکان و نوجوانان قرار دارد، چه تمهیداتی برای جذب مخاطب به محتوای بومی باید در نظر بگیریم؟
چیزی که از کنترل خارج است، اتفاقات فردی آدمهاست؛ یعنی بچههای ما در خانواده با فضای مجازی سروکار دارند که عموما کنترلی روی آنها نیست. همچنین متاسفانه برای ساختن ذهن بچههایمان برنامهای در سطح کلان کشوری و در ابعاد کوچکتر حتی در بین خانوادهها تقریبا وجود ندارد. پس طبیعی است که در این میان بچهها به هر چیزی که برایشان جذاب باشد، بدون توجه به مفید و مناسب بودن یا نبودنش جذب میشوند. فکر میکنم ما باید بستری را مهیا کنیم تا بتوانیم بچهها را با خودمان همراه کنیم. یکی از این بسترها مدیومهای مختلف تصویری است که باید خوراک مناسب برایشان فراهم آورد. کاری که برادران درویشعلیپور به همراه داریوش فرضیایی سالهاست در این زمینه انجام میدهند و مورد استقبال قرار گرفته است تا جایی که مخاطبان همچنان پیگیر آثار ایشان هستند.
از نظر من توجه بیشتر به فضای کودک و نوجوان در حوزه تصویر میتواند بستر درست فرهنگی و آموزشی بسازد. سرمایهگذاری بیشتر به لحاظ مالی، زمانی و محتوایی روی مدیوم تصویر (سینما، تلویزیون و پلتفرمها) ساخت برنامههای آموزشی جذاب میتواند بسیار کمککننده باشد. البته به دلیل مواجهه فرزندانمان با محتواهای زیاد در فضای مجازی و … دسترسی به فیلمها و انیمیشنهای غربی استانداردهای آنها برای انتخاب و دیدن یک برنامه متفاوت شده است و بر این اساس باید نگاهمان را بروز کنیم، کاری که در سریال آرزوهای چپکی رقم خورد. ناگفته نماند که این سریال با زاویه دیدی متفاوت به اهمیت ریاضی در زندگی، انسانیت و مفهوم خوبی و بدی و… نگاه کرده است.
- بارزترین ویژگی سریال آرزوهای چپکی که مخاطب را به تماشای سریال ترغیب میکند، چیست؟
ما در این سریال یاد میگیریم که چگونه آرزو کنیم و چه بخواهیم. به نظرم با دیدن این سریال میتوانیم یاد بگیریم که خواستههایمان را درستتر بیان کنیم و با آرزوهایمان جهان بهتری بسازیم.
- آرزوهای چپکی چه ارزش افزودهای برای شما به همراه داشت؟
هر لحظه از زندگی پُر از تجربه است و حضور در این اثر نیز تجربه جدیدی را برایم رقم زد که قطعا به نیکی از آن یاد میکنم، چراکه علاوه بر زمینه کاری به عنوان یک انسان بسیار در آن آموختم. تمام این موارد را مدیون افراد نازنینی هستم که با آنها در سریال آرزوهای چپکی همکاری داشتم و باید بگم کار کردن با برادران درویشعلیپور این مساله را به من آموخت که کارم را با قلبم انجام دهم؛ فکر میکنم بزرگترین دستاورد این همکاری برای من همین مساله باشد.
- شما از تئاتر وارد عرصه تصویر شدید. فعالیت در این حوزه تاثیری روی نقشآفرینی شما در دیگر حوزهها داشته است؟
واقعیت این است که برای من جلوی دوربین بودن جذاب اما سختیهای خودش را به همراه دارد شاید دلیل این سختی، حضور مدام من از نوجوانی روی صحنه، عادت به لمس حضور تماشاگر، دیدن عواطف مخاطب و ساختن تمام آنچه هست پیش چشم اوست. اما همین موارد از منِ بازیگر کسی را میسازد که وقتی جلوی دوربین قرار میگیرد، وسیع و بسیط شود، محیط و جزییات را میفهمد و فرصتهای ساختن را از دست نمیدهد. بسیاری از بزرگان سینمای جهان هم همین مسیر رو پشت سر گذاشتند و امیدوارم برای من هم این روند تاثیرگذار و ادامهدار باشد.