فهرست بهترین فیلم های تابستانی بر اساس سال انتشار مرتب شدهاند
فیلم بعد از آفتاب | ۲۰۲۲ | After Sun
- کارگردان: شارلوت ول
- بازیگران: پل مسکال، فرنکی کوریو و سلیا رولسون-هال
اولین فیلم شارلوت ولز، با بازی فوقالعاده پل مسکال، داستان پدری تنها به نام کالوم را تعریف میکند که با دختر ۱۱ سالهاش سوفی به تعطیلات تابستانی در ترکیه میرود. آنها زیر آفتاب لم میدهند، کارائوکه میخوانند و میرقصند؛ در حالیکه سوفی نوجوان قدم به دنیایی تازه میگذارد و کالوم سعی دارد غمهایش را از دختر خود مخفی کند. البته این تنها یک لایه از روایت فیلم است. در لایه بالاتر که از دیدگاه سوفی بزرگسال است، او تلاش میکند از طریق تصاویر قدیمی به جا مانده از آن سفر، احساس پدرش در آن زمان را بفهمد. بعد از آفتاب از آن فیلمهایی است که خاطرات تابستانی را با همه لحظههای کوچک و شیرینش، در قالب قصیدهای تاملبرانگیز و حزنانگیز به تصویر میکشد.
فیلم عزیز آمریکایی | ۲۰۱۶ | American Honey
- کارگردان: آندریا آرنولد
- بازیگران: ساشا لین، شایا لابوف و رایلی کیئو
عزیز آمریکایی برداشتی مدرن از فیلمهای تابستانی است. داستان دختری فراری به نام استار که با گروهی جوان در سفری جادهای در غرب میانه آمریکا همراه میشود. آنها کارشان این است که خانه به خانه مجله بفروشند و البته در این میان به خوشگذرانی، مهمانی و سرکشی بپردازند. عزیز آمریکایی، فیلمی دوست داشتنی و پراحساس است که روح بی قید و بند نوجوانی را به خوبی درک میکند؛ زیستن در لحظه، بیآنکه فکر فردا در کار باشد. فیلمبرداری چشمنواز آن حال و هوای تابستانی را چنان زیبا به تصویر میکشد که کمتر فیلمی به گرد پای آن میرسد.
فیلم راه، راه بازگشت | ۲۰۱۳ | The Way, Way Back
- کارگردان: نات فاکسون، جیم راش
- بازیگران: استیو کارل، آناسوفیا راب، تونی کولت، آلیسون جانی و سام راکول
راه، راه بازگشت نگاهی معاصرتر به ژانر فیلمهای نوجوانانه تابستانی دارد. فیلم درباره پسری خجالتی به نام دانکن است که تعطیلات کسالتبارش پس از آشنایی با دوستی تازه رنگ و بوی دیگری میگیرد. آشناییای که حتی دید دانکن به زندگی را تغییر میدهد. این کمدی درام با دربرگرفتن بسیاری از کلیشههای فیلمهای بلوغ و با تمرکز بر مفاهیمی مانند استقلال و تعلق، این ژانر را برای نسلی تازه بازآفرینی میکند. راه، راه بازگشت یک فیلم حال خوب کن تابستانی است که چیزهای زیادی برای دوست داشتن دارد.
فیلم پادشاهان تابستان | ۲۰۱۳ | The Kings of Summer
- کارگردان: جردن ووگت-رابرتز
- بازیگران: نیک رابینسون، مویسس آریاس، گابریل باسو و الیسون بری
پیش از آنکه جردن ووگت-رابرتز بر صندلی کارگردانی فیلم بلاکباستری کونگ: جزیره جمجمه بنشیند، با نخستین فیلم بلندش، درام بلوغ جذاب و متفاوت پادشاهان تابستان، نام خود را بر سر زبانها انداخت. در این فیلم، سه نوجوان که از زندگی کسالتبارشان به ستوه آمدهاند، تصمیم میگیرند به جنگل فرار کنند و خانه خودشان را بسازند. جایی که نه پدر و مادری باشد، نه کسی به آنها امر و نهی کند. فیلم میان رمانتیسیسم طبیعتگرایانه به سبک مالیک و انرژی و سرخوشی درامهای نوجوانانه در نوسان است. پادشاهان تابستان در زمان اکران توجه چندانی جلب نکرد، اما بعدها به درستی به یک فیلم کالت تبدیل شد.
فیلم قلمرو طلوع ماه | ۲۰۱۲ | Moonrise Kingdom
- کارگردان: وس اندرسن
- بازیگران: بروس ویلیس، ادوارد نورتون، بیل موری، فرانسیس مکدورمند و تیلدا سوئینتن
تصویر وس اندرسن از عشق نوجوانانه در یک کمپ تابستانی، دقیقا ساختاری شبیه خود این قصههای عاشقانه دارد: مملو از لحظههای شورانگیز و فراز و فرودهای احساسی، که سرانجام با بازگشت به زندگی معمولی و شروع مدرسه پایان میگیرد. جرد گیلمن و کارا هیوارد، در نخستین تجربههای بازیگریشان، بازیهای فوقالعادهای در نقش سم و سوزی ارائه میدهند؛ دو نوجوان باهوش و حساس که رفتاری بالغانهتر از بزرگترهای گیج پیرامونشان دارند، در حالیکه به کشف دنیای اطراف خود میپردازند. اردوگاه تابستانیای که اندرسن در اینجا به تصویر میکشد، از خلاقترین فضاهایی است که تاکنون ساخته. بازآفرینی دقیق یک اردوگاه تابستانی دهه ۵۰ میلادی که بستر مناسبی برای طنز خاص و سبک ویژه اندرسن فراهم میآورد.
فیلم سرزمین ماجراجویی | ۲۰۰۹ | Adventureland
- کارگردان: گرگ موتلا
- بازیگران: جسی آیزنبرگ، کریستن استوارت، رایان رینولدز و مارتین استار
این درام بلوغ در دهه ۸۰ و در یک شهربازی درب و داغان اتفاق میافتد که جوایزش پانداهای غولپیکری هستند که هیچکس نمیتواند برنده آنها شود. جیمز با بازی جسی آیزنبرگ مجبور است تابستان خود را در آنجا بگذراند تا پولی برای رفتن به دانشگاه جمع کند. او در این شهربازی با دختری آرام و خونسرد با بازی کریستن استوارت آشنا میشود. آن دو زیر نور آتشبازیهایی که آسمان شهربازی را روشن میکنند به هم دل میبندد. سرزمین ماجراجویی، یک کمدی صمیمانه و رها است که حس دلتنگی و سرگردانی یک تابستان کسلکننده و اشتیاق به ماجراجویی و تجربههای تازه را به تصویر میکشد.
فیلم آقای ریپلی با استعداد | ۱۹۹۹ | The Talented Mr. Ripley
- کارگردان: آنتونی مینگلا
- بازیگران: مت دیمون، جود لا، گوئینت پالترو و کیت بلانشت
آفتاب خاصی هست که به همه چیز جلوهای طلاییرنگ میبخشد. آنتونی مینگلا در اقتباس خود از رمان پاتریشیا های اسمیت، دقیقا همین حال و هوای درخشان و اغواگرانه را به تصویر میکشد: دنیای بدون قید و بند خوشگذران مرفهی که تابستان طولانی خود را در سواحل ایتالیا میگذرانند. جاییکه تام ریپلی (دیمون) شیاد و فرصتطلب، سودای اشرافزادگی در سر دارد. اما وقتی تلاش میکند هویت و نامزد مردی دیگر (جو دلا) را تصاحب کند، اوضاع از کنترل او خارج میشود. آقای ریپلی با استعداد یک تریلر روانشناختی نفسگیر است که در زیر آفتاب زیبا و فریبنده تابستان سال ۱۹۵۸ ایتالیا اتفاق میافتد. بهترین فیلم تابستانی مت دیمون همین فیلم است.
فیلم دام والدین | ۱۹۹۸ | The Parent Trap
- کارگردان: نانسی مایرز
- بازیگران: لیندزی لوهان، دنیس کواید، ناتاشا ریچاردسون و الین هندریکس
نانسی مایرز، یکی از بزرگترین کلاسیکگرایان زنده آمریکا است. او بیشتر به خاطر کمدیهای عاشقانهاش (و البته دقت وسواس گونهاش در طراحی داخلی خانههای طبقه متوسط آمریکا)، شناخته میشود. درام خانوادگی دام والدین که بازسازی فیلمی به همین نام محصول ۱۹۶۱ است، چندان از قالب آشنای او دور نیست. در این فیلم، لیندزی لوهان نقش دوقلوهایی را بازی میکند که از بدو تولد یکدیگر را ندیدهاند و در یازده سالگی در کمپ والدن در تعطیلات تابستانی با هم روبرو میشوند. آنها تصمیم میگیرند جاهایشان را با هم عوض کنند تا بتوانند پدر و مادر طلاق گرفتهشان را دوباره به هم برگردانند. لوهان در هر دو نقش – هلی، دختر بازیگوش کالیفرنیایی، و آنی بریتانیایی با لهجه اشرافی – درخششی دلپذیر دارد.
فیلم زمین خاکی | ۱۹۹۳ | The Sandlot
- کارگردان: دیوید میکی ایوانز
- بازیگران: آرت لافلور، تام گیری، مایک ویتار و پاتریک رنا
فیلمهای ورزشی اغلب با حال و هوای تابستان به خوبی جور درمیآیند. در این میان، کمدی ورزشی زمین خاکی، یک اثر کلاسیک تمام عیار و همچنین یکی از خاطرهانگیزترین و محبوبترین فیلمها درباره دوران کودکی و تابستان است. فیلمی که به زیبایی نشان میدهد تابستانها چقدر میتوانند سرنوشتساز باشند. داستان زمین خاکی درباره نوجوانی به نام اسکاتی است که پس از نقل مکان به محلهای جدید به تیم بیسبال آنجا میپیوندد. او خیلی زود دوستانی پیدا میکند که انگار یک عمر دنبالشان میگشته است. این روایتی احساسبرانگیز درباره دوستی و اهمیت شریک شدن زندگی با دیگران است که از دریچه نوستالژی دوران کودک، تابستان و ورزش بیان میشود.
فیلم کار درست را بکن | ۱۹۸۹ | Do the Right Thing
- کارگردان: اسپایک لی
- بازیگران: دنی آیلو، اوسی دیویس، روبی دی و جان تورتورو
بهترین فیلمهای اسپایک لی، همیشه زبان سینمایی منحصر بفرد خود را داشتهاند. اما کمتر کارگردانی را میتوان پیدا کرد که در سومین فیلم بلندش، این اندازه مسلط و جسور ظاهر شود. کار درست را انجام بده به بررسی تنشهای نژادی خشونت بار در یک محله بروکلین در گرمای طاقت فرسای تابستانی میپردازد. گرمای خفهکننده و بیامان تنها یک پیشزمینه خنثی برای داستان فیلم نیست، بلکه نقشی تعیین کننده در تشدید خشونت دارد. جاییکه گرما و خشم در نهایت هر دو به نقطه جوش میرسند!
فیلم کنار من بمان | ۱۹۸۶ | Stand by Me
- کارگردان: راب رینر
- بازیگران: ویل ویتون، ریور فینیکس، کوری فلدمن، جری اوکانل و کیفر ساترلند
فیلمهای کمی هستند که احساساتها و حال و هوای کودکی را به خوبی و زیبایی کنار من بمان درک کرده باشند. داستان گروهی از دوستان نوجوان که برای یافتن جسدی در حاشیه جنگلی محل زندگیشان وارد یک ماجراجویی هیجانانگیز میشوند. اگرچه کنار من بمان در ظاهر فیلمی تاریک و ناراحت کننده است، اما نگاهی بسیار دقیق به معصومیت دوران کودکی دارد. به اینکه چگونه از نگاه یک کودک همه چیز ثابت و ابدی به نظر میرسد. کنار من بمان یکی از بهترین اقتباسهای سینمایی از آثار استیون کینگ است.
فیلم پرتو سبز | ۱۹۸۶ | The Green Ray
- کارگردان: اریک رومر
- بازیگران: ماری ریورا و وینسنت گوتیه
اریک رومر مانند اوزو از معدود کارگردانهایی بود که به فصلها تعلق داشت، تا آنجا که حتی در دهه ۹۰ مجموعهای چهار فیلمی با عنوان قصههای چهار فصل (۱۹۹۰ – ۹۸) را کارگردانی کرد. اما شاید بیش از همه اینها، رومر فیلمساز تابستان بود. «آه! بگذار زمانی برسد که دلها عاشق شوند». این جمله آرتور رمبو در شروع پرتو سبز آمده است و به ماههای گرم ژوئیه و آگوست اشاره دارد. زمانیکه گشودگی و رهایی فصل تعطیلات بستری برای برخوردهای تصادفی و شکوفه زدن عشق فراهم میکند. داستان زن جوانی که به تازگی رابطهای را تمام کرده است و تعطیلات خود را تنها و بیهدف در رفت و آمد میان مکانهای مختلف میگذراند. زنی که با پرسه زدنهای مدام و چشم دوختن به افق، عشق و رستگاری را انتظار میکشد.
فیلم تعطیلات نشنال لمپون | ۱۹۸۳ | National Lampoon’s Vacation
- کارگردان: هارولد رامیس
- بازیگران: چوی چیس، بورلی دی آنجلو، ایموجین کوکا و رندی کواید
خانواده گریسورلد در طول چهار دهه گذشته به قدری سفرهای فاجعهبار داشتهاند که شاید فراموش کرده باشید همه این هرج و مرج با داستان نسبتا ساده و سرراستی شروع شد: یک خانواده معمولی آمریکایی میخواهد به تعطیلات برود، اما نتیجه آن آشوبی مطلق درمیآید. اعضای خانواده گریسورلد از تعطیلاتشان انتظار چندانی ندارند، اما از همان ابتدا هیچ چیز مطابق برنامه آنها پیش نمیرود. ماشین تازهشان افتضاح است، بچهها کلافهاند، غذاها بدند، و تازه همه اینها قبل آن است که آدمها شروع به مردن میکنند! آنچه بر سر گریسورلدها میآید، شاید اغراقشده به نظر برسد، اما ریشه در واقعیتی آشنا دارد. تعطیلات جهنماند، خانوادهها دیوانهاند، و با این حال همه اینها جذاب و خندهدارند، زیرا به شکل عجیبی واقعیاند.
فیلم پادوی گلف | ۱۹۸۰ | Caddyshack
- کارگردان: هارولد رامیس
- بازیگران: چوی چیس، تد نایت، رادنی دنگرفیلد و بیل مری
این فیلم به کارگردانی هارولد رامیس جوان (سازنده روز موش خرما) و با بازی تیمی رویایی از کمدینهای محبوب، هنوز هم شاید بهترین کمدی ورزشی سینما باشد! وقتی گروهی از کمدینهای برجسته با سبک و لحن منحصربفرد خودشان را گرد هم میآوری، بهترین کار این است که بگذاری هر کدام راه خودشان را بروند و آزادانه بداهه پردازی کنند. این دقیقا همان اتفاقی است که در پادوی گلف رخ میدهد: مجموعهای از موقعیتهای خندهدار که به شکل رها و پراکنده، از دل ماجراهای تابستانی یک باشگاه گلف اشرافی بیرون میآید. در واقع علت ماندگاری پادوی گلف، نه روایت، بلکه شخصیتها و موقعیتهای طنزآمیز آن است.
فیلم آروارهها | ۱۹۷۵ | Jaws
- کارگردان: استیون اسپیلبرگ
- بازیگران: روی شایدر، رابرت شاو، ریچارد درایفس و لورین گری
این فیلم جریانساز اسپیلبرگ از اتفاقی ترسناک در شبهای گرم نیوانگلند شروع کند و به تدریج به یک نبرد تمام عیار میان انسان و طبیعت تبدیل میشود. جاذبههای توریستی، سواحل آفتابی و درخشان، و یک هیولای نامرئی در اعماق آب، از آروارهها یکی از آثار نمادین سینمای تابستانی ساختهاند. در واقع، آروارهها نه تنها یک فیلم تابستانی، بلکه نماینده مدلی از سینما است که امروز با عنوان بلاکباستر تابستانی میشناسیم. پنج دهه از آروارهها میگذرد، اما هنوز آنهایی که خاطره آن را در ذهن دارند، نمیتوانند تن به دریا بزنند، بدون آنکه موسیقی تهدیدکننده جان ویلیامز در گوشهایشان طنینانداز شود.
فیلم دیوارنویسی آمریکایی | ۱۹۷۳ | American Graffiti
- کارگردان: جرج لوکاس
- بازیگران: کندی کلارک، ران هاوارد، ریچارد درایفس و سیندی ویلیامز
اگرچه دیوارنویسی آمریکایی آن گرمای درخشان و هوای آفتابی فیلمهای معمول تابستانی را ندارد، اما روایت به طرز عمیقی به این فصل مرتبط است: داستان یک گروه دوستان که از آخرین روز تعطیلات تابستانیشان نهایت استفاده را ببرند. زیرا فردای آن شب پایان سرخوشی و رهایی کودکی و آغاز بزرگسالی است. جرج لوکاس در دوران کاری خود فیلمهای زیادی ساخته (ارباب حلقهها و هابیت)، اما این قصه تابستانی شبانه متفاوت از همه آنها است. فیلمی که تقریبا هیچ خط داستانی سنتیای ندارد و به شکل انگیزی در فضایی مملو از احساس غرق میشود. دیوارنویسی آمریکایی نامهای عاشقانه به آخرین تابستان پیش از بزرگسالی است.
فیلم فصل تابستان | ۱۹۵۵ | Summertime
- کارگردان: دیوید لین
- بازیگران: کاترین هپبورن، روسانو براتسی، درن مکگون و ایسا میراندا
هفتاد سال قبل، دیوید لین با این عاشقانه درخشان در رنگهای تکنیکالر، تصویری بسیار رویایی از تابستان ونیز به تاریخ سینما هدیه داد. فیلمی درباره رابطهای موقت در یک تعطیلات تابستانی که به اندازه شاهکار لین، برخورد کوتاه، فیلمی دلنشین و البته جانسوز است. کاترین هپبورن در یکی از بهترین نقشهای عمرش، زنی تنها از اوهایو را به تصویر میکشد که برای مدتی کوتاه، در زیر آفتاب تابستانی ونیز، زندگی رویاییاش را زندگی میکند. رویایی که شاید دیگر هرگز برای او تکرار نشود. تماشای بهترین فیلم تابستانی دیوید لین را از دست ندهید.
فیلم تعطیلات موسیو اولو | ۱۹۵۳ | Monsieur Hulot’s Holiday
- کارگردان: ژاک تاتی
- بازیگران: ژاک تاتی، ناتالی پاسکو و آندره دوبوا
استاد بیرقیب کمدی اسلپ استیک، ژاک تاتی، با این فیلم به اوج محبوبیت خود رسید؛ فیلمی که نخستین بار شخصیت دست و پا چلفتی و دوست داشتنیاش، آقای اولو را به مخاطبان معرفی میکند. آقای اولو در اینجا در یک اقامتگاه تابستانی سرد و رسمی، آشوبی به راه میاندازد که بیا و ببین. نتیجه، فیلمی دوست داشتنی است که با سقوطها و خرابکاریهای خوشساخت و تقریبا بدون هیچ دیالوگی پیش میرود.
فیلم تابستان با مونیکا | ۱۹۵۳ | Summer with Monika
- کارگردان: اینگمار برگمان
- بازیگران: هاریت آندرشون، لارس اکبورگ، اوکه گرونبری و آکه فریدل
آنهایی که برگمان را تنها با چند فیلم بسیار مطرحش میشناسند، شاید هیچ تصوری نسبت به فیلمهای با حال و هوای تابستانی او نداشته باشند. زیرا معمولا فضای غمزده، سرد و مایوسانه به عنوان شاخصه اصلی آثارش شناخته میشود. اما وقتی شور و حرارت سرزنده و درخشان لبخندهای یک شب تابستانی، میان پردههای تابستانی، و بهتر از همه، این داستان عاشقانه رها، لطیف و تلخ و شیرین میان دو نوجوان زیباروی طبقه کارگر نگاه میکنیم، به توانایی او در به تصویر کشیدن حال و هوای تابستانی پی میبریم. فیلمی که تماشایش به لمس وزش نسیم پایانی تابستانی میماند.
فیلم اوایل تابستان | ۱۹۵۱ | Early Summer
- کارگردان: یاسوجیرو ازو
- بازیگران: ستسوکو هارا، چیشو ریو، چیکاگه آواشیما و ایچیرو سوگای
اواخر بهار، اوایل بهار و آخر پاییز…علاقه اوزو به انتخاب چنین عناوینی، دغدغه همیشگی او درباره گذرا بودن چیزها را بازتاب میدهد. فصلها شاید تاثیر مستقیمی بر داستان این فیلمها نداشته باشند، اما حال و هوا و جهان حسیشان را میسازند. اوزو تابستان را با درها و پنجرههای باز خانهها، رختهایی که به آرامی رو بند تکان میخورند و پیادهرویهای نیمروزی میسازد. تابستان در این فیلم مترادف با گذار است: گذار از زندگی مجردی به زندگی متاهلی، از کودکی به بلوغ، از سنت به مدرنیته. این یکی از بهترین فیلم های تابستانی است که میبینید.