بهترین فیلم های اجتماعی سینمای ایران
خلاصه داستان فیلم بی سروصدا
فیلم بی سروصدا داستان زندگی یک مرد ساده و خوب بنام سیامک است که توسط عدهای آدم ریاکار و دروغگو محاصره شده است. نویسندگان در جای جای فیلم این مضمون را تاکید میکنند که مخاطب قصه یک مرد ساده و بی ریا بنام سیامک را تماشا میکند. هم مژگان همسرش به او میگوید که ساده است و هر کس که از کنار او رد میشود چیزی را در پاچه او فرو میکند و هم راننده محل نگهداری اُلاغها او و پسرش را افراد بی سر و صدا (و بیعرضهای) میداند که که میشود به راحتی سر آنها شیره مالید.
فیلم بیسروصدا روایتی شاعرانه، تلخ و تکاندهنده از زیست روزمره مردمی است که در سکوت فریاد میزنند. مصطفوی در این اثر از روایت کلاسیک فاصله گرفته و با استفاده از میزانسنهای عمیق، نشانههای بصری و استعارههایی گاه تکاندهنده، جهان تلخی را به تصویر میکشد که در آن خشونت نه در فریاد، بلکه در سکوت جاری است.
در این فیلم، سکوت بهمثابه یک زخم پنهان عمل میکند. زخمهایی که در عمق روابط انسانی، اجتماع و روان شخصیتها ریشه دواندهاند. کاراکترها در دل بحرانی عمیق از جنس فقر، فروپاشی خانوادگی، استیصال و اضطراب روزمره گرفتار شدهاند. «بیسر و صدا» حکایت جهنمی است که در نبود صدا، فریاد میکشد.
بازیگران و عوامل فیلم بیسروصدا
پیمان معادی (در نقش سیامک)، مهران غفوریان (در نقش رفیع)، هانیه توسلی (در نقش مژگان)، فرشته حسینی (در نقش لیلا)، مهدی حسینینیا، محمد شاکری، مسعود کرامتی، محمد زارع، عباس ایمانی، محمود موسوی، شیرین ضابطیان، امیر جنانی، صفر محمدی، زندهیاد حاتم مشمولی بازیگران این فیلم هستند.
کارگردان و تهیهکننده: مجیدرضا مصطفوی، نویسندگان: مهیار حمیدیان، مجیدرضا مصطفوی، مدیر فیلمبرداری: روزبه رایگا، تدوین: بهرام دهقان، موسیقی متن: حامد ثابت، صدابرداری: بابک اخوان، محمود کاشانی، طراح صحنه: حسن روحپروری، طراح لباس: ندا نصر، گریم: محسن دارسنج، مهرنوش سلیمی، جلوههای بصری: فرید ناظر فصیحی، طراح جلوههای ویژه میدانی: آرش آقابیک، مدیر تولید: مهدی مهابادی و عکاس صحنه: فتاح ذینوری عوامل این فیلم را تشکیل میدهند.
نگاهی به کارنامه هنری مجیدرضا مصطفوی
فیلم بی سروصدا سومین فیلم مجیدرضا مصطفوی پس از انارهای نارس و آستیگمات است که به شکل قابلتوجهی بر جنبههای فرمی، میزانسنهای نمادین و معناگرایی تصویری تأکید دارد. فیلم از سینمای اجتماعی فراتر میرود و به نوعی شعر تصویری بدل میشود که در آن، سیرک، حیوانات، آتش، برف و دیگر عناصر بصری، بار استعارهای دارند.
استفاده از نمادهایی چون الاغها برای نمایش بهرهکشی انسانها، آتش به عنوان میل به زوال، و برف برای پوشاندن تباهی، از تلاش هوشمندانه مصطفوی برای ساخت جهانی پرمفهوم حکایت دارد. بازی درخشان پیمان معادی و نقشآفرینی غیرکلیشهای مهران غفوریان نیز از نقاط قوت فیلم به شمار میروند.
فیلم با وجود ریتم کند در برخی صحنهها، انسجام روایی و تنش زیرپوستی خود را حفظ میکند و مخاطب را با پرسشهایی مواجه میسازد که پاسخشان در فریاد نیست، بلکه در سکوت نهفته است.
حاشیههای فیلم بی سروصدا
- «بیسر و صدا» قرار بود در بخش ویژه چهل و سومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآید اما به دلیل حساسیت موضوعی و مخالفت برخی اعضای شورای پروانه نمایش، از جشنواره کنار گذاشته شد.
- با وجود دریافت پروانه ساخت هم در دولت دوازدهم و هم در سیزدهم، فیلم با ۲۰ دقیقه اصلاحیه موفق به دریافت پروانه نمایش نشد.
سیامک یه جوان پاک و ساده و بی پوله که برای خرج زندگی به هر کار درستی که پول توش باشه رو میاره، پر زحمت یا کم زحمت دور یا نزدیک و مثل خیلی از جوونها ایده هایی داره و میگه اگه فلان مقدار پول داشته باشم میتونم یه زندگی خوب درست کنم متاسفانه مثل سیامک کم نیست
سیامک یه جوان پاک و ساده و بی پوله که برای خرج زندگی به هر کار درستی که پول توش باشه رو میاره، پر زحمت یا کم زحمت دور یا نزدیک و مثل خیلی از جوونها میگه اگه فلان مقدار پول داشته باشم میتونم یه زندگی خوب درست کنم متاسفانه مثل سیامک کم نیست
بسیار فیلم جذاب و متناسب با جامعه امروز ما و پیشنهاد میکنم حتما تماشا کنید پر از مفهوم عمیق و اصلا موضوعش مشابه فیلم و سریال های ایرانی نیست …سپاس از بازی زیبای پیمان معادی عزیز 💐
در نگاه کلی مشخصه فیلم کاملا ضد حکومت و منتقدانه نسبت به جامعه فعلی است و در اکثر صحنه ها شاهد فضاهای گرفته و سرد و اشیای بسیار قدیمی هستیم و واقعا مشخصه که این فیلمها میخواد چهره ای عقب مانده و پست از مملکت و مردم ما نشون بده. چرا ؟ برای خوش خدمتی و دُم تکان دادن جلو غربی ها تا با این وطن فروشیهای عیان شاید جایزه و تندیسی در فلان جشنواره خارجی بتونه بگیره. تاسف داره
اصلا اگر عمیق به این فیلم نگا کنی و به دیالوگاش توجه کنی کامل مشخصه که فیلمنامه ای که نوشته شده راجب چی نوشته شده. طویله تعداد الاغها دزد بودنصاحب اونجا و در آخر آتش کشیدن اونجا پیام واضحی داره و تعجب میکنم چجوری مسئولین ما اجازه میدن این فیلمها مجوز بگیرن..
خیلی موضوع جالب و دردناکی رو به نمایش گذاشته بود. اینکه آدم های پاک و درستکار متهم به سادگی و بی عرضگی می شوند. ولی در آخر دلم می خواست پاکی و سادگی بازیگر اصلی به ثمر بنشیند. نه اینکه مثل بسیاری از فیلمها امید نابود بشه و مرگ آرزوها به نمایش گذاشته باشه
خوب بود ولی اخر فیلم صحنه مرگ آرزوها و اهداف موج میزنه
میخواستم ببینم ولی وقتی دیدن بازیگرش فرشته حسینی هست منصرف شدم، چون به ایران و قوانین ما توهین کرد
مشخص نیست کی اکران شبکه خانگی میشه
خرم آباد که نیاوردنش بریم سینما
بسیار زیبا و دیدنی
سرشار از استعاره و پیام
تکان دهنده و ارزشمند
ببینید، آیا سینمای تلخ و سیاه در واقع میتواند دغدغه فیلمساز تلقی شود؟
آیا این نوع سینما ، خواستگاه مردمی دارد؟ یا اینکه سینمای رئال در بین مردم جایگاه دارد؟
دزد دوچرخه اثر دسیکا، اگر توسط پیمان معادی و دوستانش که از ته دل فریاد ضد اسلام و براندازانه سر میدهند، تصور نمی کنند که پاسخ خود را در راهپیمایی ها دریافت داشته اند؟
ترکیب عوامل بی سروصدا، چه کسانی هستند ؟