بهترین و متفاوتترین فیلم های اسکارلت جوهانسون به ترتیب سال انتشار مرتب شدهاند
فهرست بهترین فیلم های ناتالی پورتمن
فیلم بیوه سیاه | ۲۰۲۱ | Black Widow
فیلم «بیوه سیاه» یکی از آخرین و در عین حال مهمترین حضورهای اسکارلت جوهانسون در دنیای سینمایی مارول است؛ فیلمی که در آن شخصیت «ناتاشا رومانوف» برای نخستینبار به شکل مستقل در مرکز داستان قرار میگیرد. برخلاف اکثر فیلمهای مارول که بر ساختار تیمی یا اکشنهای پرزرقوبرق متکیاند، «بیوه سیاه» بیشتر به داستان شخصی و گذشته پر رمز و راز ناتاشا میپردازد. فیلم با تمرکز بر موضوعاتی چون خانواده، خیانت، کنترل ذهنی و هویت فردی، فضایی جدیتر از دیگر آثار مارولی ایجاد میکند و به بیننده اجازه میدهد تا لایههای پنهانتری از این شخصیت را بشناسد.
در این فیلم، جوهانسون با عمقی بیشتر از همیشه نقش ناتاشا را بازی میکند. او نهتنها در صحنههای اکشن عملکردی فوقالعاده و فیزیکی از خود نشان میدهد، بلکه در صحنههای دراماتیک و احساسی نیز بهطرزی قابلتوجه عمل میکند. آنچه «بیوه سیاه» را از دیگر فیلمهای ابرقهرمانی متمایز میکند، توازن ظریف میان قدرت و آسیبپذیری ناتاشاست، که جوهانسون با مهارت تمام آن را به تصویر میکشد. او توانسته شخصیتش را از یک مهرهی جانبی به قهرمانی چندلایه تبدیل کند.
فیلم داستان ازدواج | ۲۰۱۹ | Marriage Story
«داستان ازدواج» یکی از درخشانترین نقشآفرینیهای اسکارلت جوهانسون در سالهای اخیر است؛ فیلمی به کارگردانی نوآ بامبک که با نگاهی صادقانه، بیپرده و انسانی به فروپاشی یک ازدواج میپردازد. این فیلم، داستان نیکول و چارلی را روایت میکند؛ زوجی که علیرغم عشقشان، رابطهشان به نقطهای میرسد که چارهای جز جدایی نمیبینند. فیلم، نه بر محور تقابل «خوب» و «بد»، بلکه بر پیچیدگیهای عاطفی و تصمیمات انسانی تمرکز دارد، و از نظر روایت و اجرا، یکی از صادقانهترین آثار سینمای دهه اخیر به شمار میرود.
اسکارلت جوهانسون در نقش نیکول، بازیای ارائه میدهد که بیاغراق، یکی از کاملترین نقشهای دوران حرفهایاش است. او در صحنههای گفتوگو، مونولوگهای سنگین و حتی سکوتهای معنادار، طیف وسیعی از احساسات انسانی را با ظرافتی کمنظیر به نمایش میگذارد. صحنه معروف جدل او با آدام درایور، یکی از نمادینترین لحظات درام معاصر است که بازی درخشان این دو بازیگر را جاودانه کرده. جوهانسون در این فیلم ثابت میکند که نهتنها در سینمای بدنه، بلکه در سینمای جدی و شخصیتمحور نیز یکی از بهترینهای نسل خود است.
فیلم جزیره سگها | ۲۰۱۸ | Isle of Dogs
در شاهکار استاپموشن «جزیره سگها» به کارگردانی وس اندرسن، اسکارلت جوهانسون در قالب صدای شخصیت «ناتی»، سگی وفادار، زیبا و دلسوز ظاهر میشود. این انیمیشن تحسینشده، روایتگر داستان پسر نوجوانی است که به دنبال سگ گمشدهاش به جزیرهای تبعیدی میرود. فیلم، فراتر از یک ماجرای کودکانه، اثری سیاسی، استعاری و پر از اشارات فرهنگیست که در سبک منحصربهفرد وس اندرسن ساخته شده.
جوهانسون، با وجود نقش نسبتاً کوتاه خود، یکی از ماندگارترین صداها در فیلم است. شخصیت ناتی، در نقطه عاطفی داستان قرار دارد و جوهانسون با صدایی نرم، باوقار و اطمینانبخش، نقشی مؤثر در القای احساسات دارد. او بهخوبی میداند چطور از لحن، آهنگ و مکث استفاده کند تا شخصیتش عمق پیدا کند، حتی اگر حضورش در قالب فیزیکی نباشد. این صداپیشگی نیز نمونهای از انعطاف هنری و هوش بازیگری اوست.
فیلم شبح درون پوسته | ۲۰۱۷ | Ghost in the Shell
فیلم «شبح درون پوسته»، اقتباسی از انیمه معروف ژاپنی با همین نام است که در آن اسکارلت جوهانسون نقش اصلی، یعنی «میجر» را ایفا میکند؛ شخصیتی سایبورگ با ذهن انسانی که میان هویت مصنوعی و خاطرات انسانیاش گیر افتاده است. فیلم در ژانر علمیتخیلی و سایبرپانک ساخته شده و سؤالات فلسفی مهمی درباره آگاهی، هویت و کنترل فناوری مطرح میکند.
جوهانسون، بار دیگر توانایی بالای خود را در ایفای نقشهایی با ابعاد فکری و فیزیکی ثابت میکند. بازی او ترکیبی است از حرکات رباتگونه و لحظات احساسی که بهخوبی تضاد درونی شخصیت را نشان میدهد. منتقدان شاید درباره انتخاب بازیگر غربی برای نقش ژاپنی انتقاداتی وارد کرده باشند، اما عملکرد بازیگری جوهانسون در انتقال سردرگمی، قدرت، و جستجوی حقیقت در این شخصیت، قابل تحسین است.
فیلم لوسی | ۲۰۱۴ | Lucy
در فیلم «لوسی»، اسکارلت جوهانسون نقش زنی را ایفا میکند که بهطور تصادفی به دارویی دست مییابد که مغز او را بهتدریج به ظرفیت کاملش میرساند. این فیلم علمیتخیلی به کارگردانی لوک بسون، داستانی پرتنش، پر از درگیری ذهنی و اکشنهای مهیج دارد. ایدهی اصلی فیلم—افزایش توانایی ذهنی انسان—بهانهای برای روایت سفری فلسفی در قالب سینمای بدنه است.
جوهانسون در نقش «لوسی»، تحولی درونی را از یک زن عادی و ترسیده به انسانی فرابشری با اعتمادبهنفسی خارقالعاده بهتصویر میکشد. بازی او در این فیلم نهتنها فیزیکی، بلکه درونی و روانی است. او موفق میشود در میان حجم بالای جلوههای ویژه، شخصیت خود را همچنان انسانی، باورپذیر و درگیرکننده نگه دارد. «لوچی» یکی از آثار خاص کارنامهاش است که هوش، جسارت و قدرت بازیگریاش را همزمان به نمایش میگذارد.
فیلم دان جان | ۲۰۱۳ | Don Jon
فیلم «دان جان» اولین تجربه کارگردانی جوزف گوردون-لویت است؛ روایتی امروزی، کمدی و اجتماعی از مردی گرفتار در توهمات جنسی و روابط سطحی، که در مسیر بلوغ عاطفی خود، با زنی بهنام باربارا آشنا میشود. این فیلم با نگاهی طنزآلود اما انتقادی، به اعتیاد به پورنوگرافی، تصویرسازی نادرست رسانهها از روابط عاشقانه و انتظارات غیرواقعی انسان مدرن میپردازد.
اسکارلت جوهانسون در نقش باربارا، زنی زیبا، باهوش و خواستنی ظاهر میشود که در عین حال شخصیتی کنترلگر، سنتزده و تا حدودی متوهم دارد. بازی جوهانسون در این نقش، پیچیدگی خاصی دارد؛ او هم باید برای مخاطب جذاب باشد و هم در لایههای بعدی، وجه محدودکننده و سطحینگر شخصیت را عیان کند. این بازی ترکیبی از اغواگری، خشم، لجبازی و حس مالکیت است که در کنار طنز پنهان فیلم، به خوبی به نمایش گذاشته شده. جوهانسون در «دان جان» تواناییاش را در ایفای نقشهای امروزی، زنده و کاملاً زمینی به رخ میکشد.
فیلم او | ۲۰۱۳ | Her
فیلم تحسینشده «او» به کارگردانی اسپایک جونز، یکی از متفاوتترین نقشآفرینیهای اسکارلت جوهانسون را در خود دارد؛ آن هم بدون حضور فیزیکی او روی پرده. در این درام عاشقانهـفلسفی، شخصیت اصلی فیلم (با بازی خواکین فینیکس) عاشق یک سیستم عامل با هوش مصنوعی میشود، که صدا و شخصیت آن توسط جوهانسون ارائه شده است. فیلم با ظرافتی شاعرانه، رابطه انسان و تکنولوژی را کاوش میکند.
نقشآفرینی جوهانسون صرفاً از طریق صدا، یکی از ماندگارترین عملکردهای دوران حرفهای او بهشمار میرود. او موفق میشود تنها با استفاده از تن صدا، نفس کشیدن، مکثها و لحن گرم و متغیر، شخصیتی خلق کند که عاشق شدن به آن برای مخاطب کاملاً باورپذیر است. صدای جوهانسون، صمیمی، انسانی، شوخ و در عین حال آسیبپذیر است. این توانایی خارقالعاده او، بار دیگر ثابت میکند که بازیگری فقط به حضور فیزیکی خلاصه نمیشود.
فیلم زیر پوست | ۲۰۱۳ | Under the Skin
فیلم تجربی و بسیار خاص «زیر پوست»، ساخته جاناتان گلیزر، یکی از رمزآلودترین و هنرمندانهترین آثار کارنامه اسکارلت جوهانسون است. داستان فیلم درباره یک موجود فضایی است که با ظاهر زنانه، مردان تنها را در اسکاتلند فریب داده و به کام نابودی میبرد. فیلم بیش از آنکه روایتی خطی و داستانمحور باشد، اثری بصری، فلسفی و تجربی است که تماشاگر را به تفکر درباره انسانبودن، بدن، غرایز و هویت دعوت میکند.
جوهانسون در این فیلم نقشی کاملاً متفاوت از دیگر آثار خود ایفا میکند؛ او تقریباً دیالوگ ندارد، بازیاش بیشتر بر پایه نگاه، زبان بدن و سکوت است. اما همین حضور مینیمالیستی او، تأثیر عمیقی میگذارد. شخصیت او ترکیبی از اغواگری سرد، بیتفاوتی موجودی بیگانه و در نهایت، تردید و بیداری عاطفیست. جوهانسون با جسارت تمام، خود را در دل فیلمی قرار داده که ساختارشکن، ضدکلیشه و غیرمنتظره است. «زیر پوست» نهفقط یکی از خاصترین فیلمهای او، بلکه یکی از متفاوتترین فیلمهای دهه اخیر به شمار میآید.
فیلم ترانهای عاشقانه برای بابی لانگ | ۲۰۰۴ | A Love Song for Bobby Long
این فیلم درام آرام و شاعرانه، درباره دختری جوان به نام پرسلا است که پس از مرگ مادرش به خانه قدیمیاش در نیواورلئان بازمیگردد و با دو مرد الکلی و روشنفکر مواجه میشود که ادعا میکنند این خانه متعلق به آنهاست. در دل این کشمکش، داستانی انسانی، پیچیده و آرام از رابطه، فقدان، ادبیات و بخشش شکل میگیرد. فیلم حالوهوایی شاعرانه دارد و بیشتر بر فضای شخصیتها تمرکز دارد تا اتفاقات بزرگ.
اسکارلت جوهانسون در نقش پرسلا، در اوج جوانی خود، بازیای ارائه میدهد که نشان از بلوغ زودرس حرفهایاش دارد. او با لحنی بیپیرایه، اما عمیق، دختری زخمخورده را به تصویر میکشد که بهتدریج از دیوارهای تدافعیاش بیرون میآید. در تعاملاتش با جان تراولتا (در نقش بابی لانگ)، تنش، تحقیر، شوخطبعی و در نهایت محبت دیده میشود. بازی جوهانسون در این فیلم یکی از زیباترین نمایشهای دراماتیک اولیهی اوست که استعداد خیرهکنندهاش را در سنین پایین به اثبات میرساند.
فیلم دختر با گوشواره مروارید | ۲۰۰۳ | Girl with a Pearl Earring
فیلم تاریخی «دختر با گوشواره مروارید»، اقتباسیست از رمان معروف تریسی شوالیه که داستان خیالی پشت نقاشی معروف یوهانس ورمیر را روایت میکند. اسکارلت جوهانسون در این فیلم نقش «گریت» را بازی میکند؛ دختری خدمتکار که در خانه ورمیر کار میکند و بهتدریج وارد دنیای سکوت، هنر و تنشهای عاطفی پنهان نقاش میشود. فیلم با زیباییشناسی بصری خیرهکنندهاش، سعی میکند حالوهوای قرن هفدهم هلند و فضای تابلوی معروف را بازآفرینی کند.
جوهانسون در این نقش، شاید کمحرفترین ولی یکی از پرمفهومترین بازیهای دوران حرفهایاش را ارائه میدهد. تمام احساسات شخصیت گریت — از کنجکاوی تا شیفتگی، از ترس تا شور درونی — تنها از طریق نگاه، حرکات محدود بدن و سکوت بیان میشوند. او با چهرهای آرام و درونی، آنچنان طبیعی در قاب دوربین قرار میگیرد که تماشاگر گاهی فراموش میکند دارد بازی میبیند. نامزدی او برای گلدن گلوب بهخاطر این فیلم کاملاً شایسته بود، و این نقش یکی از مهمترین شواهد استعداد خام، کنترلشده و سینمایی او در دوران جوانی است.
اگر میخواهید به کلکسیونی از بهترین فیلم ها و سریال های کارنامه اسکارلت جوهانسون در فیلیمو دسترسی داشته باشید، روی عکس زیر کلیک/لمس کنید