آنچه درباره سریال تاسیان میدانیم
- شما فعالیت خود را از تئاتر آغاز کردید و سپس وارد حوزه فیلم کوتاه و بعد نمایش خانگی شدید. از میان عرصه نمایش و تصویر بیشتر به کدام یک برای ایفای نقش علاقهمندید؟ چرا؟
دنیز دانش صمدی، بازیگر سریال تاسیان: نمیتوانم بگویم کدام یک را بیشتر دوست دارم بلکه باید بگویم هرکدام تجربه بسیار متفاوتی برایم دارند. یکی از جذابیتهای تئاتر، تمرین کردن، کم کم نزدیک شدن به نقش و کشف کردن، خراب کردن و دوباره از نو ساختن است و همچنین لذت همزمانی اجرای بازیگر و تماشای آن توسط مخاطب. ما اساسا باید با همه وجود در لحظه حضور داشته باشیم و همچنین میتوانیم هر شب احساس متفاوتی را تجربه کنیم. همه این تجربهها جلوی دوربین بسیار به یک بازیگر کمک میکند.
- از چه طریق به سریال «تاسیان» دعوت شدید؟
آبان ۱۴۰۲ در تئاتری به نام «اتللو_نزدیک شدن» بازی داشتم که آقای صابر ابر و خانم پانتهآ پناهیها اجرای مرا دیدند و دوست داشتند و چون مشغول بازی در سریال «تاسیان» بودند، من را به خانم تینا پاکروان کارگردان سریال معرفی کردند و اینگونه بود که به این پروژه پیوستم.
- کاراکتر «خانم آشتیانی» چه ویژگیهایی داشت که باعث شد این نقش را بپذیرید؟ برای ایفای آن با چه چالشهایی مواجه بودید؟
ابتدا باید بگویم که متوجه این بودم که نقش کوچکی به من سپرده شده که شاید در ظاهر کاراکتر چندان مهمی نباشد اما خانم تینا پاکروان کمک کردند که بازیام در همان سکانسهای کوتاه نیز معمولی نباشد. به عنوان مثال به من گفتند که لحظهای وجود دارد که بسیار مهم هست و با ریاکشن من متوجه مرگ «منوچهر» میشویم و خب سعی کردم یکم با وسواس کار و جزییاتی را به نقش اضافه کنم تا بتوانم کاراکتر بسازم و تیپ تکراری یک منشی نباشد. همچنین در عین حال که فضول است، مردم دوستش داشته باشند و به اصطلاح منفی از آب درنیاید. ناگفته نماند که این کاراکتر از خودم دور بود و با اضافه کردن لحن و تکیه کلام که پیشنهاد کارگردان هم بود، سعی کردم مدل نگاه کردن، راه رفتن، گوش دادن و در حقیقت بدن جدیدی برای خانم آشتیانی طراحی کنم.
- تعامل شما با تینا پاکروان در مقام کارگردان و همبازی شدن با بابک حمیدیان و دیگر بازیگران این سریال چگونه بود؟
خانم پاکروان علاوه بر کارگردانی چون تجربه بازیگری هم داشتند، بسیار توانستند به من کمک کنند، پیشنهاد دهند، و به من اجازه دهند که با هم گفتوگو کنیم و نظرات من را بشنوند. تجربه بازی مقابل آقایان حمیدیان، بهبودی، قائدی و … بسیار به من کمک کرد و خوش شانس بودم که پارتنرهای بینظیری مثل این عزیزان داشتم که بتوانم از تجربه آنها و پیشنهادهایشان استفاده کنم.
- سختترین سکانسی که در این پروژه ایفا کردید، کدام است؟
سکانسپلان قسمت اول یکی از لحظات بسیار سخت بود چون در انتهای سکانس که به صورت کامل گرفته میشد، من وارد میشدم و اگه کوچکترین اشتباهی از من سر میزد باید دوباره آن سکانسپلان پیچیده و طولانی (حدودا ۴ دقیقه) گرفته میشد. در این زمان من بیشترین استرس را تجربه کردم. همچنین سکانس خودکشی «منوچهر» و مواجهه من با آن صحنه با اینکه دو برداشت بود اما سعی کردم همذاتپنداری کنم و خود را در موقعیت مشابه قرار دهم تا بتوانم از پس آن بربیایم.
- خانم دنیز دانش صمدی از بازخورد مخاطبان برایمان بگویید.
با وجود کوتاه بودن نقشم اما پس از پخش قسمت ۸ بسیار دیده شد که کمی از تصورم دور بود و توقع این همه واکنش مثبت را نداشتم. ممنونم از نگاه و توجه مخاطبان.
- اگر از نگاه مخاطب به این سریال نگاه کنیم، این اثر برحسب کدام ویژگیهایش میتواند مخاطب را با خود همراه کند؟
همزمانی یک عشق در بستر تاریخی مهم و همچنین تیمی از بهترینها در پشت و جلوی دوربین.