14 خرداد 1400 شاید کسی فکرش را نمیکرد که اولین سریال محمد حسین مهدویان 40 قسمتی شود و در 4 فصل جزو پرمخاطبترین سریالهای نمایشی شود که همچنان گیرا و همراهکننده است و مخاطب برای تماشای قسمت جدید و ماجراهای آن لحظهشماری میکند. این مجموعه با میانگین ۲۰ میلیون دقیقه تماشا، پربینندهترین مجموعه شبکه نمایش خانگی لقب گرفته و در بیست و یکمین دوره جشن حافظ نامزد هفت و برنده چهار جایزه از جمله جایزه بهترین مجموعه تلویزیونی و جایزه بهترین بازیگر زن درام برای آزادیور شد. فصلهای دوم و سوم این سریال با واکنشهای ضد و نقیضی همراه شد و فصل چهارم آن به تازگی به اتمام رسیده است اما راز مخاطب زیاد این سریال و فرمول همراهکنندگی تماشاگران سختگیر ایرانی در زخمکاری چه بوده است.
کارگردانی محمدحسین مهدویان
بدون شک موفقیت زخم کاری در وهله اول بیشترین تاثیر و وابستگی را به شخص مهدویان به عنوان خالق آن داشته است. مهدویان در ابعاد مختلف نوشتاری و اجرایی در مقام نویسنده و کارگردان در جذابیت اثر تاثیر بسزایی داشته و اغراق نیست قهرمان اصلی و عامل تعیینکننده موفقیت این سریال در جذب مخاطب را خود مهدویان بنامیم. مهدویان بعد از چند سریال و فیلم سینمایی درباره جنگ و تاریخ معاصر ایران با ساخت آثاری چون «لاتاری» نشان داد تا علاقه و تبحر خاصی در سینمای عامه پسند ایران دارد و راز و رمز جذب مخاطب و همراهکنندگی آنها را بلد است. او در ترکیبی شگفتانگیز سینمای اکشن و جنایی آمریکایی را با لحظات ناب و احساسی ایرانی ممزوج کرده و نتیجه کار یک تریلر ماجراجویانه با درونمایهةهای احساسی قوی شده که توان 40 قسمت همراهی تماشاگر را داشته است. اگرچه زخم کاری در 4 فصل نمایش خود فراز و فرودهای زیادی داشته و نمیتوان همه فصول آن را به یک اندازه دوست داشت و از کیفیت آن دفاع کرد اما فضاسازی مهدویان در جایگاه کارگردان چیزی است که در همه 40 اپیزود سریال با تبحر و تخصص خاص طراحی و اجرایی شده تا جاییکه دیگر میتوان محمد حسین مهدویان را استاد فضاسازی و تصویرکردن لحظات ناب انسانی و احساسی نامید که کمتر فیلمساز جوانی تبحر و تجربه مهدویان را در این سالها پیدا کرده است.
فیلمنامه اقتباسی و قصه کلاسیک
اگرچه همچنان یکی از خطوط انتقادی منتقدان سریال به اقتباسی بودن آن و اشاره ابتدایی تیتراژ سریال به مکبث، هملت و اتللوی شکسپیر مربوط میشود و برخی منتقدان بر این باور بودند که این نوع ارجاع و الهام بیشتر به قصد فریب تماشاگران و بزرگنمایی اثر صورت گرفته اما به روشنی ردپای برخی مضامین ازلی ابدلی ملهم از شاهکارهای شکسپیر در این 4 فصل زخم کاری قابل ردیابی است. مضامین انسانی و احساسی کلاسیکی همچون کینه، حسادت، خیانت و عشق و مرگ که خطوطی تعیینکننده در شخصیتپردازی و روایتگری زخمکاری بودهاند به طور آشکاری از شاهکارهای شکسپیر فقید تاثیر گرفته شدهاند و اتفاقا یکی از دلایل همراهکنندگی روایت این سریال با مخاطبان همین رجوع به فطرت انسانی و بیان دراماتیک رازها و درونیات انسان معاصر است که با وجود قرنها از انتشار شاهکارهای نمایشنامهنویس انگلیسی همچنان قابل استناد و استفاده به نظر میرسد.
شخصیتها و بازیها
ضلع سوم موفقیت زخم کاری به انتخاب و هدایت بازیگران و همچنین شخصیتپردازی و اجرای آنها مربوط میشود. در وهله نخست، گزینش چهرههایی چون جواد عزتی، رعنا آزادیور، الناز ملک، هانیه توسلی، سعید چنگیزیان، مهران غفوریان و مهراوه شریفی نیا و بازیگیری از آنها توسط کارگردان، هنر اصلی و اولیه محمدحسین مهدویان بوده که رد و تاثیر آن از همان لحظات ابتدایی تا آخرین اپیزود فصل چهارم غیر قابل انکار است. فراموش نکنید عدم حضور جواد عزتی در نقش مالک مالکی چه تاثیر مخربی در فصل دوم و کاهش و انتقاد مخاطبان از سریال داشت به نحویکه شروع اولین اپیزود فصل سوم با رونمایی از مالک از گور برگشته همراه بود تا مشخص شود که حضور چهرها و توانمندی بازیگرانی چون جواد عزتی تا چه اندازه در همراهکنندگی مخاطبان سریال موثر است. علاوه بر انتخاب و هدایت بازیگران از سوی فیلمساز، شخصیتپردازی آنها که در وهله اول به فیلمنامه سریال مربوط بوده با جزئیات و تبحر طرح ریزی شده است به نحویکه علاوه بر مالک، کاراکتر سمیرا با بازی رعنا آزادیور و سیما با بازی الناز ملک از به یادماندنیترین و موثرترین شخصیت های سریال بودند که توانستند امیال و رفتارهای زنان کلاسیک و به اصطلاح فم فتال را در سریال زخمکاری پایهریزی نمایند. البته ناگفته نماند این کیفیت حضور و انتخاب تنها به بازیگران یادشده محدود نمیشود و مجموعه بازیگران زخمکاری از فصل یک و چهرههای جوانتری چون سارا حاتمی و مرتضی امینیتبار تا الهه حصاری و الناز ملک که رونمایی دوبارهای در این مجموعه شدند، نمره قبولی بازیگری میگیرند.
در کنار کارگردانی مهدویان، قصه کلاسیک اقتباسی و بازی بازیگران، میتوان به ژانر و سبک معمایی و متفاوت سریال اشاره کرد. فضایی نسبتا دارک و خشن که با وجود انتقاد برخی رسانهها، در ارتباطگیری با مخاطبان بد عمل نکرد و سبب شد سریال در طول 4 فصل و 40 قسمت همچنان سرپا و جذاب عمل کند. سبک معمایی جنایی زخمکاری از سوی دیگر نوعی جریانسازی در ساخت سریالهای نمایش خانگی نیز به وجود آورد تا جاییکه بعد از سال 1400 و در یکی دو سال اخیر شاهد انبوه سریالهای نمایش خانگی با فضای دارک و خشن و گونه معمایی جنایی بودیم که نمیتوان تاثیر نمایش زخمکاری روی پیدایش و توجه به آنها را نادیده گرفت.
در انتها باید به برخی جزئیات به ظاهر سطحی اما به واقع عمیق سریال اشاره کرد که حتی برای مخاطب عام سریالبین نیز قابل توجه و جذاب بوده است. طراحی لباس از جمله این تمهیدات بصری بوده که سبب شده شخصیتپردازی کاراکترها به نحو بهتر و باورپذیرتری صورت گیرد اتفاقی که در سریال و فیلمهای ایرانی کمتر بدان توجه میشود و بیشتر در جهت جذابیت و کمتر در خدمت داستان و ابعاد دراماتیک آثار تعبیه و طراحی میشود حال آنکه طراحی لباس و صحنه زخمکاری از جزئیات جالب و ماندگار این سریال است که سبب شده این مجموعه علاوه بر ابعاد روایی و کارگردانی هنری در ابعاد ظاهری نیز در خدمت داستان و مضامین فیلمنامه باشد.