اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فجر ۱۴۰۳
خلاصه داستان فیلم رگ های آبی
داستان فیلم رگ های آبی از این قرار است که ستاره پسیانی، کارگردانی است که قصد دارد مستندی درباره فروغ فرخزاد بسازد. او برای انتخاب بازیگر نقش فروغ، از چند نفر تست گریم و بازیگری میگیرد و نهایتا به باران کوثری میرسد. باران کوثری گریم میشود تا نقش فروغ را در این مستند بازی کند.
نقد و بررسی فوری فیلم رگ های آبی
نکته: این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
محمد تقیزاده
کوثری علاوه بر ضعف در محتوا در فرم و ساختار هنری نیز موفق عمل نکرده است. اینکه او سعی داشته خلاقیتهای ساختاری در روایت داستانی خود اعمال کند قابل فهم است اما این گونه تجربهگرایی و هنرینمایی به نظر به کلیت فیلم ضربه زده و نتیجه آن شده که با فیلمی نمایشی و اطواری روبرو شویم که قصد داشته در ساختار و فرم پیشرو باشد اما به دلیل نابلدی، نتوانسته ایم ایده را اجرایی کند.
بازی باران کوثری با وجود تلاش زیاد این بازیگر در ایفای نقشی متفاوت از یک زن آرام شاعر مسلک و سختی کشیده، در امتداد ساختار نمایشی و تصنعی فیلم قرار میگیرد و به نظر تلاشهای کوثری در این نقش نتوانسته بازی یکدست و باورپذیری که شمایل فروغ فرخزاد را ترسیم و تصویر میکند به نمایش در اورد.
۳ نکته از فیلم:
- ساختارزدگی
- تصنع بجای باورپذیری
- محتوای ویکی پدیایی و سانسور شده
احسان ناظمبکایی
فیلمی که می توانست به مانند فیلم پروین در جشنواره پارسال، پرتره مطلوبی از یک شاعره معاصر دیگر باشد ملغمه درهمی است که نه به معرفی فروغ فرخ زاد منجر شده و نه در روایت امروزی شخصیت فروغ موفق بوده است. ما اصلاً در این فیلم متوجه چرایی حالات فروغ نمی شویم و نه اثری از پسرش کامیار می بینیم و نه می فهمیم چرا با شاپور به اهواز رفته است. از همه عجیب تر مخاطبی که اطلاعات عمومی درباره او ندارد اصلاً نمی فهمد که فروغ در جریان تصادف رانندگی در قلهک کشته شده است!
۳ نکته از فیلم:
- شاعری که می گوید اراده ندارم ولی اشعار ساختار شکن می گوید و از همسر و فرزندش جدا می شود!
- فروغ جدید چه نسبتی با فروغ قدیم داشت؟
- کاش تهیه کننده می ماندی آقای مجری ورزش از نگاه دو
احسان طهماسبی
۳ نکته از فیلم:
- استفاده از تصاویر واقعی، رویکرد مستند گونهای به فیلم داده است. سکانسهایی از جنگ جهانی و مراسم ختم فروغ که ای کاش جهانگیر کوثری به سراغ آن نمیرفت و روایت را معطوف به احوالات فروغ و افکار او میکرد.
- نمایش استمرار و تکرار رفتار تحقیرآمیز با زن هنرمند و آوانگارد با حدود نیم قرن فاصله
- به واقع چرا تعدادی از مخاطبان، با انتشار اخبار این فیلم و بدون تماشای اثر و مواجه با شمایلی که باران کوثری از فروغ فرخزاد ساخته، صرفا برمبنای چند تصویر، دست به فرافکنی، تحقیر و توهین زدند؟
نسیم قاضیزاده
رگهای آبی را مارتی چرنی آهنگساز چک آهنگسازی کرده است. چرنی (Martin Czerny) خودش نوازندۀ پیانو و ویولنسل است و در تمام آثارش روی این سازها مانور خاصی میدهد. البته که در زمینه سبکی او را به خلق آثار ارکسترال و البته سبک نیوایج میشناسند. او برای رگهای آبی هم موسیقیای نوشته که شاید شما را به یاد آثار النی کارایاندروو بیندازد اما از ایین حیث که قدرت تمها و موتیفهایش آنقدر نیست فقط در حد همین یادآوری باقی میماند. چرنی برای ساخته جهانگیر کوثری هم از قعات ساخته شده از خودش استفاده کرده است و هم قطعاتی را ویژه زندگی سراسر شاعرانه فروغ نوشته است. با این وجود چون بسیاری از قصههای مهم زندگی فروغ در رگهای آبی مغفول ماندهاند، موسیقی نیز صرفا باند صوی موسیقایی فیلم است که جنبه همراهی تک روایت بهم ریخته داستان فیلم را دارد. موسیقی هست که باشد.
از ابتدا و با آغاز تیتراژ فضای ملودی با سازهای زهی آغاز میشود و بعد با ضربههای کوتاه پیانو ادامه مییابد. گاه تغییراتی نه چندان پررنگ در روال موسیقی رخ میدهد که ملهم از فضای قه است اما چندان ادامهدار و پررنگ نیست. فقط اگر توجه ویژهای روی موسیقی کرده باشید متوجه این تغییرات خواهید شد. مثلا زمانی که فروغ تصمیم به جدایی از همسرش و نجات کتابهایش و به نوعی پیدا کردن راه شخصی زندگیاش میگیرد، موسیقی والس نواخته میشود که نشان از زندگی و نشاط دارد. او به نوعی مشغول رقصیدن دونفره با جهان شعر و ادبیات است.
یکی دیگر از لحظات خاص موسیقی رگهای آبی، آوازخوانی هانا کامکار در نقش یک زن جذامی خوشصداست. او به عنوان کاراکتری فرضی از جهان این خانه سیاه است مستند فروغ از خانه جذامیها حضور دارد که آوازی کردی را اجرا میکند. شاید زنانهترین بخش موسیقی این فیلم همین باشد که البته به دلیل کردی بودن موسیقی از فضای معنوی فیلم منفک است و انگار عامدانه صرفا به موسیقی لایت و پاپ -کلاسیک مارتی چچرنی سنجاق شده است.
علی ایحال موسیقی این آهنگساز چک که فضایی آرام، تماتیک با ملودیهای نحیف دارد، کاری جز رنگآمیزی کمرنگ فیلم ندارد. هرچند راستش را بخخواهید اگر مارتی چرنی بینوا بهترین موسیقی را هم مینوشت، بعید است که میتوانست در زمینه تاثیرگذاری این فیلم بر مخاطب کمترین قدمی بردارد. پس ههمان بهتر که از قطعات انتخابیاش بیشتر بهره جست.
بازیگران و عوامل فیلم رگ های آبی
فیلمنامه این فیلم سینمایی توسط جهانگیر کوثری و نعیمه اسلامی نوشته شده است. ستاره پسیانی و باران کوثری بازیگران اصلی این فیلم هستند.
جهانگیر کوثری تهیهکننده آثاری همچون «زیر پوست شهر»، «خونبازی»، «اشباح»، «سوت پایان»، «فراری»، «به آهستگی»، «نسل جادویی»، «نرگس»، «یک شب» و «دختران خورشید» است.
او فعالیت حرفهای در سینما را از سال ۱۳۵۰ با دستیاری کارگردانی در فیلم سینمایی «سراب» آغاز کرده و در سالهای ۱۳۵۳ و ۱۳۵۹ فیلمهای کوتاه و مستند «رهایی»، «شکوفه ناز و درخت کهن»، «شب پا»، «پهلوان نه قهرمان»، «دوباره به راه میافتیم» و «طبیعت زیبای ایران» را ساخته است.
جهانگیر کوثری و دخترش و همسرش که با فجر قهر بودند؟!؟ چی شد که باز آشتی کردن؟!؟!