اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فجر ۱۴۰۳
خلاصه داستان فیلم آبستن
در خلاصه داستان رسمی فیلم آبستن آمده: «شده یه کاری کنی بعدش تا سر حد مرگ پشیمون شی؟ شده پشیمون شی ولی دلت نذاره بیخیال شی؟ من کاری کردم که مثل سگ پشیمونم…» فیلم، قصه چند انسان سرگشته است که هر کدام درگیر مشکلی شخصی هستند و در مرز آستارا در کلبهای در کنار آب جمع شدهاند تا به کمک یک آدمپران به صورت قاچاقی از مرز خارج شوند، اما…
نقد و بررسی فوری فیلم آبستن
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
محمد تقیزاده
مشکل دیگر آبستن تکنیکزدگی است، تکنیک اگر در خدمت مضمون و داستان فیلم نباشد پشیزی نمیارزد حالا شما کل فیلم یک ساعت و خوردهای را پلان سکانس برگزار کن چه فایده؟ پلان سکانس وقتی معنا دارد که کارکرد دراماتیکی در خدمت قصه فیلم داشته باشد وگرنه به یک پز و افهای میماند که قرار است تماشاگر بینوا را مرعوب کند و همچون شعبدهبازی با دروغگویی کاستیهای خود را توجیح کند.
۳ نکته درباره فیلم:
- حجم زیاد نکبت در فیلم
- پلان سکانس تصنعی
- پز کارگردانی
رضا حسینی
حالا میتوان با این سوال بحث را ادامه داد که اگر فیلم آبستن با فرمی کلاسیک و با استفاده از تقطیع نماها ساخته میشد برزخ مورد نظر خلق نمیشد؟ نگارنده بر این باور است که بهواسطه پتانسیل میزانسنهای سینمایی و همینطور ترکیببندی(کمپوزیسیون) قابهای متنوع تصویری، فیلم آبستن میتوانست غنای بصری ویژهای پیدا کند. به عبارت دیگر، سازندگان فیلم با تکیه بر فرم دهانپرکن پلان-سکانس خود را از دشواری کار در چنین فضای محدودی رهانیدهاند. علاوه بر این، قالب پلان-سکانس محدودیتهای خودش را هم به فیلم تحمیل کرده است؛ مثل صحنه رویارویی سحر با شوهرش بهمن که بیش از حد طولانی به نظر میآید و به دام احساساتگرایی مفرط هم افتاده است. طبیعی است که در صورت استفاده از تدوین، این صحنه قابل کنترل بود و میشد از دام مورد اشاره هم پرهیز کرد.
۳ نکته از فیلم:
- استفاده از فرم/قالب جذاب و وسوسهانگیز پلان-سکانس که حکم شمشیر دولبه را دارد.
- مثال خوبی برای بررسی معایب و محدودیتهای قالب پلان-سکانس.
- بازیهای خوب رها خدایاری و عباس غزالی.
احسان طهماسبی
۲ نکته از فیلم:
- برخلاف برخی دوستان، معتقدم حضور فیلمهای تجربی همانند آبستن در جشنواره فیلم فجر (که قرار است ویترین سینمای ایران باشد) مفید و ثمربخش خواهد بود. به هر حال فیلمهایی با رویکرد گروه سینمایی هنروتجربه بخش کمّی قابل توجهی از سینمای ایران را به خود اختصاص داده است.
- هرچند که برخی بازیگران اصلی این فیلم، تجربه تئاتری قابل قبولی در کارنامه خود دارند اما در آبستن شاهد نقش آفرینیهای اوراکت گروه بازیگران فیلم (به جز عباس غزالی) هستیم.
حمیدرضا محمدی
اینکه سحر (با بازی سوگل خلیق) بهخاطر آگاهیاش نسبت به باردار بودن پشیمان از رفتن میشود، یا رگ غیرت بهمن (با بازی عباس غزالی) بیرون میزند، شعاری از آب درآمده است. فضای ابری زمستان آستارا هم کمکی به فضای فیلم نکرده است. همچنین مجموعهای از مصائب را با کلیدواژۀ فقر میخواهد که فهرست کند اما عاجز از آن است چون دستکم در سحر خلاف آن است، وقتی پوششاش، کاپشنی نو و سِتشده با شال و کلاهاش است. بازیها هم معمولی و بعضاً ضعیف است و البته باید از پایانبندی ناشیانۀ فیلم هم باید یاد کرد.
٣ نکته از فیلم:
- تجربۀ ناکام سکانس-پلان
- بازیهای ضعیف
- فقرِ تصنعی
بازیگران و عوامل فیلم آبستن
عباس غزالی، سوگل خلیق، توماج دانش بهزادی، رها خدایاری، مجتبی شفیعی، تیما تقیزاده، عماد درویش و ملیسا چوپانی در آن نقشآفرینی کردهاند.
مصطفی و محمد تنابنده کارگردانان فیلم سینمایی «آبستن» هستند که پیش از این، در مقام نویسنده و دستیار کارگردان در سینما و تلویزیون فعالیت میکردند. محمد تنابنده و وحید جعفری فیلمنامهنویسان این اثرند و جلال تیموری تهیه کنندگی آن را به عهده داشته است.
مجری طرح: علیرضا نظارات، مدیر فیلمبرداری: عاطف امیری، مدیر صدابرداری: امیر عاشق حسینی، موسیقی: فردین خلعتبری، طراح گریم: محمود دهقانی، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: وحید عبدالمجیدی، مشاور روانشناس فیلمنامه: دکتر رضا علی طرخان، طراح صحنه و لباس: سعید هنرمند، منشی صحنه: رعنا بهرخ، صداگذاری: آرش قاسمی، اصلاح رنگ و نور: فربد جلالی، مدیر تولید: امیر عزتزاده، مدیر امور پس از تولید: پیمان شاهمحمدی و عکاس: پوریا نوری.
حاشیههای فیلم آبستن
- آبستن را می توان یکی از فیلم های خاص جشنواره چهل و سوم به حساب آورد؛ چرا که تجربه دوباره فیلمبرداری پلان-سکانس است. پیش از این، فیلم ماهی و گربه هم چنین ایدهای در اجرا داشت و فیلم قاعده تصادف هم از ترکیب چند پلانسکانس ساخته شده بود.
- فیلم مصطفی و محمد تنابنده، احتمالا از فیلتر مشاوره برادرشان محسن عبور کرده و این اتفاق با توجه به آشنایی خوب محسن تنابنده با فرآیند فیلمنامه میتواند یک امتیاز برای این اثر باشد.
- فیلم یک روایت ملتهب دارد.
- این فیلم تاکنون در چند جشنواره بین المللی شرکت کرده است.
حرفهای عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر
مصطفی تنابنده | کارگردان: محمد قلم بسیار خوبی دارد و دو سال پیش که قصه نوشته شدهاش را برایم خواند همانجا تصمیم گرفتیم این فیلم را بسازیم. محسن آنقدر مشغله داشت که ما مزاحم او نشدیم ولی از راهنماییهایش استفاده کردیم و دورادور در جریان تولید و قصه ما بود. ما تازه کار هستیم و با یک سکانس پلان سخت کارمان را شروع کردیم و از حضور در جشنواره بسیار خوشحالیم که باعث دیده شدن فیلم میشود.
محمد تنابنده | کارگردان: در ابتدا فیلم سکانسپلان نبود. بعد از مدتی که فیلمنامه تمام شد دیدیم که نود دقیقه فیلم چقدر برای شخصیتها مهم است و فیلمنامه را برای سکانسپلان شدن بازنویسی کرده و کار را پیش بردیم. تعداد جلسات تمرین ما بسیار زیاد بود. در یکی از جلسات تمرین وقتی صدای بچهها زیاد میشد انگار اذیتکننده میشد و تصمیم گرفتیم با صدای آرام و کم کار را پیش ببریم و به نظر رسید فضا بسیار ملتهبتر است و این رویه را برای فیلم انتخاب کردیم. حدود ۲۰ جلسه با دوربین تمرین کرده و در یک جلسه فیلمبرداری را انجام دادیم. همه این کاراکترها در قصه رنگهای مختلفی دارند مثلا کسی برای ازدواج به پول نیاز دارد، کسی برای نجات همسرش به پول نیاز دارد و… اما شرایط این افراد را دورهم جمع کرده است.
وحید جعفری | نویسنده: اولین بار که فیلمنامه را نوشتیم، سکانس پلان نبود و وقتی قرار شد به این گونه پیش برویم، روند داستان تغییر پیدا کرد. برای رسیدن به چنین چیزی میزانسن خطی ساده در فیلمنامه قرار داده و کار را پیش بردیم.
رها خدایاری | بازیگر: اسم برادران تنابنده را شنیده بودم و بعد از خواندن فیلمنامه تصمیم گرفتم حتما در فیلم حضور داشته باشم. در تولید چنین کارهایی همدل بودن بسیار مهم است و شخصیت مهری چالش متفاوتی داشت و این نظارهگر بودنش برایم جالب بود. کار بسیار سختی بود و فقط با همدلی تمام دوستان چنین چیزی ممکن میشد.
توماج دانش بهزادی | بازیگر: فیلمنامه درخشان محمد و وحید به دستم رسید و قصه را بسیار دوست داشتم. این فیلم سخت و بسیار دوست داشتنی را کنار هم ساختیم. باور کنید سکانس پلان کار بسیار سختیست و باید کمترین خطا را داشت.
عجب فیلمی بود لذت بردم