خلاصه داستان فیلم ترک عمیق
داستان فیلم ترک عمیق درباره مردی به نام محمود است که از بیمارستان اعصاب و روان مرخص میشود. فخری- همسرش- قبل از رسیدن او به در و پنجره قفل میزند. با آمدن محمود به خانه، با ورود نفر سوم رازهای تاریك فاش میشود…
بازیگران و عوامل فیلم ترک عمیق
نام آرمان زرینکوب پیش از این به عنوان تهیهکننده مطرح بود، اما او حالا با اولین فیلمش در مقام کارگردان به نام «ترک عمیق» حاضر شده است. محسن چگینی تهیهکننده این فیلم است و رضا بابک، بابک انصاری، حمید رشید و گلچهره سجادیه از بازیگرانی هستند که در این فیلم مقابل دوربین زرینکوب رفتهاند.
عوامل این فیلم عبارتند از؛ مدیر فیلمبرداری: محمد آلادپوش، موسیقی متن: پیمان یزدانیان، تدوین: مهدی حسینیوند، طراح صحنه و لباس: مجید لیلاجی، طراح چهره پردازی: شهرام خلج، صدابردار: مازیار شیخ محبوبی، طراح و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق، مدیر تولید: رضا نوروزی، مدیر برنامهریزی: مجید کرباسیان، مجری طرح: حامد خاکدامن و عکاس: مجید خمسه.
نقد و بررسی فوری فیلم ترک عمیق
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
محمد تقیزاده
مشخص است که مضمون فیلم ترک عمیق بحران کهنسالی و عشق و تنهایی است اما آرمان زرینکوب با وجود تلاشهایی که برای پیشبرد داستان زوج فخری و محمود داشته نتوانسته فیلمی همراه کننده و عمیق از زعم خود بسازد که ریشه اصلی ان بیش از کارگردانی فیلمنامه است.
زرین کوب امتیاز بدی در کارگردانی نمیگیرد چرا که توانسته دلهره و تعلیق را در لحظاتی به تماشاگر منتقل کند و این حس برانگیزی را به تصویر در اورد بخصوص انکه دو بازیگر فیلم بخصوص رضا بابک درخشان هستند و به راحتی میتوان آنها را نامزد بهترین بازیگر مرد جشنواره دانست.
۳ نکته از فیلم:
- بازی رضا بابک
- فیلمی مستقل و انسانی
- فیلمنامه ناقص
احسان ناظمبکایی
۳ نکته از فیلم:
- احیای رضا بابک
- پارازیت ایرانی
- چرخیدی ولی چه دیر
رضا حسینی
فیلم ترک عمیق به دو نیمه متفاوت تقسیم شده است که لزوما بد نیست و فیلم درخشان انگل (بونگ جونهو، ۲۰۱۹) و دیگر آثار فیلمساز تحسینشدهاش چنین ویژگیای دارند؛ اما مساله در مورد فیلم ترک عمیق این است که تغییر حالوهوا و عوض شدن ژانر نهفقط چیزی به فیلم اضافه نکرده بلکه به چشم اسفندیار آن بدل شده است.
موضوعی که بیارتباط به سابقه کارگردان ترک عمیق، آرمان زرینکوب نیست که تهیهکننده فعالی بوده و سریالهای ستایش جزو کارهای او به حساب میآیند. نیمه اول ترک عمیق نوید فیلمی دیدنی درباره کهنسالی، تنهایی و زوال را میدهد اما از همین بخش و مثلا صحنه دراز کشیدن شخصیت بابک روی تخت و هراس خفهکنندهای که قرار است با تمهیدهای صوتی و بصری گریبانگیر او شود بضاعت گروه بصری و کارگردان عیان میشود؛ البته اگر از حق نگذریم به نظر میرسد بخشی از کاستیهای بصری این صحنه به تولید کمهزینه فیلم برمیگردد. با این حال، از سینمای کلاسیک و حتی عصر طلایی سینمای صامت میتوان تهمیدهای خلاقانه متعدد و موثری آموخت. فیلم با ورود به نیمه دوم، با یک چرخش داستانی، از یک درام روانشناختی به تریلری از این جنس بدل میشود که البته برای عموم تماشاگران جذابیت بیشتری دارد؛ و پای مضامین عامهپسندتری چون خشونت، خیانت و عذاب وجدان به میان میآید.
۳ نکته از فیلم:
- فیلم دو نیمه متفاوت دارد که پاشنه آشیل (چشم اسفندیار) آن شده است.
- تولید کمهزینهای که با خلاقیت و تسلط به ژانر جبران نشده است.
- بازیهای خوب رضا بابک و گلچهره سجادیه.
محمد جلیلوند
ترک عمیق که پیش از در چند جشنواره خارجی هم به نمایش درآمده، شروع جذاب و کنجکاوی برانگیزی داشته و خیلی سریع با معرفی شخصیت های اصلی خود (محمود و فخری) شکل می گیرد. محمود که مدتی برای درمان مشکلات روانی اش بستری بوده، ترخیص شده و حال به خانه بازگشته در حالی که فخری از او متنفر است. قصه هم تا نیمه خوب پیش رفته و جزئیات زیادی در آن به چشم می خورد. مثل علاقه بیمارگونه محمود به چشم چرانی و پرهیز فخری از تنها ماندن کنار همسرش و قفل هایی که جای جای خانه به چشم می خورد.
اما با ورود پلیس جوان به فیلم، قصه از مسیر اصلی خود خارج شده و تغییر لحن می دهد. هر قدر هم که به پایان نزدیک می شود، افت بیشتری کرده و در آخر تماشاگر را مات و مبهوت بدرقه می کند!
۳ نکته از فیلم:
- بازی های درخشان رضا بابک و گلچهره سجادیه.
- ارجاع های بی دلیل فیلمساز به سریالی از فریدون جیرانی که خود تهیه کننده اش بوده است!
- طراحی صحنه عالی و در خدمت فیلم که سرشار از ریزه کاری است.
احسان طهماسبی
۲ نکته از فیلم:
- تماشای گلچهره سجادیه و رضا بابک بعد از سالها در اثری سینمایی به عنوان بازیگر نقش اول زن و مرد. بازیگرانی درجه یک، بیحاشیه و بیادعا که خالق بهترینها بوده و هستند.
- ترک عمیق جز معدود فیلمهای سینمای ایران است که حجاب داشتن زن در مقابل همسرش در خانه منطق و توجیه پیدا کرده است!
سعیده نیک اختر
فیلم مملو از نمایش پرطمطراق باز و بسته شدن درهاست که اگر دست من بود به فیلم اسم نبرد درها را میدادم. ترک عمیق در دسته فیلمهای سایکودرام است که از منظر روانشناسی باید آن را بررسی کرد. فیلم اینقدر دیر شروع میشود که دوسوم اول فیلم روند فرسایشی دارد. فیلم با عنوان بازگشت گلچهره سجادیه به سینما اکران شد اما بیشتر فیلم بیشتر از اینکه فیلم سجادیه باشد، فیلم رضا بابک است که امسال هشتادساله میشود. بازی چشمگیر رضا بابک در نقش یک بیمار روانی قابل ستایش است. همانقدر سجادیه مسکوت و بی نشان است و بازی چندانی از او نمیبینیم.
ترک عمیق تنها در یک سوم پایانی اش یک چرخش درست میکند اما اطلاعات آنچنان پیچیده و در لفافه است که هر تماشاگری که از سالن خارج شد یک بیان متفاوت از فیلم داشت. این فیلم مانند خیلی از فیلم های تجربی در اکران، با اقبال مواجه نخواهد شد کما اینکه 2 سال پیش ساخته شده و تابحال اکران نشده بود.
۲ نکته از فیلم:
- فقط رضا بابک اش خوب بود
- فیلم پر از چراهای بی جواب است
حاشیههای فیلم ترکعمیق
- فیلم ترکعمیق از معدود فیلمهای جشنواره فیلم فجر است که پیش از این در جشنوارههای خارجی حضور داشته است و بر خلاف قوانین جشنواره فیلم فجر نخستین نمایش آن در جشنوارهای غیر از این فستیوال بوده است.
- این فیلم در جشنواره فیلم آسیائی بارسلون و جشنواره فیلم داکا حضور داشته است و از این بابت میتوان گفت حضور این فیلم یک خرق عادت در ادوار جشنواره فیلم فجر است.
اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فیلم فجر
حرفهای عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر
زرینکوب | کارگردان: طرح و فیلنامه «ترک عمیق» حدود دو سال زمان برد. سایکودرامی برگرفته از تنهایی و عشق، موضوعی بود که دوست داشتم به آن بپردازم و برآمده از دغدغه شخصی من بود. دوست داشتم بگویم که برداشت ما در دوران سالمندی همان کاشتهای ما در دوران جوانی است. در ابتدای فیلم، کاراکتر اصلی از بیمارستان روانی مرخص میشود. قصد من از این موضوع نشان دادن مشکلات و معضلات مربوط به بیمارستانهای روانی نیست. این ماجرا صرفا برای پیشبرد درام بود و هدف دیگری نداشتم. اولین هدف در فیلمسازی برای من جذب مخاطب فارغ از ژانر و مضمون است. فکر میکنم این فیلم میتواند مخاطب را جذب کند ولی اینکه چهقدر خواهد فروخت، موضوع پیشبینیپذیری نیست. احتمالا بهسبب ژانر کار با چالشهایی مواجه خواهیم بود زیرا در ایران فقط کمدیها میفروشند! من چنین چیزی را نمیپذیرم. البته بعد از کار یکی از دوستانم به من گفت که آن فیلم را ببینم اما موضوع کپیبرداری نبود و من هیچ ایدهای درباره آن نداشتم. ما در فضایی کار میکنیم که نیاز است مقررات در تصویر کردن موضوعاتی مثل حضور پلیس رعایت شود. ضمن این که من دوست داشتم فیلم و مخاطب با هم مشارکت کنند و مخاطب خود سعی در نشانهشناسی و پیدا کردن رابطهها داشته باشد. باید بگویم که لازمه بعضی از قصهها ریتم کند است. نباید خیلی به ریتم تاکید کرد چراکه خیلی وقتها اثر، سعی در بیان مفهومی روانکاوانه دارد که نیاز است به آرامی با آن مواجه شود. این فیلم درباره تنهایی آدمها است. این جنس از تنهایی زمانی به سراغ آدم میآید که از جوانی و میانسالی گذر کرده و حالا، مشغول برداشت از کاشتهای دوران جوانیاش است. هرانسانی میتواند خطا کند اما از رنج و تاوان بعضی از خطاها هیچ گریزی نیست و هرچه زمان بیشتر بگذرد، رنج برآمده از بعضی خطاها بیشتر هم میشود.
محسن چگینی | تهیهکننده: این جنس از داستان باید با همین ریتم عرضه شود. این که در اکران موفق باشد یا نباشد درنهایت تصمیم مخاطب است. محوریت این فیلم درباره موضوع «همدلی» است. اگر با این نگاه به «ترک عمیق» نگاه کنیم دیگر دچار سوال درباره اقتدار پلیس نخواهیم شد!
رضا بابک | بازیگر: آقای زرینکوب خیلی خوب درباره درونیات شخصیت به من راهنمایی میکرد. همه ابعاد کاراکتر، در جان و روان آدم است و بازیگر باید به کمک تکنیکهایی که بلد است و کارگردان ، فیلمبردار و فضاسازی آنها را نشان داده و کاراکتر را خلق کند. این شخصیت محبوب من نبود اما برای بازیگری مثل من که دوست دارد کاراکترهای مختلف را تجربه کند، کاراکتر برای من ابعاد عجیبی داشت که دوست داشتم در آن ایفای نقش کنم. باید بگویم بازی گلچهره سجادیه بینظیر بود و انتقاد مخاطبان هم میتواند برای ما راهنمایی باشد برای رفع کردن خطاهایمان. پیشنهاد بازی در یک فیلم سینمایی را دارم که قصه عجیبی دارد و خیلی دوست دارم در آن ایفای نقش کنم. امیدوارم شرایط ساختش فراهم شود. من دوست دارم نقشهای مختلف را تجربه کنم. حتی دوست دارم کار طنز را تجربه کنم. سینما، تئاتر و هنر خیلی بزرگ و انسانساز است. باید بچهها را از کودکی با هنر آموزش داد.
بابک انصاری | بازیگر: من این جنس روایتها را دوست دارم و در این هجمهای که از سینمای روایی داریم و مشغول نیازسازی و تزریق آن به مخاطب هستیم که حتما کار کمدی و طنز ببیند، چنین اثری من را جذب کرد و دوست داشتم در آن ایفای نقش کنم. ضمن این که آقای زرینکوب، اشراف خوبی بر کار خود داشتند و این مسیر فکری مشخص، باعث قطعیت حضور من در فیلم شد. ضمن این که هدایت آقای زرینکوب هم خیلی بهجا، مناسب و کمککننده بود. ما درباره مشاغل مختلف ما به ازای بیرونی داریم. اساسا در زندگی مدرن هیچ آدم سیاه و سفید مطلقی وجود ندارد و همه خاکستری هستند. در نگاه اول شاید اینطور بهنظر برسد که با پلیس منفعلی روبهرو هستیم، اما موضوع اینجا است که من در فیلم نقش پلیس پیشگیری را بازی میکنم. نکتهای که مهم بود برای ما این است که نباید در یک موقعیت کاری را انجام دهد که هرشخص دیگری نیز آن را انجام میداد. پلیس، در این فیلم تلاش میکرد نه تنها رفتار نادرست نداشته باشد که بتواند اوضاع را کنترل و پیشگیری کند.
مجید لیلاجی | طراح صحنه و لباس: من سعی کردم خیلی مینیمال صحنه را طراحی کنم. هرچیزی که در صحنه میبینیم در فرایند درام نقش دارد. درواقع تلاش کردم صحنه هم بهاندازه فیلنامه بتواند روی اعصاب مخاطب راه برود!
مهدی حسینیوند | تدوینگر: بازی آقای بابک بهاندازهای خوب بود که کات کردن صحنهها را برایم سخت میکرد. اما باتوجه به این که تمام کار در یک لوکیشن ثابت میگذشت و ممکن بود مخاطب خسته شود، سعی کردیم ریتم و تمپوی کار را بالا نگه داریم. چیزی که در کات کردنها برای من مهم بود، نشان دادن نما و پلانهای قفل درها است که میتوانست بهعنوان نشانه به حساب بیاید. به نظر من ریتم فیلم کند نیست. در تدوین مهم این است که ریتم، مناسب فیلم و موضوع فیلمنامه باشد.
یعنی فاز کارگردان این فیلم چیه؟ ن درست معرفی میکنه شخصیت هارو، نه میگه اتفاق داستان چیه؟ آخرشم که مبهم، اگه برا ما ساختن که درست بسازن، اگه برا خودشون که فبها
کل فیلم در یک آپارتمان با چارپنج تا بازیگر کم دیالوگ و بی هیجان، این فیلم رو گزینه مناسبی برای خواب بعدظهری میکنه