اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فیلم فجر
داستان فیلم شوهر ستاره
خلاصه داستان فیلم شوهر ستاره را اینطور گفتهاند؛ داستان ستاره، زنی بیوه و کارگر است که پس از مواجهه با علائم یائسگی زودرس، تصمیم میگیرد زندگیاش را تغییر دهد.
نقد و بررسی فیلم شوهر ستاره
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
محمد تقیزاده
فیلم، داستان زنی تنها است و به هر دردی میزند که سر کار رود و نمیشود و بعد متوجه میشود باید ازدواج کند و به اصطلاح دنبال شوهر میگردد. ایرج زاد از اینکه اینقدر عامیانه زن ایرانی فیلمش را تصویر کند ترسی نداشته و تلاشش را برای هر چه واقعیتر کردن یک زن معمولی در ایران معاصر نشان داده است.
در سوی مقابل و در قیاس با مضامین انسانی و اجتماعی فیلم، پرداخت قصه و شخصیتها امتیاز خوبی نمیگیرد. کارگردانی ایرج زاد از فیلمنامه جلوتر است و با وجود برخی دیالوگهای درخشان و واقعی، فضای کلی قصه باورپذیری کمی دارد. نوع مواجهه و آشنایی نادری و بهداد با تاکسی اینترنتی و تداوم این رابطه تنها برای توجیه مضامین فیلم بوده از این رو شوهر ستاره دچار نوعی مضمونزدگی میشود که برای دکمهها کت و شلوار میدوزد.
بازی فریبا نادری از امتیازات فیلم است به نظر، بهترین بازی کارنامه کاری او محسوب میشود. نقش زنی ساده، بسیار معمولی و تنها که سعی دارد هر طور سده حق و حقوق خود از این زندگی بگیرد.
۳ نکته از فیلم:
- بازی خوب نادری
- بازی تکراری بهداد
- توجه به مشکلات زنان ایرانی و تابوشکنی
سید احسان عمادی
بازی فریبا نادری بهعنوان یکی از معدود زنان کنشگر و فعال در فیلمهای فجر امسال، دیدنی است و حامد بهداد با سکوتهایش، ناتوانی یونس در اظهار علاقه و پیش بردن رابطه را به درستی تصویر کرده. کلاً کارگردانی شوهر ستاره (سومین تجربه سینمایی بلند ایرجزاد)، بهمراتب جلوتر و پختهتر از فیلمنامه معیوب آن است. پلاتی که بیش از هر چیز، بر مبنای غافلگیری در پایانبندی و شگفتزدگی مخاطب طراحی شده و تمام پایههای داستانش را قربانی عطش رسیدن به لذتی نقطهای، گذرا و سطحی کرده. طوری که در فصل آخر، انگیزه یونس برای تصمیم ناگهانی تعیینکنندهاش کاملاً مبهم و غیرقابل فهم باقی میماند و به این ترتیب فیلمی را که میتوانست با نزدیک شدن به درونیات شخصیتها، مجال مکث و تأملی برای مخاطب فراهم کند، به اثری یکبار مصرف مبدل میسازد.
۳ نکته از فیلم:
- از استثنائات فیلمهای فجر ۴۰۳، که زنی کنشگر، تصمیمگیر و تعیینکننده دارد
- شخصیت و بازیهای زینب و الهام شعبانی در نقش زنان بنگاه همسریابی که میتوانند قهرمانهای یک فیلم کمدی مستقل باشند
- دو پلان پشت همِ چرخش دیوانهوار پنکه سقفی + شسته شدن ماشین یونس با کامیون شهرداری
محمد جلیلوند
یکی از خصوصیات بارز فیلمنامه های شخصیت محور، شکل دادن قصه براساس قهرمان است که ماجرا در دل آن فرصت بروز پیدا می کند. شوهر ستاره هم از این قاعده مستثنی نبوده و تماشاگر را با زنی سی و هشت ساله که در کارگاه عروسک سازی مشغول کار است، همراه می کند. ایرج زاد در همان ده دقیقه اول مشکلات ستاره را لیست کرده و دست روی مشکل جسمی اش می گذارد تا در پرده میانی از آن استفاده کند. در عین حال، بخش مهمی از داستان حول محور مشکلات زنان در جامعه و به ویژه در مواجهه با مردان می چرخد. از برخورد تند صاحب کارگاه با ستاره و دوست جوان اش که بخشی از صورت اش با اسید سوخته تا زن جوان صاحبخانه که خود به شکلی دیگر قربانی مردسالاری و خشونت است.
ایرج زاد به خوبی از آن به عنوان یک موتیف استفاده کرده و مظلومیت ستاره را پررنگ می کند. شخصیتی که خوب شکل گرفته و تروماهای زیادی دارد. به موازات او، یونس قرار دارد که زخمی از زندگی گذشته را با خود حمل کرده و میتوان آن را قرینه ستاره به حساب آورد. نیمه میانی فیلم نیز با تمرکز روی این دو پیش رفته و سرانجام به یک نقطه عطف می رسد. فیلم در پرده پایانی مشکلات زیادی دارد که سبب تغییر لحن فیلم و در نتیجه دوپارگی آن می شود. با همه اینها، شوهر ستاره ملودرام زنانه خوشساختی است که در دام کلیشهها و اغراق نیفتاده است.
۳ نکته از فیلم:
- بازی غافلگیرکننده فریبا نادری که به بهترین شکل از زبان بدن برای جان بخشیدن به ستاره بهره گرفته و حتی شایسته سیمرغ بلورین است
- گریم ظریف نادری که امیدوارم از چشم داوران دور نماند!
- پایان نسبتا ضعیف و دور از انتظار
سهامالدین بورقانی
شخصیتپردازی نقش اول تقریبا قابل قبول است و موفق میشود تصویری از گرفتاریها و مناسبات زنی تنها در جامعه را ترسیم کند اما در مجموع توفیقی برای جاگیری درست در جهانِ فیلم پیدا نمیکند. فیلمساز اجتماعی یا راهحلی برای مسائل دارد یا بر تاریکیِ مصائب چراغی میافروزد. برای همین است که «شوهر ستاره» نه موفق میشود درباره همه موضوعاتی که فهرست کرده درام دقیقی خلق کند و نه قصه را بهدرستی به سرانجام برساند و بیشتر فیلمِ حال و هواست؛ حال و هوای ستاره در میان آرزوها و آشفتگیها حس همراهی مخاطب را بیدار میکند اما از این مرحله فراتر نمیرود. غیر از اینها کارگردان احساس کرده بعضی از اشاراتش کافی نیست و هرطور شده باید داوری خودش را درباره برخی از مشکلات (ورزش زنان، مهاجرت و مشکل دیدن مردان) انجام دهد که منجر به خلق سکانسهای گلدرشت شده است.
۳ نکته از فیلم:
- فیلم گرفتار انبوهی از مسائل طرحشده میشود
- قضاوت مستقیم فیلمساز
- پایانبندی ضعیف
حمیدرضا محمدی
و البته دراینمیان خردهداستانهایی دارد که البته دغدغه کارگردان است اما در نطفه خاموش شده است؛ از ورزش زنان تا موسیقی زنان و البته مراکز همسریابی و همینها بدل به حفرههای کار شده است.
افزونبراین فیلم که داستان اصلیاش تازه تقریباً پس از یکساعت شروع میشود، نکتۀ خاص دیگری ندارد و ضعیفتر از دو ساختۀ قبلی ابراهیم ایرجزاد («تابستان داغ» و «عنکبوت») است. همچنین نباید از عنوان اثر هم گذشت که بهاعتقاد نگارنده، اگر خود فیلم را زنان بدانیم، مطلقاً ضدزن است، که نه دربارۀ شوهر ستاره، که خود ستاره است. بازیِ حامد بهداد مطلقاً چیز تازهای ندارد اما فریبا نادری با چهرهپردازی متفاوتاش، نسبتاً قابل قبول است.
٣ نکته از فیلم:
- یکنواخت و کسلکننده
- فیلمنامۀ سردرگم
- بازیهای تکراری
سید مهرزاد موسوی
فیلمی که جسارتش در خلاصه داستان میماند و بیشتر از «زنی در آستانه یائسگی دنبال شوهر میگردد» نمیرود و با انبوه مثالهای بالا (با رعایت لو ندادن داستان) در حد یک ادا و نمایش ساختگی باقی میماند. برای چنین فیلمی نباید داعیه فیلم زنانه یا اجتماعی داشت. شوهر ستاره تنها یک فریبا نادری دارد که بازیاش از فیلمنامه جلوتر است و جسارتش در پذیرش این نقش و گریم، از فیلم بالاتر قرار میگیرد. تنها ویژگی قابل ذکر این فیلم اینکه؛ فیلم شوهر ستاره از دو فیلم قبلی ایرجزاد، فیلم کمآزارندهتری برای مخاطب است!
۳ نکته از فیلم:
- بازی فریبا نادری که تنها بازیگر زن درخشان این جشنواره است
- نگهداری از بچهگربه در ماشین، جای روشنفکری، خندهدار شده و ادامه همان کنایههای پرشمار اجتماعی است
- پایانبندی بیربط و الکی خوش فیلم
احسان طهماسبی
فیلم تلاش میکند در سکانسهایی به آثار سینمای هنری نزدیک شود اما نتیجه باسمهای و قلابی میشود و میخواهد تنهایی و غم زنی درمانده را نمایش دهد اما به اثری مردستیز تبدیل شده و از آن سوی بام میآفتد. فیلم از داستانگویی عاجز است و در پایانبندی نیز با یک همبندی قابل پیشبینی به اتمام میرسد.
یک نکته از فیلم:
- شوهر ستاره هم نمیتواند به اولین کار قابل قبول علی اوجی در مقام تهیهکننده بدل شود!
بازیگران و عوامل فیلم شوهرِ ستاره
بازیگران فیلم شوهر ستاره حامد بهداد و فریبا نادری، نازنین احمدی، سوسن پرور، نوشین مسعودیان، زینب شعبانی، الهام شعبانی، میثم دامنزه، اکبر معززی، ژاکلین آواره، یوسف یزدانی، فاطمه شکری، حمیدرضا حاجی محمدزاده، با حضور فریده سپاه منصور، نادر سلیمانی، هومن حاجی عبدالهی، لاله اسکندری، علی اوجی، با معرفی نصرت بهنام منش، بهار فردوسی، نازنین منصوری و بازیگران خردسال نورا فرهادنیا، هلن رضایی و امیرحافظ هاشم لو هستند. ضمن اینکه علی اوجی و نرگس محمدی به عنوان تهیهکنندگان فیلم نامشان در تیتراژ آمده است.
ابراهیم ایرجزاد، پیش از این با اولین فیلم بلند سینمایی خود «تابستان داغ» رکورد بیشترین تعداد نامزدی در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر را کسب کرد؛ او پس از فیلم «عنکبوت» (با موضوع قتلهای زنجیرهای در مشهد) که در جشنواره حضور نداشت، امسال با این فیلم در جشنواره چهل و سوم شرکت میکند.
دیگر عوامل فیلم عبارتند از؛ فیلمنامهنویس: ابراهیم ایرجزاد و ندا رسولی، مدیر فیلمبرداری: علیرضا برازنده، تدوین: ابراهیم ایرجزاد و هانیه جلوخانی، طراحی و ترکیب صدا: علیرضا علویان، موسیقی: بامداد افشار، طراح گریم: ریحانه عادلنژاد، طراح صحنه: پوریا اخوان، طراح لباس: زهرا صمدی، مدیر صدابرداری: سهیل متولی، جلوههای بصری: علی جبلی، مدیر تولید: محسن گوهرشناس، برنامهریز و دستیار اول کارگردان: علی نوابی و عکاس: ایران انتظام.
حرفهای عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر
ابراهیم ایرجزاد | کارگردان: خیلی خوشحالم که بعد از پنج سال با فیلم سومم «شوهر ستاره» در جشنواره فیلم فجر حضور دارم. من فیلم «عنکبوت» را سال ۹۸ ساختم و بعد از آن مسیر زیست ما بهواسطه وقایعی چون شیوع بیماری کرونا و دیگر مسائل اجتماعی تغییر کرد. من هم سعی کردم بهاندازه خودم اشاره کنم به مشکلاتی که زنان این سرزمین با آن روبهرو هستند. هیچ پیامی جز این که زنان ایرانی شایسته احترام بیشتر هستند، در این فیلم سینمایی وجود ندارد. مردم ایران نشان دادهاند که در کنار زنان هستند. من هم خواستم بهاندازه خود سهمی در این مسیر داشته باشم. بهانه روایت من در کار فیلمسازی موضوع «خانواده» است. رکن هر نهاد اجتماعی خانواده است. اگر بستر صحیحی در خانواده نباشد آن آسیبها به تمام جامعه بسط پیدا میکند. از این رو علاقه من در کار فیلمسازی نگاه به خانواده است.
من مجبورم با باز کردن پرانتزهایی هم حرف خود را بزنم و هم مخاطب بتواند در جامعه و سینماهای ایران به تماشای فیلم بنشیند. ما در جامعه ایران درگیر قشر رادیکالی حداقلی هستیم که نظراتش را به اکثریت بسط میدهد. نقش یونس، بدون حضور حامد بهداد در این کیفیت به هیچعنوان رقم نمیخورد. من هرروز که بیدار میشوم عادت دارم که اخبار روز را بخوانم. روزی خبری را میخواندم که مردی به کلانتری رفته و خود را برای قتل همسرش معرفی کرده است. بعد از شنیدن این ماجرا شروع به نوشتن کردم و تلاشم بر این بود که لحن زنانه در فیلم شکل بگیرد. حتی در این مسیر از ندا رسولی، نویسنده برای نوشتن متن کمک گرفتم و در بخشهای دیگر نیز با بانوان گروه مدام تبادل فکری میکردم.
فیلم صد دقیقه است و ما در دقیقه ۹۲ سراغ پایانبندی میرویم. قصه با یونس شروع شده و با همان هم تمام میشود. وقتی درباره زنان صحبت میکنیم بخشی از این صحبت به مردان نیز باز میگردد و یونس نماینده این مردان است. یکی از مهمترین وظایف کارگردان انتخاب درست بازیگر است. استاندارد بازیگران ما در سطح بینالمللی چیزی کم ندارد. احساس میکنم مجموعه بازیگران این اثر بازی یکدستی را ارائه میدهند و بهنظرم این اتفاقی است که باید بیفتد.
علی اوجی | تهیهکننده: کار من فیلمسازی است و نه پیشبینی کردن درباره جایزه گرفتن یا نگرفتن. این که سیمرغ بگیرم یا نه به نظر هیات داوران بستگی دارد. خیلی خوشحالم که در این دوره نرگس محمدی، تنها تهیهکننده زن جشنواره است. من دوست دارم از همه عوامل فیلم که به ما کمک کردند تشکر کنم. ابراهیم ایرجزاد هنگام ساخت فیلم من را غافلگیر کرد. او انگیزهای بسیار و دغدغههایی متفاوت دارد و امیدوارم موفق باشد.
حامد بهداد | بازیگر: من در طول بیست و چند سالی که کار کردهام، متوجه این نکته شدم که همیشه ما در شرایط انتخاب نیستیم. تجربه کردن در مسیر، اهمیتی بسیار دارد. ما در روند زندگی با آدمهایی آشنا میشویم، گفتوگو میکنیم و میانمان تصویر و آرزویی شکل میگرفت و شروع به کار میکردیم. من با ابراهیم ایرجزاد سر کار «چای تلخ» ناصر تقوایی آشنا شدم و مسیر، ما را به همکاری در این اثر سوق داد. این که روایت چگونه است یا زبان فیلمساز چطور است و در این برهه تاریخی درباره زن چطور صحبت میکند را کنار میگذارم.
دریافت من از فیلم این است که چهقدر آدمهای تنها و بینام و نشانی اطراف ما زندگی میکنند و ما از کنار آنها میگذریم. در جامعه و در کنار خود ما، افرادی تبعیدی زندگی میکنند که هیچکسی نیستند. من قصه این آدمها را در اطراف خودم میبینم. صحنه فیلمسازی، عرصه شوخیبرداری نیست. اگر فیلمساز در ارائه تصویرش از جهان جدی باشد و غم هنرمندانه داشته باشد، بسیار کمککننده است و در مسیر درباره هرچیزی تحلیل دارد و من خوشحال هستم که با او همکاری کردم. ضمن این که دوست دارم از طراح چهره این اثر تشکر کنم. نصف مسیر خلق نقش را ما با گریم خوب آمدیم.
نرگس محمدی | تهیهکننده: من همیشه از تهیهکنندگی ترس داشتم. وقتی این فیلمنامه را خواندم به علی اوجی گفتم دوست دارم «شوهر ستاره» اولین کار من در عرصه تهیهکنندگی باشد، زیرا این فیلمی است که مسائل مربوط به زنان را پیش میکشد.
فریبا نادری | بازیگر: این فیلم میتواند نقطه عطفی در کارنامه کاری من باشد. من پیشتر در انتخاب نقش اشتباهاتی داشتم و امیدوارم از این فیلم به بعد، انتخابهای درستی داشته باشم. من در این فیلم نقش کمک بهیار را داشتم. برای خلق این کاراکتر پله پله جلو رفتم. صحبتهای علیرضا برازنده و ابراهیم ایرجزاد در لحظه به لحظه کار کمککننده بود.
نازنین احمدی | بازیگر: صد در صد با علی اوجی به همکاریام ادامه خواهم داد و خوشحالم که بخشی از این پروژه هستم. از ابراهیم ایرجزاد و دیگر عوامل کار تشکر میکنم.
علیرضا برازنده | مدیرفیلمبرداری: درباره هر پلانی که ثبت میشد همراه با کارگردان کار مدتها گفتوگو میکردیم. تلاشمان این بود با رسیدن به فهمی مشترک و ایجاد ارتباط میان پلانها هدفی را که مدنظر بود دنبال کنیم و آن را پی میگرفتیم. امیدوارم نتیجه کار راضیکننده باشد. این فیلم در کادر چهار در سه روایت میشود. ابعادی که استفاده کردیم خلاف قاب عریض است. صحنه نیز بر اساس همین ابعاد چیده میشد.
نبود زنان بازیگر معروف مثل ترانه علیدوستی کتایون ریاحی پگاه آهنگرانی گلشیفته و خانم معتمد آریا و،،، باعث شد بازگر دست چندمی مثل خانم نادری با کمک و پول شوهرش بتونه سیمرغ برنده بشه
وظیفه سینما علاوه بر خنداندن مردم پس از تحمل و رنج و سختی روز و روزگار ، نشان دادن تاریخ سیاه دهه های گذشته نیز است .
خوب بود ولی به نظر من غیب شدن یهویی و بی منطق شوهر ستاره از ضعف ها و سمبل آخر فیلم بود