اطلاعات برنامه اکنون با اجرای سروش صحت
قرارمان ساعت ده صبح است. میگویند اولین میهمانشان علیرضا قربانی است. خواننده خوش الحانی که در چند سال اخیر محبوبیت و صدای دلنشینش باعث شده یک صندلی خالی در کنسرتهایش باقی نماند. صدای خاطره انگیزش دل میلیونها ایرانی را ربوده و حالا از میان انبوه خاطراتی که ساخته به عنوان نخستین میهمان اکنون قرار است روبروی سروش صحت بنشیند. وارد لوکیشن که میشویم همه گروه در حال جنب و جوش هستند. علیرضا قربانی تک و تنها و بدون هیچ همراهی وارد آپارتمان شد و با همه عوامل خوش و بش کرد. به اتاق کوچک تهیهکننده و کارگردان رفت و کمی با سروش صحت و محمدرضا رضاییان خلوت کرد و گپی کوتاه انجام داد و چایی نوشید و خودش را برای گریم آماده کرد. با صبوری پشت میز گریم نشست و همانطور که زیرلب برای خودش نجوا میکرد منتظر ماند تا کارهای چهرهپرداز تمام شود.
گفتوگو با علیرضا قربانی که تمام شد سروش صحت که همیشه آرامش در صورتش موج میزند با هیجان زیاد به سراغ تک تک بچههای گروه رفت و از آنها پرسید که از برنامه راضی بودید؟ وقتی که نظر مثبت اطرافیان را شنید حالا نفس راحتی کشید
در تمام مدت زمان کارهای گریم در اتاق تحریریه اکنون با دوستان قدیمی که همگی از همکاران سابق و روزنامهنگاران قدیمی بودند گپ میزدیم. افشین صادقیزاده به عنوان سردبیر هم حضور داشت و سئوالات برنامه را تنظیم میکرد. به قول معروف زیر و بم زندگی علیرضا قربانی را بیرون کشیده بود. تمامی برنامهها و کنسرتها و فستیوالها را. حتی همکاریهای مشترک با هنرمندان بزرگ موسیقی دنیا که برخیهایش از ذهن قربانی هم فراموش شده بود. افتخاراتی که هر کدامش واقعا مایه مباهات بودند و این همه کارنامه درخشان برای خواننده بزرگ کشورمان واقعا درخشان بود. روی تخته سفید داخل اتاق نوشتههایی بود که برنامهریزی کارها را نشان میداد و ترتیب مهمانهای برنامهها را. حتی هماهنگی برای ورود و خروج مهمانها و اینکه دقیقهای معطلی در برنامههای گفتوگو نباشد.
گریم و لباس که تمام شد نوبت عکاسی شد. در فضای استودیو موسیقی ارکسترالی با صدای آرام پخش میشد که توجه قربانی را به خودش جلب کرده بود. در زمان عکاسی ناگهان توجه علیرضا قربانی به سمت صدا رفت. گفت چه موسیقی بی نظیری. بچههای کارگردانی گفتند انتخاب عکاس است. لبخند رضایتی روی لب عکاس نشست و صدای موسیقی را کمی زیاد کرد. حالا علیرضا قربانی با انرژی بهتری ژست میگرفت. عکسها که گرفته میشد طراح پوستر و عکاس نظر میدادند تا در نهایت بهترین مدلها گرفته شد و حالا نوبت ضبط بود. لوکیشن اصلی و استودیوی اصلی یک سالن بزرگ با طراحی متفاوت بود.
یک پنجره بزرگ با یک طراحی ساعت در میانه آن که دو مبل در مرکز پنجره طراحی شده بود. یک پیانو در گوشه سمت چپ و در گوشه دیگر سالن هم میز و صندلی دیگری بود. اشیا تزیینی و قدیمی زیادی در جای جای سالن بود که حس دلپذیری به صحنه میداد. محمدرضا رضاییان نکاتی را به سروش صحت گفت و قرار شد از بیرن درب اصلی استودیو همراه با مهمان وارد استودیو شوند. گفتوگو میان سروش صحت که حالا پس از سه سال و اندی دوری از برنامه کتاب باز دوباره یک برنامه گفتوگو محور را اداره میکرد با علیرضا قربانی به خوبی شکل گرفت. یک گفتوگوی داغ و پر تیتر و دیدنی. قربانی از خاطرات ورودش به عرصه خوانندگی گفت. از دیدارش با بزرگان موسیقی و از دغدغههایش. از اینکه چقدر دلش میخواهد ایران سربلند باشد. با اینکه خواننده موسیقی سنتی و کلاسیک ما در میانه جوانی بود هنوز هم شور جوانی در او زنده است. عاشق ورزش کردن است و شوخ طبع است و وقتی در زمان استراحت بین گفتوگو فرصت پیدا کرد و میکرفن خاموش بود جکهایی را برای اطرافیان تعریف کرد که همه از خنده نقش زمین شدند.
صحبتها که میان سروش صحت و علیرضا قربانی گل انداخت تمام گروه پشت صحنه محو صحبتهای آنها شده بودند. قربانی از شعر و اهمیت و جایگاه آن در موسیقی گفت. اینکه لحظهای در زندگیاش نیست که از شعر خواندن غافل شود و زیر لب دکلمه نکند. از جایگاه اجتماعی شعر گفت. مانند شعر روزگار غریبی است که جایگاه اجتماعی دارد و یک فریاد جمعی است. در بخشی دیگر از حرفهای قربانی او از لطف مردم به خودش گفت و اینکه وقتی در بخشی از یکی از کنسرتهایش صدایش گرفت و نتوانست ادامه دهد چون دید مردم ادامه میدهند به احترام مردم به کناری ایستاد و معتقد بود چون صدای مردم است حالا مردم هم کنار او ایستاده بودند.
گفتوگو که تمام شد سروش صحت که همیشه آرامش در صورتش موج میزند با هیجان زیاد به سراغ تک تک بچههای گروه رفت و از آنها پرسید که از برنامه راضی بودید؟ وقتی که نظر مثبت اطرافیان را شنید حالا نفس راحتی کشید. گویی بعد از این مدت دوری از برنامههای گفتوگو محور استرس دوری از این فضا او را نگران کرده بود. حالا اکنون فرصت دوبارهای بود برای آنکه بتوان در فضای تازه از کتاب و زندگی و شعر و عشق و زمانه حرف زد. و چه خوب که این آغاز دوباره با نجوای دلپذیر علیرضا قربانی باشد.
خسته نباشید و خدا قوت، جدی توقیف شد؟:(((
پس چرا تو اپ فیلیمو قسمت دوم رو بزودی زده؟
تا شما پشتمون هستید، با قدرت ادامه میدیم…
اکنون دیگه پخش نمیشه