- آقای رکنی شما بازیگری را از حوزه تئاتر آغاز کردید. آیا با این گزاره موافق هستید که کسانی که بازیگری را از تئاتر آغاز کردند، در حوزه تصویر موفق تر هستند؟
از نگاه من درباره هیچ چیزی در این دنیا نمیتوان به صورت قطعی نظر داد و صحبت کرد اما نظر شخصیم این است کسانی که از تئاتر آمدند، ماندگارتر هستند و اگر بخواهیم فلش بک بزنیم میتوانیم به مرحوم عزت الله انتطامی و داوود رشیدی، علی نصیریان و هنرمندانی نظیر نوید محمدزاده، امیر جعفری و… اشاره کنیم که ریشه تئاتری دارند. شاید بتوان گفت هنرمندی که برخواسته از تئاتر است، بازیگرتر است، اکت دارد و صرفا پلیر نیست. بازیگری که از تئاتر کار خود را آغاز میکند، یاد میگیرد که روی صحنه با بیان و زبان بدن مخاطب را با خود همراه کند اما در سینما بسیاری از موارد دیگر به کمک بازیگر میآید تا تماشاگر را دنبال خود بکشاند پس قطعا این اتفاق برای یک بازیگر تئاتر در سینما راحتتر و آسانتر است.
تئاتر کوله و اندیشه مرا پُر کرده است و تمرکز، قدرت و از همه مهمتر خلاقیت را به من بخشیده و نگذاشته است کودک درونم بمیرد. من تاکنون نزدیک به 37 تئاتر چه به عنوان بازیگر و چه کارگردان کار کردم و زمانی که شانس این را داشتم که وارد سینما شوم، به این نتیجه رسیدم فضایش نسبت به تئاتر راحتتر است چراکه کوله من پُر شده و میتوانم از آدمهایی که قبلا ساخته بودم، استفاده کنم.
- شما کارگردانی آثار مختلفی در تئاتر برعهده داشتید. آیا تصمیمی برای ورود به حوزه کارگردانی در زمینه فیلم کوتاه و فیلم بلند را ندارید؟
واقعا جزو دغدغههایم است اما صادقانه بخواهم بگویم شاید 6 تا 7 سال دیگر وارد این حوزه شوم یعنی زمانی که 40 ساله شدم. حتی شاید زندگی خودم را تبدیل به فیلم کردم! اما الان بیشتر دغدغه بازیگری و بازیگردانی دارم.
- بازی و حضور در تئاتر برایتان در اولویت قرار دارد یا حضور در سینما و نمایش خانگی؟ چرا؟
من حضور در آثاری را که برای سینما و شبکه نمایش خانگی تولید میشوند، دوست دارم چراکه باعث دیده شدن من میشود. تئاتر را هم دوست دارم چون نمیگذارد خلاقیت و کودکی من از بین برود. صادقانه بخواهم بگویم تئاتر برای من پولی ندارد حتی آنقدری که بخواهم خرج زندگی روزمرهام را بگذرانم. من بارها اتفاق افتاده است که پیشنهاد بازی در آثار سینمایی و نمایش خانگی را پذیرفتم تا دیده شوم و دستمزدم را خرج تئاتر کنم تا با آدمها روبهرو شوم و روی صحنه کیف کنم.
- پیشنهاد حضور در سریال «بازنده» از جانب چه کسی به شما داده شد و چگونه به این پروژه پیوستید؟
زمانی که سر پروژه «زخم کاری» بودم، علی مردانه به من پیشنهاد داد به دفتر احسان ظلیپور تهیهکننده «بازنده» بروم تا با امین حسینپور کارگردان اثر دیداری داشته باشم. امین حسینپور، بازی مرا در «میدان سرخ» و «برادران لیلا» دیده بود و میدانست که تئاتر کار میکنم. مفصل با هم صحبت کردیم و قرار شد فیلمنامه را بخواندم و نظرم را بگویم.
مهدی رکنی بازیگر سریال بازنده: کار کردن با این تیم حرفهای ثانیه ثانیه برایم تجربه بود و اگر فوتبالی نگاه کنیم، تیم رئال مادرید بود. همه افراد حرفهای بودند و من کنارشان یاد گرفتم و در روند بازیگری خودم نقطه عطف است. ناگفته نماند تجربه بازیگردانی این سریال در کنار پیمان قاسمخانی که راه رفتن کنارش باعث افتخار است، دوچندان بود
آن زمان به ایشان گفتم که اگر بتوانیم این کاراکتر را کمی از ذهن مردم دور کنیم؛ به عنوان مثال پلیسی دست و پا چلفتی و خنگ را به نمایش بگذاریم. در نهایت امین حسینپور پذیرفت. من غالبا در آثار مختلف بدمن ماجرا بودم اما کاراکترم در «بازنده» کمی متفاوتتر از دیگر نقشهاییست که بازی کردهام. ناگفته نماند که من در این اثر بازیگردان نیز بودهام.
- پس میتوان گفت این کاراکتر نقطه عطفی در کارنامه کاری شما محسوب میشود؟ حضور در این پروژه چه تجربه ای را برایتان رقم زد؟
بله. از نگاه من نقطه عطف است چراکه به دلیل چهره و فیزیک و تُن صدایی که دارم، بیشتر نقشهای منفی به من پیشنهاد میشود اما کاراکترم در «بازنده» بدمن نبود. از سوی دیگر باید بگویم که تجربه این نقش را در تئاتر داشتم اما در سینما نه پس ریسک کردم و آن را پذیرفتم. همچنین ذکر این نکته خالی از لطف نیست که نقشم در «بازنده» سختترین نقشی بوده است که تا به الان بازی کردهام.
مخاطب ایرانی به شدت باهوش است و خنداندنش کاری بسیار سخت. من باید از خودم فاصله میگرفتم چراکه زمختی در چهره و صدایم دارم که با کاراکتر جور نبود. همچنین باید کمدیهای موقعیتی که شخصیت داشت، درست اجرا میکردم تا برای مخاطب جذاب باشد. اگر دقت کرده باشید این کاراکتر در سریال «بازنده» عاشق علیرضا کمالی است و دوست دارد ادایش را دربیاورد!
درباره بخش دوم سوال باید بگویم که کار کردن با این تیم حرفهای ثانیه ثانیه برایم تجربه بود و اگر فوتبالی نگاه کنیم، تیم رئال مادرید بود. همه افراد حرفهای بودند و من کنارشان یاد گرفتم و در روند بازیگری خودم نقطه عطف است. ناگفته نماند تجربه بازیگردانی این سریال در کنار پیمان قاسمخانی که راه رفتن کنارش باعث افتخار است، دوچندان بود.
- بازنده ژانری نوآر دارد و سبکی جدید در حوزه سریال سازی است. کمی درباره خود سریال و تفاوت های آن با آثار امروزه ای که شاهد آن در شبکه نمایش خانگی هستیم، برایمان بگویید.
نوآر به معنای تاریکی ریشه در اکسپرسیونیسم آلمان دارد. همچنین زمانهای قدیم در هالیوود چیزی به اسم نوآر وجود نداشت بلکه به آن ملودرام اندوهناک میگفتند که پس از آن نوآر آمد. این ژانر قاعدتا مسایل تلخ بشر را به صورت واقعگرایانه توضیح میدهد. سریال «بازنده» از نگاه من در طرح و روند تعریف قصه که هر کاراکتر مسایل خاص خودش را دارد و چه کشمکش بین کاراکترها متفاوت است و این نبوغ امین حسینپور را نشان میدهد و باید بگویم به شدت باهوش است که توانسته این قصه را بنویسد، کارگردانی کند، طراحی صحنه را برعهده بگیرد و اثری این چنین خوش ساخت و خوب را ارایه کند.
ژانر نوآر المانهای بسیاری دارد مثلا فیلمبرداری آن در شب و زاویهها متعارف است، کوچههای خیس دارد، از فلش بک استفاده میکند، دکورها داخلی و ماکت طور است یعنی در استودیو فیلمبرداری میشود و قاعدتا مسایل روانشناسی مربوط به طبقه متوسط را بیان میکند. همچنین قهرمان همیشه شکست میخورد و عنصری به اسم ترس همیشه با اوست. اگر ما این موارد را به عنوان اولویتهای ژانر نوآر بخواهیم درباره «بازنده» بگوییم تک تک شان وجود دارد.
- از واکنش مخاطبان تا به اینجای پخش «بازنده» برایمان بگویید.
من درباره مخاطبانم فضای مجازی و دوستان تئاتریام که بازخورد گرفتم میتوانم بگویم که به شدت «بازنده» را دوست دارند. همچنین چند شب پیش برای رفتن به تئاتر سوار مترو شدم و فکر میکنم 50 نفر از من پرسیدند که چه کسی بچه را دزدیده است؟ آیا زنده است؟ و… این افراد از قشرهای مختلف بودند و برای همه دغدغه شده است که پایان فیلم چه اتفاقی رخ میدهد. این نشان میدهد مردم «بازنده» را دوست دارند و سلیقهشان است.
تصور من این است که بسیاری از افراد زمانی که سریال تمام شود، تازه به سراغ آن میآیند. من توصیه میکنم کسی که به اصطلاح فیلم بین و عاشق ژانر معمایی است، این اثر را تماشا کند. یقینا لذت خواهد برد و همه قسمتها را پشت هم و در چند ساعت دنبال خواهد کرد.
- سخن پایانی…
روی صحبتم با بازیگران شهرستانی است که به تهران آمدند تا در دانشگاه و یا کلاسهای آزاد، بازیگری بخوانند و بعضا برخی از آنها هر روز پس از فراغت از درس در اسنپ مشغول میشوند و یا در جای دیگر کار میکنند تا بتوانند زندگی خود را بگذرانند. به این افراد که همه دغدغهشان بازیگری است یک چیز میگویم اینکه کم نیاورند و رو به جلو حرکت کنند. خدایی آن بالاست که تلاشها را میبیند و اتفاق خوب یک روز رخ میدهد.