مسابقه گل یا پوچ؛ معرفی شیوه بازی
- ابتدا برایمان بگویید که چگونه به پروژه «گل یا پوچ» پیوستید و چه عواملی شما را برای حضور در این پروژه ترغیب کرد؟
فرید ناظرفصیحی: ایده اولیه بازی گل یا پوچ برای من بسیار جذاب بود؛ اینکه بین تمام بازیهایی که تقریباً کپیهایی از اجراهای غربی بودند، یک بازی ایرانی با ایده اجرایی جذاب ارایه شد، من را به وجد آورد. اما مهمترین عامل، نقش علی اسدزاده در مقام تهیهکننده مولف بود. ما تجربه شیرین سریال «خاتون» را کنار هم داشتیم و علاقه به همکاری دوباره با او، من را به حضور در این پروژه ترغیب کرد.
- پیش از این برنامه با مهران مدیری در پروژههای دیگر همکاری داشتید؟
بله من در آثار «5 عصر»، «6 صبح»، «دراکولا» و «هیولا» با مهران مدیری همکاری داشتم و «گل یا پوچ» همکاری پنجم ما بوده است.
- اساساً مدیر هنری در این پروژه چه تعریفی دارد و چه وظایفی بر عهده شما بود. آیا حوزه کاری شما تداخلی با آقای درخشان که کارگردان تلویزیونی کار هستند، نداشت؟
به هیچ وجه! وظایف ما از هم متفاوت هستند، هرچند در انتها باید تمام عوامل به یک برآیند مشترک برسند. همراهی من با پروژه از همان روزهای اول آغاز شد و من به همراه تهیهکننده اثر، به صورت مداوم جلساتی را با هم برگزار میکردیم و ایدههای مختلفی را مورد بررسی قرار میدادیم تا به روایت بصری یک دستی برسیم. من به عنوان مدیر هنری وظیفه داشتم تا اطمینان حاصل کنم تمامی دپارتمانها با یکدیگر همکاری میکنند و در تعامل کامل هستند.
فهرستی از بهترین مسابقه ها و برنامه های نمایش خانگی
- در بین مسابقههایی که پخش شدهاند، گل یا پوچ هم ساده و آشناست و هم متمرکز. مسابقهای که نیاز به توانایی و مهارت عجیبی ندارد و مبتنی بر تجربه، تمرکز و هوش است. معیارهای شما برای انتخاب شرکت کنندگان چه بوده است؟
شرکتکنندگان بر اساس تحقیق و بررسی میدانی انتخاب شدند. مدت زیادی عوامل در مکانهای مختلف حضور پیدا میکردند و شاهد اجرای تعداد زیادی از افرادی بودند که در این بازی شهرت نسبی داشتند. در انتها جمعبندی انجام شد و نفرات اصلی برای فیلمبرداری انتخاب شدند.
- آیا مسابقهای پیش از حضور در «گل یا پوچ» بین افراد برگزار میکنید تا بهترینها را انتخاب کنید؟ افراد حاضر در هر گروه با هم نسبتی دارند یا شما آنها را در یک گروه قرار میدهید؟
همانطور که قبلاً اشاره کردم، انتخاب بازیکنان بیشتر بر اساس مشاهدات میدانی بوده، یعنی به آنها اجازه داده شده است که در محیط امن خود بازی کنند و ما خود واقعی آنها را ببینیم چراکه برای ما مهم بوده است در بازی به جای هنرپیشهها با آدمهای واقعی مواجه باشیم. آدمهایی که همه ما قطعاً چندین بار در زندگی روزمره دیده و با آنها برخورد داشتهایم. گروهبندیها هم بر اساس شناختی بود که بر بازیکنان پیدا کرده بودیم و تلاش کردیم که گروهها یک پالت رنگی باشند و از هر طیفی در آنها بازیکن داشته باشیم.
گل یا پوچ مسابقه کاملا ایرانی است اما قوانین و مقرراتی را به آن اضافه کردید که به خوبی توسط احسان منصوری نریتور برنامه درباره آن توضیح داده میشود. این قوانین از کجا میآیند و در اتاق فکر چگونه به این قوانین رسیدهاید؟
به هر حال چالش اصلی ما در این پروژه جذابتر کردن بازی بود. میدانستیم که نیاز است آیتمهایی به بازی اضافه کنیم که هیجان و تنش آن را هم برای بازیکنان و هم برای مخاطبان بالا ببرد. برخی از آنها همین حالا هم امکان دارد در کوچه و بازار اجرا شوند و بعضیها کاملا اورجینال و متعلق به برنامه «گل یا پوچ» هستند.
- چه قدر با گروههای مختلف برای شرکت در این مسابقه تمرین شده است؟ این کری خوانیهایی که اتفاق میافتد فی البداهه است یا اتاق فکر و تیم نویسندگان برای شرکت کنندگان به اصطلاح دیالوگ نوشته است؟
در دنیا رایج است که تیم نویسندگان مسیر اصلی هر قسمت از یک مجموعه را مشخص میکنند. در این پروژه هم تیم نویسندگان با دقت هر قسمت را طراحی میکردند اما از طرفی هم این کاراکترها به اندازه کافی جذاب بودند و خودشان بخش عمده دیالوگ گویی را به دست میگرفتند. ما هم همین را میخواستیم که ارتباط بین آنها زنده، واقعی و جاندار باشد. در ادامه هم که نتیجه بازی کاملا دست خود بازیکنان بود.
فرید ناظرفصیحی: همین حالا تاثیر مسابقه گل یا پوچ را در جامعه میتوان دید اما اینکه چطور بازیهای ملی و سنتی خود را زنده نگاه داریم یک مبحث طویل و مهم است. من مطلع هستم که سالیان سال است افراد زیادی در حال تحقیق و بررسی در باب بازیهای کهن ایرانی هستند و تلاش میکنند تا آنها را دوباره به جامعه ما برگردانند
- زوم دوربین روی حرکات دست شرکتکنندهها، کاتهای بهجا و توجه به حرکات چشم آنها برای پیداکردن گل میان دستان رقیب از نکات قابلتوجهی فرمی این برنامه هستند. اساسا چگونه به این موارد در اتاق فکر خود رسیدید؟ و چه تدبیری برای جذابتر کردن آن اندیشیدید؟
قطعا بخش عمدهای از آن با مشاهده دقیق بازیهای تقریبا مشابه و نوع فیلمبرداری آنها به دست آمده است. ما باید فکر میکردیم که در هر لحظه مخاطب دوست دارد چه حسی داشته باشد و یا چه چیزی را ببیند. بعد به این نتیجه میرسیدیم که باید در این بخش به مخاطب لو بدهیم گل دست کیست یا نه. یا اگر میخواهیم لو دهیم، به چه شکل این کار را انجام دهیم. مطمئن بودیم که در این بازی حرکات دست، صورت و به ویژه چشمها بسیار تعیینکننده و حساس هستند، پس بیش از هرچیزی تمرکز خود را بر آنها گذاشتیم.
- به نظر با ساخت چنین برنامههایی نمیشود استفاده مجدد از این بازیها را به عنوان یک فرهنگ در کوتاه مدت جا انداخت چراکه زمانه عوض شده و این بازیها شاید برای خیلی از نسلهای جدیدتر جذابیت نداشته باشد و باید با همین برنامهسازیها و خلاقیت آن را جذاب کرد. اساسا هدف اصلی ساخت این برنامه چیست؟
همین حالا تاثیر این برنامه را در جامعه میتوان دید اما اینکه چطور بازیهای ملی و سنتی خود را زنده نگاه داریم یک مبحث طویل و مهم است. من مطلع هستم که سالیان سال است افراد زیادی در حال تحقیق و بررسی در باب بازیهای کهن ایرانی هستند و تلاش میکنند تا آنها را دوباره به جامعه ما برگردانند. این مهم نیازمند همکاری بلند مدت بین ما و این عزیزان است و خبر خوب این است که ما در حال حاضر در تلاش هستیم تا با محصولات مشابه دیگری این سنت را زنده نگه داریم و تاثیر آن بر جامعه ایرانی را پایدار کنیم.
- برایمان بگویید شما به عنوان مدیر هنری پروژه با سهیل دانش اشراقی برای طراحی دکور و صحنه چه قدر تعامل داشتید؟ به نظر میرسد طراحی صحنه وام گرفته از قهوهخانههای قدیمی است و شاهد یک زیبایی شناسی بصری هم هستیم اما با این حال بخشی از مخاطبان به نور کم صحنه و تاریکبودن فضای مسابقه انتقاد دارند. نظر شما درباره این موضوع چیست و چگونه به این دکور رسیدید؟
سهیل دانش اشراقی یکی از بهترین طراحان صحنه و دکور ایران است که پیش از این هم با هم همکاری کردهایم. حرف یکدیگر را به خوبی میفهمیم. ماجرا این بود که در تحقیقات میدانی عوامل، ما به این نتیجه واضح رسیدیم که چند چیز به این بازی چسبیده است. اول قدمت و قدیمی بودن آن است، دوم ایرانی بودن بازی و سوم فضای قهوه خانه که ما اکثر بازیکنان را از آنجا پیدا کردیم و با بسیاری از روشهای بازی در این مکان آشنا شدیم. پس معادله ساده بود، طراحی یک قهوه خانه که قدمت و اصالت ایرانی در آن مشخص و چشمنواز باشد در دستور کار قرار گرفت.
گفتوگو با سهیل دانش اشراقی طراح صحنه مسابقه گل یا پوچ
- از همکاری با احسان منصوری برایمان بگویید و اینکه چگونه به این انتخاب رسیدید؟
در فضای مجازی مردم مدت زیادی است که با احسان منصوری آشنا هستند. انتخاب او ساده بود، توانایی وی در روایت ساده و به زبان عام مسایل حتی پیچیده، بسیار به ما در توضیح قوانین بازی کمک کرد.
- در این پروژه با چه چالشهایی مواجه بودید؟
تجربه جدیدی بود و چالش هم کم نداشت. اما هیچ کدام از این چالشها آزاردهنده نبود، بلکه برعکس، همزمان که دانش خود را کامل در میان گذاشته بودیم، چیزهای جدید هم یاد میگرفتیم. اصلا از نشانههای یک کار خوب همین است، اینکه هم از شما بگیرد و هم به شما اضافه کند. این بازی و اجرا، ما را به پرداخت بیشتر به آثار و هنر و سنتهای ایرانی ترغیب کرد و در ادامه استقبال مخاطبان این اطمینان را به ما داد که تنها نخواهیم بود و همراهان زیادی خواهیم داشت.