فیلم پیرمرد و دریا | ۱۹۹۰ | The Old Man and the Sea
پیش از این و در دهه ۵۰ اقتباس سینمایی مشهوری از این رمان همینگوی به کارگردانی جان استرجس و با بازی اسپنسر تریسی روی پرده سینماها آمده بود. کتاب همینگوی به زندگی ماهیگیر پیری میپردازد که خیلی وقت است نتوانسته ماهی صید کند اما در یکی از سفرهای دریاییاش ناگهان ماهی بسیار بزرگی صید میکند که کوسهها تا رسیدن به ساحل بخش زیادی از آن را میبلعند. در این اقتباس تازه، کارگردان و نویسنده کاملاً به کتاب همینگوی وفادار ماندهاند. آنتونی کوئین در این فیلم بار دیگر به فضاهای بازیهای گذشتهاش مانند زوربا نزدیک میشود اما آرامش و طمانینه بیشتری در بازی او دیده میشود که با خلقیات قهرمان رمان همینگوی هماهنگی بیشتری دارد. هرچند برگردان تصویری این رمان که به درونیات قهرمان کتاب در مواجهه با طبیعت و شکار غولپیکرش میپردازد، در سینما کار دشواری است اما کوئین به سهم خودش سعی میکند این نقش را باورپذیر از آب دربیاورد.
فیلم شیر صحرا (عمر مختار) | ۱۹۸۱ | Lion of the Desert
این فیلم حماسی تاریخی که با حمایت کامل رهبر سابق لیبی ساخته شد، داستان زندگی و مبارزات عمر مختار رهبر قبیلهای در لیبی را با نیروهای کشور ایتالیا به تصویر کشیده است. مصطفی عقاد پس از محمد رسول الله (ص) ساخت این فیلم را آغاز کرد و نقش عمر مختار را به آنتونی کوئین داد. اگرچه فیلم با نقدهای مثبتی روبرو شد اما در نمایش عمومی نتوانست با موفقیت تجاری روبرو شود. نمایش فیلم در ایتالیا ممنوع شد و بعدها در تلویزیونهای پولی به نمایش در آمد. کوئین این بار و بر خلاف نقشهای گذشتهاش چندان تحرک بیرونی ندارد اما در صحنههایی مانند رویارویی با یکی از فرماندهان ارتش ایتالیا که نقش او را رالف والونه بازی میکند، بازیاش باورپذیر از آب درآمده است. ضمن این که گریم تا حد بسیاری به نقش کوئین کمک کرده اما او به تمامی در این نقش دشوار فرو میرود و تماشاگر را با خودش همراه میکند. بازی در سکوت کوئین در سکانس پایانی فیلم که بناست حکم عمر مختار اجرا شود، تأثیرگذار است.
فیلم الرساله – محمد رسولالله (ص) | ۱۹۷۶ | The Message
با این که بازی کوئین در فیلم نسبتاً کوتاه است اما بازیاش در فیلم بسیار مورد توجه قرار گرفت. هیبت او در نقش حمزه عموی پیامبر بسیار پذیرفتنی از آب درآمده است. یکی از منتقدین سینمایی قد و قامت و وقار او در این نقش را ستود. عقاد حضور ابتدایی کوئین در فیلم را بهگونهای اسطورهای به تصویر کشیده است. مشرکین مکه در حال اذیت و آزار یاران پیامبر هستند و ناگهان کسی فریاد میزند، حمزه! آنتونی کوئین با چهرهای پوشیده و سوار بر اسب وارد میشود و به خوبی نقش ناجی مسلمانان را ارائه میکند. این فیلم برای تماشاگران ایرانی از جهت دیگری نیز اثری به یاد ماندنی است. دوبله این فیلم به مدیریت استاد منوچهر اسماعیلی یکی از برجستهترین آثار دوبله شده در ایران. خود استاد اسماعیلی به جای آنتونی کوئین صحبت کرد و هرآنچه را که عقاد کارگردان فیلم برای شخصیت کوئین طراحی کرده بود، در دوبله فارسی حتی تا چندین برابر به این شخصیت افزوده است.
فیلم ساعت ۲۵ | ۱۹۶۷ | The 25th Hour
در این درام ضدجنگی کوئین نقش یوهان موریس، زندانی رومانیایی آلمانها را بازی میکند که یک افسر اس. اس او را نمونه منحصربفردی از یک آریایی آلمانی- رومانیایی تشخیص میدهد و همین او را از فرش به عرش میرساند. اما این تمام ماجرای زندگی او نیست. فیلم بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده که سالیان پیش نیز به فارسی ترجمه شده است. برخی از منتقدان به بازی کوئین و نقش او نگاهی انتقادی داشتهاند و معتقدند که این نقش با بازی او عاری از صداقت از آب درآمده و کوئین انسانی را به تصویر کشیده که هم یک قربانی و هم سادهلوح است. البته به نظر میرسد اینها ضرورتهای داستانی فیلمنامه بودهاند که کوئین دست برقضا با دقت و تمرکز روی آنها کار کرده است.
فیلم زوربای یونانی | ۱۹۶۴ | Zorba the Greek
فیلم بر اساس رمان مشهور نیکوس کازانتزاکیس ساخته شد و آنتونی کوئین در این فیلم نقش زوربا را بازی میکند که زندگی را زیر سؤال نمیبرد و بسیار نسبت به آن خوشبین است و سعی میکند با آن همراه باشد اما در این میان او فقط به قوانین شخصی خودش وفادار است. فیلم با موفقیت تجاری روبرو شد و بازی کوئین بسیار مورد تحسین قرار گرفت و نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر شد. برخی او را در این فیلم یکی از بهترین شمایلهای سینمایی تاریخ سینما دانستند. منتقد نشریه واشنگتن تایمز بازی او را آمرانه و همراه با شیرینکاریهای خاصی ارزیابی کرد که از اطمینان کوئین به خودش و بازیاش میآید. برخی نیز اشاره کردهاند که فیلم نمیتواند برای تماشاگرانش مشخص کند که آیا کوئین براستی قهرمان فیلم هست یا نیست، چرا که هر بار که او را روی پرده میبینیم، باورمان میشود که کلید موفقیت فیلم در دستان اوست.
فیلم مرثیهای برای یک سنگین وزن | ۱۹۶۲ | Requiem for a Heavyweight
این فیلم درواقع جزو آن دسته آثاری است که به آنها ملودرام شکست میگویند. فیلم، آشکار از تنهایی انسان در جامعه حرف میزند. انسانی که در نهایت راهی به جز پذیرش واقعیت ندارد. آنتونی کوئین در این فیلم نقش بوکسوری به نام لویی ریورا پا به سن گذاشتهای را بازی میکند که به اصطلاح دورهاش تمام شده است. در ابتدای فیلم با بوکسور جوانی به نام کاسیوس کلی بازی میکند. همان که بعدها نام محمد علی کلی را انتخاب کرد و قهرمان جهان شد. منتقدان بازی کوئین در این فیلم را ستودند. یکی از آنها بازی او را عالی توصیف کرد، چون بیآنکه زیادهروی کند، با آن بینی و گوشهای شکسته و ابروهای شکاف برداشتهاش، رقتانگیز بودن شخصیت و موقعیت ریورا را در فیلم نشان میدهد.
فیلم آخرین قطار گان هیل | ۱۹۵۹ | Last Train from Gun Hill
ونگوگ و گوگن دو دوست ماندند، اما کرک داگلاس و آنتونی کوئین دو دوست قدیمی به دشمنان خونی هم بدل میشوند. کوئین در نقش کرگ بلدن نمیتواند اجازه دهد دوست قدیمیاش مارشال مورگان، پسرش را ببرد و به دست قانون بسپارد. این نقش برای کوئین در واقع یک چالش محسوب میشد. او اکنون باید به آهستگی از نقش یک دوست ظاهراً مهربان دور شده و به یک نقش منفی تمام عیار بدل شود که در برابر قانون میایستد. بازی کوئین در آخرین قطار گانهیل از سوی منتقدان و تماشاگران سایت راتن تومیتو، امتیاز ۹۱ درصد را کسب کرد. این وسترن که در واقع جزو واپسین وسترنهای سینمای امریکا در دهه 60 است، اکنون به نوعی به یک نوستالژی طرفداران سینمای وسترن بدل شده است.
فیلم شور زندگی | ۱۹۵۶ | Lust for Life
وینسنت مینهلی این فیلم را بر اساس رمان ایروینگ استون ساخت که به زندگی ونسان ونگوگ میپردازد. کرک داگلاس نقش ونگوگ و آنتونی کوئین نقش پل گوگن را بازی کردند. کوئین برای بازی در این فیلم نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم شد و جایزه بهترین بازیگر نقش دوم را از گلدنگلوب دریافت کرد. برخی از منتقدان فیلم را در تصویر کردن ونگوگ و زندگیاش موفق ارزیابی کردند اما برخی معتقد بودند که فیلم نتوانسته رنگ و گرمای رمان استون را روی پرده سینما منتقل سازد. با این حال، هم بازی داگلاس و هم آنتونی کوئین مورد توجه قرار گرفت. در عالم واقع، گوگن نقطه مقابل ونگوگ قرار داشت. او به زندگی آری گفته بود. برای همین بهنظر میرسد انتخاب کوئین برای بازی در نقش گوگن واقعگرا و طبیعیگرا بود. کوئین در فیلمهایش همواره تقش آدمهایی را بازی کرده که مانند گوگن روی خوش به زندگی نشان میدهند. حتی اگر تلخ هستند، سعی میکنند این تلخی مانعی بر سر شادیهای زودگذر زندگی نباشد.
فیلم جاده | ۱۹۵۴ | The Road
او تنها یک بار در فیلمی از فلینی کارگردان برجسته ایتالیایی بازی کرد و با همسر او همبازی شد. کوئین در این فیلم نقش زامپانو را بازی میکند که از راه معرکهگیری روزگارش را میگذراند و وردست سادهدلی به نام چلسومینا دارد که زامپانو رفتار خوبی با او ندارد. کوئین که همزمان قرارداد دیگری برای بازی در فیلم حماسی آتیلا داشت، میخواست فیلم فلینی را رها کند اما فلینی وی را متقاعد کرد که همزمان در هر دو فیلم بازی کند. یکی از منتقدان سینمایی درباره بازی کوئین در جاده میگوید: «او در نقش مردی قدرتمند و غرغرو و ظاهراً بیرحمی که ذائقهاش بدوی است، عالی ظاهر میشود.» کوئین بازی در فیلمی از فلینی را تجربهای گرانبها دانست و معتقد بود فلینی تا صحنهای را آن چنان که دوست داشت، فیلم برداری نمیکرد، بارها و بارها آن را تکرار میکرد. کوئین میگفت در سه ماهی که با فلینی همکاری کرد، چیزهای زیادی درباره بازیگری آموخت.
فیلم زنده باد زاپاتا | ۱۹۵۲ | Viva Zapata
فیلمنامه این فیلم را جان اشتاین بک، رماننویس سرشناس امریکایی نوشت. فیلم، تصویری تخیلی از امیلیانو زاپاتا، یک مکزیکی انقلابی ارائه میدهد که نقش او را مارلون براندو و برادرش را آنتونی کوئین بازی میکنند. کوئین برای بازی در این فیلم، اسکار بهترین بازیگر نقش دوم را کسب کرد. او در این فیلم نقش شخصیتی را بازی میکند که بدوی است و به جز زندگی دنیوی به چیزی اهمیت نمیدهد. کوئین در نقش اوفمیو زاپاتا از برادرش بسیار بیپرواتر است و میخواهد فراتر از قانون هرچه را که میخواهد تصاحب کند. به نوعی میتوان گفت که این نقش در بازیهای آینده آنتونی کوئین اثرگذار بود و او همچنان در نقش آدمهایی ظاهر شد که با خشونت و توسل به زور راهشان را میگشایند.
اگر میخواهید به کلکسیون بهترین فیلم های آنتونی کوئین دسترسی داشته باشید، روی تصویر زیر کلیک کنید