بهترین فیلم های اجتماعی سینمای ایران
خلاصه داستان فیلم آبی روشن
داستان فیلم آبی روشن را اینطور میشود گفت؛ داستان مردی به نام یوسف است که معدندار و معتمد شهر است، او بهطور اتفاقی یک فیروزه کمیاب پیدا میکند و زندگیاش در مسیر مخاطرهآمیزی قرار میگیرد و در این مسیر آزمونهای سختی پیش پایش قرار میگیرد.
بازیگران و عوامل فیلم آبی روشن
بازیگر اصلی این فیلم مهران احمدی است که مرتضی امینی تبار، بازیگر جوان سریال «زخم کاری» به کارگردانی محمدحسین مهدویان با مهران احمدی همبازی است. مهران غفوریان، سارا حاتمی، روحالله زمانی، علیاکبر اصانلو و کاظم هژیرآزاد دیگر بازیگران فیلم هستند.
سازندگان فیلم
کارگردان آبی روشن بابک لطفی خواجه پاشا است و تهیهکننده هم حسین میری. فیلمنامه این فیلم را امیر ابیلی و داوود گنجوی نوشتهاند.
سایر عوامل فیلم اصلی آبی روشن عبارتند از: دستیار اول کارگردان: امیر رونقی، منشی صحنه: آرزو قربانی، مدیر برنامهریزی: امید همتیفراز، مدیر تولید: سید مقصود میرهاشمی، طراح لباس: الهام تركمن، طراح چهرهپردازی: کامران خلج، مدیر صدابرداری: اشکان پورتاجی، طراحی و ترکیب صدا: آرش قاسمی، طراح صحنه: امیر زاغری، موسیقی: فرید سعادتمند، تدوین: حسین جمشیدیگوهری، مدیر فیلمبرداری: پیمان عباسزاده، مجری طرح: وحيد معدنی، طراح جلوههای ویژه میدانی: ایمان کرمیان، طراحی جلوههای بصری: امین پهلوانزاده، عکاس: صمد قربانزاده و روابط عمومی: الهام عرشیزاده.
درباره بابک لطفی خواجه پاشا؛ کارگردان
نقد و بررسی فوری فیلم آبی روشن
نکته: این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست.
سیدمهرزاد موسوی
فیلم همه آن ابهامهای ساخته شده در ۹۰ دقیقه را در یک سکانس دو نفره (غفوریان و احمدی) به سادگی هرچه تمامتر باز میکند و دیگر چیزی برای ادامه قصه نمیگذارد. بهخصوص تصمیم آخر قهرمان قصه که بیمنطقترین و ناسازگارترین پایانبندی ممکن است.
آبی روشن فیلم از مد افتادهای است، سالها دیر ساخته شده و معناییگراییاش دیگر به کار نمیآید. حیف از بازی خوب مرتضی امینیتبار و مهران غفوریان که در این اتمسفر از دست میرود. هرچند شاید مدل جشنواره این باشد که فیلم را تحویل بگیرد ولی شما بدانید که با چه فیلمی طرف هستید.
اسم پیشنهادی دیگر برای فیلم: فیروزه
سطح فیلم: همینجایی که هست؛ سودای سیمرغ و نه بیشتر از آن
۳ نکته از فیلم:
- عاقبت پسر مالک!
- بچه زرنگ ۲
- دیر آمدی ریرا
کمال پورکاوه
آبی روشن ساخته بابک خواجهپاشا که متن فیلمنامهاش را از فکر و ذهن دو نویسنده (امیر ابیلی و داوود گنجوی) وام گرفته است، مسیری دقیقا مشابه با سندرومی که در سینمای ایران ذکر آن رفت پیموده و در این راه، آنقدر درگیر نمادگرایی و شعارزدگیهای ژورنالیستی میشود که بسیاری از علاقهمندان را به یاد سینمای موسوم به معناگرا (با حضور همیشگی یک امامزاده) در دهه ۸۰ میاندازد.
در اثری که مضمون جستوجو را بهعنوان تم اصلی درونیاش برگزیده و بسیاری از وقایعش را بر پایه یک سفر جادهای برنامهریزی کرده است، طراحی داستانکهای بیربطی چون مواجهه با سربازی که باید مجرمی را تحویل شهر دیگری بدهد و درگیر کردن تماشاگر با ماجرای فرار کردن مجرم و دستگیری دوبارهاش، بدون آنکه بتواند کمکی به قوام درام مرکزی فیلم کرده باشد، تنها باعث کشدار شدن فیلم و رسیدن مدت زمان آن به تایم استاندارد اکران شده است.
پیچش انتهایی فیلم و اطلاعاتی که در رویارویی میان حاج یونس و ایوب به تماشاگر منتقل میشود، بیش از هر چیز مختصات سینمای هند را به یاد مخاطب میاندازد و حجم نمادگرایی گل درشت فیلمساز (آزاد کردن آهو از چنگال صیادان که حکایت مشهور امام هشتم را به بیننده یادآور میشود) که در ادامه و بدون هیچ پیشزمینه دراماتیکی، باعث تغییر رویکرد کاراکترها میشود، آبی روشن را به فیلمی الکن و شعارزده تبدیل کرده است.
۳ نکته از فیلم:
- فیلمنامه کشدار ومبتنی بر حوادث بیربط
- قاب بندیهای چشمنواز فیلمساز
- موسیقی احساسی اما پرحجم
سعیده نیکاختر
۳ نکته از فیلم:
- بازی خوب مهران احمدی
- طولانی بودن زمان فیلم
- تنها فیلم امام رضایی جشنواره
محمد تقیزاده
۳ نکته از فیلم:
- بازی بد
- مذهبی نمایی
- هدر رفت بودجه و سوژه
متن و حواشی جشنواره 42 فیلم فجر
صحبتهای عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر
محمدحسین میری | تهیهکننده: محور این فیلم همدلی و اشتراک بود. همه ما جمع شدیم که فیلمی بسازیم تا آبروی سینمای ایران باشد. سنت انسانی و عرفانی این روزها در سینما مغفول واقع شده است و ما تعمدا سعی کردیم به این سمت برویم.
بابک خواجهپاشا | کارگردان: ما حقهایی بر گردن داریم که گاهی فراموششان میکنیم. مهمترین حقی که بر گردن یک انسان وجود دارد، حق نزدیکان او است. در طول داستان حاج یونس باور ندارد که حقی بر گردنش است تا جایی که با برادرش مواجه و متوجه میشود که پیش از اینکه خادم امام رضا(ع) شود، باید حقالناس را رعایت کند. حتی همین مردم میتوانند از من سوال بپرسند که تو با پول مردم فیلم میسازی و باید فیلم خوبی بسازی و این حق بر گردن مردم است. قضیه محجبه شدن شخصیت خانم در پایان داستان بدین دلیل است که وی وارد حرم امام رضا(ع) شد.
در قتل درجه ۲ تمامی منطقها رعایت شده است. اگر بر فرض اعلام اینکه قتلی انجام شده و شواهدی داشته باشید، قتل درجه دو از نظر حقوقی منطقی است. بارها گفته و تاکید میکنم. شما اگر فیلمهای افرادی مانند تارانتینو، نوری بیگله جیلان و مجید مجیدی را میبینید و دوست دارید به این دلیل است که در فیلمسازی صادق هستند و داستان از لایههای وجودی این افراد شکل میگیرد. اگر فیلم صادقانه بسازیم، مخاطب هم با ما همراه می شود. فیلمسازان باید با مضمون فیلم صادق باشند نه اینکه فقط بگویند در این موضوع فیلم می سازیم. ما باوری داشتیم که سراغ بازیگرانی برویم که بازیگری را درست بشناسند و مخاطب در این نقش از آنها پیشفرض نداشته باشد و پیشداوری نکنند.
در کشور ما ستاره کم است اما بازیگر خوب زیاد داریم که میتوان روی آنها کار کرد و در نقشهای مختلف آنها را دید. آقای احمدی و غفوریان بسیار بازیگران منعطفی هستند. سینما بدون گیشه به درد نمیخورد. ژانر و بازیگر با حضور مخاطب کار میکنند اما اولویت اول ما برای جذب این بازیگران توجه به گیشه سینما نبوده است. این بازیگران نقششان را دوست داشتند و افراد مستعدی هستند. این افراد با فیلم صادق بودند، عشق امام رضا (ع) را در دل دارند و… . بازیگر نمیتواند بدون زیست موضوع جلوی دوربین بیاید زیرا بازی او مصنوعی میشود.
سیدداود گنجوی | نویسنده: درباره اینکه چطور به این حس و حال رسیدیم باید بگویم که وقتی جوهر اولیه فیلمنامه شکل گرفت در طول مسیر کم کم نشانهها پدید آمدند مانند انگشتر فیروزه و ما تمام تلاش خود را به کار گرفتیم تا در این فیلم به مسایل اخلاقی بپردازیم.
مهران احمدی | بازیگر: خیلی حرفی برای گفتن ندارم. ما روی پرده سینما هرآنچه را که بلدیم، اجرا میکنیم و انشالله که خوشایند مخاطبان باشد. من از طرف مادری به خراسان بزرگ و شهر نیشابور وصل میشوم. شاید این راهی که حاج یونس میرود، راهی است که سیمرغ رفت. خدا را چه دیدی شاید به ما هم در این جشنواره سیمرغ دادند! احساس میکردم که چیزی به خودم و قلبم و زادگاه مادری ام بدهکار بودم. اجازه دهید بگویم که کمدینها بهترین بازیگران جهان هستند. من خودم را کمدین نمیدانم، زیرا بسیار کار سختی است. وقتی بازیگر به بلوغ میرسد، تازه میتواند کمدی بازی کند. همچنین بازیگر باید ریشههای طنز در وجودش وجود داشته باشد تا بتواند کمدی بازی کند. مهران غفوریان کمدین است و ما سال ها با او خندیدهایم. من سر تعظیم جلوی او فرود میآورم. احترامی که من هماکنون دارم، حاصل سینمای محترمی بوده است که بزرگان ما داشتهاند. امیدوارم این احترام سر جایش بماند و با خیلی چیزها از دست نرود.
مهران غفوریان | بازیگر: دیگر مخاطبان، من را در نقشهای جدی باور کردهاند. من نیز از سمت مادری تُرک هستم، آقای خواجهپاشا این کارگردان تُرک زبان را خیلی دوست دارم و خوشحالم که جلوی دوربین ایشان بازی کردم. آقای احمدی نیز یک هنرمند درجه یک هستند و از همبازی بودن با ایشان بسیار لذت بردم. زمانی که این نقش به من پیشنهاد شد با آقای خواجه پاشا و ابیلی بسیار درباره این شخصیت صحبت کردیم. ما افرادی را در زندگی میبینیم که فرد بدی هستند اما ما بخشهای دیگر زندگی او را نمیبینیم. ایوب در این فیلم آدم بدی بوده اما کم کم تغییر کرده است. برایم جذاب بود که شخصیتی را بازی کنم که در طول فیلم آدم بدی بوده است اما در پایان به او حق می دهیم و آن را درک می کنیم. از کیومرث مرادی تشکر میکنم. من جملهای را در این فیلم بسیار دوست دارم که امام رضا(ع) بین هیچکس تفاوت نمیگذارد و به دل آدمها نگاه میکنند. امکان ندارد که ما دلمان بشکند و از امامی چیزی بخواهیم و به ما ندهد.
سارا حاتمی | بازیگر: به نظر خودم این نقش بسیار متفاوت با «کت چرمی» بود. البته که آقای خواجه پاشا در این فیلم بسیار به من کمک کردند. در این فیلمنامه به موضوعی پرداخته شده است که به عرق شخصی خودم مربوط بود. من وقتی سکانس پایانی این فیلم را خواندم، نقش را قبول کردم و گفتم که وقتی چنین سکانسی در فیلمنامه وجود دارد یعنی این نقش برای من فرستاده شده است و من نیز باید تمام تلاشم را بکنم.
مرتضی امینیتبار | بازیگر: هر انسانی یک مسیر شخصی را می رود و برای من نیز اینگونه چیده شده است. من درک خاصی از گیشه ندارم و فقط میدانم که ما قسمتی از یک جریان هستیم. نمیتوان انکار کرد که امام رضا (ع) برای این کشور مهم است.
فرید سعادتمند | آهنگساز: من پیش از ساخت موسیقی درگیر فیلمنامه و فضای تولید کار میشوم. یکی از نکات خوب این فیلم همدلی عوامل بود. من در روند ساخت موسیقی فیلم روند دیگری را درنظر داشتم اما پس از فرآیند تولید و تدوین این پروسه تغییر کرد و پختهتر شد. از آنجایی که به موسیقی ایرانی عرق دارم، سعی کردم حتما موسیقی دستگاهی ایرانی وجود داشته باشد. البته خود مسیر داستان نیز چنین موسیقی را میطلبید.
پیمان عباسزاده | مدیر فیلمبرداری: انتخاب لوکیشن از سوی آقای زاغری و تقریبا جزو بهترین انتخاب لوکیشنها بود. در کلیت اثر چیزی که مدنظر داشتیم این بود که مقهور طبیعت نشویم و از سوی دیگر گرفتار زیبایی طبیعت و کارت پستال گونه بودن فیلم نشویم. ما از آی لول حاج یونس دور نشدیم و سعی کردیم فیلم را از زاویه دید حاج یونس ببینیم.
کامران خلج | چهرهپرداز: از آقای غفوریان و احمدی بابت تحملی که برای گریم داشتند، تشکر میکنم. معمولا بین ۱ تا ۱ و نیم ساعت گریم افراد طول میکشید و ما تلاش کردیم این کار در راستای کمک به نقشها باشد.
آرش قاسمی | طراح و ترکیب صدا: یادی کنیم از آقای مازیار شیخ محبوبی که سال گذشته از دنیا رفتند. خواهشی دارم از دوستان خبرنگار و منتقد که به نکات صوتی فیلم توجه داشته باشند و ما را نقد کنند. بعضی از فیلمها برای دل هستند و وقتی سر کار میرفتم، حال خوبی داشتم.
نظر منتقدان بیشتر شبیه دشمنیه تا نقد منصفانه بعد از مدتها دیدن فیلم های سطحی که همشون برای خنداندن روی به رقص آوردن چون هیچ داستانی ندارن امثال هتل و تماس خونی و قلهک این فیلم دیدنش لذتبخش بود در واقع منتقد هم نوعی بیننده اس که فکر میکنه از سینما سر رشته ای داره اما فقط نظرات شخصی خودشون رو بیان میکنن برای اثبات موضوع حاضرم با باصطلاح منتقدان سر فیلم های هالیودی که میدونم عمرا چیزی از محتوی فیلم درک کرده باشن مناظره کنم. هیچ منتقدی ندیدم که تونسته باشه فیلم های هالیودی رو بدرستی نقد کنه حتی نمیفهمن داستان فیلم به چی اشاره داره فقط ژست منتقد دارن دریغ از اندکی اطلاعات! بعنوان مثال فیلم ترسناک the it اسمش رو لطف کنن توضیح بدن و داستان رو باز کنن قطعا نمیدونن و موارد بسیار هست که در این مجال نمی گنجه
آبی روشن به کارگردانی بابک خواجهپاشا اثری برآمده از اَدب و فرهنگِ ایرانی است که شکل سینمایی آن به انتقال مفهومِ درونی و ذاتی خواستگاهِ هرمونوتیک در محتوا کمک کرده. پیرنگِ داستان یک کلیشهی تکراری بوده که بارها در شمایل گوناگون تکرار شده و نزدیکترین به آن را میتوان در بخشی از فصل دوم «پایتخت» سیروس مقدم دید. مردی که برای دیگران رضایت گرفته حالا نوبت خودش است که برای رضایت گرفتن از دیگران امام رضا (ع) را واسطه کند. این پیامِ فیلم که بر موجِ دزدی و قتل سوار است، یک عاشقانه امروزی را به چالش میکشد که گاهی حوصله بیننده را سَر میبرد. پرسوناژ اول فیلم ما که فامیلیاش را عوض کرده تا نسبتش را با برادر قُماربازش متوجه نشوند، خودش متوجه آن شده که باید تمثیلِ قتل نگهبانش توسط پسر برادرش را که کسی بیگناهی او را باور نمیکند، گردن بگیرد و… مسئله در سینمای ایران دقیقا همین است. سینمایی که حرف فرهنگی برای گفتن زیاد دارد اما نوع گفتمانی که ایجاد میکند اصلا فرهنگی نیست؛ خوشبختانه «آبی روشن» از جنس سینمایی نیست که با چرتکه اندازی با تفکر مخاطب بازی میکند. از نظر آکادمیکی هم فیلم دارای ارزش بالایی در فیلمنامه است. قصهی حاج یونس و ایوب که این وسط علاقه میان ستاره و عطا نیز نمایان میشود یک سازماندهی خوب دارد که هرچه به سکانس پایانی نزدیک میشود فکت جدیدی به تماشاگر ارائه میکند و…
فیلم بسیار خوبی بود. احتمالا بهترین فیلم جشنواره. روایتش بهترین شکل ممکن رو داشت و فیلم یه دقیقه هم از نفس نمیفتاد.
فیلم رو توی اولین روز جشنواره دیدم و خیلی ازش خوشم نیومد. فیلم هیچ فراز و فرودی نداره و خیلی معمولیه. تنها نکته مثبتش بازی زیبای مهران غفوریانه. در مجموع خیلی توصیه نمیکنم کسی ببینه به جز خانواده مهران غفوریان!