روند داستانی قسمت ششم زخم کاری 2
شکست طلوعی مقابل فرنهادزاده
تقابل طلوعی و فرنهادزاده و رقابت آنها برای به دست آوردن پروژه پتروشیمی در قسمت ششم سریال زخم کاری 2 وارد فاز تازهای شد. فرنهادزاده نشان داد بازی در اریکه قدرت را بیشتر از طلوعی بلد است و از سوی دیگر طلوعی با متوسل شدن روی بازیهای کثیف و پهن کردن دام فساد اخلاقی برای رقیبان ثابت کرد فردی است که برای به دست آوردن ثروت دست به هر کاری میزند. طلوعی بعد از جلسه مشترک با دکتر و فرنهادزاده و نهیبهایی از که دکتر که نماینده جریان قدرت است دریافت کرد برای رسیدن به موفقیت تصمیم گرفت وارد فاز تازهای شود و در این میان شفاعت به او کمک کرد تا نقشههایش را عملی کند.
فساد اخلاقی در زخم کاری
در فصل اول سریال زخم کاری شاهد بودیم که مالک برای آنکه بتواند اخوان وکیل شرکت را مجاب کند تا برای او مدارک شرکت را بیاورد برای او دام اخلاقی پهن کرد و حضور یک زن در زندگی اخوان و فیلمهای غیراخلاقی که از او گرفت، باعث شد اخوان در بنبست قرار بگیرد. حالا در فصل جدید نیز شاهد بودیم که شفاعت بعد از آنکه به املشی پیشنهاد پول و موقعیت اقتصادی داد تا بتواند فرنهادزاده را از حضور در پروژه پتروشیمی منصرف کند و املشی بر خلاف وعدهاش به آن عمل نکرد، فیلمها و صداهایی از رفتارهای غیراخلاقی و روابط نامشروع او به دست املشی داد تا املشی بتواند به فرنهادزاده فشار بیاورد و پروژه پتروشیمی را کنار بگذارد. از سوی دیگر از میان مکالمات طلوعی و شفاعت اینطور بر میآید که آنها حتی از فرنهادزاده هم فیلمهای غیراخلاقی دارند و همین موضوع نشان میدهد فساد اخلاقی در جایی که فساد اقتصادی وجود دارد بیش از هر چیزی در جریان است.
آیا میثم کشته میشود؟
فرناز دختر طلوعی برای آنکه به پدرش ثابت کند سمیرا و پسرش میثم آدمهای قابل اعتمادی نیستند فیلمهایی از میثم به پدرش نشان داد که ثابت میکند میثم وارد هلدینگ فرنهادزاده میشود. همین موضوع باعث خشم طلوعی شد و باعث شد او تصمیم بگیرد میثم را حذف کند. اگرچه طلوعی نمیخواهد خودش مستقیم دستش به خون پسر سمیرا آلوده شود اما درخواست شفاعت از املشی برای حذف میثم ثابت کرد طلوعی هیچ قید و بندی در کار و زندگی شخصی ندارد. سمیرا که از ماجرای دیدار پسرش با فرنهادزاده مطلع شد نیز بسیار آشفته است و ترس از دست دادن پسرش باعث شد برای آنکه طلوعی نیاز به میثم را هنوز هم احساس کند تصمیم گرفت زمینهای شمال را به نام میثم بزند تا طلوعی دیگر نتواند به پسرش آسیبی برساند.
ترانه جدید چاوشی برای زخم کاری 2
محسن چاوشی که صدای بینظیرش روی تیتراژ سریالها همواره خاطره خوشی را برای علاقهمندان رقم زده است در فصل دوم سریال زخم کاری در کنار تیم تولید حضور دارد و بعد از پخش اولین ترانهاش روی تیتراژ این سریال حالا دومین ترانهاش را با پخش قسمت ششم سریال زخم کاری 2 منتشر کرده است. ترانه تلو یا صدای تو اومد یکی از آثار جدید چاوشی است که به صورت اختصاصی برای سریال زخم کاری خوانده است و حالا مخاطبان باید بگویند چقدر از این ترانه عاشقانه استقبال کردند؟
دانلود ترانه تلو؛ قطعه جدید چاوشی برای زخم کاری
حضور مهدویان جلوی دوربین در قسمت ششم زخم کاری 2
محمدحسین مهدویان مانند بسیاری از کارگردانهای مطرح، وسوسه بازی کردن جلوی دوربین را به سرانجام رساند و یکی از سکانسهای غافلگیرکننده قسمت ششم سریال زخم کاری 2 را به خودش اختصاص داد. سیما با بازی الناز ملک یکی از زنان مرموز و قدرتطلب سریال است که به خاطر منفعتطلبی و رسیدن به ثروت بر خلاف میلش با شفاعت ازدواج کرده است. سیما برای آنکه بتواند علاقهاش به نقاشیهای کلکسیونی را تبدیل به یک تجارت پر سود کند با یک سرمایهگذار قرار میگذارد تا بتواند کسب و کار خودش را ایجاد کند. سیما که با اشتیاق و انگیزه پیشبرد کارهایش وارد دفتر سرمایهگذاری می شود به طور غافلگیرکننده با عشق قدیمیاش نیما روبرو میشود. جوانی که به نظر میرسد به واسطه فقر نتوانسته است سیما را به ادامه زندگی با خودش مجاب کند و حالا که به ثروت رسیده است تصمیم گرفته است با او دیدار کند.
بازی کارگردانها در فیلمهای خودشان هم در سینمای جهان و هم در سینمای ایران سابقهای طولانی دارد. از آلفرد هیچکاک بزرگ و وودی آلن کبیر که در فیلمهای خودشان بازی کردهاند گرفته، تا حضور ابراهیم حاتمیکیا و اصغر فرهادی در فیلمهای خودشان نشان میدهد این وسوسه برای تمامی کارگردانها وجود دارد و حالا مهدویان نیز در قسمت ششم فصل دوم سریال زخم کاری سعی کرد در یک سکانس حضور متفاوت و محدودی داشته باشد. فارغ از کیفیت بازی او در این سکانس و نقد پیرامون آن این یک اتفاق منحصربفرد در نمایش خانگی است که قابل صحبت کردن است.
شما هم برای ما بنویسید که چه نکات و حاشیههایی در این قسمت زخم کاری بود؟
در قسمت پنجم : طلوعی به سمیرا میگه صبرم تموم شده و وقتی رضا بهش میگه چرا به میثم یه چیزی نمیگی میگه من صبرم زیاده . کلا خیلی ایراد داره دلیل درخشش این سریال جای خالی سریالهای فاخر است.
– دستمال چی سید
– فرنهاد بی ادب
– زن رضا جاسوس
ای کاش نقش طلوعی رو امیر آقای بازی میکرد خوراکش این نقش هاست.. دیر باز نتونست خوب بازی کنه.. صحبت کردنش دیالوگاش تیکه تیکه مثل دیکته گفتن هست.. اون دیالوگاش.. به به به بیا بغل بابا چقدر ضعیف و مصنوعی بود… با گریم زیاد خواستن سنشو بالا ببرن نتونستن خیلی خوب بازی نمیکنه…
سلام فصل دوم نسبت به فصل اول اصلا بکش بکش نداره و هیجانی نداره
کاشکی امیرآقایی هم بازی میکرد
و اینکه میثم مالک هم داخل بازی نیست از همه بدتر
امیدوارم فصل سوم ساخته شد بتونه به فصل اول برسه
در خصوص این فصل سریال فقط میشه گفت نویسنده و کاگردان بخاطر اینکه چیزی که در ذهن دارند رو پیدا کنند، به شدت در این قسمت های اولیه شخصیت سازی شده و کش پیدا کرده است، شخصیت هایی که حتی بیننده نمیداند برای چی وارد داستان شدند و هدف از ورود آن و پرداختن به آنها چیست؟
و این موضوع برای بیننده کسل کننده می شود.
شاید بخاطر کارهای قوی که از آقای مهدویان دیده شده، انتظارات بیننده نیز افزایش پیدا کرده و توقع یک اتفاق در قسمت های ابتدایی داستان برای جذب بیشتر بوده اند
در کل برای قضاوت همچنان زود است.
عالی بود
بازی افتضاح و سرد و بی روح
راستشو بخواین… زخم کاری فصل دو، داره میره سمت جاهایی ک مخاطب دوست نداره… هی میخواد غیرقابل پیش بینی باشه… هی بدتر میکنه میدونید… شما تصور کن یه کاراکتر محبوب به نام مالک داشتی اونو ک کلا ۵ دیقه از هر قسمت نشون میدی… به جاش میثم رو محبوب کردی… حالا ک میخوای بازم غیرقابل پیش بینی باشی، باز میخوای شمشیرتو بزاری زیر گلوی میثم ک اونم جزو تنها نقش های محبوب سریاله… خب وقتی هی بخوای داستانو به سمتی پیش ببری ک محاطب دوس نداره، و هی داستانو پیچیده و خطرناک و دارک و دارک و دارک تر کنی، یهو دیگ مخاطب تحمل نداره، یه جا وایمیسته و میگ بسه ، اصن با همون مالکِ تامی شلبی طور فصل اول زندگی میکنم، انگار نه انگار که انقد فصل دوم ضعف مالک نشون داده شده… غیدقابل پیش بینی بودن خ خوبه، ولی حداقل باید یه کورسوی امید واسه مخاطب بمونه یا نه؟… همش شخصیت های محبوب در داستان در موضع ضعف قرار دارن و رو به افول هستن، این از یه جا به بعد دیگ واسه مخاطب جذاب نیس، یه جاهایی باید داستانو چرخوند و هپی اِند کرد مسئله رو… ن ک نصف سریال گذشته هی همه چی داره خراب تر میشه امیدها نا امیدتر میشه بجای اینکه خونواده مالکی دوباره قدرتشونو به دست بگیرن هی هر قسمت اوضاعشون افتضاح تر میشه… امیدوارم اون روی سکه( ینی نیمه دوم فصل، همونجوری باشه ک مخاطب دلش میخواد) فصل اول محبوب بود چون شخصیت محبوب داستان پیروز قصه بود و بر همه برتری داشت، حتی با اینکه انتهای داستان ظاهرا کشته شد اما بازم مخاطب دوسش داشتو باهاش خوشحال بود و حتی دعا میکرد زنده باشه برای فصل بعد
مهم نگه داشتن استاندارد فصل اول بود که ندارع!
افتضاح بود بازیش