خلاصه داستان سریال 1899
این خلاصه داستان سریال 1899 است؛ سال 1899 یک کشتی بخار حاوی مهاجران، از لندن حرکت میکند و قاره اروپا را ترک میکند تا به سوی غرب و شهر نیویورک برود. مسافران که از تبارهای مختلف اروپایی هستند با امیدها و آرزوهایشان برای قرنی تازه و آیندهای نو در قارهای جدید گرد هم آمدهاند؛ اما سفر آنها وقتی به شکل غیرمنتظرهای دگرگون میشود که یک کشتی مهاجران دیگر را به نام پرومتئوس/ پرومته پیدا میکنند که در آبهای آزاد سرگردان است. آنچه آنها در این کشتی – که چهار ماه مفقود شده بود – پیدا میکنند سفرشان به سرزمین موعود را به کابوسی هراسانگیز بدل میکند.
عوامل و بازیگران سریال 1899
خالقان: یانتیه فریزه و باران بو اودار، کارگردان: باران بو اودار، فیلمنامهنویسان: یانتیه فریزه و باران بو اودار و…، مدیر فیلمبرداری: نیکلاس سامِرِر، تدوینگران: دنیس باکتِر، آنیا زیمنس و…، آهنگساز: بن فراست
بازیگران: امیلی بیچام (مورا فرانکلین)، آنورین برنارد (دانیل)، آندریاس پیشمان (ایک لارسن)، ماچئی موسیاو (اولِک)، میگل برناردو، آنتون لِسِر و…
ماجرای تولید سریال از کجا شروع شد؟
سیزدهم نوامبر 2018 بود که خالقان سریال دیدنی «تاریک»، یانتیه فریزه و باران بو اودار، اعلام کردند که به موجب قراردادشان با نتفلیکس کار روی این پروژه را آغاز کردهاند. بو اودار در ژوییه 2020 بود که در صفحه اینستاگرام خود خبر داد که فریزه نگارش سناریوی قسمت اول و آزمایشی «1899» را به پایان رسانده است.
فریزه در گفتوگویی با «ددلاین هالیوود» توضیح داد که بحران مهاجرت اروپا و برگزیت چطور نگارش سناریو را تحت تاثیر قرار دادهاند: «زاویه دید اروپایی سریال برای ما خیلی مهم بود نهفقط از حیث کارکرد داستانیاش بلکه شیوهای که قرار بود کار را تولید کنیم. واقعا باید یک همکاری اروپایی شکل میگرفت و نهفقط ترکیب بازیگران که تمام عوامل باید از میان هنرمندان و متخصصان اروپایی انتخاب میشدند. ما احساس کردیم با تجربه سالهای اخیر اروپا و افتهایی که این قاره دستخوش آنها شده است، میخواهیم نقطه مقابل برگزیت و ملیگراییای را – که در کشورهای مختلف رشد کرده – به نمایش بگذاریم و به این ایده از اروپا و اروپاییان برگردیم که آنها همه با هم کار میکنند و میآفرینند. وفاداری به فرهنگها و زبانهای اروپایی هم بسیار اهمیت داشت و ما هرگز نمیخواستیم شخصیتهایی از کشورهای مختلف داشته باشیم که همه به زبان انگلیسی صحبت میکنند. قصد ما این بود که در قلب اروپا کاوش کنیم، جایی که هر کسی از جایی میآید و به زبان خاصی صحبت میکند؛ و زبان تا حد زیادی فرهنگ و رفتار شما را تعریف میکند.»
انتخاب بازیگران و فیلمبرداری
شانزدهم دسامبر 2020 خبر رسید که امیلی بیچام نقش اصلی سریال «1899» را بازی میکند و باقی ترکیب بازیگران هم بهطور رسمی دوم مه 2021 اعلام شد؛ و البته با تاکید بر این موضوع که هر بازیگر به زبان بومی خودش صحبت خواهد کرد.
پیشتولید از 24 نوامبر 2020 به صورت رسمی با یک هفته فیلمبرداری آزمایشی به منظور آزمودن لنزها آغاز شد. ابتدا قرار بود فیلمبرداری اصلی از اول فوریه 2021 شروع شود اما با سه ماه تاخیر همراه شد. در نهایت از سوم مه 2021 فیلمبرداری بیرون برلین آغاز شد. «1899» در استودیو بابلسبرگ (که صدها فیلم شاخص در آنجا خلق شده از جمله «متروپلیس» فریتس لانگ و «فرشته آبی» جوزف فون اشترنبرگ) و یک استودیوی تولید واقعیت مجازی جدید (که تحت نظر کمپانی فرعی بو اودار و فریزه با نام «دارک بِی» فعالیت میکند) فیلمبرداری شد. البته بخشی از فیلمبرداری هم – که در نوامبر 2021 به پایان رسید – در شهر لندن انجام شد.
آیا میدانید؟
- این اولین پروژهای است که صندوق سینمای آلمان (German Motion Picture Fund) بالاترین رقم حمایتیاش یعنی ده میلیون یورو را به ساخت آن اختصاص داد.
- دو قسمت از «1899» اولین نمایش جهانیاش را در روز دوازدهم سپتامبر 2022 در چهلوهفتمین جشنواره تورنتو تجربه کرد.
- فیلمبرداری در استودیویی بزرگ با ارتفاع 23 فوت (حدود هفت متر)، 75 فوت طول و 4500 فوت مربع فضای مانور برای فیلمبرداری و با فناوری پیشرفتهای مشابه سریال «مندلورین» (The Mandalorian) محصول دیزنی انجام شد. این فضای فیلمبرداری با یک پسزمینه الایدی پویا احاطه شده بود که در زمان واقعی با یک موتور بازی ویدیویی (Unreal Engine) تصاویرش پردازش میشد و با دوربین حرکت میکرد تا نتیجه یک پسزمینه واقعگرایانه از دریا و آسمان باشد تا این توهم به وجود آید که فیلمبرداری در فضای باز صورت گرفته است؛ و چون کل فرایند به صورت زنده فیلمبرداری میشد و جلوههای ویژه در زمان واقعی اضافه میشدند، دیگر نیازی به پرده سبز نبود و در نتیجه بهشدت از حجم کارهای پس از تولید کاسته شد.
- هر قسمت از سریال با یک ترانه راک کلاسیک به پایان میرسد که با پیرنگ مرتبط است و/یا از قسمت بعدی و وقایع آن خبر میدهد.
- هر قسمت با پیشداستان یکی از شخصیتهای اصلی آغاز میشود؛ ایدهای روایی که از سریال مطرح و شناختهشده «گمشدگان» (Lost) محصول 2004 تا 2010 وام گرفته شد.
- نام کشتی سریال، «سربروس» (Kerberos) است (در انگلیسی Cerberus) که به افسانه یونانی سگ سهسری اشاره دارد که نگهبان دوزخ است. کشتی روحزده هم «پرومتئوس» یا «پرومته» (Prometheus) نام دارد که اسم تایتان یونانیای است که آتش را از کوه المپ دزدید و به انسان داد.
امتیازهای تماشاگران و منتقدان برای سریال 1899
پس از مرور امتیاز کاربران سایت «آیامدیبی» و دو سایت مطرح جمعآوری آرای منتقدان یعنی «متاکریتیک» و «راتنتومیتوز»، میتوانید بخشی از نظرهای چند منتقد برجسته را هم مطالعه کنید:
| ردیف | نام سایت | امتیازدهندهها | امتیاز میانگین | تعداد آراء |
| 1 | IMDb | کاربران | 7.6 از 10 | 50 هزار و 434 کاربر |
| 2 | متاکریتیک | منتقدان برتر | 66 از 100 | بر اساس 12 نقد |
| 3 | راتن تومیتوز | عموم منتقدان | 6.8 از 10 | بر اساس 28 نقد |
منتقدان درباره فصل اول سریال «1899» چه میگویند؟
کانسِکوئنس | امتیاز 83 از 100
جردن بلوم | نقاط قوت سریال بهمراتب بیشتر از نقاط ضعف آن است و در قسمت ششم که «هرم» (The Pyramid) نام دارد، بعضی از قدرتمندترین لحظهها و گرهگشاییها تا اینجای سریال اتفاق میافتند تا بتوان گفت که تردید اندکی وجود دارد که این سریال، زمانی که بالاخره به هدف و پایان خود میرسد، رویهمرفته رضایتبخش نباشد.
ایندیوایر | امتیاز 83 از 100
استیو گرین | «1899» هم به مانند سریال دیدنی و تحسینشده «تاریک» (Dark) بیشک از گرهافکنیها و گرهگشاییهای خودش است که قدرت گرفته و دیدنی از کار درآمده است. نگه داشتن اطلاعات مهم و حیاتی چه به نفع سریال کار میکند یا نه، دستکم شیوهای است برای به اوج رساندن و نمایش نفسگیر جنونی که بر کشتی روحزده حاکم است. این شیوه از بسیاری جهات کمک میکند تا تماشاگر هم به اندازه آدمهایی که در دل این داستان قرار گرفتهاند و وقایع و حوادث را تجربه میکنند، در موقعیتها غوطهور شود و واقعا نداند که چه خبر است و چه خواهد شد.
امپایر | امتیاز 80 از 100
بوید هیلتن | این سریال معمایی چالشبرانگیز را – که به مانند جعبه معمایی انباشته از لایههای مختلف است – بهراحتی نمیتوان در دسته و گونه خاصی دستهبندی کرد اما با وجود این، جواب داده و کار میکند.
دیلیبیست | امتیاز 80 از 100
نیک شاگِر | گرهگشایی واقعی و روشن شدن ابهامها بهسختی در جدیدترین اثر زوج آلمانی خالق سریال «تاریک» حاصل میشود و این موضوع گاهی وقتها میتواند بیش از آن که روحبخش باشد آزاردهنده و ناخوشایند احساس شود. با این حال، چیزهای بسیار زیادی درباره این سریال تاریخی چرخوفلکوار هستند که میشود دوستشان داشت؛ سریالی که آنقدر میپیچد تا به جایی میرسد که جداسازی واقعیت از خیال دشوار میشود؛ و این در صورتی است که اصلا مشخص نیست که چیزی در این اثر حماسی واقعی هست یا نه.
تلگراف | امتیاز 80 از 100
اد پاور | «1899» یک سریال معمایی واقعا استادانه است که از قسمت چهارم به بعد، حقیقتا به جاهایی میرسد که واقعا بغرنج و کوبنده و شگفتانگیزند. از این رو برای تماشاگرانی مناسب نیست که زود حوصلهشان سر میرود یا اینکه میخواهند جلوی تلویزیون لم بدهند و آرامشی محض و بیدغدغه را تجربه کنند؛ اما کسانی که از درامی لذت میبرند که به اندازهای که حیرتانگیز است آنها را به چالش هم میکشد، باید بدانند که «1899» تاریخ (قراری) است که ارزش دانستن (تجربه کردن) را دارد.
پِیست | امتیاز 76 از 100
مایکل فرنک | برای تماشاگرانی که اولین بار است اثری از یانتیه فریزه و باران بو اودار را میبینند، «1899» احتمالا گیجکنندهتر از آن است که بتوانند از تماشای آن لذت ببرند. علاوه بر این، سریال به دلیل فقدان پاسخگویی و گرهگشاییهای رضایتبخش – و همینطور قماری که سر بهکارگیری شخصیتهایی با ملیتها و زبانهای مختلف کرده و آنها طوری که باید نمیتوانند با هم ارتباط بگیرند – شماری از تماشاگرانش را از دست خواهد داد؛ اما وقتی به اندازه کافی به این سریال فرصت بدهید و انرژی صرفش کنید، معماها بالاخره جواب میدهند؛ قاپ شما را میدزدند، به شما آسیب میزنند و جوری در ذهن شما آشیان میکنند که انتظار قسمت بعدی را بکشید، حتی اگر داستان برایتان گیجکننده و آشفته باشد.
کولایدر | امتیاز 75 از 100
مارکو ویتو اودو | سریالی که میخواهد در طولانیمدت موفق باشد، باید شخصیتهایی داشته باشد که برای تماشاگر اهمیت پیدا کنند و داستانهای آنها نیز پرمعنی باشد. «1899» در حالی که در شکلدهی به پازلی موفق عمل میکند که توامان درخشان و دستیافتنی است، در خصوص پرداخت بهترین شخصیتهایش ناموفق است و نمیتواند طوری عمل کند که ما به آینده آنها اهمیت بدهیم. از این رو زمانی که عنوانبندی قسمت آخر سریال به نمایش درمیآید، آنقدر همه چیز زیر و رو شده است که دیگر نمیتوان هدفی را برای پیروزیها و شکستهای آینده شخصیتها تصور کرد.
دیسایدر | امتیاز 60 از 100
جوئل کِلِر | داستان سریع جلو نمیرود و شاید زمانی که در پیشداستانهای دیگر مسافران کندوکاو میکنیم، چیزهایی دستمان را بگیرد؛ اما ما از این سریال خسته میشویم چون نماهای طولانی از یک کشتی رهاشده و متروک را به شخصیتپردازی و پیشرفت پیرنگ ترجیح داده است؛ و اگر سازندگان «1899» مراقب نباشند این سریال بهراحتی ضرباهنگی بیش از حد بیرمق و ملالآور پیدا خواهد کرد.
رِیدیو تایمز | امتیاز 60 از 100
همیش کالوِرت | دستآخر میتوان گفت که این سریال معمایی – که ماجراهایش در آبهای آزاد جهانی میگذرد – با فکر و توجه و مهارت زیادی خلق شده است. اوایل داستان و در نخستین قسمتهای فصل اول، داستان بهمراتب درگیرکنندهتر از شخصیتها است؛ اما هر قسمت اطلاعات بیشتری را درباره شخصیتها برملا میکند تا همتراز شدن این دو عامل (جذابیت داستان و شخصیتها) باعث شود که «1899» با نهایت قدرت پیش برود و به نهایت پتانسیل خود دست پیدا کند.
ورایتی | امتیاز 50 از 100
مایک مککِهیل | «1899» در آنِ واحد چند سریال است و جنبهای از معمای آن همین است که «1899» واقعا کدامیک از این سریالها است… با وجود بهرهگیری اغلب شوخطبعانه از ترانههای پاپ سده بیستم (از جمله «ماه ویرانگر»/ The Killing Moon، «از فرشته مرگ نترس»/ Don’t Fear the Reaper و «خرگوش سفید»/ White Rabbit) فقدان شوخطبعی پس از مدتی سریال را خستهکننده میکند؛ درست مثل سریال «وستورلد» (Westworld) که تازگی تولیدش لغو شد، سریال در نهایت به جای نشاندن لبخندی بر چهرهتان، شما را با ابروهای درهمکشیده تنها میگذارد.
گاردین | امتیاز 40 از 100
لیلا لطیف | قسمتهای مختلف این سریال را میتوان با صفتهایی از «ضعیف» و «بیرمق» تا «خستهکننده» و «ملالآور» توصیف کرد؛ که با زحمت و زور خودشان را به سوی نقطه عطف بعدی داستان میکشانند اما در نهایت مثل این است که واقعا به جایی نمیرسند.
اِسلَنت | امتیاز 25 از 100
استیون اِسکِیف | سریال پیش از رسیدن به قسمت پایانیاش – که قابل پیشبینی و ناامیدکننده است – افتان و خیزان میکوشد جلو برود؛ اما احساسی اجتنابناپذیر به شما میگوید که «1899» اینچ به اینچ پیرنگِ بر پایه گرهگشایی خود را، حول معمایی اسرارآمیز ساخته است که چندان هم نمیتواند اسرارآمیز باشد.
حرفهای خالقان و بازیگر اصلی سریال 1899
باران بو اودار: این سریال یک پازل سرگرمکننده است
- هر کسی که میداند ما خالقان سریال «تاریک» هستیم، میتواند از این موضوع مطمئن باشد که «1899» هم سریالی عجیبوغریب، دیوانهوار و افسارگسیخته است. ما خودمان را تکرار نمیکنیم. واقعا از این کار متنفریم؛ اما برای تماشاگران یک پازل سرگرمکننده خواهد بود. ما دوباره به ریشههای رازگونه و اسرارآمیزمان برمیگردیم.
- ما فیلمسازان خیلی سنتیای هستیم. برای همین قرار بود فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی متعدد صورت بگیرد اما فراگیری جهانی کووید-نوزده بهشدت همه چیز را تحت تاثیر قرار داد و ما در این باره صحبت کردیم که چطور میشود چنین پروژهای به وسعت اروپا را در چنین روزگاری کار کرد؛ و البته که بهسرعت متوجه شدیم که بدترین ایده است و به این زودیها امکانش مهیا نخواهد شد. برای همین به چنین شیوه جدیدی از فیلمسازی (با کمک واقعیت مجازی) روی آوردیم. ما برای شناخت بهتر این فناوری با گروه ساخت «مندلورین» از جمله بری باز ایدوئین (مدیر فیلمبرداری) گفتوگو کردیم. بدیهی است که برای همه ما سازندگان سریال، چالشبرانگیز بود اما ما عاشق چالشها هستیم و میخواستیم برای این سریال آنها را امتحان کنیم.
یانتیه فریزه: سایر زبانها را هم دوست داشته باشید
- شیوه فیلمسازی با واقعیت مجازی واقعا به فیلمسازان کمک میکند تا بهگونهای متفاوت به داستانها فکر کنند. وقتی کار با این فناوری را شروع میکنید باعث میشود صحنهها را هم به گونه متفاوتی بنویسید. این فناوری شما را قادر میکند در قلمروهایی کاوش کنید که در صحنهها و لوکیشنهای طبیعی نمیتوانید انجامشان بدهید.
- تجربه واقعا شگفتانگیزی بود که هر کسی به زبان خودش صحبت میکرد و از اسپانیایی تا فرانسوی و لهستانی سر صحنه شنیده میشدند و بازیگرانی از ملیتهای مختلف یک جا جمع شده بودند. امیدوارم این سریال باعث شود انگلیسیزبانان سایر زبانهای دیگری را هم یاد بگیرند و دوستشان داشته باشند.
امیلی بیچام: مثل تجربه حضور در یک زمین بازی غولآسا بود!
- به زندگیام قسم میخورم که سناریوی این سریال برای من شبیه هیچ سناریوی دیگری نبود که تا امروز خواندهام! برای همین باید به گونهای متفاوت هم خودم را آماده میکردم.
- افسوس که خیلی در یادگیری زبان بیاستعدادم. دارم تلاش میکنم آلمانی یاد بگیرم اما همه انگلیسی را خوب صحبت میکنند! من که با خودم وانمود میکنم بهتر از آن که میتوانم به زبان آلمانی صحبت میکنم اما واقعا میخواهم وقت بگذارم و این زبان را بالاخره درست یاد بگیرم.
- این درست که ما با فناوری جدیدی و واقعیت مجازی کار کردیم اما واقعا روی یک کشتی بودیم که تکان میخورد و حالمان را بد میکرد. البته به اندازه نمونه واقعیاش بد نبود… از یک سو واقعا مثل حضور در یک دنیای واقعیت مجازی بود و از سوی دیگر، مثل تجربه حضور در یک زمین بازی غولآسا. بهعلاوه، کل صحنه قابلیت چرخش را داشت و زمانی که قرار بود زاویه دوربین عوض شود دیگر زمانی طولانی صرف نمیشد و چون پردههای الایدی غولآسای پسزمینه حرکت نمیکردند فقط خود صحنه با امکان جابهجایی ساخته شده بود که بهسرعت اتفاق میافتاد.
برگرفته از منابع مختلف از جمله ددلاین، امپایر، ویکیپدیا و آیامدیبی
تیزر رسمی سریال 1899
پوستر سریال 1899
سریال بسیار عالی با مفاهیم عمیق
مزخرف ترین سریالی بود که تو عمرم دیدم