خلاصه داستان فیلم مردن برای یک دلار
این خلاصه داستان فیلم مردن برای یک دلار است؛ مکس بورلاند (کریستف والتس)، شکارچی جایزهبگیر کهنهکار در جایی در دور دست در مکزیک است. جایی که او با یک قانونشکن و قمارباز حرفهای به نام جو کریبنز (ویلم دافو)، دشمن قسم خوردهای که سالها قبل او را به زندان فرستاده بود، روبرو میشود. مکس در ماموریتی برای پیدا کردن و بازگرداندن ریچل (ریچل بروزناهان) به آمریکا است.
بازیگران و عوامل فیلم مردن برای یک دلار
کریستف والتس پس از ایفای نقش یک شکارچی جایزهبگیر در فیلم جنگوی زنجیر گسسته (Django Unchained) کوئنتین تارانتینو در مردن برای یک دلار یکبار دیگر نقش یک آدمکش اجیر شده به نام مکس بورلاند را به تصویر کشیده است. ویلم دافو بازیگر نقش آدم شرور در فیلمهایی مانند مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست (Spider-Man: No Way Home) و سایه خونآشام (Shadow of the Vampire)، نقش جو کریبنز یاغی را به عهده دارد. در ضمن ریچل بروزناهان، ستاره خانم میزل شگفتانگیز (The Marvelous Mrs. Maisel)، نقش ریچل کید را بازی کرده که داستانش کمی پیچیدهتر از آن چیزی است که در ابتدا تصور میشود.
در حالی که ترکیب سه نفره والتس، دافو و بروزناهان به قدر کافی کنجکاویبرانگیز است، مجموعهای از بازیگران فرعی قدرتمند گروه ستارههای فیلم را تکمیل میکنند که از جمله آنها میتوان به براندون اسکات در نقش الایجا، بنجامین برت به عنوان وارگاس، همیش لینکلیتر در نقش شوهر ریچل، گای برنت و وارن برک، اشاره کرد.
درباره والتر هیل کارگردان فیلم مردن برای یک دلار
والتر هیل یک فیلمساز کارکشته هالیوودی است که در دهه 80 نام خود را بر سر زبانها انداخت. فیلمسازی که برخی از بهترین فیلمهای آمریکایی دهه 70 و 80 را ساخته، اما در سالهای اخیر کمکارتر بوده و همین مسئله مردن برای یک دلار را به یک بازگشت هیجانانگیز و یکی از آثار کنجکاوی برانگیز امسال تبدیل کرده است.
سلحشوران (The Warriors)، 48 ساعت (48 Hrs.)، راننده (The Driver) و دوران مشقت (Hard Times)، از جمله مشهورترین آثار او هستند. هیل با ژانر وسترن نیز کاملا آشنا است، زیرا پشت دوربین فیلمهایی مانند جرونیمو: یک افسانه آمریکایی (Geronimo: An American Legend)، بیل وحشی (Wild Bill) و یک اپیزود از سریال ددوود (Deadwood) بوده است. او همچنین به عنوان یک نویسنده شناخته میشود و فیلمنامه بسیاری از فیلمهای خود و همچنین بیگانهها (Aliens) و بیگانه 3 (Alien 3) را نوشته است.
مروری بر نظر منتقدان درباره فیلم مردن برای یک دلار
نیویورک تایمز | امتیاز: 80 از 100
ای. او. اسکات | همانطور که تقدیم نامه بتیکر نشان میدهد، این یک فیلم بی مووی قدرتمند و سرافراز است. اما در عصر تورم فیلمهای بلاکباستری و سرویسهای پخش جریانی، یک بی مووی خالص با فیلمبرداری تحسینبرانگیز (توسط لوید اهرن) و بازیهای گیرا (همه بازیگران)، چیزی شبیه به یک معجزه است.
Original Cin | امتیاز: 75 از 100
لیام لیسی | فیلم جدید والتر هیل، مردن برای یک دلار، از جهاتی وسترنی برای پدربزرگ شما است. درامی بزرگ پر از اسبها، کلاهها، اسلحهها، پیچشهای تند داستانی که با مجموعهای از شخصیتهای متنوع و رنگارنگ به تصویر کشیده شده است.
لس آنجلس تایمز | امتیاز: 70 از 100
نوئل موری | این یک فیلم حماسی نیست و قرار هم نیست که باشد. بلکه یک داستان هوشمندانه و جذاب درباره گروهی از مردان خشن و یک زن خاص است که آرزو دارد از شر آنها خلاص شود.
The Wrap | امتیاز: 67 از 100
بن کرول | مردن برای یک دلار وارثی مغرور برای سنت قدیمی فیلمهای وسترن کم بودجه است. این را به عنوان یک ویژگی و یک ایراد در نظر بگیرید.
Vulture | امتیاز: 60 از 100
بیلگه ابیری | سادگی بیش از حد و بیآلایشی تصویر اثری متبلورکننده دارد که توجه ما را به ماهیت سرد و مبادلهای این جهان معطوف میکند.
ورایتی | امتیاز: 50 از 100
اوون گلیبرمن | هیل میخواهد با هر کدام از این شخصیتها عادلانه برخورد کند، اما نتیجه این است که مردن برای یک دلار هسته دراماتیکی ندارد. فیلم بازیگرانی دارد که کارهایشان را به خوبی انجام میدهند (مانند والتس که نقش یک آدم شرور متمدن را بازی میکند) و ما دوست داریم آنها را تماشا کنیم، اما ساختار آن به گونهای نیست که سرنوشت آنها احساسات ما را برانگیزاند.
نقد هالیوود ریپورتر بر فیلم مردن برای…
لسلی فلپرین | تقدیم نامه «به یاد باد بتیکر» در تیتراژ پایانی مردن برای یک دلار بقدری برجسته در کنار عنوان آن نمایش داده میشود که تقریبا میتوان آن را در حکم یک عنوان فرعی برای خود فیلم در نظر گرفت. در واقع، مطلقا مشخص نیست که آیا این تقدیم نامه بطور رسمی عنوان فرعی فیلم است یا خیر. در هر صورت، این آخرین فیلم سرگرمکننده نویسنده، تهیهکننده و کارگردان قابل احترام والتر هیل، آغشته به عشقی مرثیه گون نسبت به خطوط داستانی ساده، قصهگویی باطراوت و وضوح اخلاقی وسترنهای کلاسیک است. مشابه آنچه که بتیکر در فیلمهایی مانند بچه سیمارون (The Cimarron Kid)، مردی از آلامو (The Man From the Alamo) و قرارگاه کومانچی (Comanche Station) روایت کرده بود. حتی ظاهر بسیار فریبنده فیلم – که احتمالا به صورت دیجیتالی فیلمبرداری شده و در پس از تولید بافت آبی آن کنار گذاشته شده – آن را شبیه فیلمی کرده که 60 یا 70 سال پیش ساخته شده است. پالت رنگی فیلم بررسیای در رنگهای خاکی، تمام اخرایی، قرمز خونی و زرد چاپارل است. این جمله را به یاد میآورید که در شب همه گربهها سیاه هستند؟ خب، در مردن برای یک دلار همه اسبها کرند یا کهر هستند.
هشتاد سالگی باتوجه به عمر طولانی فیلمسازی در این روزها در حکم همان پنجاه سالگی است، بنابراین امیدواریم هیل فیلمهای بیشتری بسازد. هیل قبلا یکبار گفته بود که همه فیلمهای او اساسا وسترن هستند. این مسئله بطور مشخص هم درباره فیلمهایی که در دوران قرن بیستم و بیست و یکم ساخته شدهاند (راننده و سلحشوران) و همچنین وسترنهای حقیقی او با کابویها و کلاههای نمدی بزرگ و امثال آن صادق است (بیلی وحشی، سواران خستگیناپذیر The Long Riders، جرونیمو: یک افسانه آمریکایی). البته اگرچه هیل به شکل زیرکانهای به فیلمهای معیار وسترن و کالت محبوب احترام میگذارد و به روشنی از بهرهبرداری از انتظارات مخاطبان از این ژانر لذت میبرد، اما مردن برای یک دلار یک تمرین نوستالژی بیمعنا نیست. همچنین این یک شالودهشکنی تجدیدنظرطلبانه پستمدرن نیست. بلکه جایی در این میان قرار میگیرد. فیلمی که بر یک ساختار روایی کلاسیک بنا شده است، اما با جزئیاتی که مطمئنا مخاطب را به یاد دوران امروز و دهه 2020 میاندازد. به عنوان مثال میتوان به تلاش فشرده فیلم برای پرداختن به طیف متنوعی از شخصیتهای سیاهپوست، سفید، لاتین تبار و زنان قویای که میتوانند مثل هر مردی مستقیم شلیک کنند، اشاره کرد. به عنوان نمونه، دایان ویلگاس در نقش کارمند هتل اسپرانزا در شغلی که در یک فیلم سنتیتر ژانر متعلق به یک قهرمان مرد سفید پوست بود به شکل غیرمنتظرهای دست به یک کنش مرگبار نهایی میزند.
بورلاند از سوی زمین داری به نام مارتین کید (همیش لینکلیتر) استخدام میشود تا همسر گمشده او ریچل (ریچل بروزناهان) که ظاهرا توسط سرباز سیاهپوست بوفالو الایجا جونز (براندون اسکات) ربوده شده است را بازگرداند. این دو نفر آخرین بار در حال حرکت به سمت مکزیک دیده شدهاند. افسر ارتشی که ملاقات میان بورلاند و کید را ترتیب میدهد یکی از بهترین تیراندازانش، گروهبان پو (وارن برک) را به عنوان نیروی پشتیبان به خدمت بورلاند میگیرد. سرباز سیاهپوست دیگری که این ماموریت را به عنوان فرصتی برای پیشرفت میبیند، حتی اگر به معنای خیانت به دوست سابقش الایجا باشد.
در ادامه مشخص میشود که ریچل در واقع به قصد فرار از یک ازدواج بدون عشق و سو استفاده آمیز با معشوق خود الایجا فرار کرده است. در حالی که الایجا امیدوار است همراه با عشق تازه خود در جایی فراتر از مرزهای آمریکا، شاید در کشوری مانند کوبا، به کامیابی برسد. این شخصیتها همگی در مکزیک با هم تلاقی پیدا میکنند و با چند شخصیت ثانویه نیز روبرو میشوند. از جمله: قانون شکن مکزیکی تیبریو وارگاس (بنجامین برت) و گروهی از همراهانش، افسران مجری قانون در شهری که همگی در آن گرد هم میآیند (فیدل گومز و آلفردو گویرز) و یک سارق بدنام بانک و دشمن قسم خورده بورلاند، جو کریبنز (ویلم دافو).
مهارتهای هیل در اکشن کمرنگ نشده است و بازیگران و گروه بدلکاری با اعتماد به نفسی دلپذیر به نبرد میپردازند. ریچل، کاراکتر فراری زیرک و باهوش بروزناهان، یک سخنرانی عالی و واقعا غافلگیرکننده ارائه میدهد که آشکار میسازد که او آنچنان هم به الایجا بیچاره علاقهمند نیست، اما انگیزهها و احساسات او بخوبی تعریف نمیشود. این مسئله احتمالا حتی در مورد قهرمان داستان والتس و دشمن او جو کریبنز دافو صادق است، اما هر دو بازیگر آنقدر حضور و بیان قدرتمندی دارند که مخاطبان میتوانند جاهای خالی شخصیتهایشان را پر کنند. با اینحال، من دوست داشتم درباره شخصیت دایان ویلگاس و خشم آشکار او بیشتر بدانم. لطفا آقای هیل یک دنباله هم با حضور او در قالب شخصیت اصلی بسازید.
امتیازهای فیلم مردن برای یک دلار | تا زمان انتشار مطلب
| وبسایت | میانگین امتیاز |
| IMDB | 5.1 از 10 |
| کاربران متاکریتیک | هنوز نمرهای ثبت نشده است |
| منتقدان راتن تومیتوز | 55 درصد بر اساس 44 نقد |
| کاربران راتن تومیتوز | 39 درصد |
| منتقدان متاکریتیک | 61 درصد براساس 17 نقد |
مصاحبه با عوامل اصلی فیلم
کریستف والتس: وسترن در محدوده توجه من قرار داشت
نه لزوما به عنوان یک طرفدار… هنگامی که در حال بزرگ شدن هستید شیفتگی به فیلمها آنقدر زیاد است – یا حداقل برای من اینطور بود – که واقعا در یک ژانر تخصص نداشتم. تا امروز این کار را نکردهام، زیرا بنظرم محدود کننده است. اما وسترن مطمئننا در محدوده توجه من قرار داشت. برای مثال شما حتی در اتریش نقش کابویها را بازی میکردید. در کارناوالها بسیاری از کودکان میخواستند کابوی باشند.
من هرگز سراغ گاوچرانها نرفتم، اما داستانهایشان، حداقل آنهایی که در کودکی اجازه تماشایشان را داشتم، بسیار جالب و گیرا بودند. یادم میآید سالها تلاش میکردم روزی روزگاری در غرب (Once Upon a Time in the West) را ببینم و من خیلی بچه بودم و 16 سالگی سن مجاز محسوب میشد. آنها تا زمانی که نمیتوانستم شناسنامهای نشان بدهم که ثابت کند 16 سال دارم به من اجازه ورود نمیدادند. اما به واسطه دوستانی که بزرگتر بنظر میرسیدند میدانستم که فیلم درباره چیست. بنابراین تجربه فیلم وسترن بخش زیادی از زندگی من در دوران کودکی و نوجوانی را شکل داده بود.
۲۰ نمونه از بهترین فیلم های سینمایی ژانر وسترن
ویلم دافو: چندان به قضاوتهای دیگران درباره کاراکترم فکر نمیکنم
من معمولا یک دید کلی ندارم و تا زمانی که در قالب شخصیت قرار نگرفتهام واقعا او را نمیشناسم. بنابراین شما صحنهها را بازی میکنید، خود را در موقعیت قرار میدهید، تخیل خود را به دست میآورید و شاید مقداری تحقیق کنید. این باعث میشود چیزی یاد بگیرید که تغییری در آنچه قبلا فکر میکردید داشته باشد و سپس بازی میکنید. وظیفه من این است که به موقعیتها واکنش نشان بدهم. بنابراین من چندان به قضاوتهای دیگران درباره کاراکترم فکر نمیکنم.
ریچل بروزناهان: والتر میخواست این فیلم جزئی از مجوعه فیلمهای وسترن بزرگ باشد
هنگامی که فیلمنامه مردن برای یک دلار را خواندم بلافاصله مجذوب آن شدم. این یک فیلمنامه زیبا بود و والتر یک اسطوره است. بنابراین بلافاصله سوال چندانی از او نداشتم، اما او تلفنی با من تماس گرفت. او میخواست با من کمی بیشتر درباره نقش و آنچه که هنگام نوشتن به آن فکر میکرده است و همچین نیتش از ساختن فیلم صحبت کند.
او از علاقه و احترامش به ژانر وسترن صحبت کرد و گفت میخواهد از این فیلم به عنوان بخشی از سیر تکامل آن استفاده کند. او میخواست این فیلم جزئی از مجوعه فیلمهای وسترن بزرگ باشد و تصور میکرد بخش زیادی از این فرایند به خلق فضایی برای شخصیتهایی مانند ریچل، الایجا و پو مربوط میشود که از لحاظ تاریخی اصلا در این ژانر حضور نداشتهاند و یا کشف نشده و توسعه نیافته و در حاشیه ماندهاند.
والتر هیل: مردن برای یک دلار یادآور برخی از وسترنهای باد بتیکر است
هنگامی که فیلم را به پایان رساندم و تقریبا سر و شکلی پیدا کرده بود فکر کردم که برای یادآور برخی از وسترنهای باد بتیکر است. مطمئن نیستم، اما واقعا فکر میکنم که باد اگر آن را میدید دوستش داشت. ما صحبتهای جالبی درباره وسترنها با یکدیگر داشتیم و او کتاب زندگینامه خود را که اتقافا اثری زیبا و بسیار جذاب است را به من داد. اما من فقط فکر میکردم که مردن برای یک دلار یادآور برخی از ایدههای موضوعی باد و ماهیت فیزیکی فیلم است. یعنی فیلم کوچکی که با بودجهای محدود ساخته شده و عمدتا درباره معیارهای اخلافی است. این به نوعی یادآور فیلمهای باد در اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت بود. به همین دلیل فیلم را به او تقدیم کردم.