ماجرای تولید انیمه وایلوت اورگاردن Violet Evergarden: The Movie از مارس ۲۰۱۸ پس از چاپ شدن رمانی به همین نام به نویسندگی کانا آکاتسوکی، آغاز شد. در این زمان آشکار شد که یک پروژه تولید انیمه با اقتباس از کتاب وایولت اورگاردن در دست تولید قرار گرفته است. در ادامه ایشیدات عنوان کرد که این انیمه در استودیو کیاتو مراحل ساخت خود را طی میکند و این خبر در آوریل ۲۰۱۹ منتشر شد.
در ابتدا ایشیدات تمایل داشت تا فقط یک سریال از کتاب وایولت اورگاردن بسازد اما بعدها گفت که احساس میکند زندگی وایولت اورگاردن به تنهایی نیز میتواند در قالب یک انیمه سینمایی بسیار جذاب باشد، پس هم سریال و هم انیمه سینمایی وایولت را در دست تولید قرار داد. در طول تولید این انیمه طی حادثه آتشسوزی در استودیو کیاتو، بخشی از پروژه از بین رفت؛ اما ایشیدات در سپتامبر ۲۰۱۹ اعلام کرد که پروژه تولید انیمه وایولت اورگاردن همچنان ادامه دارد.
انیمه وایولت اورگاردن مرثیهای از دلتنگی، مصائب جنگ و رنج از دست دادن است. ارزشی که این اثر برای ابراز احساسات آدمی قائل میشود بسیار قابل تامل و زیباست. بهخصوص ارزشی که به کلمات، تعهد و محبت میدهد، این انیمه را از حیث مفهوم و احساسی که منتقل میکند در دستهای جدا از سایر انیمههای سال ۲۰۲۰ قرار میدهد.
خلاصه داستان انیمه وایولت اورگاردن
دیزی، نوه دختری آن مگنولیا، تصادفا با نامههایی روبهرو میشود که در طول سالیان، برای تولد مادربزرگش ارسال میشده. او در مورد عروسک نامهنویسی که این نامهها را نوشته کنجکاو شده و به دنبال سرنخی از وایولت اورگاردن راهی جستجویی جالب میشود. وایولت اورگاردن عروسک نامهنویسی است که کلمات را بسیار زیبا در کنار هم قرار میدهد و نامههای پر احساس زیبایی مینویسد.
وایولت اورگاردن از جانب مشتریانش بسیار مورد توجه و علاقه قرار گرفته و تعهدی که او نسبت به آنها دارد ماجرایی مثال زدنی در میان مردم است.
در این میان اما پسرکی به نام یوریس، با سفارش نامهای به وایولت، چیزی را در او تغییر میدهد. پس از نوشته شدن نامه یوریس است که داستان به اوج خود میرسد. یوریس که پسرکی مریض احوال است و روزهای پایانی عمرش را میگذراند، دلش میخواهد نامهای برای بعد از مرگش باقی بگذارد تا خانوادهاش از خواندن آن احساس امید و تسلی پیدا کنند.
جملات یوریس برای وایولت تداعی کننده احساسی میشود که نسبت به گیلبرت بوگنویلا (سرگرد) داشته است. سرگرد، کسی است که وایولت را تربیت میکند و در نهایت در جنگ پس از مجروح شدن ناپدید میشود. وایولت که طی سالیان، پس از نوشتن احساسات انسانها حالا میتواند درک کند که سرگرد نسبت به او احساس خاصی داشته که به آن عشق میگویند.
در همین حال کلودیا هاگینز نامهای با آدرس مبهم بر روی آن پیدا میکند که از دستخط آن متوجه میشود نویسنده نامه گیلبرت بوگنویلا است. تا پیش از این نامه همه بر این باورند که گیلبرت بوگنویلا مرده، اما در نهایت متوجه میشوند که در جزیرهای دور افتاده زندگی میکند. کلودیا هاگینز به همراه وایولت به این جزیره میروند و با سرگرد روبهرومیشوند. او که یک دست و یک چشمش را از دست داده، حالا در شرایط روحی بد و عذاب وجدان شدید، احساس گناهی را تحمل میکند که بابت آن حاضر به ملاقات با وایولت نیست.
در این میان رسیدن برادر گیلبرت شرایط را تغییر میدهد و اینکه آیا وایولت با گیلبرت زندگی جدیدی را شروع میکند یا اینکه جدایی را انتخاب میکنند در ادامه این داستان مشخص میشود.
نقد و بررسی انیمه
انیمه وایولت اورگاردن اثری با جلوههای بصری بسیار تماشایی است. جزییات در این اثر با دقتی ویژه تولید شده و لباسها با تبحری بهیادماندنی طراحی شدهاند. علاوه بر این موسیقی و داستان انیمه نیز قابل قبول است؛ اما آنچه در این انیمه به عنوان پرسشی مهم در ذهن مخاطب شکل میگیرد و تا انتها بدون پاسخ باقی میماند، وضعیت شخصیت اصلی انیمه یعنی وایولت اورگاردن است.
ما میدانیم که او یک عروسک است؛ اما چه کسی آن را ساخته و در ابتدا برای چه کاربردی تولید شده؟ در سراسر این انیمه هیچ توضیحی بابت چگونگی تولید این عروسک به مخاطب داده نمیشود. جدای اینکه ما از زادگاه وایولت خبر نداریم از اینکه جنس این عروسک از چه چیزی است؟ طول عمرش چقدر است و چه نیازهایی دارد نیز، آگاه نمیشویم.
چطور میشود که وایولت درک میکند انسانها چگونه احساسی دارند و از همه مهمتر کلمات چگونه روی او تاثیر میگذارند که او قادر میشود احساس سرگرد را درک کند؟ سوال دیگر اینکه چند عروسک مشابه وایولت اورگاردن وجود دارد؟ آیا دیگر عروسکهای مشابه نیز توانایی درک احساسات انسانها را از طریق نوشتن کلمات پیدا میکنند؟
در مجموع وایولت اورگاردن به عنوان شخصیت اصلی این انیمه، به درستی پرداخته و توضیح داده نشده! سوالهایی که در رابطه با او در ذهن مخاطب به وجود میآید برای همیشه بیپاسخ باقی میماند و فقط از طریق تخیل ذهن است که میشود برای آنها جوابی پیدا کرد.
با سلام، اگه ابتدا سریال این انیمه رو ببینید متوجه میشید که کلمهی عروسک صرفا لقب دخترهای نامهنویس بوده. بخش انتقادتون به طور کلی اشتباه هست چون اون سینمایی به صورت یه سینمایی مستقل ساخته نشده و در ادامهی سریال هستش. وایولت اورگاردن عروسک نیست، یک انسانه که در طول جنگ دستهاش رو از دست داده و مجبور شده از دست مصنوعی استفاده کنه. سه عروسک نامهنویس دیگه وجود دارن که اونها هم انسانن و احساسات انسانی رو مثل بقیه متوجه میشن. دلیل اینکه وایولت احساسات رو نمیشناسه اینه که از روز تولدش به عنوان یک سرباز و ماشین جنگی تعلیم دیده. تنها چیزی بلده کشتن و جنگیدنه و سرگرد تنها کسی بوده که با اون مثل یک انسان رفتار میکرده. با تموم شدن جنگ وایولت مجبور شد به جامعه ملحق بشه و برای حل مشکلاتش درمورد شناخت احساسات، یک عروسک نامهنویس میشه تا بتونه احساسات مشتریهاش رو یاد بگیره.
با سلام، اگه ابتدا سریال این انیمه رو ببینید متوجه میشید که کلمهی عروسک صرفا لقب دخترهای نامهنویس بوده. بخش انتقادتون به طور کلی اشتباه هست چون اون سینمایی به صورت یه سینمایی مستقل ساخته نشده و در ادامهی سینمایی هستش. وایولت اورگاردن عروسک نیست، یک انسانه که در طول جنگ دستهاش رو از دست داده و مجبور شده از دست مصنوعی استفاده کنه. سه عروسک نامهنویس دیگه وجود دارن که اونها هم انسانن و احساسات انسانی رو مثل بقیه متوجه میشن. دلیل اینکه وایولت احساسات رو نمیشناسه اینه که از روز تولدش به عنوان یک سرباز و ماشین جنگی تعلیم دیده. تنها چیزی بلده کشتن و جنگیدنه و سرگرد تنها کسی بوده که با اون مثل یک انسان رفتار میکرده. با تموم شدن جنگ وایولت مجبور شد به جامعه ملحق بشه و برای حل مشکلاتش درمورد شناخت احساسات، یک عروسک نامهنویس میشه تا بتونه احساسات مشتریهاش رو یاد بگیره.