گفتوگوی ما را با توفیق حیدری بازیگر نقش سعید سیمکش درباره سریال یاغی بخوانید.
- چطور بازیگر شدید و نقش سعید سیم کش به شما سپرده شد؟
توفیق حیدری: در آکادمی «قرمز» دورههای مستندسازی و فیلم کوتاه را نزد آقای محمد کارت ثبتنام کرده بودم. آقای کارت به ما مشق هفتگی میدادند. در یکی از این مشقها، رپ خواندم و توی گروه گذاشته بودم که دیدند و جلسه بعد به من گفتند که دارم سریالی میسازم و چند پلان رپ داریم. میتوانی از پس آن برآیی؟ که گفتم بله و بعد هم در دفترشان نقش سعید سیم کش را اتود زدم که از اجرایم خوشش آمد و این نقش را به من سپردند.
- برای بازیگر شدن از قبل برنامهریزی داشتید و برایش تلاش کرده بودید؟
فیلم شنای پروانه آقای محمد کارت را خیلی دوست داشتم و زمانی که دیدم این کارگردان دورههای مستندسازی و کارگردانی دارد، برای آموزش مستندسازی و ساخت فیلم کوتاه ثبت نام کردم و اصلا قرار نبود بازیگر بشوم و در ذهنم به بازیگر شدن فکر نمیکردم اما خدا را شکر که این اتفاق رقم خورد. البته هدف اصلی من کارگردانی است و حالا هم به کمک آقای کارت در حال ساخت یک مستند هستم اما حالا که در سریال مهمی چون یاغی بازی کردهام و مردم دوست داشتهاند، به بازیگری هم فکر میکنم و برایش تلاش میکنم.
- قبل از ورود به عالم سینما و بازیگری چه کاری میکردید؟
دیپلم کامپیوتر دارم و قبل از این که وارد کلاسهای آموزش فیلمسازی بشوم، کارگاه میوه خشک کنی داشتم.
- با توجه به علاقهای که به موسیقی و خواندن رپ دارید آیا فعالیت در این نوع موسیقی را همچنان ادامه میدهید یا حالا دیگر به بازیگری فکر میکنید؟
قبل از این که دورههای آموزش فیلمسازی آقای کارت را شرکت کنم، رپ میخواندم و گاهی در پیج اینستاگرامم منتشر میکردم. رپ موسیقیای است که خیلی دوست دارم و هر روز گوش میکنم. گاهی برای دل خودم مینویسم و میخوانم و اگر شرایطش فراهم باشد قطعهای را منتشر میکنم.
- با کاراکتر سعید سیم کش چطور ارتباط گرفتید؟
در جنوب شهر قزوین به دنیا آمدهام و با این آدمهایی که در لیانشامپو میبینید، زندگی کردهام. من کاراکتر سعید سیم کش را خوب میشناختم و آقای کارت هم کمک کرد و روی اکتها و بیانم کار کرد تا به این نقش برسم.
- چقدر در بیان دیالوگها و اجرای نقش، دستتان باز بود؟ درباره ویژگیهای این شخصیت طبق فیلمنامه و توصیه کارگردان جلو رفتید یا پیشنهادهایی هم برای واقعیتر شدن این کارکتر به کارگردان داشتید؟
آقای کارت خیلی به من میدان میداد و در بیان کلمهها و دیالوگها من را آزاد میگذاشت. مثلا کلمه «ببم جان» یک اصطلاح قزوینی است و دوست داشتم بگویم و با اجازه کارگردان از این نوع کلمهها و اصطلاحات استفاده میکردم.
- سخت ترین سکانس یا به یادماندنیترین سکانسی که بازی کردید کدام بود؟
سکانسی که خیلی برایم سخت بود و در ذهنم میماند، سکانس رپ خواندنم در پشتبام است. فکر میکردم رپ خواندن برایم خیلی راحت و آسان است چون بارها خوانده بودم اما در زمان فیلمبرداری خیلی سخت شد. بیشتر از ۲۰ بار آن را تکرار کردم و اشک از چشمانم میآمد. طوری که گفتم نمیتوانم بخوانم اما آقای کارت همراهی میکرد و به من اعتماد به نفس میداد و با تمرکز دوباره این صحنه را بالاخره گرفتیم. موسیقی رپ طوری است که باید کلمهها را پشت سر هم بگویید. کشش ندارد که صدای کلمهای را بکشی و زمانی که کلمهای حین خواندن جابجا شود، دوباره باید از اول تا آخر شعر را به صورت مداوم و بدون وقفه میخواندم. گاهی حین فیلمبرداری تپق میزدم و باید باز از اول تا آخر را میخواندم که همین مسائل ضبط این سکانس را طولانی کرد. بعد از این سکانس به این فکر کردم که خواندن رپ و برگزاری کنسرت موسیقی رپ چقدر کار سختی است. به نظرم رپ فارسی یکی از سختترین سبکهای موسیقی است. به هر حال این سکانس را هم خیلی دوست دارم و هم خیلی برایم سخت بود.
توفیق حیدری: سکانسی که خیلی برایم سخت بود و در ذهنم میماند، سکانس رپ خواندنم در پشتبام است. فکر میکردم رپ خواندن برایم خیلی راحت و آسان است چون بارها خوانده بودم اما در زمان فیلمبرداری خیلی سخت شد. بیشتر از ۲۰ بار آن را تکرار کردم و اشک از چشمانم میآمد. طوری که گفتم نمیتوانم بخوانم اما آقای کارت همراهی میکرد و به من اعتماد به نفس میداد
- تجربه اولین حضورتان جلوی دوربین چطور بود؟
برای اولین بار بود که جلوی دوربین رفتن را تجربه میکردم. ولی آقای کارت سخت نمیگرفت و آنقدر اعتماد به نفس به من میداد که نمیگذاشت استرس بگیرم.
- بازیگری کار سختی است؟
بله کار سختی است. وقتی که قرار است شخص دیگری را زندگی کنی، تجربه زیستن با این شخصیت را میخواهد. بازیگری که یک سال نقشی را بازی میکند مثل نقش جاوید که علی شادمان بازی کرد، تجربه زیستن با این شخصیت را دارد. بازیگران بزرگی مثل آقای پیروزفر و شادمان را که میبینم، احساس می کنم که چقدر بازیگری کار سختی است. خلق کردن یک کاراکتر که باید علاقهمندیهای او را بدانی و این که از چه چیزی بدش میآید و بتوانی با او زندگی کنی. اگر چه کارگردان به خلق شخصیت خیلی کمک میکند اما بازیگر هم باید باهوش باشد.
- شخصیت سعید سیم کش روی خود شما هم تاثیری گذاشته است؟
برخی کارهای سعید سیم کش از قبل در وجودم بود. برخی کارهایش را ترک کرده بودم و برخی خلقوخوهایش هنوز در من مانده بود که بعد از مدتی درستش کردم و رها شدم.
- با توجه به این که اولین کار حرفهای شما بود، با چه چالشهایی حین بازی روبرو شدید؟
چون تجربه حضور در فضای حرفهای سینما را نداشتم، اصلا نمیدانستم که باید راکوردها را حفظ کرد و هر کلمه یا حرکتی که داشته باشی باید در برداشت بعدی همان را حفظ کنی که این مسئله در همان جلسه اول به کمک منشی صحنه و کارگردان خیلی زود برطرف شد.
- حضور و نقشآفرینی در این سریال چه جذابیتهایی برای شما داشت؟
همیشه فکر میکردم کسانی که در سینما میبینم آدمهایی هستند که با ما خیلی فرق دارند اما بعد از حضور در این سریال دیدم که همه آنها مثل ما آدمهای خاکی و مشتی هستند. آقای کارت تیمی را گرد هم جمع کرده که درست مثل یک خانواده با هم همدل و یکدل هستند. همه هوای همدیگر را دارند و به هم کمک میکنند. اگر مشکلی در صحنه به وجود میآمد، مهم نبود که مشکل مربوط به گروه فیلمبرداری است یا طراحی صحنه و یا گروههای دیگر. همه به صورت تیمی برای رفع آن مشکل کمک میکردند و به این ترتیب بود که یاغی خلق شد و این موضوع بسیار جذابی برای من بود که همه اعضای این گروه بزرگ را مثل اعضای یک خانواده در کنار هم میدیدم که برای همدیگر ارزش قائلند. من یاد گرفتم در کار حرفهای نباید فقط به کار خودت فکر کنی بلکه باید همه را در نظر بگیری. چیزی که من از آقای کارت یاد گرفتم این بود که همه عوامل به یک اندازه برای او اهمیت داشتند. از آن کسی که پذیرایی میکند تا کسی که نقش اول سریال است همه به یک اندازه برای او قابل احترام هستند. علاوه بر کارگردان باید از تهیه کننده سریال آقای سیدمازیار هاشمی هم تشکر کنم به خاطر دل بزرگی که دارند و تأثیری که در ایجاد این حس همدلی در میان اعضای گروه داشتند. آشنایی و همکاری با او برایم باعث افتخار است و بسیار دوستشان دارم.
- بازیگران حرفهای این سریال با شما به عنوان یک تازه وارد چگونه رفتار میکردند؟
همه بازیگران برخوردهای خوبی داشتند و همانطور که گفتم همه با هم همدلی میکردند. همه بازیگران از پارسا پیروزفر، علی شادمان، امیر جعفری، عباس جمشیدیفر، خانم طباطبایی و دیگران همه و همه مثل یک خانواده با عزت واحترام با من رفتار میکردند و خیلی به من کمک میکردند.
- وقتی بازی خودتان را تماشا میکنید چه حسی دارید؟
بازی خودم را دوست دارم و گاهی فکر میکنم فلان سکانس را میتوانستم طور دیگری بازی کنم که بهتر باشم اما شکر خدا که کارگردان از نتیجه کارم راضی بود و مردم هم دوست دارند.
- بازخوردهایی که از اولین بازیتان جلوی دوربین گرفتید، چطور بود؟
خانوادهام و فامیل که خیلی دوست داشتند و مردم عزیزمان هم به من خیلی لطف داشتند. همه نقش سعید سیم کش را دوست داشتند و از سریال یاغی به طور کلی خیلی راضی هستند. من خیلی خوشحالم که مادرم را خوشحال میبینم و برایم بسیار ارزشمند است که لبخند خانواده، پدر و خواهرم را میبینم. از لطف خدا و آقای کارت هم بسیار سپاسگزارم که این نقش را به من سپردند.
- آرزوی شما در بازیگری چیست؟
دوست دارم در بازیگری آنقدر قوی باشم که هر شخصیت دور از خودم را به خوبی بتوانم بازی کنم و مردم هم دوست داشته باشند.
- برنامه خاصی برای آینده بازیگری خودتان دارید؟ مثل شرکت در کلاسهای آموزش بازیگری یا حضور روی صحنه تئاتر و مطالعه؟
در حال حاضر کلاسهای فن بیان را نزد آقای کارت میگذرانم و فکر میکنم همین که در جمع بزرگان سینما باشم برایم تجربه است و از هر لحظه بودن در کنار آنها میتوانم چیزی یاد بگیرم. سعی میکنم که روی لهجهام بیشتر کار کنم که برای نقشهای بعدی مشکل لهجه را نداشته باشم. کار تئاتر هم اگر به من پیشنهادی شود خیلی دوست دارم چون میدانم که در بازیگری بسیار مهم است. در حال حاضر دوست دارم بیشتر درباره کارگردانی و فیلمنامهنویسی مطالعه کنم و گاهی با همین گنگ لیانشامپو پلاتو میرویم و تمرین میکنیم.