خلاصه داستان فیلم خائنکشی
خلاصه داستان فیلم یا سریال خائن کشی از این قرار است؛ گروهی متفاوت تصمیم میگیرند برای کمک به قرضه ملی که توسط مصدق اعلام شده، از بانک ملی در فرصت کوتاه کسوف دزدی کنند. دزدیای که سرنوشتی برای هر کدام رقم میزند و بوی خیانتی میآید که رفاقتها را تهدید میکند…
همه چیز درباره مراحل فیلمسازی مسعود کیمیایی
بازیگران و عوامل فیلم خائن کشی
امیر آقایی، پولاد کیمیایی، پانتهآ بهرام، سارا بهرامی، اندیشه فولادوند، حمیدرضا آذرنگ، سام درخشانی، نرگس محمدی، رضا یزدانی، الهام حمیدی، نسیم ادبی، فریبا نادری، شکیب شجره، پردیس پورعابدینی و با حضور فرهاد آئیش، اکبر معززی، سعید پیردوست، امیررضا دلاوری، ایوب آقاخانی، سام نوری، امیرکاوه آهنین جان، سپند امیرسلیمانی، ایلیا کیوان، شکرخدا گودرزی، شاپور کلهر، امیرحسین نوروزبیگی، مانی حیدری، سوگل خالقی، امیرحسین هشترودی، مریم عباسزاده و کیانوش گرامی و البته چهرههایی چون بهرام بهرامیان، سامان سالور، جواد طوسی با هنرمندی مهران مدیری بخشی از فهرست مفصل و طولانی بازیگران این فیلم است.
نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی، تهیهکننده: علی اوجی، موسیقی: ستار اورکی، فیلمبردار: مسعود سلامی، مدیر صدابرداری: اسحاق خانزادی، تدوینگر: سپیده عبدالوهاب، طراح چهره پردازی: محسن دارسنج، طراح لباس: مارال جیرانی، مدیر تولید: محمد حیدرقلی، مدیر برنامه ریزی: مسعود حقی، منشی صحنه: شهرزاد مطلق، جلوههای ویژه میدانی: آرش آقابیک، جلوههای ویژه کامپیوتری: محمد برادران، طراحی و ترکیب صدا: علیرضا علویان، عکاس: احمدرضا شجاعی، ساخت فیلم پشت صحنه: شهیار کبیری، طراح بدلکاری: ارشا اقدسی، جانشین تولید: عماد طاهری، مدیر تدارکات: هادی غفارلو، دستیار تهیه: صدف رضاپور عوامل این فیلم سینمایی هستند.
جایزهها و افتخارات فیلم خائنکشی
نقد و بررسی منتقدان درباره فیلم خائن کشی مسعود کیمیایی
رضا صائمی
برگزیده از فیلم خائن کشی
- فضاسازی و طراحی صحنه چشمگیر
- پربازیگر و کاراکتر بودن
- تداوم سینمای کیمیایی
سید آریا قریشی
بنابراین روابط میان آدمها و پیشینۀ شخصیتها در این فیلم هم – مثل اکثر آثار سالهای اخیر کیمیایی – به فشردهترین شکل ممکن – در مواردی در حد یک جمله – بیان شدهاند. همین امر، ارتباط برقرار کردن با آدمهای این فیلم را به کاری طاقتفرسا تبدیل میکند. تنها در صورتی که با جهان فکری سینمای کیمیایی آشنایی داشته باشید ممکن است بتوانید این روابط را از حالت فشرده خارج کنید. فیلم همچنین بهشدت از حضور شخصیتها و خردهداستانها و موقعیتهای بیربط ضربه خورده است (کل ماجرای مربوط به شخصیت الهام حمیدی را از فیلم حذف کنید. چه ضربهای به فیلم وارد میشود؟) بنابراین حسرت همیشگی سالهای اخیر پابرجا است: یک اجرای مقتدرانه که به پای فیلمنامهای گنگ حرام شده است. با این وجود، «خائنکشی» فیلمی است که احتمالاً طرفداران سینمای کیمیایی را ناامید نمیکند و میتواند جایگاهی بالاتر از چند فیلم قبلی او پیدا کند.
برگزیده از فیلم خائن کشی
- قدرت شگفتانگیز کیمیایی در امر فضاسازی و تصویرسازی (با کمک مسعود سلامی و سهیل دانش اشراقی)
- فیلمنامهای گنگ با کدگذاریهایی پیچیده (به سبک دیگر فیلمهای دو دهۀ اخیر کیمیایی)
- یکدست نبودن کیفیت بازیها (از بازی خوب امیر آقایی و حمیدرضا آذرنگ تا حضور ناامیدکننده نرگس محمدی و سام درخشانی که میتوانند از جمله بدترین بازیهای جشنواره لقب بگیرند)
کمال پورکاوه
نکته تعجبآور این است که مسعود کیمیایی بعد از گذران چیزی حدود ۵۵سال از حیات سینماییاش، به جایی رسیده که در آخرین اثرش همانند یک هنرجوی تازه کار انجمن سینمای جوانانی، هم اشتباهات قاببندی دارد و هم در اجرا و طراحی میزانسنهای صحنههای زد و خورد، ناشیانه عمل میکند. کار به جایی میرسد که اجرای یکی از صحنههای قتل فیلم، که پولاد را به آن مراسم و نشست سیاسی میکشاند، «خائن کشی» را تبدیل به کمدی ناخواستهای میکند که تمام حرفها و صحنهپردازیهای به اصطلاح سیاسیاش هم به شوخی شبیه میشود. راستش هیچگاه دلیلِ این همه پُر کاریِ مسعود کیمیایی و فاصله گرفتنِ فیلم بعدی از اثر قبلیِ خودش را متوجه نشدهام. وقتی مشاور و همراه و مدافع همیشگی او هم، در میزانسن کودکانه انتهای فیلم، فریاد میزند و جان سپردنش ما را به یاد فیلمهای هندی دهه هفتاد میاندازد، بیش از پیش به نقش مخرب مداحانی پی میبریم که که مسیر سقوط یکی از مهمترین فیلمسازان تاریخ سینمای ما را فراهم کرده اند.
برگزیده از فیلم خائن کشی
- طراحی صحنه چشمگیر
- فیلمبرداری و نورپردازی متناسب
- مدیریت تولید حرفهای
احمد شاهوند
همه چیز برای خلق یک شاهکار به تمام معنای برای مسعود کیمیایی آماده بوده. از تیم بازیگری چهره و درجه یک تا عوامل فنی کاربلد و حرفه ای. اما وقتی فیلمنامهای در کار نیست و آقای کارگردان دیگر حتی حوصله ندارد یک میزانسن درست و حسابی بدهد، نتیجه جز شکست چیز دیگری نیست. نمیدانم فیلمنامه قبلی چه بوده که علی اوجی از کیمیایی خواسته بازنویسیاش کنه و شده نسخه فعلی. ضعف اصلی «خائن کشی» فیلمنامه است و در وهله بعد کارگردانی. تا نیمساعت اول حتی نمیدانستم موقعیت آن خانه که آن شش (هفت یا بیشتر! … چه فرقی میکند) نفر در آن پنهان شدهاند چیست! یا چرا راه دور برویم. همان فصل اول. آشفتگی در میزانسن فصل دزدی بیداد میکند. اصلا مشخص نیست کی به کی و چی به چی است.
این آشفتگی در همه لحظههای فیلم وجود دارد البته. تصاویر درجه یک مسعود سلامی، طراحی صحنه عالی سهیل دانش اشراقی، موسیقی اینبار به جا و کم حجم ستار اورکی به فیلم سر و شکل دادهاند وگرنه با فاجعهای وحشتناک در کارنامه کیمیایی روبرو بودیم. حرف جدیدی نیست. اصرار کیمیایی روی نگارش فیلمنامه بزرگترین اشتباه اوست. اگر ساختار روایی فیلمنامههایش را شخص دیگری مینوشت و کیمیایی به نگارش دیالوگ و شرح صحنه بسنده میکرد، اوضاع خیلی بهتر میشد. امیدوارم به عمر من قد بدهد و وقتی از سالن نمایش «فیلمی از مسعود کیمیایی» بیرون میآیم، حال و روز اوایل دهه هفتاد را داشته باشم.
برگزیده از فیلم خائن کشی
- قاب های مسعود سلامی
- طراحی صحنه عالی سهیل دانش اشراقی
- موسیقی ستار اورکی
علی نعیمی
برگزیده از فیلم خائن کشی
- طراحی صحنه فوقالعاده و پر جزئیات به خصوص در سکانسهای شیرهکش خانه
- بازی خوب بازیگران از جمله امیر آقایی و حمیدرضا آذرنگ
- کارگردانی استادانه مسعود کیمیایی و تسلط او بر قاببندیهای منحصر بفرد و سینمایی
همه چیز درباره جشنواره فجر ۱۴۰۰
صحبتهای عوامل فیلم خائنکشی در جشنواره فیلم فجر
علی اوجی، تهیهکننده: خیلی خوشحالم از اینکه «خائنکشی» اکران موفقی داشت. باید بگویم علت برگزاری این نشست بدون حضور کارگردانان فیلم بهدلیل احترام به اهالی رسانه است. مسعود کیمیایی تحت عمل جراحی قرار گرفته بود و به همین علت نتوانست در نشست حضور پیدا کند. امیر آقایی نیز به دلیل ابتلا به کرونا نشست را از دست داد. درباره حضور نداشتن پولاد کیمیایی اختلافاتی از پیش وجود داشت که به این ماجرا منجر شد. درباره مسعود کیمیایی هم باید بگویم او کارگردانی 80 ساله با 55 سال سابقه فیلمسازی است، از آنجا که جشنواره بسیار جوان است، طبیعی است که نخواهند در معرض قضاوت قرار بگیرند. شان این الماسهای سینمای ایران باید حفظ شود و این مسئله تصمیم شخصی او بود.
مهران مدیری: جراحی پای مسعود کیمیایی بهانه بود و او دوست نداشت در نشست حاضر باشد. اما همین امروز پایشان را جراحی کردند! در فیلم «درخت گردو» باید بگویم آن نقش برای من نبود و بازیام افتضاح بود که البته گذشت. درباره مسعود کیمیایی هم باید بگویم شیوه بازی گرفتن او فوقالعاده است. اگر سیمرغ را به من بدهند خوشحال خواهم شد. همه افراد جایزه گرفتن را دوست دارند و این حس به آدم دست میدهد که انگار کارش را درست انجام داده است.
فرهاد آئیش: من به لحاظ قیافه به دکتر مصدق شباهت دارم. در تئاتری که در نقش ایشان بازی کرده بودم نیز صدها ساعت فیلم دیدم و کتاب درباره او خواندم. نمیتوان بدون شناخت از شخصیتهای تاریخی که قبلا وجود خارجی داشتهاند، فیلم بازی کرد. من ساعتها ویدئوهای ایشان را نگاه کردم تا طرز راه رفتن و بیانشان را یاد بگیرم و تلاشم را کردم که به مصدق واقعی وفادار باشم.
رضا یزدانی: من از 20 سال پیش همکاری با مسعود کیمیایی را آغاز کردم و این همکاری دیگر به شکل رفاقت تبدیل شده است. علی اوجی نیز عاشقانه برای ساخت این کار زحمت کشید و همه انرژی خود را گذاشت.
مرور کارنامه و میزان فروش فیلمهای مسعود کیمیایی
بنظرم فیلم میخواست بگوید تعامل وبهره گرفتن از یک خائن بهترازکشتن اوست
رفیق کیمیایی فیلم هایت را دوست دارم
حتی اگر بگویند دوست داشتنی نیست
آخه تو رفیقی رفیق
از کجا میشه دید
من این فیلم را ندیدم اما مشخص است که جناح راست تندرو نمی خواهد تاریخ واقعی را ببيند حتی سانسور شده اين فيلم را. واین جناح خود را نابود کرده و میکند دیر یا زود این جناح که جمود فکر ی دارد و بزودی عاقل واقع بین میشوند. به امید روشنگری روشنفکران
این فیلم با سریالش یکی است یا موضوعی جدیدی است
همان نسخه کوتاه شده و تدوین شده سریاله.
ا ف ت ض ا ح .
هر گاه مدیری بر صفحه حاضر شد .
یکباره احساس تلخ روایت به طنزی مضحک مبدل می شد…
آخه لامروت ها مدیری کی توانایی بازی فیلم جدی دارد…اه…….
سلام آیا اکران آین فیلم کنسل شده است؟
فیلم های استاد کیمیایی واقعا عالی زمان اکران کی ؟
سلام
هنوز در نوبت اکران قرار نگرفته.
تیزری که بنده دیدم بیشتر یه تئاتر برام تداعی شد تا فیلم
اصلا ارزش دیدن نداره
این فیلم اوج سر هم بندی فیلمنامه و گیجی کارگردان بود. اگر هدف به تصویر کشیدن آرسن لوپن ایران در قالب گانگستری آمریکایی بود چه ربطی به ملی شدن نفت و مصدق داشت چرا باید این خلافکار را مصدقی کنند. نام فیلم خائن کشی است اما معلم نیست خائن کیست و چگونه پیدا می شود تنها رویارویی مخاطب با او پیشانی سوراخ اش است که به دست پولاد کیمیایی و امیر آقایی کشته شده . فیلم نه ساختار دارد نه فیلمنامه نه ربطی به مهدی بلیغ دارد حتی داستان مشخصی هم نداردحتی معلوم نیست داستانش در چه دوره ای روایت می شود اگر دوران نخست وزیری مصدق است چرا مصدق انقدر شکسته است و اگر اواخر دوران مصدق است پس نقش کودتای 28 مرداد چیست و چرا آخر فیلم بی هیچ توضیحی مصدق را کت بسته و شکست خورده جابه جا می کنند. در کل این فیلم به شدت هردمبیل و آبکی است و من به شخصه از هیچ چیز آن سردرنیاوردم. به همه توصیه می کنم فریب زرق و برق پوستر ها و تیزر ها و حضور بازیگران مطرح را نخورند این فیلم دارای هیچ چیز نیست و ابدا ارزش دیدن ندارد