چارلی چاپلین کارش را از خردسالی شروع کرد
۱ـ مادر و پدر چارلی چاپلین هردو در سالنهای موسیقی لندن آوازخوان بودند. نخستین بارقههای نبوغ در پسرک بااستعداد زمانی دیده شد که تنها 5 سال داشت و صدای مادرش به خاطر بیماری حنجره ناگهان در حین اجرا برای صدها سرباز گرفت. بعد از این اتفاق مدیر صحنه چارلی خردسال را روی سن فرستاد که مردم عصبانی را سرگرم کند.
چارلی ابتدا یک آهنگ مشهور به نام، جک جونز، را خواند و در حین آوازخوانی از حضار خواست تا سکهبارانش کنند! تظاهر کردن او به قطع کردن اجرا از هول برداشتن سکهها باعث شد تا جمعیت از خنده رودهبر شود. پسرک در ادامه ادای صدای گرفته مادرش را هم درآورد و خندههای بیشتری در سالن بهپا کرد. او سپس به صورت حرفهای وارد یک گروه رقص نوجوانان شد و با این گروه تورهای مختلفی در سراسر شهر برگزار کرد.
بهترین فیلم های نابغهای به نام چارلی چاپلین
چارلی چاپلین بخشی از عمرش را در یتیمخانه گذراند
۲ـ با بدتر شدن وضعیت سلامتی مادر چارلی چاپلین، وضعیت مالی خانواده نیز بدتر شد. اوضاع به حدی وخیم شد که در سال 1896 چاپلین و برادر ناتنی بزرگترش به یک مدرسه شبانهروزی دولتی که مخصوص، اطفال یتیم و بیسرپرست بود، فرستاده شدند.
چاپلین حدود 18 ماه را در آنجا گذراند، طولانیترین دوره تحصیل مداوم او در طول زندگیاش! او خواندن و نوشتن را یاد گرفت، اما ظاهرا اهانتهای زیادی را تحمل کرد، از جمله اینکه چند باری با چوبدستی کتک سختی خورد و سرش را هم سر یک بیماری پوستی تراشیدند. اندکی بعد، مادرش در یک آسایشگاه روانی بستری شد. در همین حال، پدرش نقش بسیار کمی در پرورش او ایفا کرد و در نهایت در 37 سالگی بر اثر اعتیاد به الکل مرد.
از اولین فیلمش متنفر بود
۳ـ در طول دومین حضور و تور چاپلین در آمریکا در 1913، استودیویی او را با پرداخت دستمزد هفتگی 150 دلاری استخدام کرد. نخستین نقش سینمایی چاپلین، بازیاش در نقش یک کلاهبردار بیکار در فیلم امرار معاش بود. او در این فیلم کلاه و سبیل داشت، اما نه آن کلاه و سبیل مشهور سالهای بعدش را.
نقش او شامل چند حرکت خندهدار، علیالخصوص در سکانس مبارزه با قهرمان فیلم، بود. چاپلین بعدها از عملکرد خود در این فیلم حسابی شاکی بود و بازیاش را سفت و بیروح میدانست و البته میگفت کارگردان از روی حسادت بهترین صحنههای بازی او را از فیلم درآورده است.
چارلی چاپلین: «من برای پول وارد این کار شدم و هنر بعدا از دل کارم رشد کرد. شاید هوادارانم با شنیدن این جملات ناامید شوند، اما حقیقت همین است»
کاراکتر معروف را بداهه خلق کرد
۴ـ قبل از شروع دومین فیلمش، چاپلین یک روز سر صحنه یک شلوار گشاد و یک کت تنگ به تن کرد، کلاهی بر سر گذاشت، یک چوب بامبو را به عنوان عصا در دست گرفت، سبیل مصنوعی چسباند و در حالیکه همکارانش در سمت دیگر استودیو مشغول بازی کردن بودند، شروع کرد به راه رفتن کج و کوله معروفش.
ظاهرا رئیس کمپانی کیاستون وقتی این صحنه را دید، آنقدر قهقهه زد که بدنش به لرزه افتاد. رئیس فریاد زد: «این همون کاریه که باید تو فیلم بعدیت انجام بدی.» این شخصیت ولگرد کوچولو بلافاصله محبوبیت و مقلدان بسیاری پیدا کرد و تبدیل به یک ابزار بازاریابی و درآمدزایی شد. چارلی در طول دو دهه و نیم آینده در دهها فیلم کوتاه که کارگردانی اکثرشان را خودش بر عهده داشت، در نقش ولگرد کوچک ظاهر شد.
چارلی چاپلین خیلی سریع میلیونر شد
۵ـ چارلی که کارش در آمریکا را با دستمزد هفتگی 150 دلاری شروع کرده بود، خیلی زود با دستمزدی 1250 دلاری و 10000 دلار پاداش به استودیوی اسنی پیوست و آنجا به عنوان بزرگترین کمدین جهان به مردم معرفی شد. او سپس با قراردادی 670.000 دلاری با استودیوی دیگری قرارداد بست و کمی بعدتر بابت ساخت ۸ فیلم برای شرکت فرست نشنال یک میلیون دلار دستمزد گرفت!
سال 1919 بود که او سرانجام با چند شریک، استودیوی اختصاصی خودش را پایهگذاری کرد. او یکبار بیپرده گفته بود: «من برای پول وارد این کار شدم و هنر بعدا از دل کارم رشد کرد. شاید هوادارانم با شنیدن این جملات ناامید شوند، اما حقیقت همین است.»
او مخالف ورود صدا به سینما بود
۶ـ با ساخت فیلم خواننده جز در سال 1927 به عنوان نخستین فیلم مصوت سینما، فیلمهای مصوت به سرعت جایگزین فیلمهای صامت شدند. با این وجود چاپلین نسبت به پذیرش این فناوری تردید داشت، زیرا میترسید کاراکتر ولگرد کوچک از این موضوع آسیب ببیند.
چارلی در دوتا از مهمترین فیلمهایش در دهه 30 به نامهای روشناییهای شهر و عصر جدید از موسیقی بهره گرفت، اما فیلمهایش همچنان بدون دیالوگ بود. چاپلین سرانجام در سال 1940 مقاومتش را شکست و با ساخت شاهکاری به اسم دیکتاتور بزرگ، جلوی دوربین ظاهر شد. این نخستین حضور مصوت او و نیز نخستین حضورش در نقشی غیر از نقش ولگرد کوچک در سینما بود.
آمریکا چارلی چاپلین را تبعید کرد
۷ـ علیرغم زندگی 40 ساله در آمریکا و شکوفا کردن سینمای این کشور، او هرگز شهروند ایالات متحده نشد. آمریکاییها همچنین به خاطر ساخت فیلم درخشان عصر جدید که هجویهای بر عصر ماشینی بود او را متهم به هواداری از کمونیسم کردند. در دوران سیاه مککارتیسم او تحت نظر FBI بود و یکی از نمایندگان کنگره هم خواستار اخراجش از آمریکا شد.
در سال 1952 وقتی چاپلین آمریکا را برای سفر به زادگاهش انگلیس ترک کرد، در هنگام بازگشت به آمریکا به او اجازه ورود ندادند. چاپلین هم ترجیح داد تحقیر را با حضور در اداره مهاجرت آمریکا به جان نخرد و سپس با خانوادهاش راهی سوئیس شد. چاپلین سال 1972 یک بار دیگر برای دریافت جایزه اسکار افتخاریاش راهی آمریکا شد و مورد باشکوهترین و طولانیترین تشویق تاریخ جایزه اسکار قرار گرفت تا ثابت شود همیشه در قلب مردم آمریکا جا داشته است.