برخورد دومین فیلم بلند کارنامه مایکل پیئرس پس از «جانور» (2017) است؛ فیلمی که برنده جایزه بفتای 2019 بهترین فیلماول یک نویسنده، کارگردان یا تهیهکننده انگلیسی شد و جایزه خوشآتیهترین بازیگر تازهوارد جوایز فیلم مستقل انگلیس 2018 را هم نصیب جسی باکلی کرد که امروز ستاره شناختهشدهای است. البته «برخورد» که با وقفهای چهارساله در کارنامه کارگردان جوانش ساخته شده، موفقیت فیلم اول پیئرس را تکرار نکرد و تا امروز فقط در چهار رشته بهترین بازیگر مرد اصلی، بازیگر مرد مکمل، موسیقی و صدا از جوایز فیلم مستقل انگلیس 2021 نامزد شده است.
منتقدان چه امتیازی به برخورد دادند؟
«برخورد» امتیازهای زیر را از کاربران و منتقدان سایتهای مختلف گرفته است:
نظرات منتقدان درباره فیلم برخورد
ورایتی | امتیاز 80 از 100
تومریس لافلی | در همان فصل افتتاحیه هراسانگیز فیلم برخورد که یک تریلر روانشناختی ساختارشکن است -که بیوقفه پیش میرود- سیارکی با زمین برخورد میکند؛ حادثهای که به یک واکنش زنجیرهای نادر منجر میشود: ظهور سوسکهای تشنه به خون، حشرات چندشآوری که همه جا دیده میشوند و انسانی که با یک پشهی حامل میکروب، آلوده میشود. جایی دیگر در یک هتل کثیف، مالک خان (ریز احمد) میکوشد تکههای پازل یک ویروس مرموز را کنار هم بچیند؛ ویروسی که به نظر میرسد دلیلش چیزی در مایههای همین تجربهای است که با کووید-نوزده تجربه کردیم. مایکل پیئرس «برخورد» را با مهارتی وسواسی کارگردانی کرده است و به همین خاطر فیلم، حتی در مواردی که برخوردی ناشیانه صورت میگیرد، جذاب است و دیدنی. در ادامه داستان، مالک عازم مأموریت نجات پسران کوچک خودش میشود و آنها دیرهنگام به جاده میزنند. بزرگترین ترفند پیئرس و همکار فیلمنامهنویس او، جو بارتن، این است که «برخورد» در همان اوایل داستان، دچار یک تغییر زاویه دید زیرکانه میشود. این تغییر در نگاه اول – که زمانی رخ میدهد که مالک از جاده با مأمور آزادی مشروط مهربانش با نام هَتی (آکتِیویا اسپنسر) تماس میگیرد – ممکن است مثل یک پیچش داستانی سطحی به نظر برسد که با هدف شوک به تماشاگر – بهواسطه افشای اهداف و ماهیت حقیقی مالک – طراحی شده است؛ اما واقعیت این است که این تغییر آن قدر زود در داستان اتفاق میافتد که بیشتر حکم تمهیدی هوشمندانه را در ساختار فیلم پیدا میکند تا یک غافلگیری بادآورده و بهاصطلاح باریبههرجهت. معرفی ما به هتی و اینکه متوجه میشویم مالک تازگی از بند رها شده، اولین نمونه از این موضوع است که دنیا را از دریچه چشمان او نبینیم و دیگر امکانها درباره ذهن و محیط او را هم در نظر بگیریم؛ و زمانی که اعتماد ما به او خدشهدار میشود همه چیز بهگونهای جذاب و سرگرمکننده مشکوک به نظر میرسد.
فیلم برخورد در ابتدا مثل ادای دینی به فیلمهایی چون «هجوم ربایندگان جسم»/ Invasion of the Body Snatchers و «مگس»/ The Fly به نظر میرسد ولی خیلی زود شروع به گسترش سنجیده قلمروی دراماتیک خود میکند و به جهان داستانی فیلمی مانند «دنیای بینقص»/ A Perfect World نزدیک میشود، منتها با اشارههای بصری و جغرافیایی که یادآور سفر جادهای بدفرجام «تلما و لوییز» است. قابل فهم است که این تغییر مسیر و رفتن به سوی داستانی ملودراماتیک درباره بلوغ ممکن است تماشاگرانی را ناامید کند که ترجیح میدادند فیلم علمیخیالیای را دنبال کنند که در ابتدا نویدش را گرفته بودند. خبر خوب این است که پیئرس هرگز به طور کامل، الگوی یک تریلر جادهای آخرالزمانی را رها نمیکند؛ و فقط به پیچیدگی لحنی میدان بازی خود میافزاید و تازه، نمونههای فراوانی از زیرژانر وحشت تن و تفسیر اجتماعی زیرکانه را هم به این معجون اضافه میکند. بنجامین کراکِن در مقام مدیر فیلمبرداری، توجه دقیقی به نورها و سایهها داشته است و موسیقی متن جِد کِرزِل هم هراسانگیز است.
هالیوود ریپورتر | امتیاز 80 از 100
لزلی فِلپرین | فیلم برخورد در ابتدا مثل یک فیلم متکی به جلوههای ویژه معمولی دیگر، در یک دنیای پارانویایی و علمیخیالی به نظر میرسد که در آن مردی – که سابقاً سرباز جسوری بوده – میکوشد بچههایش را از شر بیگانههای فضایی نجات دهد. با وجود این، شاید کمی عجیب باشد که چنین فیلمی یک قهرمان به نام مالک دارد که یک بازیگر انگلیسی با رگوریشهای از آسیای جنوبی نقشش را بازی کرده است (ریز احمد یک بار دیگر بازی بینقص و تأثیرگذاری دارد). اشارههای اولیه دیگری هم هستند که میگویند ما با یک داستان عادی دیگر درباره هجوم فضاییها طرف نیستیم؛ اشارههایی که در تدوین کمی غیرقراردادی فیلم و فیلمبرداری دیجیتال تیرهوتارتر از حد معمول آن نهفته است؛ نشانههایی که میگویند سازندگان فیلم میخواهند همه چیز را با لایهها و زیرمتنهای فرهنگی-سیاسی غنی کنند. با وجود این، «برخورد» وقتی در بهترین حالت خود قرار میگیرد که به سادهترین شیوه ممکن عمل میکند و به پرترهای از عشق عمیق و واقعی پدری به دو پسرش بدل میشود. در این خصوص، بجز بازی تحسینبرانگیز احمد، لوشِن-ریوِر چوهان نیز در نقش پسر بزرگتر مالک با نام جِی و آدیتیا گِدادا در نقش بابی، بازیهای قوی و پراحساسی دارند. اگر در دنیای درست و منصفانهای زندگی میکردیم، «برخورد» از محدودههای فیلمژانر خارج میشد و به خاطر همین بازیهایش در فصل جوایز دیده و تحسین میشد.
راجرایبرتداتکام | امتیاز 50 از 100
گلن کنی | پیئرس تا جایی از فیلم خیلی هوشمندانه توازن را بین عناصر متفاوت فیلمش برقرار میکند و چیزهای ناخوشایند و عجیبوغریب زندگی روزمره را میگیرد و با اغراق و وسواسمندانه به نمایش میگذارد؛ مثلاً جی از کشیدن هیولاهای علمیخیالی لذت میبرد که در ادامه مشخص میشود منبع خیالها و تصورهای مالک هستند… اما پیئرس در نهایت بهواسطه خوشبینی، فرصتش را ضایع میکند؛ فصلی که در آن مالک یک موریکن شاتگانبهدست را از پا درمیآورد (که نسخه دوقلوی استیو بَنِن است؛ تاجر و مدیررسانهای آمریکایی که استراتژیست ارشد و مشاور ترامپ بود) تازه شروع مسیر بدی است که فیلمساز در آن قدم میگذارد؛ و آنجا که سلاحهای خودکار به منظور شکار بیرون کشیده میشوند، آبهای اجتماعی و سیاسی فیلم گلآلود میشوند… تا اینکه فیلم به جایی میرسد که به نمونهای از فیلمسازی متقلبانه و پرجلوه بدل میشود.
گاردین | امتیاز 40 از 100
پیتر بردشا | مایکل پیئرس کارگردان انگلیسیای است که در جشنواره تورنتو 2017 با اولین فیلم بلندش درخشید؛ یک درام-تریلر روانشناختی به نام «جانور»/ Beast؛ اما باید اعتراف کنم که این فیلم جدید استودیویی – که با ستارهها و هزینه بیشتری ساخته شده – مرا ناامید کرد. فیلم برخورد با یک تردستی روایی خاص، ابتدا شما را به قلمرو یک فیلم علمیخیالی پرتنش راهنمایی میکند که عنوان فیلم هم اشارهای نهچندان ظریف و رندانه به آن دارد (احتمالاً منظور ارجاع به «برخورد نزدیک از نوع سوم» استیون اسپیلبرگ است)؛ اما فیلم، تغییر لحن میدهد و به ترکیب ژانرها دست میزند و به فیلمی پیشپاافتادهتر بدل میشود؛ تغییری که خلاف انتظار و ناامیدکننده است چون خودمان را برای یک فیلم علمیخیالی با داستانی پرتعلیق و پرمخاطره آماده کرده بودیم که «برخورد» در اولین صحنههای خود انتظارش را به وجود میآورد. با همه اینها، شکی نیست که ریز احمد در نقش اصلی، بازی پرشور و خوبی را ارائه داده است.