حرف‌های کریستین بیل درباره فیلم جدیدش آمستردام

این شخصیت را استخوان به استخوان شکل دادیم

کریستین بیل در گپی که با کریستین زیلکو از «ایندی‌وایر» داشته از اهمیت همکاری‌هایش با دیوید او. راسل گفته است و او را یکی از بزرگ‌ترین فیلمسازان نامیده است. کریستین بیل و دیوید او. راسل – که حالا پس از وقفه‌ای ۸ ‌ساله به سینماها برگشته است – پیش از این در فیلم‌های «مشت‌زن» (The Fighter) محصول ۲۰۱۰ و «گوشبری آمریکایی» (American Hustle) محصول ۲۰۱۳ همکاری کرده بودند. آنچه در ادامه می‌خوانید روایت خلاصه و مفیدی است از کریستین بیل و نقش پررنگی که در شکل‌گیری «آمستردام» در طول سال‌های متمادی داشته است.

آمستردام (Amsterdam) عنوان یک فیلم تاریخی، تریلر و کمدی است به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی دیوید او. راسل که نقش اصلی‌اش را کریستین بیل بازی کرده است. البته این فیلم کنجکاوی‌برانگیز ترکیب بازیگران حقیقتا پرستاره‌ای دارد که شامل این ستاره‌ها هم می‌شود: مارگو رابی، جان دیوید واشینگتن، کریس راک، آنیا تیلر-جوی، زویی سالدانا، مایک مایرز، مایکل شانن، تیموتی اولیفِنت، آندریا رایسبِرو، ماتیاس خونارتس، الساندرو نیوولا، تیلر سوییفت، رامی مالک و رابرت دنیرو!

«آمستردام» که از هفتم اکتبر (پانزدهم مهر) در سینماهای ایالات متحده روی پرده رفته است، نقدهای مثبت و منفی متفاوتی را از منتقدان دریافت کرده که اغلب طراحی صحنه و بازی‌های آن را ستوده‌اند اما از فیلمنامه و کارگردانی راسل انتقاد کرده‌اند. این فیلم که با بودجه‌ای ۸۰ میلیون دلاری ساخته شده است، در گیشه حدود ۲۵ میلیون دلار فروخت تا یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های تجاری سال ۲۰۲۲ لقب بگیرد (و تازه این در حالی است که تاریخ نمایش عمومی فیلم از چهارم نوامبر (سیزدهم آبان) به هفتم اکتبر تغییر کرده بود تا از هم‌زمانی اکرانش با «بلک پنتر: واکاندا برای همیشه» (Black Panther: Wakanda Forever) و شکست احتمالی در گیشه جلوگیری شود).

معرفی کامل فیلم آمستردام؛ پرستاره‌ ترین فیلم ۲۰۲۲

۹ سال از آخرین زمانی می‌گذرد که کریستین بیل در فیلمی از دیوید او. راسل بازی کرد اما این دو مرد و این زوج بازیگر-کارگردان در طول این وقفه، حضوری ثابت در زندگی یکدیگر داشته‌اند. مدت کوتاهی پس از این‌که آخرین فیلم‌شان با عنوان «گوشبری آمریکایی» (American Hustle) در سال ۲۰۱۳ در سینماهای ایالات متحده روی پرده رفت، بیل می‌گوید که آن‌ها یافتن پروژه دیگری را برای همکاری شروع کردند؛ که خیلی هم ساده آغاز شد: راسل او را به شامی دعوت کرد تا شبی را در کنار هم سپری کنند؛ و این اتفاقی بود که دوباره و دوباره و دوباره تکرار شد، برای چیزی حدود ۵ سال!

این دو به جای این‌که بیل را برای ایفای نقش اصلی فیلمنامه‌ای آماده و نوشته‌شده در نظر بگیرند، ابتدا تصمیم گرفتند نوع شخصیتی را پیدا کنند که آن‌ها می‌خواهند بیل در قالب او جای بگیرد. از این رو فرایند سروشکل دادن به فیلم جدیدشان که «آمستردام» نام دارد، بیش‌تر مثل یک بداهه‌پردازی نوازندگان جاز بود تا این که به روال نگارش یک فیلمنامه ساختارمند شباهت داشته باشد.

شخصیتی که آن‌ها در نهایت خلق کردند، برت بِردِنسِن نام دارد و یک کهنه‌سرباز مجروح از جنگ جهانی اول است که پس از جنگ به نیویورک برمی‌گردد و زندگی‌اش را به کمک به دیگر کهنه‌سربازها اختصاص می‌دهد. این شخصیت دارای حسی از خوش‌بینی و شور زندگی است که به‌ندرت در شخصیتی از فیلم‌های راسل دیده می‌شود؛ شخصیتی که از نفرت و تلخی سر باز می‌زند، فارغ از این‌که زندگی دردمندانه‌اش چه خواب‌هایی برای او دیده است.

این زوج بازیگر-کارگردان به‌شدت مجذوب این شخصیت شده بودند اما همچنان به داستانی نیاز داشتند تا درباره او روایت کنند. برای همین بود که ایده را حفظ کردند و مشغول دیگر پروژه‌های خود شدند تا این‌که راسل با بخشی از تاریخ قرن بیستم برخورد کرد که در نهایت به آخرین قطعه پازل این پروژه سینمایی بدل شد. بیل در این باره چنین توضیح می‌دهد: «سراغ باقی کارهایم رفتم و در فیلم‌های «معاون» (Vice) و «فورد علیه فراری» (Ford v. Ferrari) بازی کردم ولی حواس‌مان به این پروژه هم بود و روی آن کار می‌کردیم، چه دیوید که داستان را سروشکل می‌داد و چه من که همیشه آن را در پس ذهن داشتم. بعدش دیوید با رویدادی مواجه شد که در آمریکا اتفاق افتاده بود؛ رویدادی که من از آن بی‌خبر بودم. او با شگفتی و هیجان به من زنگ زد و گفت: رفیق، چیزی پیدا کردم که باید حسابی درباره‌اش صحبت کنیم.»

کریستین بیل و مارگو رابی در فیلم آمستردام

این درست که افشای «رویداد تاریخی» مرکزی داستان «آمستردام» می‌تواند یک لو دادن نابخشودنی داستان برای فیلمی کارآگاهی و تاریخی به شمار بیاید، اما باید این نکته را در نظر گرفت که این فیلم، بیش‌تر اثری است که شخصیت اصلی‌اش را مطالعه می‌کند و روی او تمرکز دارد تا این‌که در پی دادن یک درس تاریخی باشد. شباهت‌های سیاسی رویدادهای فیلم با انتخابات اخیر در آمریکا بدیهی به نظر می‌رسند اما هدف اصلی این بوده است که یک پیمان رفاقت میان سه انسان – که باقی زندگی‌شان را تحت تاثیر قرار داده – مورد بررسی و کاوش قرار بگیرد. جهان‌بینی شخصیت برت بیش از هر چیزی با دوستی‌های روزگار جنگ او با یک پرستار ثروتمند (با بازی مارگو رابی) و یک وکیل (جان دیوید واشینگتن) – که کنار او خدمت کرده – شکل گرفته است.

بیل چنین توضیح می‌دهد: «ما دیدار کردیم و سپس شروع کردیم به فکر کردن درباره خلق یک مثلث دوستی بین این شخصیت‌ها که مارگو و جی. دی. و خودم آن‌ها را بازی می‌کنیم. در واقع این شخصیت‌ها را در میان این رویداد واقعی در تاریخ آمریکا قرار دادیم. ما عکس‌های زیادی را دیدیم و مستندهایی را درباره موسیقی جاز تماشا کردیم؛ و با دیدن عکس‌های آدم‌ها و خواندن نظرها و خلاصه و فشرده کردن همه این‌ها به چنین چیزی رسیدیم. دیوید یک متفکر دَوَرانی واقعی است که من عاشق شیوه اندیشیدن او شدم، شیوه‌ای که به یک ایده می‌رسد و کمی روی آن تامل می‌کند و سپس ناپدید می‌شود؛ و در این میان، ما به‌تدریج – و به‌نوعی استخوان به استخوان – شخصیت برت را سرهم کردیم.»

کریستین بیل یکی از نویسندگان «آمستردام» نیست اما این‌طور که پیداست در هر مرحله از شکل‌گیری این فیلم، نقش خلاقانه‌ای داشته است. البته این سطحی از همکاری بود که بیل به آن عادت نداشت ولی در هر صورت، به خلق شخصیتی انجامیده که این بازیگر سبک متد هیچ مشکلی در غوطه‌ور شدن درون آن نداشت. خودش در این خصوص می‌گوید: «چنین درگیر کل فرایند تولید یک فیلم شدن، شگفت‌انگیز بود. اوضاع جوری پیش رفت که تا فیلمبرداری شروع شود برت در استخوان‌های من نفوذ کرده بود؛ و دیگر اصلا لازم نبود درباره‌اش فکر کنم چون انگار او سال‌ها بود که درون من جا خوش کرده بود.»

«آمستردام» سومین همکاری کریستین بیل بازیگر با دیوید او. راسل کارگردان را رقم زده است اما بیل بی‌تردید به این زودی‌ها علاقه ندارد که همکاری‌اش با راسل را به پایان برساند؛ حتی اگر نیم دهه دیگر زمان ببرد و مجبور باشد در جلسه‌های شام آخرشب شرکت کند تا فیلم بعدی‌شان سروشکل لازم را به خود بگیرد. بیل درباره همکاری با راسل می‌گوید: «تجربه واقعا منحصربه‌فردی بود. دیوید شباهتی به دیگر کارگردان‌ها ندارد و این همان چیزی است که هر بازیگری به دنبال آن است. اصلا دلیل اصلی علاقه من به همکاری با او همین است. یک کارگردان، نگاه خاص خودش را با ریتم خاص خود و باقی چیزها به همراه می‌آورد و هر فیلمساز بزرگی هم همیشه منحصربه‌فرد و خاص است. این دست از فیلمسازان کم‌تر پیدا می‌شوند و حتی می‌شود گفت نادرند. دیوید یکی از آن‌هاست؛ و حقیقتا یکی از بزرگ‌ترین آن‌ها است.»

منبع: ایندی‌وایر

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم