درباره سینمای ژان لوک گدار

فرزند هراسناک سینمای موج نو

شنبه‌ها؛ یک کارگردان

تاریخ سینما یکی از مخترعان خود را از دست داد. عجیب نیست! سینما در فرازهای تاریخی خود، با خلاقیت و نوآوری‌های فیلمسازان مولف و صاحب سبک، بازتولید می‌شود. چرخش دوباره اختراح نمی‌شود اما دیگرگونه می‌چرخد. بی‌شک ژان لوک گدار از پیشگامان موج نو فرانسه یکی از همین فیلمسازان جریان ساز است که سینمای مدرن را می‌توان با او شناخت و تعریف کرد.

۵ فیلم مهم برای ورود به دنیای ژان لوک گدار

گرچه او در رشته مردم شناسی دانشگاه سوربن تحصیل کرده بود اما علاقه‌اش به سینما موجب شد به همراه گروهی از دوستانش مثل «کلود شابرول»، «فرانسوا تروفو» و «اریک رومر»، به سمت هنر هفتم گرایش پیدا کند. علاقه‌ای که فقط در ساخت فیلم محدود نشد بلکه به ساخت نظریه‌های فیلم و تئوری پردازی‌های سینمایی هم گسترش یافت و به جست‌وجو درباره قابلیت‌های نهفته سینما بپردازد. گدار به عنوان آخرین بازمانده موج نوی سینمای فرانسه با نخستین فیلمش «از نفس افتاده» که در سال ۱۹۵۹ بر اساس داستانی از فرانسوا تروفو و با بازی «ژان پل بلموندو» ساخت تا ۹۱ سالگی که به شکل خودخواسته از نفس افتاد به سینمایی شکل داد که نقطه عطفی در تاریخ سینما محسوب می‌شود. او بانی یک ساختار شکنی مهم در تاریخ سینما بود. چنانکه «امانوئل ماکرون» رئیس‌جمهور فرانسه، او را به عنوان «ساختارشکن‌ترین فیلمسازان موج نو توصیف کرد که هنری کاملاً مدرن و به شدت آزاد را ابداع کرد.»

«اِدگار رایت» نویسنده و کارگردان انگلیسی هم درباره گدار گفت: ««طعنه آمیز بود که او خود به سیستم فیلمسازی استودیویی هالیوود احترام می‌گذاشت و در عین حال شاید هیچ کارگردان دیگری به اندازه او الهام‌بخش سینماگران دیگر نبود که فقط دوربین را بردارند و شروع به فیلمبرداری کنند.». موسسه فیلم بریتانیا هم او را را غول سینما توصیف کرد که کتاب قوانین را پاره کرد و از فیلم «از نفس افتاده»به بعد او، محدودیت‌های مدیوم سینما را به بوته آزمایش می‌گذاشت.»

ژان لوک گدار

اگر فیلم‌های گدار برای مخاطبان عام سینما جذابیت دارد اما برای منتقدان سینما، نه فقط گدار فیلمساز که گدار منتقد و نظریه پرداز سینما هم جایگاه ویژه‌ای دارد. «گدار» که در سال ۱۹۳۰ در پاریس به دنیا آمد، یکی از چهره‌های اصلی جنبش موج نو فرانسه در اواخر دهه ۱۹۵۰ و ۶۰ بود و ابتدا به عنوان منتقد برای مجله فرانسوی تازه تاسیس کایه‌دو سینما در سال ۱۹۵۲ کار کرد. او البته فیلم کوتاه‌های مهمی هم ساخته بود. نخستین فیلم کوتاه خود را با نام «زن عشوه‌گر» در سال ۱۹۵۵ ساخت. گدار طول دوران فعالیت حرفه‌ای خود در مجموع ۴۴ فیلم بلند و چند فیلم کوتاه را مقابل دوربین برد. او در دهه ۵۰ چند فیلم کوتاه داستانی با کمک دوستان منتقدش در نشریه معتبر «کایه دو سینما» ساخت و با ساخت چند فیلم کوتاه نشان داد که برای ساخت فیلم بلند آماده است.

دهه ۶۰ پربارترین دوره زندگی گدار بود و او در این دهه هرسال به‌طور میانگین دو فیلم ساخت، فیلم‌هایی که بسیاری از آن‌ها با گذشت زمان ارزش بیش‌تری یافتند .«سرباز کوچک» دومین فیلم گدار بود که در آوریل ۱۹۶۰ ساخته شد، اما مقامات دولت فرانسه مانع نمایش آن شدند و سه سال بعد پروانه نمایش آن را صادر کردند. داستان فیلم درباره جنگ‌های آزادی‌بخش الجزایر است و در سوییس اتفاق می‌افتد. این فیلم اولین همکاری میان «گدار» و «آنا کارینا» بود که به ازدواج آنها انجامید. گدار پس از آن فیلم «زن، زن است» را در سال ۱۹۶۱ ساخت و یک سال بعد فیلم تحسین‌شده «گذران زندگی» را ساخت که از پیچیده‌ترین و موفق‌ترین فیلم‌های اولیه گدار محسوب می‌شود. او با فیلم «تفنگ‌داران» در سال ۱۹۶۳ بار دیگر مخالفت خود را با پدیده جنگ ابراز کرد.

«بیزار» محصول ۱۹۶۳ اولین فیلم پرهزینه این سینماگر بود که بازیگرانی چون «میشل پیکولی» و «جک پالانس» در آن نقش‌آفرینی داشتند. در سال ۱۹۶۴ گدار فیلم «یک زن شوهردار» را ساخت که به گفته خودش پژوهشی در زندگی زن است که در زیر فشارهای زندگی دیگر نمی‌تواند خودش باشد. اما یکی از معروف‌ترین ساخته‌های گدار در سال ۱۹۶۵ با نام «آلفاویل» به پرده سینماها آمد و متعاقب آن، فیلم «پیروی دیوانه» ساخته شد.

از دیگر شاهکارهای سینمایی او می‌توان به فیلم‌های «مذکر، مونث» (۱۹۶۶)، «شهوت» (۱۹۸۲) و «نام کوچک؛ کارمن» (۱۹۸۴) اشاره کرد. گدار همچنین فیلم سه بعدی «خداحافظی با زبان» را در سال ۲۰۱۴ ساخت، این فیلم کاملا تجربی، درامی رمانتیک درباره زندگی یک مرد و زن است و نیمه دوم فیلم از زاویه دید یک سگ ولگرد روایت می‌شود.

ژان لوک گدار

«خداحافظی با زبان» در جشنواره کن ۲۰۱۴ جایزه هیات داوران این رویداد سینمایی را دریافت کرد. آخرین ساخته این سینماگر کهنه‌کار با عنوان «کتاب تصویر» در سال ۲۰۱۸ راهی سینماها شد و در جشنواره کن برای نخستین بار جایزه‌ای با عنوان نخل طلای ویژه به «ژان لوک گدار» اعطا شد. شاید جالب‌تر این باشد که توصیف سینمای گدار را از زبان خودش بشنویم. او درباره سبک فیلم‌سازی‌اش گفته بود: «نحوه فیلم‌سازی من همانند شیوه‌ای است که ۲ یا ۳ نوازنده جاز آهنگ می‌سازند. در واقع لزوما هیچ سناریوی نوشته‌ای وجود ندارد، بلکه ما موضوعی را انتخاب می‌کنیم سپس بازیگران آن را ایفا می‌کنند و در نهایت فیلم سازمان یافته و تدوین می‌شود. هیچ دیالوگ از پیش تعیین‌شده‌ای در کار نیست و تنها چند کُلاژ و یادداشت وجود دارد که پیوند آن‌ها به ساخت یک فیلم می‌انجامد»

سینمای گدار در عرصه جهانی منبع الهام ارزشمندی برای سایر کارگردانان از جمله مارتین اسکورسیزی، کوئنتین تارانتینو، برایان دی پالما، استیون سودربرگ، دی. ای. پنی بیکر، رابرت آلتمن، جیم جارموش، راینر ورنر فاسبیندر، وونگ کار وای، ویم وندرس و برناردو برتولوچی بوده است. «فرزند هراسناک سینمای موج نو» لقبی بود که به «ژان لوک گدار» داده بودند، چراکه در دهه ۱۹۶۰ با تلاش جنجال‌گونه‌ای می‌خواست با نهادهای خشک و پژمرده سیاسی و اجتماعی بستیزد و از دوربین بسان یک اسلحه در جهت پیشبرد اهداف سیاسی‌اش استفاده می‌کرد. گدار در سال ۱۹۶۸ یکی از چهره‌هایی بود که در حمایت از دانشجویان معترض در سراسر فرانسه در ناتمام‌ ماندن جشنواره فیلم کن نقش عمده‌ای ایفا کرد. در آن سال جشنواره ناتمام ماند و هیچ فیلم نخل طلا نگرفت چون از مجموع ۲۷ فیلم بخش رقابتی، تنها ۷ فیلم به روی پرده رفتند. بدون شک گدار نه نتها یکی از مهمترین فیلمسازان تاریخ سینماست که تاریخ سینما را در مسیر تازه‌ای قرار داد و خود تاریخ ساز شد. او فیلمساز مولفی بود که حتی مرگش را هم کارگردانی کرد هر چند خیلی تراژیک.

تماشای آنلاین فیلم‌های ژان لوک گدار

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم