نگاهی به فیلم یلدا

ذوق زدگی در سطح

مسعود بخشی را پیش از فیلم یلدا با مستند کمیک و گزنده «تهران انار ندارد» و بعدتر با فیلم پر از حاشیه و از اکران به دور مانده «یک خانواده محترم» می‌شناختیم. زاویه نگاه و لحن بخشی در مستند «تهران انار ندارد» بسیار جسورانه و نوآورانه بود و این اثر را به یکی از مستندهای برجسته همان سال‌های نیمه دوم دهه ۸۰ خورشیدی بدل کرد.

بعدتر بخشی سراغ ساخت اثر داستانی بلند سینمایی آمد و «یک خانواده محترم» را ساخت. فیلمی که در اوایل دهه ۹۰ خورشیدی و در جشنواره کن با اقبال نسبتا خوبی روبرو شد و اما در ایران سرنوشت چندان مطلوبی نداشت و تا به امروز اکران رسمی‌ای به خود ندیده است. «یلدا» اما سرنوشتی بهتر از فیلم قبلی او داشت و در جشنواره‌های جهانی بسیاری دیده شد و در داخل کشور هم اکران شد. اما نکته آنجاست که کنار هم قراردادن «تهران انار ندارد»، «یک خانواده محترم» و «یلدا» به وضوح رگه‌های انتقادی و تند و تیز نگاه بخشی به عنوان یک کارگردان به شدت حساس به رخدادهای بیرونی و درونی اجتماع ایرانی را در خود جای داده است.

فیلم یلدا در بهترین حالت در حد و اندازه یک قسمت از چندین قسمت یک سریال تلویزیونی سال‌های اخیر ظاهر شده است؛ هم در بخش قصه‌گویی و ساختاربندی فیلمنامه و هم در بخش کارگردانی و البته دسته بزرگی از بازی‌های فیلم به شدت ضعیف و معمولی است

داستان «یلدا» داستان به قتل رسیدن یک مرد توسط همسر بسیار جوانش است و قصه جلب یاعدم جلب رضایت دختر مقتول در یک برنامه زنده تلویزیونی. فیلم از نظر مضمون حرف چندان تازه‌ای نمی‌زند. در کنار اینکه آسیب جدی‌ای را برجسته می‌کند. از نظر شکل و ریخت داستان گویی و البته مختصات اجرایی و کارگردانی فیلم به شدت معمولی است. محور قرار دادن یک موقعیت مرکزی در دل یک برنامه تلویزیونی ایده یک خطی بدی نیست.

اما شیوه اجرای آن در قامت یک قسمت از برنامه تلویزیونی مثل «ماه عسل» که چند ده قسمت آن را پیش‌تر دیده بودیم و پیوند زدن آن با بخشی از پشت صحنه روی آنتن رفتن این برنامه چندان پیچیدگی و کشش سینمایی و دراماتیکی را باعث نمی‌شود. کشش و قابلیتی که بتواند نمایش یک اثر در سالن سینما و روی پرده را معنادار کند. به نظر می‌رسد بخشی بیش از آنکه مخاطبان داخلی را هدف گرفته باشد، چشم به فستیوال‌های خارج ایران داشته و البته که حضورهای متعدد جهانی را هم تجربه کرده است. اما خب فیلم بی‌مخاطب به چه ماند؟ به هر چیزی غیر از یک اثر سینمایی.

فیلم در بهترین حالت در حد و اندازه یک قسمت از چندین قسمت یک سریال تلویزیونی سال‌های اخیر (و نه دوران اوج آثار سریالی تلویزیون در سال‌های دهه ۶۰ و ۷۰ حتی) ظاهر شده است. هم در بخش قصه‌گویی و ساختاربندی فیلمنامه و هم در بخش کارگردانی و البته دسته بزرگی از بازی‌های فیلم به شدت ضعیف و معمولی است.

صدف اسگری در فیلم یلدا

فیلم یلدا بیش از آنکه سراغ شخصیت‌پردازی و درگیر کردن مخاطب با جهان کاراکترها برود، سراغ شکل رویی و پوسته بیرونی رخداد یعنی جلب رضایت روی آنتن زنده تلویزیون رفته است. جدای از اینکه فضای استودیو به خوبی از آب در نیامده و اتمسفر گرم و باورپذیری ترسیم نشده است، در شکل اجرا و کارگردانی هم همه چیز کاملا تلویزیونی و شلخته است. البته که دسته بزرگی از برنامه‌های تلویزیونی از این شلختگی بهره می‌برند! (متاسفانه) اما این درهم‌ریختگی و سردستی کار را پیش بردن نه تنها در بخش کارگردانی تلویزیونی برنامه‌ای که در فیلم می‌بینیم، مشهود است، بلکه در سکانس‌های بیرون از فضای داخل استودیویی هم جاری است. همین ویژگی باعث سست و کم‌مایه از آب در آمدن کیفیت فرمی خود فیلم «یلدا» هم شده است.

نقد آریا قریشی بر فیلم یلدا مسعود بخشی

در کنار اینکه ضعف مفرط در بخش داستان‌گویی و ترسیم‌انگیزه‌ها و پیشینه‌ها باعث شده تا بازیگران هم جای زیادی برای مانور روی نقش نداشته باشند و همه چیز خیلی کم عمق و کم مایه پیش برود. در واقع واضح است که بخشی تمام تخم مرغ‌هایش را روی مسئله ازدواج تراژیک فیلم که منجر به قتل شده و طرح این سوال که حالا رضایت داده می‌شود یا نه گذاشته و بیش از آنکه توان تبدیل کردن ایده یک خطی‌اش به فیلمنامه و بعد فیلم را داشته باشد، روی کشش خود ایده و احتمالا رویکردهای انتقادی درون اثر حساب کرده است. البته که دراین مسیر هم موفق نبوده و «یلدا» به یک اثر به شدت معمولی تبدیل شده است. به ظن این قلم «یلدا» برای بخشی یک قدم رو به عقب است به نسبت سرزندگی و تسلطی که در مستند «تهران انار ندارد» داشت و در قیاس با جسارتی که در «یک خانواده محترم» به خرج داده بود.

تماشای آنلاین فیلم یلدا در فیلیمو

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم