نگاهی به قسمت هشتم سریال یاغی

کشتی در یاغی رزم و پیکار با زندگی است

واژه‌ها بزرگترین ابزار بشر برای خلق شخصیت هستند. هر انسانی با منتخبی از واژه‌ها شناخته می‌شود و این صفات مختلف است که ماهیت یک فرد را به خوبی معرفی می‌کند. با دیدن نام هر شخصی ما بلافاصله یاد خصوصیات اخلاقی او می‌شویم. یکی را آرام و دیگری را تندخو می‌دانیم. یکی را شجاع و دیگری را ترسو. ترس یکی از همان صفاتی است که وقتی با چهره و شخصیت کسی گره می‌خورد حتما ریشه‌ای در گذشته او دارد. قسمت هشتم سریال یاغی با القای حس وحشت و ترس آغاز شد. ترس از دشمنی که هیچ نام و نشانی از او در دسترس نیست و تیغ تیز انتقامی ناشناخته از گذشته‌ای مبهم باعث شده تا بهمن و طلا نتوانند اتفاق‌ها را به خوبی تجزیه تحلیل کنند.

همه چیز درباره سریال یاغی

طلا یک زن مستقل و رها است. فردی که به نظر می‌رسد در شکل‌گیری شخصیت فعلی بهمن تاثیر بسیاری گذاشته است. اگرچه طلا در وحشت روزهای گذشته و ترسی که از مواجهه با عامل اسیدپاشی روحیه خودش را باخته است اما او شخصیتی مستقل دارد که ترس از دست دادن زیبایی و صلابتش او را منزوی و نگران کرده است.

بهمن در دوراهی مهمی گرفتار شده است. او باید شخصیت فعلی خودش را حفظ کند و از طرفی برای آنکه بتواند خاطر طلا را از اتفاق‌های پیش آمده آسوده کند چاره‌ای ندارد تا به پوسته قبلی خود باز گردد. این دوراهی سخت با پیشفرض حفظ آبرو شاید بزرگترین چالش شخصیت بهمن باشد. او که با حمایت از کشتی‌گیران جوان تلاش می‌کند رسم پاکی را گسترش دهد و روحیه جنگندگی را در میان آنان زنده نگه دارد حالا گرفتار رسم بی رسمی شده است تا بلکه شرایط آرام زندگی‌اش دستخوش سیلاب حوادث نشود.

تیم کشتی سریال یاغی

کشتی تنها یک ورزش نیست. یک رزم و پیکار بر سر زندگی است. کشتی خودِ زندگی است. ورزشی که می‌تواند همزمان روح و جسم انسان را جلا ببخشد و او را آماده کجی‌ها و سختی‌های زندگی کند. تلاش جاوید برای رسیدن به موفقیت بزرگ و رشد در مسیر زندگی باعث شده است سخت تلاش کند. او البته هنوز برای رسیدن به افتخار‌های بزرگتر راه سختی را پیش رو دارد و برای همین نمی‌توان از الان او را موفق دانست. هر چند رسیدن به مقام استانی در رشته کشتی برایش مسیرهای جدیدی را باز کرده است.

طراحی صحنه در یاغی مولود داستان است و تلاش می‌کند فضای داستانی را فارغ از رنگ و لعاب‌های مصنوعی برای مخاطب دلپذیر کند. حس اقتدار و وحشت در قسمت هشتم فارغ از اجرای دقیق کارگردانی مرهون اتمسفری است که طراحی صحنه در سکانس ابتدایی و همینطور در سکانس اسیدپاشی بر صورت دختر پورشه سوار به مخاطب القا می‌شود.

در یادداشت‌های قبلی درباره موسیقی سریال صحبت کردیم. اما چیزی فارغ از موسیقی متن در سریال یاغی است که از درون خلق شخصیت‌ها می‌جوشد. عاطی با هنگ‌درامش آرامش را به زندگی طلا هدیه می‌دهد و طلا هم در هیاهوی زندگی پرزرق و برق رفیق و مونس جدیدی برای خود پیدا می‌کند. موسیقی پیوند دهنده دو فرهنگ و دو طبقه اجتماعی است.

اکبر مجلل نامی است که زلف داستان به حضور و شخصیت او گره خورده است. فردی که به نظر می‌رسد قفل مشکلات بهمن و طلا به حضور و تلاش او بستگی دارد. سریال یاغی در هشتمین قسمت خود انتظارها را برای رسیدن به بزرگترین پیچ تاریخی داستان بالا برده است. باید منتظر باشیم تا ببینیم روایت پر پیچ و خم داستانی محمد کارت تا کجا ادامه پیدا می‌کند.

تماشای آنلاین سریال یاغی

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم