نقد و بررسی فیلم هناس ساخته حسین دارابی

گلوله‌ای که بدریخت شلیک می‌شود

نقد و بررسی و معرفی فیلم هناس

هناس نمونه واضحی از تلاش‌هایی است که میل و عشق انجامش وجود داشته اما توان و قابلیتش خیر. داستان فیلم حکایت یک موقعیت امنیتی و همزمان انسانی است که در نهایت منجر به تراژدی می‌شود. داستان ترور و حذف فیزیکی یک دانشمند ایرانی وطن دوست و اخلاق‌گرا. ذات داستان‌هایی از این دست برپایه چند اصل اساسی شکل می‌گیرد.

اول اینکه شخصیت به درستی برای مخاطب ترسیم شود و حالات و انگیزه‌هایش قابل درک باشد. نکته مهم‌تر که بیشتر ویژگی این گونه از فیلم‌هاست، شکل‌گیری خطر به شکلی که همزمان جدی باشد و غیرقابل پیش بینی. این در مخاطب اضطراب و نگرانی ایجاد می‌کند. در ادامه می‌بایست تلاشی در خور برای مواجه شدن با خطر در کار باشد. در واقع چالش میان تهدید و مبارزه با تهدید و نگرانی تماشاگر بابت برتری یا عدم برتری نیروی همدلی برانگیز، به موتور محرک داستان بدل شود. دراین حالت مخاطب باید دچار این نگرانی باشد که نکند یکباره تهدید و خطر بالا بگیرد و شخصیتی که دوستش داریم، از بین برود. همین نکند نکند‌ها باعث پیگیری داستان توسط مخاطب می‌شود. پس جدیت خطر و جدیت مواجهه با خطر باید به یک اندازه قدرتمند و چگال باشند.

در «هناس» درست جایی که تیر خلاص به شخصیت اصلی فیلم شلیک می‌شود، تیر خلاصی هم به تمام تلاش‌های حول شکل‌گیری داستان و تصویری شدن آن و البته درک و فهم مخاطب شلیک می‌شود. جدای از اینکه به طرزی بی‌منطق اهمال و کوتاهی و جدی نگرفتن ماجرای تهدید جان قهرمان فیلم در کار موج می‌زند

نکته مهم دیگر آن است که تصمیم قهرمان برای انتخاب شیوه مبارزه و مواجهه با خطر چقدر فکر شده و هوشمندانه است. در هناس تقریبا تمام بخش‌های داستان دچار لنگی بسیار است. شاید موفق‌ترین بخش ماجرا درست از آب درآمدن مرحله ترسیم شخصیت مرد و زن اصلی داستان باشد. تا حد خوبی مخاطب از چند و چون روحیات و حالات و دغدغه‌ها و گذشته شخصیت زن و شوهر فیلم با خبر می‌شود. تا حد خوبی هم با آن‌ها همدلی پیدا می‌کند و همراه می‌شود. بخش مهمی از این موفقیت هم مرهون توانایی‌های فراتر از متن و خود فیلم مریلا زارعی و بهروز شعیبی است.

اما نکته آنجاست که فیلم بناست یک فیلم پلیسی، معمایی و حتی جنایی باشد. پس شناخت شخصیت‌ها و ورود به جهان عاطفی و عقیدتی‌شان مهم است، اما اصل ماجرا نیست. اصل ماجرا ترسیم دقیق و باورپذیر خطری است که این عاشقانه را تهدید می‌کند و در ادامه رفتارها و تصمیم‌هایی است که برای مواجهه با این تهدید گرفته می‌شود.

در واقع قهرمان داستان باید کنش‌مند باشد. کنش‌مند و فعال در قابل باورها و عقایدش و البته کنش‌مند و فعال در مقابل مواجهه با تهدیدها و خطرات. ورنه بیش از آنکه فردی باهوش و بافراست ترسیم شود، شخصیتی باهوش اما سر به هوا و نه چندان منطقی به چشم می‌آید. در واقع میزان فراست او و همکاران و نیروهای اطرافش است که موفق شدن یا نشدن پروژه ترور او را پرکشش‌تر می کند. ورنه اگر بنا باشد شخصی با این از حجم از هوش و ذکاوت و همیت و غیرت و فراست به راحتی آب خوردن و در موقعیتی نه چندان منطقی به راحتی کشته شود، باید در میزان جدی بودن فیلم، جدی بودن موقعیت دراماتیک قتل، موقعیت دراماتیک تلاش برای حذف فیزیکی نشدن و… شک کرد.

در فیلم هناس درست جایی که تیر خلاص به شخصیت اصلی فیلم شلیک می‌شود، تیر خلاصی هم به تمام تلاش‌های حول شکل‌گیری داستان و تصویری شدن آن و البته درک و فهم مخاطب شلیک می‌شود. جدای از اینکه به طرزی بی‌منطق اهمال و کوتاهی و جدی نگرفتن ماجرای تهدید جان قهرمان فیلم در کار موج می‌زند.

جدای از اینکه حتی خود قهرمان هم چندان تهدید‌ها را جدی نمی‌گیرد و دست کم اقدامی در خور و شخصی برای برطرف کردنش نمی‌کند و… در هیچ کجای فیلم بر مبنای اصل احتمال و ضرورت توضیحی در مورد دلیل این همه سربه هوایی و اهمال برای مخاطب ارائه نمی‌شود. اوج تمام این ساده انگاری‌ها جایی است که زن و مرد و فرزندشان پشت در پارکینگ منتظر ورود به خانه هستند، شخص تروریست در حال نزدیک شدن است. هر کودک ساده لوحی می‌داند که دست کم با حرکت دادن خودرو می‌توان احتمال موفقیت تروریست را کاهش داد. اما قهرمان به نظاره می‌نیشیند تا تروریست نزدیک شود و بنگ. حتی اگر در فیلمنامه چنین شکل کودکانه‌ای از ترور ترسیم نشده باشد، در بخش اجرا و کارگردانی برای نابخردانه به نظر رسیدن موقعیت از بروز هیچ تلاشی غفلت نشده است.

مریلا زارعی در فیلم هناس

این خیلی تلخ است. چرا که احتمالا فیلم «هناس» با هدف تجلیل از مقام یک دانشمند وطن دوست و متعهد ایرانی که به شکلی تلخ حذف فیزیکی شده است، ساخته شده اما نتیجه نهایی آن چندان حس غم و افسوس و همزمان افتخار را در مخاطب ایجاد نمی‌کند. چرا که دست و پنجه نرم کردن با مرگ و اولویت قرار دادن کشور محل تولد به عنوان اولویتی فراتر از خطر جانی و همزمان تلاش‌گر بودن و مرگ اندیش نبودن در فیلم جاری نیست.

دانشمند درون فیلم نه تنها دانشمند نیست، بلکه فردی ساده و نه چندان داناست. در حالی که بعید می‌دانم شخصیت شهیدی که داستان فیلم برگرفته از شیوه زیست اوست، چنین ویژگی‌هایی ‌داشته است. در کنار اینکه یادمان نرود، سینما و داستان گویی تصویری، با این فرض به کار می‌آید که مخاطب قهرمان واقعی نمی‌شناخته و حالا در مدیوم سینما باید با جوانب بزرگی و قهرمانی او آشنا شود و در نهایت از حضور چنین قهرمانانی در کشورش احساس غرور کند. متاسفانه خروجی تصویری که در فیلم «هناس» از شخصیت دانشمند شهید ترسیم شده است اگر نگوییم اصلا، چندان موفق نبوده است.

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم