سریال یاغی بعد از مدت‌ها داستان گفتن درست را نشانمان داده است

هر قسمت، یک فیلم سینمایی

سعیده نیک‌اختر | در نمایش، باید چگونه داستان گفتن را یاد گرفت. این روزها، بعد از مدت­‌ها سریالی را می­‌بینیم که داستان گفتن را بلد است و اجزای کاملی دارد و قواعد سینمایی و ساختار داستانی در آن به درستی رعایت شده. ساختار داستانی همانی است که باعث می‌شود اثر نمایشی به دل مخاطب ب­نشیند و آن را برای او قابل فهم کرده و جذاب کند. ساختار داستانی، زنجیره‌ه­ای از اجزای معنادار است که اثر نمایشی مانند سریال را می‌‌سازد و به بیان ساده‌تر، هر قسمت، نقطه شروع، اوج، درگیری و نقطه پایان دارد.

معرفی کامل و اطلاعات سریال یاغی

یاغی همه این خصلت‌ها را دارد؛ یعنی در هر قسمت شروع روزمرگی، یک اتفاق، اوج بحران و نقطه نهایی آن را می­‌بینیم. این هنر فیلمنامه‌­نویس/فیلمنامه‌نویسان است که قصه یا روایت عادی را ناگهان تبدیل به فضایی خاص کند. در اغلب سریال‌­ها، یک گره کلی وجود دارد که در تمام قسمت‌ها، مسئله اساسی باز شدن این گره یا قهرمان به طور کلی دنبال حل یک بحران است اما در یاغی، هر قسمت یک شروع، یک حادثه و یک گره‌گشایی وجود دارد. در واقع هر قسمت مانند یک فیلم سینمایی مجزاست.

مثلاً در قسمت اول جاوید دنبال شناسنامه است. در قسمت دوم داستان فرار جاوید و ابرا شکل می­‌گیرد و در قسمت سوم تلاش جاوید برای رسیدن از راه درست به ابرا را شاهدیم. این یعنی در هر قسمت، گره مجزایی داریم ولی شخصیت­‌ها و خط اصلی داستان عوض نمی­‌شوند و محمد کارت برای هر قسمت، قهرمان را درگیر قصه جدید و تنگنای تازه‌­ای می­‌کند تا دنبال راه‌حلش بگردد. یاغی از این منظر پر از لحظه‌های کلیدی است. جاهایی که قهرمان در تنگناست و باید تصمیم بگیرد و درست همین لحظات، دامی جذاب برای کشاندن مخاطب است. در همین لحظات است که با برانگیخته شدن حس همذات‌پنداری مخاطب، قهرمان را تحسین یا سرزنش می­‌کند. رفتار قهرمان برای مخاطب مهم شده چون با او همراه است.

قسمت سوم سریال یاغی

دیالوگ نیز از اجزای شاخص داستان‌گویی یاغی است که نقش اساسی در پیشبرد داستان دارد. دیالوگ‌هایی که توسط طبقه داستانی یاغی بیان می‌­شود، دیالوگ‌های خاصی است که در سطح شهر و عامه جامعه کمتر دیده و شنیده می‌شود. با این حال کارگردان سعی نکرده دیالوگ نامناسبی برای آنها داشته باشد. او با اشراف کامل به این قشر، دیالوگ نوشته و سعی نکرده با مونولوگ­‌گویی‌های مطول، گل‌درشت و شعرگونه بدون فعل و تصویر خاص، سروته قضیه را هم بیاورد. (معمولاً این طبقه وقتی در آثار نمایشی تصویر می­‌شوند، رو به دوربین مونولوگ­‌های گل درشتی را رد و بدل می­‌کنند اما در یاغی این اتفاق نمی­‌افتد. دیالوگ­‌ها تکمیل کننده تصویرند و برای همین در دهان شخصیت­‌ها می‌­نشینند.) دیالوگ‌ها نه بزرگ­تر و نه کوچک­تر از دهان شخصیت‌­ها هستند. برای هر شخصیت بسته به ظرفیت و اندازه‌ای که در قصه دارد، دیالوگ نوشته شده است. شخصیت‌ها نه زیادتر حرف می‌­زنند و نه کمتر. نه حراف هستند و نه الکن.

یاغی همه این خصلت‌ها را دارد؛ یعنی در هر قسمت شروع روزمرگی، یک اتفاق، اوج بحران و نقطه نهایی آن را می­‌بینیم. این هنر فیلمنامه‌­نویس/فیلمنامه‌نویسان است که قصه یا روایت عادی را ناگهان تبدیل به فضایی خاص کند

توجه به جزئیات، جزو مهمی از اجزای یاغی است. جزئیات، بلوک‌های کوچکی است که ساختمان داستان را می­‌سازد. اینکه یک شخصیت چه می­‌پوشد؟ چه می­‌خورد؟ چطور راه می‌­رود؟ شغلش چیست؟ چطور عصبانی و خوشحال می‌­شود؟ بیماری خاصی دارد؟ با چه کسی زندگی می­‌کند تا اینکه در پس زمینه یک شخصیت چه دیده می­‌شود و در تصویر قبلی و بعدی چه دیده­‌ایم. همه این‌ها تشکیل‌دهنده جزئیات یک پلان و سکانس است. محمد کارت چنان به جزئیات توجه دارد که مخاطب نکته‌سنج را یاد کارهای عیاری می‌اندازد.

مخاطب باید با دقت توجه کند که شخصیت موقع حرف زدن­ کجاست؟ چه پوشیده؟ چه می‌­کند؟ حتی حرکت اضافه دوربین هم به‌جا و اندازه است. این‌­ها یعنی همان جزئیاتی که شخصیت را می‌­سازد. توجه به همین جزئیات است که بازی را شکل می­‌دهد. وقتی می­‌گوییم بازی یک شخصیت خوب است یعنی تمام جزئیات درباره‌اش رعایت شده و اینجاست که «خوب از آب درآمدن» شخصیت معنا می­‌یابد.

مثلاً اسی قُلک همانی است که باید باشد؛ در همه احوالاتش کارهایی می‌­کند که انتظارش را داریم و از کارهایش، جا نمی­‌خوریم. جاوید هم همین‌طور، قهرمانی در تنگنا که برای رهایی تقلا می‌­کند یا علی خواهرزاده اسی قلک. ممکن است او را به صورت مجزا تنها در سکانس کمپ ترک اعتیاد ببینیم ولی همان سکانس، جزئیاتی دارد که وقتی شب، جاوید او را در مجتمع مسکونی می‌­بیند ما هم به اندازه جاوید از علی می‌­ترسیم. در او، حتی عباس جمشیدی‌­فر را هم -که نقش‌های طنز زیادی بازی کرده- نمی‌­بینیم. نه تنها یاد کارهای طنزش نمی‌افتیم بلکه پا به پای جاوید از او هراسانیم. در نهایت، باورپذیری اصل مهم یک اثر است که با گذشت ۳ قسمت از یاغی، ما شخصیت‌های آن را باور کرده­‌ایم و این یعنی موفقیت سریال.

تماشای آنلاین سریال یاغی

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم