در اکران آنلاین فیلیمو تماشا کنید

آتابای؛ معرفی و نقد فیلم نیکی کریمی

عکس، فهرست بازیگران و موضوع فیلم سینمایی آتابای را اینجا ببینید

نیکی کریمی بعد از چندین تجربه سینمایی که شباهت چندانی هم بینشان دیده نمی‌شد، این بار به سراغ ایده و فضایی رفته که شاید سال‌هاست نمونه‌اش را کمتر در سینمای ایران دیده‌ایم. برای پی بردن به میزان تفاوت از جنس فیلم‌های امروز، حساب کنید تا ببینید که چقدر از دوران فیلم‌هایی مانند درخت گلابی دور شده‌ایم. در نگاهی کوتاه به فیلم آتابای با فیلیموشات همراه باشید.

خلاصه داستان و موضوع فیلم آتابای

قصه فیلم آتابای درباره مردی است که تازه به میانسالی پا گذاشته. کاظم آتابای، دانشجوی اهل خوی که برای تحصیل به تهران رفته بوده، بعد از شکست عشقی و احساس تحقیر از سوی بقیه، درسش را رها می‌کند و برمی‌گردد به روستای آبا و اجدادی‌اش و تصمیم می‌گیرد تا آنجا را آباد کند و آن‌قدر بزرگ شود که دیگر کسی نتواند تحقیرش کند. سال‌ها گذشته و آتابای حالا بزرگ منطقه است که با ساخت‌وساز و بومگردی، روستا و اطرافش را آباد کرده. اما آتابای از زخم دیگری هم رنج می‌برد؛ خواهر جوانش، سال‌ها قبل خودسوزی کرده و او نتوانسته که نجاتش دهد. پسر نوجوان خواهرش، مهم‌ترین دارایی او در زندگی است…

 

عوامل و بازیگران آتابای

هادی حجازی‌فر (کاظم یا آتابای)، جواد عزتی (یحیی)، سحر دولتشاهی (سیما)، دانیال نوروش (آیدین)، یوسفعلی دریادل (پدر کاظم)، مه‌لقا می‌نوش (سیمین) و معصومه ربانی نیا (جیران).

آتابای نکات مثبت زیادی برای تحسین کردن دارد؛ از فیلمبرداری سامان لطفیان و سلیقه‌ بصری چشمنوازش گرفته تا موسیقی شنیدنی حسین علیزاده. با وجود این، تحسین بزرگ متعلق به هادی حجازی‌فر است که قطعا به‌عنوان مولف در کنار نیکی کریمی در آفرینش چنین اثری نقش پررنگ و تأثیرگذاری داشته. مشخص است که نیکی کریمی بالاخره توانسته زبان و سلیقه خودش را تثبیت کند و مسیری که بعدا پیش خواهد گرفت در ادامه همین تجربه موفق خواهد بود.

سجر دولتشاهی در فیلم آتابای

نقد و بررسی فیلم آتابای | نظرات منتقدان

سید آریا قریشی

آتابای، بهترین فیلم نیکی کریمی تا امروز است؛ فیلمی که ربط چندانی به مسیر متعارف سینمای ایران در سال‌های اخیر ندارد و راه خود را می‌رود. اگر قرار باشد از تازه‌ترین ساخته کریمی با یک صفت یاد کنیم، آن صفت می‌تواند جسورانه باشد. چون این فیلم (علی‌رغم حضور چهره‌های سرشناس در جلو و پشت دوربین) نه در شکل روایت، نه در زبان انتخابی برای شخصیت‌ها و نه در شکل اجرا و حتی لوکیشن‌ها، وامدار انتخاب‌های تکراری و محافظه‌کارانه عموم سینماگران ایرانی نیست.

به همین دلیل می‌توان تماشای آن را، به‌خصوص، به کسانی توصیه کرد که از محدود شدن جریان اصلی سینمای ایران به دو دسته درام اجتماعی و کمدی خسته شده‌اند. آتابای داستان مردی به نام کاظم آتابای (با بازی هادی حجازی‌فر) را روایت می‌کند که بعد از مدتی به زادگاهش در شمال غربی ایران بازگشته و زندگی خود را از طریق بوم‌گردی و بازسازی بناهای آن منطقه می‌گذراند. کاظم فردی بانفوذ است که اکثر مردم آن منطقه از او حساب می‌برند، اما درونی ناآرام دارد و پیش از دیگران، باید بتواند با خودش مقابله کرده و کنار بیاید. همین خلاصه داستان نشان می‌دهد که در آتابای با داستان چندان پرتنشی روبه‌رو نیستیم. فیلم بر پایه سفر درونی شخصیت بنا شده و چندان به کشمکش‌های بیرونی نمی‌پردازد. بنابراین با یک درام شخصیت‌محور روبه‌رو هستیم که برقراری ارتباط میان تماشاگر و شخصیت اصلی، نقشی حیاتی در موفقیت فیلم ایفا می‌کند. این وجه، اتفاقاً به برگ برنده آتابای تبدیل می‌شود و در این راه، نقش هادی حجازی‌فر (که علاوه بر بازی در نقش کاظم آتابای، فیلمنامه اثر را هم نوشته) برجسته به‌نظر می‌رسد.

در دوره‌ای که خیلی از فیلم‌های سینمای ایران به آپارتمان‌ها یا لوکیشن‌های تکراری محدود شده‌اند، آتابای نه‌تنها فیلمی است که در محیطی بکر می‌گذرد، بلکه از معدود فیلم‌های ایرانی است که در آن فیلمساز با موفقیت توانسته برای ما جغرافیا بسازد. نماهای دوری که نیکی کریمی از شخصیت اصلی در دامنه گاه سبز و گاه خشک کوه‌ها و تپه‌های شهر خوی گرفته، انگار دارد درونیات شخصیت اصلی را برجسته می‌کند

با دیدن فیلم می‌توان حدس زد که حجازی‌فر از همان ابتدا فیلمنامه را با در نظر گرفتن قابلیت‌های خودش در مقام بازیگر نوشته است. شخصیت کاظم ممکن بود روی کاغذ کمی خشک و نچسب به‌نظر برسد اما حضور حجازی‌فر گرمایی به کاراکتر می‌بخشد که آن خلأ را به‌شکل مناسبی پوشش می‌دهد. کار حجازی‌فر به‌عنوان بازیگر در این فیلم، می‌تواند یکی از دستاوردهای کارنامه سینمایی او محسوب شود. کنترل او بر لحن و طرز بیانش، و اغراق‌های نامحسوسی در حرکات دست و بیان برخی از کلمات، جدا از کمک به ایجاد همدلی میان تماشاگر و شخصیت، لحن دوگانه موجود در فیلمنامه را هم تقویت می‌کند.

این لحن دوگانه اما یک‌دست (لحن بامزه اما در ذات خود غم‌بار) یکی از نقاط قوت فیلم جدید نیکی کریمی محسوب می‌شود. در کنار موفقیت حجازی‌فر، می‌توان به حضور متفاوت و تحسین‌برانگیز جواد عزتی هم اشاره کرد. سکانس‌های دونفره او و هادی حجازی‌فر، تعدادی از بهترین لحظات فیلم را می‌سازند. اساسا فیلمنامه پرجزییات آتابای بر پایه چند رابطه دونفره شکل گرفته است. حجازی‌فر در مقام فیلمنامه‌نویس موفق می‌شود ویژگی‌های اصلی روانی شخصیت اصلی را از طریق همین روابط منتقل کند و در عین حال هیچ‌کدام از این روابط را در میانه راه رها نکرده و آن‌ها را به سرانجام برساند. با این توضیحات می‌توان درکی کلّی از مسیر حرکت فیلم پیدا کرد. ما با یک پازل شخصیتی روبه‌رو هستیم که در آن، جاهای خالی به‌تدریج پر می‌شوند تا با شمایلی از یک فرد زخم‌خورده روبه‌رو می‌شویم که باید ابتدا با خودش کنار بیاید تا سپس ارتباط مناسبی با محیط اطراف برقرار کند.

به‌همین دلیل است که حجازی‌فر و کریمی بیشتر روی فعل‌وانفعالات درونی شخصیت تمرکز کرده‌اند تا کنش‌های بیرونی. اجزاء فیلمنامه هم در راه کمک به شناخت بیشتر این شخصیت چیده شده‌اند. به‌عنوان مثال می‌توان به نقش نریشن در این فیلم اشاره کرد. آتابای از جمله آثار نه‌چندان پرتعداد سینمای سال‌های اخیر ایران است که در آن به‌شکل درستی از نریشن استفاده شده است. هنگام دیدن آتابای به این توجه کنید که چطور در طول فیلم، هر چه شخصیت اصلی بیشتر می‌تواند با خود، و در نتیجه با محیط اطراف، کنار بیاید، از حجم نریشن کاسته شده و فیلم بیشتر به سمت دیالوگ حرکت می‌کند. این، شکل درست استفاده ساختاری از یکی از ویژگی‌های فیلمنامه است که، متأسفانه، در سینمای ایران عموما برای بیان مستقیم و غیرخلاقانه پیام‌های محوری استفاده می‌شود. در این راه، نباید نقش نیکی کریمی را به‌عنوان کارگردان فراموش کرد. در دوره‌ای که خیلی از فیلم‌های سینمای ایران به آپارتمان‌ها یا لوکیشن‌های تکراری محدود شده‌اند، آتابای نه‌تنها فیلمی است که در محیطی بکر می‌گذرد، بلکه از معدود فیلم‌های ایرانی است که در آن فیلمساز با موفقیت توانسته برای ما جغرافیا بسازد. نماهای دوری که کریمی از شخصیت اصلی در دامنه گاه سبز و گاه خشک کوه‌ها و تپه‌ها گرفته، انگار دارد درونیات شخصیت اصلی را برجسته می‌کند. کریمی پیش از این به تأثیرپذیری‌اش از عباس کیارستمی در حوزه عکاسی اشاره کرده بود و حالا رگه‌هایی از این تأثیرپذیری تصویری را در سبک اجرایی آتابای مشاهده می‌کنیم.

اجرای تحسین‌برانگیز کریمی، در هماهنگی با لحن ویژه فیلمنامه حجازی‌فر، آتابای را به یک فیلم حساب‌شده و یک‌دست تبدیل کرده‌ است. با وجود تمام این نکات مثبت، آتابای به بالاترین جایگاهی که قابلیتش را دارد نمی‌رسد. مشکل را در درجه اول باید در فیلمنامه‌ای جست‌وجو کرد که علی‌رغم تمام ویژگی‌های تحسین‌برانگیزش، از مشکل عدم تعادل ضربه می‌خورد. بعد از شناخت اولیه‌ای که نسبت به کاظم پیدا می‌کنیم، متوجه می‌شویم که او از دو زخم روحی قدیمی رنج می‌برد: یکی مربوط به خواهرش می‌شود و دیگری در ارتباط با شکست عشقی‌اش است. همین دو جراحت روحی هستند که قرار است محرک شخصیت اصلی برای تصمیمات آینده‌اش باشند. اما مشکل به عدم تعادل میان این دو زخم بازمی‌گردد. تا اواسط فیلمنامه به‌نظر می‌رسد مشکل اصلی کاظم که به شکل‌گیری شخصیت تلخ‌اندیش او منجر شده، ماجرایی است که در گذشته برای خواهرش رخ داده است.

اما در نیمه دوم، بحث دیگر برجسته شده و به همین دلیل پرده سوم فیلمنامه عجولانه پیش می‌رود. برخی از نکات کلیدی شخصیت اصلی (مثلا نقش رابطه عاشقانه قبلی‌اش در شکل‌گیری شخصیت او) صرفا در یک سکانس یا در قالب چند جمله بیان می‌شوند. این عدم هماهنگی میان ابعاد درون زخم‌خورده شخصیت اصلی، گاه باعث می‌شود که آتابای شبیه به بخشی از یک فیلم بلندتر به نظر برسد که بخش‌هایی از آن حذف شده است. با این وجود چنین مشکلاتی باعث نمی‌شوند تا آتابای فیلم شاخصی در سینمای امروز ایران نباشد. فیلم‌هایی مثل آتابای هوای تازه‌ای برای سینمای ایران هستند و نشان می‌دهند که قرار نیست تمام آثار ما با ایده‌ها، شخصیت‌ها، روایت‌ها و لوکیشن‌های تکراری ساخته شوند. به همین دلیل هم که شده، باید قدر فیلمی چون آتابای را دانست.

هادی حجازی‌فر و سحر دولتشاهی در نمایی از فیلم آتابای

کیوان حسینیان

فیلم است یا موسیقی؟ موسیقی است یا نقاشی؟ هرچه هست، آرامش ممتدی است که تو را به سفر می‌برد؛ سفر از محاصره ساختمان و ماشین و شهر به روستایی بکر و ساده در غربی‌ترین مکانی که در مخیله‌ات می‌گنجد؛ در چارچوب جغرافیای کشورت. سفر به انتهای دشت‌های وسیع . سبز در سبز با خرمن‌های طلایی. و دیدار با انسان‌هایی رام و آرام، فضا و اتمسفری گرم و اشتهای حضور در این فضا که سیری‌ناپذیر است. گویی تمام دردها با بازگشت است که درمان می‌شود. گویی تمام بازگشت‌ها‌، هسته اولیه‌ای برای شروع مجددند. گویی ما به میهمانی یک شروع تازه دعوت داریم. برای همین، زبانت را کنار بگذار؛ هویت آن دیگری را بپذیر و دل به نوایی بده که می‌شنوی.

نیکی کریمی حالا از کیارستمی تاثیر می‌پذیرد شاید هم نوری بیگله جیلان. حالا، زاویه دیدش را ساخته است و کارگردانی پخته شده که برای قضاوت فیلمش به قاب‌ها عمق می‌بخشد و در پس‌زمینه قاب‌هایش فطرتی طبیعی را به کار می‌گمارد. او مانده است با قهرمانی شکست‌خورده و منزوی و کنج عزلت گزیده در دیار خود که باید سرپا شود. هادی حجازی‌فر آمده است تا پرده از ظاهر خشن و گستاخش برداریم؛ غم ازدست‌دادگی، وانهادگی شکست عشقی و تغییری که فقط عشق می‌تواند آن را به انجام برساند . این تغییر و تحول با اینکه به انجام می‌رسد اما تو گویی که در قسمتی از فیلم محو و مات است. کنش‌های عشقی در سینمای ایران هنوز گم است؛ حتی اگر زبانت را عوض کنی! بله قسمتی از آتابای را نمی‌بینی. قسمتی که در آن، حسین علیزاده تو را می‌نوازد. طبیعت وحشی خوی در برت می گیرد و در دود و وهم و استعاره سیگار یحیی (با بازی جواد عزتی) گم می‌شود و گفتگوهای دو لبه با سحر دولتشاهی، مکمل وضع موجود می‌شوند. سختی‌های انسانی را در روستا کالبدشکافی کردن، کار نیکی کریمی شده است.

ویژگی‌های آخرین کار او کم نیست؛ زبان ترکی با زیرنویس فارسی. طبیعت‌گرایی تصویری محض در ساختار درام . موسیقی محزون علیزاده و هیبت روشنفکرانه یک کارگردان که در زمین بازیگرش بازی می‌کند؛ بازیگری که هم فیلمنامه را نوشته هم لوکیشن را انتخاب کرده و هم نقش اول است. این‌ها ویژگی‌هایی است که کاستی‌ها و پرحرفی‌ها را پوشش می‌دهد. بازی‌ها خوب است. سحر دولتشاهی بالاتر از حد تصور است. متن، بدقلقی‌ها و دیرهنگامی‌هایی دارد اما شاید خود کارگردان هم گاه شتابی ندارد. انگار آستری را روی بوم زده. اتود می‌زند. اتود می‌زند. بعد، تابلو را نمی‌کشد. این خود یک تابلوست. ما بیشتر از جدل بیرونی باید به جدل درونی بپردازیم؛ آتابای نیز همین است: بازنمایی جدل درونی. این تحول شخصیتی باید صورت بگیرد و همه سامان بیابند. حتی اگر تحولی جهشی باشد. این قصه برای سینمای ایران قدری متفاوت است. قصه مقابله عشق با ترس از عشق؛ دوگانگی مردی که می‌خواهیم بشناسیمش و رکاب نمی‌دهد.

نقد سید احسان عمادی بر فیلم آتابای نیکی کریمی

نقد محمدرضا مقدسیان بر فیلم آتابای

نقد شفاهی درباره فیلم سینمایی آتابای

در این آیتم صوتی، علی ملاصالحی با امین مبینی و فرشاد رضایی درباره‌ «آتابای» صحبت می‌کند؛

 

تیزر رسمی فیلم آتابای ساخته نیکی کریمی

 

عکس های فیلم آتابای

فیلم آتاباینقد محمدرضا مقدسیان بر فیلم آتاباینقد سید احسان عمادی بر فیلم آتابایهادی حجازی فر و سحر دولتشاهی در فیلم آتابای

پوستر آتابای

پوستر اصلی فیلم آتابای نیکی کریمیپوستر فیلم آتابای نیکی کریمی

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم

21 نظر
  1. محمد می‌نویسد

    فیلم هم مثل عطر می‌مونه، کاملا سلیقه‌ایه. من خیلی پسندیدم
    حتی دنبال پایانش نبودم. کاملا از شخصیت فیلم مشخصه
    از اون دسته فیلمهایی هست که بعدش ساعتها فکر می‌کنی و خودت رو جای شخصیت‌های فیلم میذاری و ده ها بار فیلم رو بازی می‌کنی

  2. کمال مصطفی پور می‌نویسد

    فیلم رو دیدم
    از نظر من، واقعا فیلم خوبی بود
    پیچیدگی روابط انسانی و واقعیات زندگی انسانهای زیادی رو بدور از روتوش با بازی عالی بازیگرانش به خوبی نمایش داده شده
    به نظرم سبک زندگی و تجربیات دوران جوانی بیننده خیلی موثر هست در قضاوت فیلم
    سپاس از سازندگان

  3. صنم يمني می‌نویسد

    خیلی خوب هست که فیلم هایی با زبان ها و گویش های مختلف ایران عزیز ما ساخته شود ولی نباید فراموش شود که زبان واحد فارسی هست و برای عموم زیرنویس باید بشود. حتی کردها هم حق دارند این فیلم را ببینند وقتی به زبان آنها امکان پخشش نیست پس زیرنویس واحد برای کل مردم ایران باید گذاشته شود من به شخصه این قسمت را بی احترامی تلقی میکنم از سوی ترک های عزیز به سایر مردم ایران

  4. اسما می‌نویسد

    فیلم خیلی عالی بود.مخصوصا با زبان محلی و شیرین بیشتر تماشایی شده بود.

  5. مجید می‌نویسد

    واقعا رو چه حسابی فیلم ترکی رو برا فارس زبان ها اکران آنلاین میکنید حالمون بد شد نه از زبان ترکی از کارای مزخرف شما …برنامه کودک میدیدیم بهتر بود

  6. رضا کورد می‌نویسد

    فیلم به شدت مضخرف و بی هدف و بی داستان بود
    چرا میخواین ادای متفادت بودن و سینمای مدرن رو در بیارین؟
    بابا بخدا این فیلم ها هیچی معنی رو نمیرسونه !!!

    به کاگردان ها بفهمونید ؛ فیلم رو برای مردم میسازن
    نه برای تحلیلگران و جشنواره ها و سینما شناسان و ….
    سعی کنید فیلمو مردمی بسازید کمتر گدایی جایزه بکنید

  7. رضا ایلام می‌نویسد

    فیلم به شدت مضخرف و بی هدف و بی داستان بود
    چرا میخواین ادای متفادت بودن و سینمای مدرن رو در بیارین؟
    بابا بخدا این فیلم ها هیچی معنی رو نمیرسونه !!!

    به کاگردان ها بفهمونید ؛ فیلم رو برای مردم میسازن
    نه برای تحلیلگران و جشنواره ها و سینما شناسان و ….
    سعی کنید فیلمو مردمی بسازید کمتر گدایی جایزه بکنید

  8. رصا می‌نویسد

    اقا یکی بگه اخر فیلم چیشد؟ اتابای به سیما رسید یا نه
    در کل فیلمشخوب بود بخصوص لوکیشن ها

  9. مجید می‌نویسد

    از قبل بگید این فیلم ویژه ترکها میباشد.

    1. فیلیمو‌شات می‌نویسد

      سلام
      ویژه همه انسان‌هاست دوست عزیز.

  10. صادق می‌نویسد

    آتابای در داخل ماشین آهنگ ترکیه ای استانبولی و موزیک آمریکایی گوش میکنه اما آهنگ فارسی گوش نمیکنه ، به نوعی انگار پدر کشتگی با زبان فارسی داره ، خوشم نیومد مخصوصا که بین خواندن زیر نویس و فهمیدن فیلم کلافه شدم ، فقط مناظر زیبای منطقه جذاب بود ، بازی عصبی و استرسی حجازی فر آدم رو اذیت میکنه و از الفاظ رکیک هم زیاد استفاده شده ، طوری که انگار همه آذری زبان ها با این الفاظ گویش می‌کنند، درصورتی که من خودم آذری زبان هستم و به هیچ وجه اینگونه نیست .

  11. صادق می‌نویسد

    من خودم آذری زبان هستم ولی بزرگ شده تهران ، خیلی سخت بود برام دیدن فیلم ، وسط فیلم رها کردم چون لهجه آذری داشت و بیشتر درگیر خواندن و فهمیدن حرف ها بودم ، کلافه شدم ، معلوم بود موضوع جالبیه ولی ای کاش با زبان فارسی بود تا راحت تر ارتباط برقرار میکردم ، شخصیت و بازی حجازی فرد عصبی و پر تنش هست و آدم رو اذیت میکنه چون این استرس و عصبی بودن رو به بیننده منتقل میکنه ، در کل زیاد جالب نبود .

  12. پرستو می‌نویسد

    من ترکم، کاری هم با همزبونهای افراطی خودم ندارم، درست هم نیست به هرکسی با هر انتقادی انگ فاشیست بودن بچسبونیم. اینکه آقای حجازی فر گفتن زبان ترکی باید توی دانشگاهها تدریس بشه، خب تدریس میشه هرکسی دوس داره میتونه این رشته رو بخونه، ولی اینکه آیا باید توی مدرسه هم تدریس بشه، به عنوان درس اختیاری اونم باید باشه حتما، ولی بعضی دوستان افراطی که اصرار به ترکی شدن مدرسه دارن اشتباهه محضه. هیچ کجای دنیا توی مدارس تدریس به غیرزبان رسمی نیس، نه توی ترکیه، نه عراق، نه سوریه، نه آذربایجان، نه ترکمنستان، نه توی اون آلمانش …همه جای دنیا در مدارس به زبان رسمی اون کشور تدریس میشه. برای ما خوشایند بود که فیلمی به زبان ترکی ساخته بشه، چرا واقعا همه فیلمها باید ب زبان فارسی باشه؟ فقط برام سواله که چرا زیرنویس نداشت، خب غیرترکها چجوری متوجه بشن؟ ی زیرنویس میذاشتن خب.

    1. فیلیمو‌شات می‌نویسد

      سلام
      فیلم آتابای زیرنویس فارسی و انگلیسی دارد. باید فعال می‌کردید. 🙂

  13. امیر رونقی می‌نویسد

    بسیار عالی

  14. مهدی می‌نویسد

    اون آقایی که نوشت ترک زبان نبودم دیدن فیلم برام سخت بود : اول اینکه فیلم زیرنویس داشت سواد نوشتن کامنت داری ولی خوندن زیرنویس فارسی توی فیلم رو نداری دوم اینکه اگه فیلم رو دوست نداشتی و میدونستی برات سخته دیدنش نمیرفتی سینما.
    اگر با نگاهی دیگر نگاه کنیم الان همه فیلم های انگلیسی با زیرنویس نگاه میکنن حالا اینبار شما فیلم ترکی با زیرنویس ببین 🙂
    به زبان همدیگر احترام بگذاریم 🙂

  15. M می‌نویسد

    فیلم موضوع خاصی نداشت و میشه گفت ازین شاخه به اون شاخه می‌پرید. کند پیش می‌رفت. از نظر منی که ترک زبان نیستم دیدن این فیلم برای هرکسی آسون نبود . و در کل فیلم قوی و قشنگی نبود خیلی معمولی

  16. النا می‌نویسد

    من ترک زبان نیستم ولی به قدری مجذوب شدم و اینکه فیلم میخواد نشون بده که ترس از چیزی داشتن شاید باعث از دست رفتن فرصت ها تو زندگیمون بشه

  17. امید می‌نویسد

    بسیار عالی

  18. بهنام می‌نویسد

    منتظر آتابای در فیلیمو هستیم.

  19. Rasoul می‌نویسد

    بسیار جالب