معرفی کامل سریال شهردار کینگزتاون Mayor of Kingstown

دنیای مردانه مردانه مردانه

شهردار کینگزتاون Mayor of Kingstown سریال ‌آمریکایی در ژانر جنایی توسط تیلور شریدان و هیو دیلون ساخته‌شده و از شبکه پارامونت پلاس از ۱۴ نوامبر ۲۰۲۱ شروع به پخش شده است. این سریال بعد از پخش اولین قسمت در ایالات متحده ‌آمریکا ۲.۶ میلیون بیننده داشته و تبدیل به پر بیننده‌ترین سریال در شبکه پارامونت پلاس از سال ۲۰۱۸ تا کنون شده است. جرمی رنر، دایان ویست، کایل چندلر، آیدان گیلن، هیو دیلون، تیلور هندلی، اما لیرد، درک وبستر، فارز لاس، توبی بامتفا، همیش آلن هدلی، جیمز جردن، مایکل بیچ و اندرو‌هاوارد بازیگران اصلی این سریال هستند. شهردار کینگزتاون دارای امتیاز ۷.۸ از نظر منتقدان IMDB است که تا کنون ۳ قسمت از ۱۰ قسمت آن پخش شده است.
داستان این سریال در شهر فرضی کینگزتاون جریان دارد که شهری واقعی نیست، اما بر اساس شهری است که خالق این اثر در آن بزرگ شده است.

خلاصه داستان سریال شهردار کینگزتاون Mayor of Kingstown

داستان سریال شهردار کینگزتاون Mayor of Kingstown درباره مایک، شخصیتی قدرتمند و عضو خانواده‌ مک‌لاسی است. مک‌لاسی‌ها خانواده‌ا‌ی پرنفوذی در کینگزتاون، شهری در میشیگان هستند. در کینگزتاون تجارت اصلی مربوط به زندان و صنعت حبس بوده و بیشتر مشاغل در این شهر به این صنعت مرتبط می‌شوند. مایک همراه برادرش تلاش می‌کند که با استفاده از نفوذ خود برای برقراری عدالت در شهر و سیستم قضایی کاری کند و صلح را در این مجموعه بر قرار کنند. مایک در این راه با چالش‌های بسیاری روبه‌روست. این سریال سعی دارد به مسایلی همچون سیستم فساد قضایی، مسائل نژاد پرستی و نابرابری‌های طبقانی بپردازد.

 

نظر منتقدان درباره سریال شهردار کینگزتاون

پیست مگزین

لیلا جردن | تیلور شریدان نویسنده و کارگردان سریال شهردار گینگزتاون جایگاه خوب و محکمی برای خود در سینما دارد. فیلم‌های او در انواع ژانر‌های جنایی در ‌آمریکا با شخصیت‌های جالب و به‌یادماندنی و همچنین خط روایی داستان در مکان‌هایی از ‌آمریکا که کمتر به آن‌ها توجه شده، همیشه مورد استقبال قرار گرفته ‌است. بعد از سریال موفق یلواستون (Yellowstone) او اینبار با شهردار گینگزتاون در شبکه پارامونت پلاس بازگشته است. در این سریال ۱۰ قسمتی با بازیگر و موزیسین یلواستون مجدد همکاری شده است.

کایل چندلر در سریال شهردار کینگزتاون

در فیلمنامه سیستم قضایی و اداره زندان در ‌آمریکا سوژه بسیار خوبی برای ساخت سریال به نظر می‌رسد. سریال شهردار گینگزتاون، تمام تلاش خود را می‌کند که از این فرصت برای بیان تمام حقایق استفاده کند. او تمام ابزارهای لازم برای بیان آنچه باید گفته و به تصویر کشیده شود را دارد اما در اجرای آن به نظر قوی ظاهر نمی‌شود. بیشتر پیام داستان ختم به بی‌رحمی در اجرای احکام می‌شود و در نهایت نیز به خشونت‌های ساده خلاصه می‌شود. این سریال با روند تند سعی دارد فساد در دستگاه قضایی را به تصویر بکشد و بگوید: «ببینید چقدر همه چیز خراب است!» و گاهی این شتاب متوقف می‌شود تا به صورت واضح نشان دهد که چرا یک سری چیزها انقدر اینجا بد است. اما در واقع این‌ها به تنهایی برای اینکه بگوییم سیستم قضایی بد و فاسد است کافی نیستند و با توجه به سه قسمت پخش شده به نظر می‌رسد این سریال تا حد زیادی آشفته و درهم برهم است.

البته نقاط مثبتی هم در این سریال هست. بازی دایان ویست درنقش زنی مقتدر در خانواده‌ مادر سالار مک‌لاسی فوق‌العاده است. او قدرتی را در میان مردان به نمایش می‌گذارد که بسیار تاثیرگذار و دیدنی است. مونولوگ‌های او درباره تاریخ اسارت در هنگام تدریس به زندانیان آن‌قدر جذاب است که می‌تواند تمام توجه را حتی وقتی با دیگری همبازی است تماما به سمت خود جلب کند.

توبی بامتفا در نقش بانی رهبر گروه کریپس، نقشش را درخشان ایفا می‌کند. بازی جذاب و کاراکتر سرزنده‌ای را به تصویر می‌کشد که در کنار بازی جرمی رنر لحظاتی خوبی را برای بیننده رقم می‌زند. آنقدر ایفای نقش او جذاب است که بیننده با خود می‌گوید ای‌ کاش داستان زندگی بانی دنبال شده و قصه او گفته شود.

خب درباره رنر باید بگویم او یکی از حاشیه‌ساز‌ترین‌های‌ هالیوود است. برای دیده شدن او تلاش‌های بسیاری شد. نامزد شدن‌های مکرر او برای اسکار و یا راه اندازی اپلیکیشن جرمی رنر همگی حواشی زیادی در بر داشتند. شخصیت مایک خارج از چارچوب بازیگری او نیست اما شخصیتی فاقد انسجام است. او مدام بین حوادث، خشونت، خنده‌های بی‌امان و در خود فرورفتن در جدال است. انگار در هر صحنه نقشی مجزا را ایفا می‌کند که با آن راحت نیست. واضح است که پیش از این ورژن‌های بهتری از این نوع شخصیت در تلویزیون خلق شده است. ضد قهرمانی که در کشاکش انجام کار درست یا غلط دچار سردرگمی است. اما در قسمت ۳ به نظر می‌رسد که سریال شهردار کینگزتاون حتی شخصیت دو قسمت قبل را ندارد.

جرمی رنر در سریال شهردار کینگزتاون

این سریال به طور کلی یک مشکل بزرگ درباره بازیگرانش دارد. سریالی با تعداد زیادی بازیگر جانبی که همگی مردان فاسدی هستند و فقط در  شغل و ملیت با یکدیگر متفاوت‌اند. آن‌قدر موضوعات مختلف حواشی شخصیت‌ها در این سریال وجود دارد که گویی نویسندگان تصمیم نگرفته‌اند کدام جذاب‌تر است و ارجح و همه را در این داستان گنجانده‌اند. حرف زدن درباره سریال شهردار کینگزتاون، بدون در نظر گرفتن مسائل نژادی سخت است. تبعیض و ظلم دستگاه قضایی به رنگین پوستان تا آن حد جدیی است که در سال‌های اخیر به موضوع مهمی در رسانه‌ها تبدیل شده. این سریال به این موضوع بسیار غیر حرفه‌ای می‌پردازد. نژاد پرستی به تنهایی می‌توانست موضوع اصلی این بی‌عدالتی‌ها در نظام قضایی زندان‌ها باشد اما به نظر می‌رسد شریدان مهارت یا اعتماد به نفس کافی برای عنوان این موضوع را صراحتا ندارد. بیشتر بار داستان بر دوش پلیسی سفیدپوست است و او بیش از هر رنگین پوست دیگری نقش کلیدی در داستان دارد و با توجه به اینکه رنگین پوستان در این سریال غالبا جنایتکار، خشن و تشنه قدرت هستند، داستان سریال به سمت به‌هم ریختگی پیش می‌رود و برداشت درهمی از نژاد پرستی را ارائه می‌دهد.

درآخر، گویی آشفتگی زیادی در میشیگان در جریان است. سریال شهردار کینگزتاون می‌خواهد داستانی سیاه و ظالمانه‌ای را به نمایش بگذارد. قصد دارد جریان فکری ایجاد کند و شخصیت محور باشد. اما هیچ کدام از این گزینه‌ها بدون دقت و توجه و مطالعه عمیق خوب از کار در نمی‌آیند و با توجه به سابقه درخشان شریدان جای تاسف و تعجب است اگر این جریان داستانی با همین به‌هم ریختگی ادامه پیدا کند.

با تمام این‌ها سریال شهردار گینگزتاون جنبه‌های دوست‌داشتنی و دیدنی نیز دارد. اگر شما طرفدار جرمی رنر هستید او در این سریال بیش از همه دیده می‌شود. اگر از دیدن درام‌های تلخ جنایی لذت می‌برید قطعا این سریال را هم دوست خواهید داشت. اما به طور کلی این سریال هنوز به پختگی نرسیده است. اما امیدوارم هرچه زودتر خط اصلی داستانی خود را پیدا کند.

‌هالیوودریپورت

دنیل فینبرگ | ساخته جدید شریدان با نام سریال شهردار گینگزتاون با بازی هیو دیلون درامی است درباره دنیای مردانه پر از عیب و ایراد و گله و شکایت همراه با نقد سیستم زندان‌های ‌آمریکا. فضای داستان زیبا و لطیف نیست و هیچ ظرافتی نمی‌بینیم. یک شهر صنعتی که تجارت اصلی در آن مجازات است. در شعاع ده مایلی کینگزتاون ۷ زندان قرار دارد. چند زندان زنان و چند زندان برای مردان. اما در طی این سه قسمت اندوه‌بار این سوال پیش می‌آید که دلیل انتخاب این فضا برای این درام چیست و خوش‌بینانه حتما دلیلی برای این انتخاب وجود دارد.

نقد و بررسی سریال شهردار کینگزتاون

رولینگ‌استون

آلن سپین‌وان | داستان این سریال اذعان می‌کند که سیستمی که مک‌لاسکی‌ها آن را اداره می‌کنند کلا خراب و اشتباه است و هر شخصی در هر سطحی در این سیستم فاسد است. داستان‌های قسمت اول و سوم به پلیس‌ها وابسته است و مرگ خشونت‌آمیز جنایتکاران که نمی‌خواهند محاکمه شوند را نشان می‌دهند درحالی که یکی درمیان تزریق مرگبار یک زندانی محکوم به مرگ را با جزییات بسیار وحشتناک نمایش می‌دهد که مامور اجرای حکم دولتی همان‌قدر جنایتکار به نظر بیاید که یک اعدامی. در چندین سکانس به ویژه زمانی که می‌بینیم مریم به زنان زندانی در مورد تاریخ طولانی بی‌عدالتی، ستم و نژادپرستی درس می‌دهد به این فکر می‌کنیم که حتما شریدان حرفی واضح اگرچه ناخوشایند درمورد برخی ناعدالتی در ‌آمریکا برای گفتن دارد.

سی‌ان‌ان

برایان لووری | سریال شهردار گینگزتاون روی کاغذ شبیه یک درام قوی به نظر می‌رسد اما درواقع بسیار در معرض شکست قرار دارد و احتمالا به حاشیه خواهد رفت. زیرا جرمی رنر در شبکه دیزنی همزمان ‌هاکای (Hawkeye) را درحال پخش دارد و ممکن است تاثیر منفی روی دیده شدن این سریال بگذارد.

به هرحال این سریال خیلی از نظر احساسی اثر گذار نیست انگار از عناصر داستان برای پیشبرد قصه استفاده می‌کند نه اینکه علت اصلی پیدایش این داستان باشند. بسیاری از نقش‌های مکمل در این سه قسمت شخصیت خود را تثبیت نمی‌کنند به غیر از دایان ویست مادر سخت‌گیر مایک که مثل بیشتر شهروندان شغلی مرتبط با زندان دارد. بیشتر بار این سریال بر دوش رنر است مردی سخت‌گیر و خسته از جهان و درگیر چالش‌های جدیدی که با آن‌ها روبرو است.

تماشای آنلاین سریال شهردار کینگزتاون

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم