نگاهی به بازی امیر جدیدی در قهرمان

جدیدی بر سر دوراهی

به ظن بسیاری از مخاطبان فیلم قهرمان، برترین ویژگی فیلم با فاصله، بازی چشمگیر امیر جدیدی در نقش رحیم است. چه ویژگی و قابلیتی در کار بوده که چنین نتیجه‌ای را حاصل کرده است؟ آیا صرفا توانایی جدیدی منجر به این نتیجه شده؟ آیا قابلیت‌های فیلمنامه و شخصیت‌پردازی است که باعث چنین خروجی‌ای شده؟ قابلیت‌های بالای فرهادی برای انتخاب درست بازیگر و هدایت‌های او منجر به درخشش جدیدی شده است؟ پاسخ تمام این سوال‌ها واضح و مشخص است. تمام این مولفه‌ها کنار هم قرار گرفته‌اند تا فصلی تازه در دوران بازیگری امیر جدیدی حاصل شود.

همه چیز درباره فیلم قهرمان

امیر جدیدی تا پیش از این برپایه قابلیت‌های ذاتی و فیزیکی‌اش و البته لحن و شیوه بیان خاص خودش در دسته بزرگی از آثار حاضر شده بود. اما مخرج مشترک تمام این آثار تصویر شدن یک جوان جذاب و خوش‌تیپ امروزی بود که لحنی نه چندان باصلابت داشت و به سیاق جوان‌های امروزی جنسی از دادا بازی و اصطلاحا کوچه و بازاری شمال شهری داشت. در واقع جدیدی بخش بزرگی از استعدادش در نقش‌آفرینی را زیر پوسته شیوه زیست حقیقی خودش پنهان کرده بود. پنهان‌کاری‌ای که تعمدی نبود و صرفا از سر ناآگاهی و نابلدی و یا فشار بیرونی برای حفظ استایل همیشگی‌اش، ایجاد شده بود. طبیعی است که در دل سینمای بی‌حوصله و محافظه‌کارانه ما، شمایل جواب پس داده یک بازیگر را دستخوش تغییر نمی‌کنند. بعضا خود بازیگر هم تمایل و جراتمندی لازم برای خطر کردن و شکستن شمایل تثبیت‌شده‌اش را ندارد.

امیر جدیدی در فیلم قهرمانباید اعتراف کرد که جدیدی بی‌آنکه خواسته باشد حتی در نقش‌هایی که نباید، زیادی شیک و تروتمیز و شمال‌شهری بود و اصولا از نقش بیرون می‌زد. با مروری بر نقش‌آفرینی‌های پیش از فیلم قهرمان او می‌توان نتیجه گرفت که نقش‌آفرینی موفق او در فیلم اژدها وارد می‌شود ساخته مانی حقیقی یا فیلم‌های آفریقا و سیزده ساخته هومن سیدی، حتی من و عرق سرد ساخته سهیل بیرقی، حاصل گرته‌برداری از ویژگی شیک و تروتمیز بودن ذاتی‌اش بوده با اندکی روتوش و هدایت که البته درخور توجه هم از آب در آمده است. اما نکته اینجاست که ادامه این روند باعث به تکرار افتادن جدیدی و بعد از مدتی فرود آمدن به زمین غیرجذاب بودن او می‌شد.

خواسته یا ناخواسته اما حضور جراتمندانه امیر جدیدی در فیلم قهرمان نقطه عطفی مهم برای جریان بازیگری او را رقم زده است. این دستاورد البته صرفا مربوط به او نیست و می‌تواند نوید تولد یک بازیگر شش‌دانگ در سینمای ایران را بدهد و حتی حضور ستاره‌هایی مثل نوید محمدزاده و دیگران را دستخوش تهدید قرار دهد و رقابت را در بالای جدول بازیگران پرمخاطب و همزمان با کیفیت سینمای ایران تنگاتنگ کند.

رحیم قهرمان اما کمترین ارتباطی با ویژگی‌های ذاتی و تا به حال تصویر شده پیشین امیر جدیدی ندارد. رحیم نه خوش‌تیپ و تروتمیز و زیادی شیک است، نه زبان باز و لوند و نه تلاشی برای جذاب بودن و جلب توجه در دنیای فیلم می‌کند. به هیچ‌وجه بر مبنای ویژگی‌های ظاهری و جذابیت‌های بصری‌اش کار را پیش نمی‌برد و… رحیم یک انسان به شدت معمولی و ساده‌دل است که تلاش می‌کند در گرداب حضور زامبی‌هایی که تحت‌عنوان شهروند دور او را گرفته‌اند، آبرو و خانواده‌اش را از گزند آسیب حفظ کند.

این همه طبیعتا در فیلمنامه و جهان ذهنی فرهادی وجود داشته است. اما نکته اینجاست که هدایت‌های جدی فرهادی و همراهی و پذیرش جدیدی برای در خدمت نقش بودن باعث شده تا تمام مولفه‌های متنی درون فیلمنامه، در ذهن و بدن جدیدی هم جاری شود. تمام آن جزئیاتی که فرهادی در مرحله نگارش فیلمنامه به کار می‌بندد و اتفاقا برگ برنده فیلم‌های او هم هست، در شیوه اجرای امیر جدیدی هم دیده می‌شود.

جدای از سبک لباس پوشیدن و مدل ریش و مو که حاصل طراحی چهره‌پرداز فیلم است، سرعت قدم برداشتن، خمیدگی یا صاف بودن کمر، به جلو خم شدن‌های گهگاه، سرعت واکنش‌های فیزیکی و حرکات دست و بالاتنه، تسلط بر عضلات صورت و حتی به اختیار درآوردن مدل پلک زدن‌ها، میزان بلندی و شدت صدا و لحن و شیوه بیان جملات، موفقیت قابل قبول برای به اجرا گذاشتن لهجه شیرازی، بازی با نگاه و پر شدن چشم‌ها و بعضا نگاه‌های ازسر غم، ترس، خشم، دل‌شکستگی یا شادی، عشق یا نفرت و… همگی نشان از تمرکز و تسلط قابل اعتنای جدیدی بر جهان اثر، دنیای ذهنی رحیم و البته تمام ابزارهای فیزیکی و ذهنی‌اش برای ایفای نقش دارد.

طبیعتا در این جنس از فیلم‌ها که ۲ قطبی میان شخصیت اصلی با جهان و اجتماع پیرامونی محوریت پیش برد درام را شکل می‌دهند، جذابیت و همراهی‌برانگیز بودن مختصات اجرایی شخصیت اصلی بخش بزرگی از سرنوشت کار را در دست دارد. پس رحیم یا باید همراهی برانگیز از آب در می‌آمد یا فیلم در سراشیبی سقوط قرار می‌گرفت. هدایت فرهادی و اجرای جدیدی اما فیلم را از این خطر رهانیده است.

امیر جدیدی در فیلم قهرماننتیجه اینکه فرهادی بار دیگر اثبات کرد کارگردان بزرگی است، دستکم در بخش شناسایی و هدایت بازیگر. مگر نه اینکه دوره بازیگری شهاب حسینی و پیمان معادی به قبل و بعد از همکاری با فرهادی تقسیم می‌شود؟ چه کسی است که کتمان کند شهاب حسینی و پیمان معادی با جدایی نادر از سیمین و درباره الی به سینمای ایران و جهان معرفی شدند و نقطه عطف دوران فعالیت بازیگراش را رقم زدند. همین ویژگی حتی در مورد ساره بیات هم صادق است.

این همه را گفتیم اما فراموشمان نشود که اگر کارگردان مسلط و بزرگی مثل اصغر فرهادی نبود، طبیعتا هیچ‌یک از بازیگرانی که از آنها نام به میان آمد و به طور مشخص امیر جدیدی نمی‌توانستند چنین درخشان ظاهر شوند. اما نکته پایانی اینکه تمام این تحلیل‌ها و تمجیدها از امیر جدیدی مانند تیغی دو لبه می‌تواند عمل کند، تیغی که از یک سو می‌تواند این پیام را به او بدهد که بیشتر خطر کند و قابلیت‌های تازه‌اش را شکوفا کند و تلاش کند حضورش در قهرمان یک اتفاق نباشد و تبدیل به جریان شود و لبه دیگر تیغ ممکن است باعث ایجاد توهم و گم کردن راه در جدیدی شود که البته این می‌تواند آغازی بر یک سقوط تاسفبار برای او باشد. از اینجا به بعد این خود جدیدی است که باید مشخص کند توان بزرگ‌تر شدن و بزرگ ماندن را دارد یا نه بناست قهرمان در کارنامه او یک اتفاق باقی بماند.

این‌ها را هم بخوانید

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم