نیکلاس کیج: نگرانی در مورد گربه‌ام به بازی در فیلم خوک کمک کرد

نیکلاس کیج در فیلم خوک بهترین اجرای سال‌های اخیرش را داشته است؛ او به همراه کارگردان فیلم در مصاحبه با ایندی‌وایر از جزییات ماجرای ساخت فیلم گفته‌اند.

وقتی به نیکلاس کیج فکر می‌کنید، کلمه «آرام» به ذهنتان خطور نمی‌کند؛ همینطور کلمه «اسکار». خواه او را دوست داشته باشید یا به او اهمیتی ندهید، نیکلاس کیج برای بازی در نقش دوقلوها در فیلم اقتباس (Adaptation) به کارگردانی اسپایک جونز با فیلمنامه‌ای از چارلی کافمن، نامزد دریافت اسکار شد و برای فیلم ترک لاس وگاس (Leaving Las Vegas) اثر مایک فیگیس در نقش یک الکلی عصبانی اسکار گرفت. او در طول دوران حرفه‌ای خود اجراهای شجاعانه‌تری هم انجام داده؛ از جمله فیلم رمانتیک ماه‌زده (Moonstruck) به کارگردانی نورمن جوئیسن که خواننده معروف cher محور اصلی آن است، کمدی کلاسیک بزرگ کردن آریزونا (Raising Arizona) به کارگردانی برادران کوئن که در مقابل هالی هانتر بازی کرده، احیای مردگان (Bringing Out the Dead) به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و فیلمنامه پل شریدر و فیلم هیجان‌انگیز تغییر چهره (Face/Off) به کارگردانی جان وو، که کیج دوست دارد در یک دنباله برای این فیلم مجددا حضور پیدا کند.

او همچنین سهم خود از تولیدات پرسروصدای هالیوود را با بازی در فیلم‌هایی چون هواپیمای محکومین (Con Airسرقت در ۶۰ ثانیه (Gone in 60 Secondsصخره (The Rockچشمان مار (Snake Eyes) و گنجینه ملی (National Treasure) داشته است. نیکلاس کیج این‌بار با یک فیلمنامه و کارگردان قوی پا پیش گذاشته است، بنابراین خبر خوشایندی است که این بازیگر کهنه‌کار ۵۷ساله، که دست و پنجه نرم کردن با هزینه‌های بیش از حد توانش وی را مجبور کرده بود برای پول در فیلم‌های درجه دو (B-Movieهایی) مانند روح سوار (Ghost Riderارباب جنگ (The Lord of War) و مرد حصیری (The Wicker Man) کار کند، اخیراً تصمیم به تغییر جهت گرفته است.

نیکلاس کیج

نتیجه، فیلم خوک (Pig) است که به‌تازگی منتشر شده است. تولید این فیلم درست قبل از همه‌گیری کرونا کامل شد و نمایانگر بهترین عملکرد کیج در سال های اخیر است. امتیاز  ۸۲ در سایت متاکریتیک برای بازی درخشان نیکلاس کیج در فیلم است که بعد از فیلم‌های مندی به کارگردانی پانوز کوزماتوس و جو به کارگردانی دیوید گوردون کرین و فیلم ستوان بد: بندر نیواورلانز به کارگردانی ورنر هرتزوگ کمتر شاهد آن بوده‌ایم. هرتزوگ به ایندی وایر گفت: «او بازیگر شگفت‌انگیزی است، چیز فوق‌العاده‌ای در او وجود دارد. موافقم. در خوک، یک نیک کیج ریشو، حضور فیزیکی ترسناکی با عملکردی آهسته و پیوسته دارد و هنگام خروج از انزوایش برای ردیابی خوک سرقت‌شده‌اش به آرامی به زندگی باز می‌گردد.»
برای مطالعه مصاحبه نیکلاس کیج و مایکل سارنوسکی (نویسنده و کارگردان فیلم خوک) با فیلیمو شات همراه باشید.

  • بازی در نقش چنین شخصیت محدودی برای شما جذاب بود؟

نیکلاس کیج: در آن زمان ‌که با مایکل ملاقات کردم و ما در مورد فلفل شیشیتو (نوعی فلفل مخصوص در آسیا شرقی) مکالمه‌ای آرام و معنی‌دار داشتیم، من فیلمنامه او را خوانده بودم؛ فیلمنامه‌ای که مانند هایکو در ذهنم طنین‌انداز بود. در هایکوی ژاپنی، شما فرم هجایی ۵-۷-۵ دارید. در هایکو این فرم، فضای بین را منتقل می‌کند. این تداعی‌گر است و آن فضاها از خود کلمات معنی‌دارتر می‌شوند. با توجه به نحوه نوشتن فیلمنامه توسط مایکل، من احساس کردم آن نوع بازیگری‌ای که می‌خواستم به آن بازگردم در چنین فیلمی امکان‌پذیر خواهد بود.

  • چرا؟

نیکلاس کیج: من تا حد زیادی کابوکی غربی را کاوش کرده بودم؛ آنچه از نظر شکل انتزاعی و اپرایی و شکستن فرم‌ها می‌توان با اجرا در فیلم انجام داد… بعد ار آن می‌خواستم به مقوله‌ بیان در اجرای فیلم بازگردم. برای من این دلیل بازیگری بود. من همیشه به کار جیمز دین و اجراهای آرام «مردم معمولی» یا «کابوی نیمه شب» علاقه داشتم. احساس کردم مدتی گذشته است. لازم بود به خودم و برخی از حاضران یادآوری کنم: «خب … سرگرم کننده بود، حالا بیایید به اصل موضوع برگردیم.»

نیکلاس کیج
  • آیا با این آدم گوشه‌گیر زخمی ارتباط برقرار کردید؟

نیکلاس کیج: من در برهه‌ای از زندگی خودم بودم که احساس شکست را درک کردم. من ارتباط عمیقی را که می‌توانیم با حیوانات داشته باشیم را درک کردم. همیشه با گربه‌ام نزدیک بودم. بعد از خواندن فیلمنامه یک کابوس وحشتناک دیدم: گربه‌ام مرلین را از دست داده بودم، اتفاق وحشتناکی افتاد. من احساس کردم، می‌توانم این را به صورت واقعی بازی کنم، نیازی نیست که بروم و به زور آن را انجام دهم. بنابراین وقتی روی صحنه رفتم، فقط این حس بیرون آمد. این مکان و زمان مناسب برای آن نوع رابطه کارگردان، بازیگر و قهرمان بود. فقط جاری شد.

  • نیک به خاطر اجراهای بزرگ و اپرایی معروف شده است. چرا فکر کردید او برای این فیلم مناسب است؟

مایکل سارنوسکی: بعد از اولین ناهار، گفتیم این با عقل جور درمی‌آید، ما به این هدف می‌رسیم. روی صحنه، اجرایی نبود که نیاز به تقویت داشته باشد. او فیلمنامه و شخصیت را درک کرده بود. او همه‌ فیلم را در یک یا دو برداشت انجام داد.

  • چرا نیک برای تمام فیلم یک لباس پوشیده بود که خونی و کثیف بود؟

مایکل سارنوسکی: ما در اتاق هتل با پاملا واردن با آزمودن مواد آرایشی متفاوت، یک تست گریم انجام دادیم. تهیه‌کنندگان به من این حرف مسخره را گفتند که «این مزخرف است که هیچ‌کس در مورد خونریزی او در طول فیلم اظهار‌نظر نکند. ما خواسته بودیم که فیلم کاملا ‌طبیعی باشد.» در حالی که ما در کافه هتل خیلی عادی قهوه خوردیم و هیچ‌کس درباره‌ اینکه او در خون و کبودی پوشانده شده است حتی یک کلمه هم نمی‌گوید. ببینید، این برای شما پورتلند است.

نیکلاس کیج: اظهار نظر کردن بی‌ادبانه خواهد بود! مردم از گفتن چیزی در مورد ظاهر من می‌ترسیدند. شخصیت فیلم در شرایط آن زمان، برای زیستن بسیار مناسب بود. من کمی احساس سنگینی می‌کردم و احساس شکست می‌کردم، ترس از جامعه، همه آن چیزها. آسان بود. لازم نبود بروم و راب را پیدا کنم. من تقاضا نکردم در صحنه فیلم‌برداری به من بگویند راب. برای من، راب و نیک یکی بودند و باهم ترکیب می‌شدند. من در برخی شرایط اخیر به خاطرات خود بازمی‌گشتم، خاطره‌ گربه‌ام که در ذهنم بود، و فکر می‌کردم خدای نکرده اتفاقی برای گربه من افتاده باشد مانند آنچه برای برندی (خوک) اتفاق افتاده است… این یک ترس و نگرانی واقعی بود.

نیکلاس کیج
  • با خوک رابطه دوستانه‌ای داشتی؟

نیکلاس کیج: برندی، متاسفانه، دیگر با ما نیست. او، مانند بسیاری از ما، معطوف به پرداخت هزینه است. اگر به یک نگاه پرشور نیاز داشتیم& یک هویج در پشت دوربین به او نشان می‌دادیم و اگر خوب بازی می‌کرد مقداری غذا به‌عنوان جایزه می‌گرفت. مایکل و شیوه‌ عالی مدیر فیلمبرداری ما در گرفتن نماها، اطلاعاتی که می‌خواستند در قاب قرار دهند، به اهمیت رابطه بین راب و برندی افزود. هرگز وارد ابتذال و احساسات بیش از اندازه و رمانتیک نشد. مایکل مراقب رابطه بود و تماشاگران را به شیوه‌ای ملایم و خنثی وارد ماجرای بین آن دو نفر کرد، که این معنای بیشتری به آن می‌بخشید. این تلاش برای جلب احساسات شما نبود؛ بیشتر واقعیت داشت.

  • من از دنیای زیرزمینی آشپزی در کنار بوکس در منطقه پورتلند بی‌خبر بودم. این ماجرا از کجا نشأت گرفته است؟

مایکل سارنوسکی: امیدوارم واقعی نباشد! این از ترکیبی از چیزها نشأت گرفت. افرادی که در رستوران‌ها کار می‌کنند تمایل به مورد سوءاستفاده قرار گرفتن و خستگی شدید دارند. در سفر‌هایی که برای یافتن لوکیشن داشتیم، رستوران‌های پورتلند را بررسی کردیم و با یک سرآشپز صحبت کردیم: «برای آرام شدن بعد از کار چه می‌کنید؟» استرس زیادی در این کار وجود دارد. «من واقعاً دوست دارم به یک کیسه‌بوکس مشت بزنم.» آنها در طول روز مورد سوءاستفاده مقامات بالاتر و مشتریان قرار می‌گیرند. چگونه می‌خواهید بیرون‌ریزی کنید و در جایی احساس قدرتمند بودن کنید؟ چگونه در مواجهه با ناتوانی یا اندوه احساس کنترل بر زندگی درونی خود را کسب می‌کنید؟ منطقی است که افرادی از طبقات پایین اجتماع که در رستوران‌ها کار می‌کنند به اینجا بیایند تا از آن برای کسب قدرت و کنترل استفاده کنند. تونل‌های زیرزمینی در پورتلند وجود دارد که در دهه ۵۰، جنایات سازمان‌یافته زیادی در آنها اتفاق افتاده است. این شهر دارای تاریخ زیرزمینی پر از داستانی است.

  • آیا برای تهیه غذای کامل و بی‌نقص خود، خوراک‌شناسی و سبک آشپزی درجه‌یک را مطالعه کرده‌اید؟

نیکلاس کیج: مایکل پیشنهاد کرد شیطان در آشپزخانه اثر مارکو پیر وایت را بخوانم. من احساس تنش در صنعت آشپزی و اینکه آنها تحت مقدار زیادی فشار هستند را درک کردم. این یک‌شکل هنری است که در آن هنر را بلعیده‌اید. فشار بسیار زیادی برای بیمار نشدن مشتری و برای اطمینان از طعم عالی غذا وجود دارد. هیچ‌چیز مهم‌تر از غذا نیست. می‌بینید آنها کجا آن را از دست می‌دهند. دو سرآشپز، طرز تهیه تارت قارچ و چغندر را به من آموختند. من به معلمان آشپزی‌ام احترام می‌گذارم. امیدوارم عشق به غذایی که در دست داریم زمانی که برای تهیه آن صرف شده و همچنین نحوه ارائه آن، همیشه آشکار باشد.

نیکلاس کیج
  • این فیلم از داستان مردی دارای مأموریت برای اقدام به خشونت یا انتقام، فراتر می‌رود؛ گرچه می‌خواهد خوک خود را پیدا کند، اما فیلم بیشتر هوشمندانه و متفکرانه است.

مایکل سارنوسکی: این فیلم یک جان ویک با خوک نیست. تریلر نئون حال و هوای فیلم را نشان می‌دهد: کمی فراتر از این صحبت‌هاست. مردم این انتظار را به آن وارد می‌کنند. بازی با آن بخشی از لذت این کار است. شما مطمئن نیستید چه اتفاقی می‌افتد. ممکن است مردم را غافلگیر کند.

نیکلاس کیج: ممکن است سرگرم‌کننده باشد. برخی از مخاطبان برداشتی از آن دارند، اما همانطورکه در طول سفر پیش می‌روند چیزهای دیگری در مورد آن کشف می‌کنند. من نمی‌توانم به فیلمی فکر کنم که بیشتر از خوک به جان ویک بی‌ربط باشد. در خوک، یک شلیک گلوله وجود ندارد. این یک هایکوی سینمایی است؛ آرام، یک تجزیه‌وتحلیل عمیق از شخصیت است که به شدت به اتمسفر محیط و فیلمبرداری و سکوت همه بازی‌ها و فیلمنامه‌نویسی متکی است. این داستان انتقام نیست. آن را دوست دارم. می‌فهمم که فیلم از نوع دیگری است. فیلم‌های ماجراجویانه به شدت به خشونت به‌عنوان یکی از منابع اصلی تحریک متکی هستند. من سهم خود را از آن فیلم‌ها ساخته‌ام، اما این اشتباه است که برخی از مردم فکر کنند آنها قرار است دوباره همچون فیلمی ببینند، زیرا من انواع مختلفی از ژانر‌ها را کاوش کرده‌ام. خوشحالم که بگویم این فیلم نوعی عزیمت از آن دسته از فیلم‌ها بود.

تماشای فیلم خوک

جدیدترین و بهترین فیلم‌های ۲۰۲۱

نقد فیلم خوک 


منبع: IndieWire

ممکن است به این مطلب‌ها نیز علاقه‌مند باشید

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم