بررسی علل موفقیت سریال می خواهم زنده بمانم همزمان با پخش قسمت سیزدهم | همه چیز در خدمت داستان

علی نعیمی
سریال می خواهم زنده بمانم نخستین تجربه کارگردانی شهرام شاه حسینی در شبکه نمایش خانگی است که این روزها از پلتفرم فیلیمو در حال پخش است. همزمان با پخش قسمت سیزدهم این سریال، در فیلیمو شات به بررسی علل موفقیت آن پرداخته‌ایم. با ما همراه باشید.


همه چیز درباره سریال می خواهم زنده بمانم + نقد

مروری بر بهترین سریال های شبکه نمایش خانگی


شهرام شاه حسینی که با ساخت آثاری همچون خانه دختر و زنها فرشته اند در سینما تجربه‌های متفاوتی را پشت سر گذاشته است پس از چند تجربه موفق سریال‌سازی در تلویزیون، از جمله سریال پرستاران و هشت و نیم دقیقه، اولین سریالش را در نمایش خانگی تولید کرد که موفق شده است نظر مخاطبان را به خود جلب کند. در جدیدترین نظرسنجی که در فضای مجازی صورت گرفته است این سریال بهترین اثر نمایش خانگی در میان آثار پخش شده از سوی پلتفرم‌های نمایش خانگی شناخته شد.

می خواهم زنده بمانم مولفه‌های زیادی برای جذب مخاطب دارد که می‌توان این مولفه‌ها را بررسی کرد تا به این نتیجه رسید که چطور شاه حسینی توانسته است نبض مخاطب را با اثر جدیدش به دست بگیرد و یک اثر عاشقانه بر بستر یک اتمسفر سیاسی و اجتماعی را روایت کند.

تصویری متفاوت از دهه شصت

تا پیش از ساخت می خواهم زنده بمانم سریال‌ها و فیلم‌های ایرانی که در دهه هشتاد و نود ساخته شد روایتی کلیشه‌ای و یکنواخت از دهه شصت ارائه داده بود. اتمسفری که مخاطب امروز از دهه شصت به واسطه تماشای فیلم‌های ایرانی دارد، جامعه ایرانی را درگیر جنگ و رخدادهای آن نشان داده و جریان عادی زندگی درون آن فارغ از مولفه آشنایی همچون جنگ تحمیلی بدون تصور است. می خواهم زنده بمانم جزو معدود آثاری است که تصویر متفاوتی از دهه شصت ارائه می‌دهد. تصویری از یک خانواده ایرانی که هیچ نسبتی با فضای جنگ ندارد و ایدئولوژی غالب در آن مقطع زمانی روی روابط خانوادگی و مناسبات آن‌ها تاثیری نگذاشته است. از طرفی با وجود آنکه سریال در یک بازه زمانی مشخص در سالهای پایانی دهه شصت روایت می‌شود؛ بیش از آنکه فضا بر روی روابط تاثیر بگذارد، داستان اصلی فارغ از هویت زمانی آن دوران به کمک کاراکترها و خلق فضای داستان سریال می‌آید و از همین رو می‌توان می خواهم زنده بمانم را اثری مولف در خلق فضاهای بکر به حساب آورد.

پدرام شریفی و سحر دولتشاهی در نمایی از سریال می خواهم زنده بمانم

استفاده از داستانی پر کشش

انتخاب قصه‌ای آشنا بر اساس فرمول‌های امتحان پس داده شده، مولفه دیگری برای موفقیت‌های می خواهم زنده بمانم است. شاه‌حسینی برای آنکه بتواند از ایده‌های جدید بر بستر داستانی تکراری بهره ببرد از تیم نویسندگان تازه نفس استفاده کرد که در این میان با بهره جستن از تجربه‌های تازه توانست فضاهای بدیعی را در سریال خلق کند. او آگاهانه توانست از دو داستان عاشقانه به صورت موازی به یک اندازه بهره‌برداری و مخاطب را با هر دو داستان درگیر کند. مخاطب می‌خواهم زنده بمانم هم با داستان امیر شایگان، نادر سرمد و هما حقی همراه می‌شود و هم از طرفی با شیوا و کاوه و قصه پر پیچ‌وخم آن‌ها روبرو است و سرنوشت هر کدام از آن‌ها برایش مهم است.

علی شادمان در نمایی از سریال می خواهم زنده بمانم

شجاعت در نقد رخدادهای سیاسی

می خواهم زنده بمانم در کنار داستان عاشقانه و درگیری‌های امیر شایگان و نادر سرمد سویه دیگر روابط اجتماعی آدم‌ها بر بستر مناسبات سیاسی و نقد برخی کنش‌ها در گذشته را نشان می‌دهد. شاید در میان آثار نمایش خانگی و حتی سریال‌های تلویزیون این نخستین بار باشد که یک سریال به صورت جدی به مسئله نفوذ در ساختاری همچون کمیته انقلاب اسلامی و فسادهایی که ذیل سواستفاده از نهادهای قدرت و قضایی صورت گرفته اشاره می‌کند. اینکه بخشی از آثار هنری در چند سال اخیر به وضوح به برخی از کمبودها در سیستم قضایی در دهه شصت اشاره می‌کند و دست به نقد برخی جریان‌ها برده است نشان‌دهنده یک مسئله امیدوارکننده است که بالاخره جریان‌های سیاسی نقد را برای بهبود برخی از رخدادها امری واجب می‌دانند.

مهران احمدی در نمایی از سریال می خواهم زنده بمانم

بازی‌های یکدست

اما مهم‌ترین عنصر جذب مخاطب در می خواهم زنده بمانم تا قسمت سیزدهم ، بازیگران آن هستند. شهرام شاه‌حسینی بعد از همکاری با حامد بهداد در خانه دختر این بار توانسته است عملکرد درخشانی را در کارنامه حامد بهداد به ثبت برساند. بهداد بعد از پروژه سریال دل که نتوانست نظر مخاطبان را جلب کند در می خواهم زنده بمانم یک بازی حساب‌شده و منطقی از خود نشان داد و مخاطبانش را نسبت به حضورش در نمایش خانگی راضی نگه داشت. ویژگی مهم می خواهم زنده بمانم در کنار حضور چهره‌های مطرحی همچون پدرام شریفی و سحر دولت شاهی بهره بردن از چهره‌های جدید و بازیگران تئاتر است که باعث شده خلق برخی از صحنه‌ها برای مخاطب دلنشین باشد. بازی‌های یکدست و دقیق از مهران احمدی، امیر نوروزی، بابک کریمی، آناهیتا درگاهی، علی شادمان، مهدی حسینی نیا و بهرام ابراهیمی نشان داد نمایش خانگی فرصت مناسبی برای حضور استعدادهای جدید و استفاده از تجربیات بازیگران کهنه‌کار عرصه نمایش است تا بتوانند تعادل بهتری در چینش بازیگرها ارائه دهند.

حامد بهداد در سریال می‌خواهم زنده بمانم قسمت سیزدهم

می خواهم زنده بمانم یک اتفاق خوب در نمایش خانگی است. این سریال با هوشمندی سازندگان آن تبدیل به یک جریان دقیق در این عرصه شده و نشان می‌دهد اگر فیلمنامه خوب و کارگردانی هنرمندانه در کنار بازی‌های یکدست و حساب‌شده قرار بگیرد می‌تواند محصول نهایی را برای مخاطب دلپذیر کند. اتفاقی که باید در نمایش خانگی، با توجه به ظرفیت‌های بالایی که در ساخت آثار با کیفیت دارد، تبدیل به یک رویه ادامه‌دار شود.

تماشای سریال ایرانی می خواهم زنده بمانم

شاید برایتان جالب باشد
1 نظر
  1. مریم هدایتی می گوید

    به نظرم فقط بازی های یکدست و تصویر متفاوت از دهه شصت درست وگرنه که اتفاقا فیلمنامه ضعیف و اصلا کشش نداره

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.