بستن
تاریخچه جستجو
      فیلتر
      فیلم و سریال: همه
      فقط HD

      لاک Locke

      78 % (894)
      7.1/10
      مناسب برای بالای 13 سال
      کارگردان: استیون نایت
      یک ساعت و 24 دقیقه - خانوادگی - اجتماعی - محصول انگلیس - 2013 - دوبله شده - کیفیت HD

      بازیگران فیلم لاک

      سایر عوامل فیلم لاک

      نقد‌های فیلم لاک

      • نقد کامل فیلم لاک را در زوم جی بخوانید

        در مقاله ی دیگر از بخش تازه راه اندازی شده ی «گیشه»، نگاهی به فیلم ساده، محدود اما تاثیرگذار «لاک» با بازی درخشان تام هاردی می اندازیم. با زومجی همراه باشید. به جرات می توان گفت فیلم «لاک» یک ساعت و نیم بیننده را میخکوب می کند. این فیلم یکی از خوش ساخت ترین، به یادماندنی ترین و البته تکان دهنده ترین فیلم هایی است که به تازگی درباره ی اخلاق، صداقت و انسانیت دیده ام. وقتی فیلم باارزش تر و خارق العاده تر جلوه می کند، که بدانیم همه چیز در «لاک» تنها با یک شخصیت، یک لوکیشن، یک اتومبیل، یک تلفن و در عرض زمان واقعی (Real Time) اتفاق می افتد. اینکه بیننده را در چنین موقعیت ساده و بی آلایشی به سرعت جذب کند و در ادامه به دنبال خود بکشد و در عین حال او را هیجان زده، متاثر و شیفته نگاهش دارد و در پایان هم بدون شعارزدگی به زیبایی، درس زندگی بدهد، واقعا کار واقعا سختی است. اما سازندگان «لاک» از پس تمام این ها به خوبی برآمده اند. قصه در یک شب سرد و تمام نشدنی در لندن اتفاق می افتد. «آیوان لاک» که مهندس بتن ریزی است، روی کاغذ و در ذهن کارفرمایان و همکارانش قرار است فردا روی بزرگترین پروژه ی بتن ریزی اروپا نظارت داشته باشد و همه چیز را رهبری کند. اما او وقتی سوار بی ام وی پیشرفته اش می شود، به سمت خانه نمی رود تا با تماشای فوتبال با خانواده اش و خوردن سوسیس شبِ معرکه ای را بگذراند و فردا صبح زود، سرکار مهم اش حاضر شود. او وقتی سوار ماشین اش می شود، محل کارش را به سمت جای دیگری ترک می کند. در گذشته اشتباهی مرتکب شده و حالا این اشتباه همین امشب یقه اش را چسبیده است. او می تواند بی خیال این اشتباهات شود و به زندگی عادی اش برسد. اما آیوان لاکِ آدمِ بی مسئولیتی نیست. شاید به خاطر گذشته اش باشد. شاید به خاطر اینکه خودش در کودکی ضربه ی بدی از چنین اشتباهی خورده است. به هر حال، او تصمیم می گیرد تا اشتباه اش را جبران کند. حالا مهم نیست رییس از پشت تلفن فریاد می زند که «چه غلطی می کنی؟» یا اینکه بچه هایش ناراحت شده یا زن اش حسابی عصبانی شود. او حالا این فرصت را دارد تا مثل بازیکن فوتبال داخل فیلم، بعد از خراب کردن همه ی موقعیت ها، ایندفعه توپ را وارد دروازه کند.

      • «لاک/ Locke »به نظر طرح ریزی شده می آید، و همین طور است. به نظر کمی کوتاه می آید، این هم درست است. شاید حتی به نظر کسل کننده هم بیاید، اما این دیگر درست نیست. در واقع فیلمسازی حاضر جوابانه و هوشمندانه ی نویسنده و کارگردان فیلم «استیون نایت» و گروهش در ترکیب با بازی مسحور کننده ی «تام هاردی» باعث شده اند این فیلم مستقل و کم هزینه ی بریتانیایی حتی در مقایسه با پرهزینه ترین فیلم های سال هم در هر لحظه ی خود جذاب تر و درگیر کننده تر باشد.
        گرچه نام بازیگران زیادی در عنوان بندی «لاک» فهرست شده است اما هاردی تنها کسی است که در این درام که زمان آن با زمان داستان منطبق است روی پرده ی سینما دیده می شود. داستان فیلم طی 85 دقیقه درون یک خودروی ‍بی. ام. و در حال حرکت روایت می شود که ایوان لاک مدیر ساختمان سازی را در یک رانندگی شبانه از بیرمینگهام به لندن می برد.
        لاک که تام هاردی (بیشترین شهرت او مدیون بازی در نقش شخصیت وحشت آور بین در فیلم «شوالیه تاریکی برمی خیزد/ The Dark Knight Rises » است) نقش او را ایفا می کند، نه تنها مشغول رانندگی است بلکه درگیر مجموعه ای ادامه دار از مکالمات تلفنی از طریق هندز فری تلفن همراه خود نیز است. او در این حین به شدت تلاش می کند تا بخش های مختلف زندگی مرتب و طبق اصول خودش را از فروپاشی کامل حفظ کند. ممکن است چنین طرحی در وهله ی اول فرمول مناسبی برای حفظ تنش متدام به نظر نرسد اما در واقع چنین است.
        با وجودی که فیلم های تک لوکیشنه چیز تازه ای نیستند («رایان رینولدز» در فیلم «دفن شده/Buried» نمونه ی جدیدی است)، «لاک» هم به دلیل روش تصویرسازی و اجرای نایت و هم نقش آفرینی افسون کننده ای که تام هاردی از خود به نمایش می گذارد خود را از سایر فیلم های اینچنینی متمایز می سازد.
        از آنجایی که هاردی برای شرکت در فیلمبرداری این فیلم تنها دو هفته وقت آزاد داشت و نیمی از آن هم صرف تمرین شده بود، نایت تصمیم گرفت فیلمبرداری را دو بار در هر شب و به صورت متداوم انجام دهد. هاردی در یک اتومبیل که پشت یک تریلر قرار گرفته بود می نشست و سایر بازیگران در اتاق کنفرانس یک هتل جمع می شدند و تماس هایی بدون حذف یا توقف با او داخل ماشین برقرار می کردند. نایت به همه ی بازیگران از جمله هاردی اینطور گفته بود که طوری عکس العمل نشان بدهند که انگار مشغول اجرای یک نمایشنامه هستند، یعنی "اگر مشکلی پیش آمد، با آن کنار بیایید، همانطور که اگر روی صحنه بودید این کار را می کردید."
        «هریس زامبارلوکوس» که سلاح مخفی فیلم «لاک» به شمار می رود، کارهایی انجام داد تا به تدوینگر کهنه کار فیلم، «جاستین رایت»، مواد اولیه ای با ظاهری متفاوت برای کار کردن ارائه کند. زامبارلوکوس که با سه دوربین فیلمبرداری مجزا کار می کرد، هر باری که حافظه ی دوربین خود را تعویض می کرد (هر 37 دقیقه یکبار) لنز دوربین را هم تغییر می داد. علاوه براین در هر شب فیلمبرداری هر دوربین را در زاویه ای متفاوت کار می گذاشت.
        اگر روایت داستانی «لاک» ما را مجذوب و درگیر نمی کرد، تمامی این مقدمات هدر شده بود. اما داستان فیلم با بهره مندی از کاریزما و جذبه ی هاردی و مهارت های نمایشی و قصه گویی نایت موفق به این کار می شود. نایت که فیلمنامه نویسی همه جانبه است و در چندین ژانر فعالیت کرده است (نویسنده فیلمنامه هایی مانند «چیزهای زیبای کثیف/Dirty Pretty Things»، «قول های شرقی/Eastern Promises» و «گریس شگفت انگیز/Amazing Grace») با مهارت تمام شرایطی را به وجود آورده که آنقدر درگیر کننده است که به ما مجال این را نمی دهد که بر این موضوع متمرکز شویم که همه چیز چقدر خوب طرح ریزی شده است.
        همین طور که رانندگی شبانه و آن تماس های تلفنی پیش می رود متوجه می شویم که قهرمان داستان لاک با بحران های سه گانه ی به هم پیوسته ای روبرو است که می توانند زندگی اش را پشت و رو کنند.
        لاک که سرپرستی به شدت باوجدان و وظیفه شناس است و زندگی اش را با تکیه بر قابل اطمینان بودن خود ساخته است، شب قبل از رسیدن به نقطه ی اوج حرفه ای اش در حال ترک شهر است: او بایستی روز بعد به 218 کامیون و چند صد متر مربع سیمان سرکشی کند که قرار است تشکیل دهنده ی بزرگترین واحد بتن ریزی در کل تاریخ اروپا باشند.
        پافشاری لاک بر اینکه برای سرکشی حاضر نخواهد بود (او بارها می گوید: "تصمیم من این است، تصمیم ام را گرفته ام") رئیس او گرت (بن دنیلز) را به شدت خشمگین می کند و باعث وحشتزده شدن معاون او دانال (اندرو اسکات) می شود که ملتمسانه می گوید به هیچ وجه آمادگی پذیرش مسئولیت وقایع آن روز را ندارد.
        مشخص می شود اینکه مردی که به شدت روی اینکه همیشه کار درست و به جا را انجام بدهد تعصب دارد پست خود را ترک می کند، دلیلی کاملاً شخصی دارد. لاک در حال رانندگی است تا در زمان متولد شدن نوزادی که پدر او به حساب می آید، حاضر باشد. این نوزاد نتیجه ی یک رابطه ی یک شبه با بتان (اولیویا کالمن) است، زنی که که لاک آشنایی چندانی با وی ندارد و تماس تلفنی او که به لاک التماس می کند زمان تولد نوزاد حضور داشته باشد این سلسله وقایع را رقم می زند.
        اگر درک کردن تصمیم لاک، حداقل در ابتدا، برای تماشاگران سخت است، این کار برای همسرش کاترینا (روث ویلسون) که لاک عاشقانه دوستش دارد بسیار مشکل تر است. کاترینا در خانه منتظر است تا او برای تماشای مسابقه ی فوتبال مهمی که از تلویزیون پخش می شود نزد او و دو پسرشان بیاید. زمانی که لاک او را در جریان وقایع قرار می دهد کاترینا به شدت عصبانی می شود و از طرف دیگر آنطور که معلوم است بتان که وضعیتی شکننده و نیازمند پیدا کرده است هم با تماس های تلفنی خود لاک را به دردسر بیشتری می اندازد.
        در اصل یکی از مضامینی که از ابتدا تا انتهای داستان نایت به آن پرداخته می شود این است که لاک نه تنها با ذره ای درک متقابل روبرو نمی شود بلکه تک تک کسانی که با آنها صحبت می کند به شدت سختگیرانه و ظالمانه با او برخورد می کنند. از همه ی جوانب زندگی اش بحران به شکلی گسترده به سوی او می آید و به محض اینکه مسئله ای را حل می کند یک مسئله ی دیگر از راه می رسد.
        با این حساب ویژگی خوبی است که لاک (با لهجه ی ولش آرامش بخشی که پیشنهاد خود هاردی بوده) قهرمان خونسردی است که چیزهای کمی او را آشفته می کنند. در حالیکه این نکته به سختی می تواند ما را از به خوبی به پایان رسیدن مسائل مطمئن کند، نشانگر این هم است که ما به شکلی دردناک در مخمصه و گرفتاری او سهیم شده ایم. برای به وجود آمدن چنین حالتی به بازیگری با قدرتی غیرقابل انکار و قانع کنندگی آرامش بخش نیاز است و بدون حضور هنرمندی با استعداد بالای هاردی، حتی تصور فیلمی مانند «لاک» هم کار مشکلی بود.
        بایستی در پایان چند کلمه ی دیگر درباره ی فیلمبردار اثر زامبارلوکوس و گروهش صحبت کنم. با تغییرات مداوم لنز ها و زاویه ها و استفاده ی زیرکانه از نور محدود منعکس شده، «لاک» موفق می شود شیوه های مختلف و جذابی برای نگاه کردن به یک انسان یکسان در یک بی.ام. و متحرک یکسان، پیش روی مخاطب قرار دهید. درست است که این فیلم شاید تنها یک لوکیشن داشته باشد اما هرگز دلمان نمی خواهید از پرده ی سینما چشم برداریم.
        منبع: نقد فارسی

      دیدگاه‌های لاک

      • m
        محمدجواد ۲۱ بهمن ۱۳۹۵
        دیدگاه مفید _spoil :no__

        نمی دونم چه انتظاری از یک فیلم خوب دارید ، ولی اگر میخواید یک فیلم ببیند که بعد از تیتراژش فراموشش کنید برید یه فیلم اشکن روز ببیند. اماً قطعاً این از اون دسته از فیلم هاست که اگر از اول و با حوصله ببینید، داستانی را به همراه شخصیت فیلم زندگی خواهید کرد که هیچ وقت فراموشش نمی کنید و مفهومی جدید و خاص رو تجربه خواهید کرد. سفر یک مرد از حد انسانیت به عرش آدمیت. بنظرم مهم نیست مرد باشیم یا زن ، وقتی آدم باشیم همه معادلات اطرافمان را عوض می کنیم....

      • u
        jandark ۳۱ فروردین ۱۳۹۷
        دیدگاه مفید _spoil :no__

        تشبیه ساختن زندگی به ساختن ساختمان.باید از پایه درست باشه.وگرنه همه چی رو سرت خراب میشه.

      • b
        babaee88 ۱۰ اسفند ۱۳۹۵
        دیدگاه مفید _spoil :no__

        این فیلم نشون داد اولاً اشتباه نکنی چون هر عملی عکس العملی داره ، خوب باشه خوب و بد باشه بد دوماً وقتی اشتباه میکنی باید پاش وایسی به هر قیمتی.

      • u
        فریدحبیب اللهی ۳۰ خرداد ۱۳۹۹
        _spoil :no__

        اصل کاری فیلمنامه نویس بوده دمش گرم

      • u
        u_40209340 ۱۱ خرداد ۱۳۹۹
        _spoil :no__

        فوق العاده بود حتما ببینید

      • u
        Danialcrysis13 ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹
        _spoil :no__

        فوق العاده زیبا

      • u
        u_19988440 ۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
        _spoil :no__

        معرکه بی نظیر زیبا اموزنده و احساسی و عاشقانه و.... بود

      • u
        u_21116774 ۲۴ فروردین ۱۳۹۹
        _spoil :no__

        آخرش بود،بینهایت زیبا،بینظیر

      • u
        u_38839867 ۶ فروردین ۱۳۹۹
        _spoil :no__

        عالی بود

      • u
        u_31845754 ۲۷ بهمن ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        خوبه قشنگه

      • u
        هداوندخانی ۱۵ دی ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        آفرین بر جناب تام هاردی . بسیار زیبا ، دیدنی و متفاوت . بی وقفه و بی هیچ سکون و اختیاری با هیجان فیلم درگیر میشوی ، انگار که خودم نیز در صندلی عقب خودرو نشسته با جناب هاردی در گیر ماجرا بودم . فیلیمو با سپاس از روند رو به ارتقاء شما .

      • u
        Armin ۹ دی ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        خیلی خیلی فیلم خوبیه ازون فیلماست که با اینکه تک لوکیشنه ولی مخاطب رو تا اخر با خودش میکشونه و مهم تر از همه اخر فیلم به فکر فرو میبره فوق العاده اس

      • u
        fencer ۲۵ آذر ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        زیبا بود

      • u
        u_20623912 ۹ آبان ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        فوق العاده هههههههههههه

      • u
        amirbahrpeima ۹ آبان ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        خیلی عالی

      • u
        C9AMIR ۳ آبان ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        ارزش دیدنشو داره

      • k
        k.m ۷ مهر ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        قشنگ بووود

      • u
        شادی ۲۷ شهریور ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        عالی بود خیلی خوشم اومد 👍👍👌👌👌

      • u
        u_7823997 ۲۶ شهریور ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        بي نظير بود👌

      • u
        Behi ۴ شهریور ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        مزخرف مزخرف مزخرف و مزخرف بود

      • u
        پیمان ۲ شهریور ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        انگار واقعا من بودم ...آره ....خوده خوده من 😎

      • u
        u_17250470 ۳۱ مرداد ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        خوش ساخت

      • u
        علیرضا ۲۶ خرداد ۱۳۹۸
        _spoil :no__

        باید بگم یکی از بی نظرترین فیلمای عمرم بودکه تابه حال دیدم.تام هاردی عالی بود.

      بیش از 1800
      فیلم، سریال و انیمیشن از سینمای ایران و جهان
      برای استفاده از همه امکانات فیلیمو ابتدا باید وارد شوید.