بیشتر
کارگردان :
تهیه کننده :
در حال بارگذاری
برای تماشای این فیلم و بیش از هزار فیلم دیگر فیلیمو، اشتراک تهیه کنید.
  • اینترنت رایگان و نامحدود ویژه تماشا و دانلود درون برنامه‌ای فیلم‌ها برای مشترکین ایرانسل، مبین‌نت، های‌وب، پارس‌آنلاین، آسیاتک و پیشگامان.
خرید اشتراک

گس

کارگردان: کیارش اسدزاده

یک پرستار و همسرش در چهار قصه متفاوت که درباره خیانت و زندگی اجتماعی است دخیل می شوند...

برای نشان کردن فیلم ها و استفاده از پیشنهادات ویژه فیلیمو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
این فیلم را به لیست فیلم های نشان شده اضافه کنید.
خرید اشتراک
3,66 از 283 رای
دوست‌های بیشتر، فیلیمویِ بیشتر
دوستات رو دعوت کن، اشتراک رایگان هدیه بگیر و در قرعه کشی هفتگی Galaxy S8 شرکت کن
اشتراک رایگان و شرکت در قرعه کشی

پیش نمایش، تصاویر و برش هایی از فیلم

فیلم های مشابه

بازیگران گس

سایر عوامل فیلم گس

نویسنده

کیارش اسدزاده

تهیه‌کننده

کیارش اسدزاده

مدیر فیلمبرداری

مجید گرجیان

نقدهای فیلم گس

  • منتقد: یاسمن خلیلی فرد

    این روزها، همین که در فیلمی بشود «داستان»پیدا کرد جای خوشحالی ست. کیارش اسدی زاده، نه تنها در «گس» که در فیلم جدید خود «شکاف» نیز نشان می دهد که سینمای قصه گو را به خوبی می شناسد.آنچه در وهله اول درباره «گس» قابل ذکر است، همه گیر بودن آن در عین شخصی بودنش است. به عبارتی با آن که فیلمساز در نخسیتن ساخته سینمایی خود به سراغ سوژه ای می رود که تا حدودی مناسب مخاطب خاص است و حرفِ آن درد همه اقشار جامعه نیست، اما حاصل کار آنچنان هم شخصی و خاص از آب درنیامده و شاید اگر ریتم کند آن نبود فیلم به راحتی در گروهی غیر از «هنر و تجربه» هم به نمایش درمی آمد و مخاطب عام نیز از آن استقبال می کرد.بازی ها و شخصیت پردازی های فیلم از دیگر نکاتِ شایان توجه آن هستند. «گس» نیز به مثابه «شکاف» (فیلم دوم اسدی زاده) گروه بازیگران قوی و یکدستی دارد. علاوه بر بازی ها، یک نوع یکدستی نیز در کلیت فیلم به چشم می خورد که با توجه به ویژگی چند داستانه بودنش حُسن بزرگی به شمار می رود. داستان فیلم پیچیده نیست و همانند بسیاری از آثار این روزهای سینمای مستقل، به شکل گزارشی از زندگی چند شخصیت مجزا و (ظاهراً) بی ارتباط با هم شکل می گیرد. فیلم قرار نیست حرف مهمی بزند و شاید اگر در پایانش پیام اخلاقی خود را بر مخاطب دیکته نمی کرد ارزش آن دوچندان هم می شد. «گس» به جای آنکه حرف­های گنده بزند و یا بخواهد چیزی را به کسی ثابت کند در تلاش است تا با بهره جویی از جزییات و یافتن خطوط ارتباطی کم رنگ و معقول میان عناصر داستان و گره خوردن زندگی شخصیت هایش به یکدیگر، علاوه بر رساندن پیام خود نگاهی نیز به واقعیات اجتماعی (بدون به انتقاد گرفتن یا قضاوت آن ها) داشته باشد.این روزها، شکلِ تازه ای از فیلمسازی در میان فیلمسازان، خصوصاً فیلمسازان جوان رایج شده که برخی آن را به اصغر فرهادی و سینمای او نسبت می دهند و هرکس به آن اسلوب فیلم بسازد سینمایش الهام گرفته از سینمای فرهادی تلقی می شود. شاید اگر ده سال دیگر به عقب بازگردیم و سینمای امروز را مرور کنیم حقیقت همین باشد و فرهادی موج جدیدی از فیلمسازی را میان فیلمسازان جوانِ نسلِ پس از خود به راه انداخته و حقیقتاً هم فیلم هایی در شکل و شمایل فیلم های او به وفور ساخته می شوند اما حتا اگر این ادعا صحت داشته باشد هم نمی توان از آن به عنوان یک ایراد یا نقص نام برد بلکه حتی می توان چنین جریانی را یک اتفاق خوب در سینمایی به شمار آورد که در سال های میانی دهه 80، در آستانه افتادن به قهقرایی ناخوشایند از فیلم های عامه پسند و کمدی های لوده بازانه بود. «گس» نیز در شیوه روایت آن، نوع بازی ها و حرکت های دوربین نزدیکی هایی به سینمای فرهادی دارد. مثلاً سکانس گریه مهسا (مهسا علافر) کنار دریا، بی آن که مخاطب بداند او چه دیده و چه چیز حال او را تا آن حد خراب کرده است، یادآور فاجعه ی تلخ غرق شدنِ اسرارآمیزِ الی در فیلم «درباره الی» است. صحنه های این چنینی در فیلم زیادند و شکل پردازش مستندگونه و همچنین غیرقابل پیش بینی بودن رویدادها و اشتباه از آب درآمدن حدس های تماشاگر به هنگام تماشای فیلم از اتفاقاتیست که در هنگام تماشای فیلم های فرهادی نیز به کرّات رخ می دهد و همین هم تماشای فیلم های او را جذاب و خوشایند می کند؛ پیچیده شدن یک موقعیت معمولی و کاملاً روزمره!یکدستی موقعیت ها و کنش ها در فیلم از نکات مثبت آن است. گرچه فیلم به شکلی اپیزودیک وار، چند روایت مختلف از چند شخصیت مختلف را در کنار هم چیده است، اما سردی حاکم بر روابط آدم ها در تک تک این داستان های جدا از هم تکرار می شوند و نوعی یکدستی مطبوع به فضای فیلم می بخشند. این سردی و سکون از رابطه بی فراز و نشیب سهیلا (رویا جاویدنیا) با همسر بوالهوس و بیمارش جلال آغاز می شود و در پایان هم سکون و سردی و سکوتِ مهسا که بعداً می فهمیم دختر جلال و سهیلاست خاتمه بخش فیلم است. باقی روایت ها که میان این دو روایت جا گرفته اند نیز مضمون روابط پایان یافته و از دست رفته را تداعی می کنند، حتی در داستانِ سیمین (شبنم مقدمی)، رابطه ی معیوبِ خواهر او با همسرش رابطه نسبتاً عاشقانه و تفاهم آمیز سیمین و خسرو (صابر ابر) را زیر سایه خود گم می کند. ضمن آن که این رابطه به سبب زندگی پرچالشِ خسرو با همسرش آذر (پانته آ پناهی ها) که ظاهراً از افسردگی رنج می برد رابطه مستحکمی به نظر نمی رسد و شک و تردید سیمین در پذیرش خسرو از همین امر نشات می گیرد.نوعی بی اطمینانی در تمامی این ارتباط ها موج می زند. رابطه سهیلا و جلال کاملاً از دست رفته است و زن، همان طور که خود مرد هم می داند، فقط او را تحمل می کند. در رابطه میان سیمین و خسرو هم مدام برای مخاطب سوال پیش می آید، چرا خسرو با زنی وارد رابطه شده که به لحاظ موقعیت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی سر و گردنی از او بالاتر است؟ وقتی او کارت زن را می گیرد که پولِ درآوردن ماشین از پارکینگ را جور کند مخاطب مدام در این تردید به سر می برد که نکند خسرو با کارتِ زن ناپدید شود و دیگر نیاید و به نظر می رسد خود سیمین هم در لحظات انتظار، از یک نگرانی رنج می برد. آیا خسرو به خاطر شرایط مالی سیمین که از او بزرگ تر است و استاد دانشگاه و ... وارد رابطه با او نشده است؟ این بی اطمینانی در همان صحنه بازیِ مافیا بین دختر و پسرهای جوان نیز به چشم می خورد و هنگامی که حال مهسا دگرگون می شود تقریباً قابل حدس است که او مچ رضا (محمدرضا غفاری) را هنگام خیانت گرفته و فقط معلوم نیست طرفِ خیانت کیست.

    فیلمساز نگاهی ترحم آمیز نسبت به شخصیت زن در فیلم خود ارائه می دهد. تمامی شخصیت های اصلی فیلم به گونه ای زنان هستند و اتفاقاتی که برای شان رخ می دهد و ظلم هایی که بر آنها وارد می شود خط سیر اصلی روایت ها را تشکیل می دهد. مسئله «خیانت» مضمون اصلی تمامی اپیزودهاست. مردها در هر سن و هر موقعیتی به زنان خود خیانت می کنند و بازگشت نتیجه و حاصل خیانت نیز می تواند خودشان و زندگی شان را نشانه بگیرد؛ همان طور که دختر جلال که همه عمر به همسرش خیانت کرده در نهایت مورد خیانت نامزدش قرار می گیرد و با چشم گریان پیش پدر باز می گردد. کارگردان، نگاهی جامعه شناسانه نیز به مقوله «خیانت» داشته است، این که «خیانت» سن و تحصیلات نمی شناسد و در هر سن و موقعیتی ممکن است اتفاق بیفتد. مثلاً سیمین زنی موجه، پخته و تحصیلکرده است که حتا به پولِ خسرو هم احتیاجی ندارد، اما اوست که باعث شده مرد به همسرش خیانت کند. رضا نیز با دختری که از هر لحاظ پایین تر از مهساست به او خیانت می کند و جالب آن که دختر، دوست صمیمی خود مهساست. بنابراین فیلمساز در تلاش است تا این پیام را نیز برساند که «در وهله اول این زنان هستند که به هم خیانت می کنند.»روند داستان کند است و این کندی در فیلم آزاردهنده نیست، بلکه به عبارتی با سردی حاکم بر فضای آن همخوان است. ریتم تند، هرگز نمی توانست به نحوی شایسته فیلمساز را به هدف خود برساند،اما حرکات دوربین روی دست و برخی تکان های بیش از اندازه دوربین تا حدودی با ریتم داستان نامتانسب اند و شاید اگر از دوربین ثابت برای برخی بخش ها استفاده می شد نتیجه بهتری هم گرفته می شد. برخی جاها نیز فیلمنامه بیش از اندازه کشدار می شود و برخی صحنه ها به راحتی قابل حذف یا کوتاه شدن هستند، مثل صحنه بازی مافیای دختر و پسرها که شاید کافی بود بخشی از آن و نه کل بازی به نمایش گذاشته می شد و یا تنهایی های سهیلا که بیش از اندازه طولانی اند و کاملاً مقدور بود که با فاکتور گرفته شدن بخشی از این جزییات فیلمساز به ماهیت اصلی آن توجه نشان دهد و از مدت زمان فیلم خود و طولانی شدن آن صحنه بکاهد.

    در کل «گس» فیلم خوب و قابل تأملی ست و به عنوان اولین فیلم فیلمسازش فیلمی قابل احترام که با مجموعه ای از بازی های دلنشین و روایتی نسبتاً سرراست و پذیرفتنی می تواند گامی رو به جلو برای فیلمساز جوانی باشد که تازه در آغاز راه فیلمسازی اش است.

    بیشتر

دیدگاه‌های فیلم گس

  • k keykhosravi_r 12 مهر 1396
    به نظرم فیلم خوبی بود، ارزش دیدن داره
  • u masiha 10 شهریور 1396
    مزخرف بود
  • u اسماعیل 29 مرداد 1396 امتیاز کاربر به فیلم: 1
    یه فیلم ضد حال.نمایش بدبختی های مردمی كه هیچ ربطی به هم ندارن.نصف فیلم هم واسه بازی مافیا گرفتن.
  • u u_2375380 24 مرداد 1396
    مزخرف واقعا حیف وقتی که برای دیدن این فیلم گذاشتم
  • u 9184471430 23 مرداد 1396
    اتفاقا قشنگ بود کمتر اعتراض کنیم
  • u u_2266165 13 مرداد 1396
    افتضاح
  • f فرشته 31 تیر 1396 امتیاز کاربر به فیلم: 4
    انقدر همه بد نظر دادن که تصمیم گرفتم ببینمش .....مضمونش تکراری ه و یه فیلم اپیزودیکه ...اما ارزش یه بار دیدن رو در تایم بی کاری داره
  • m mohammad_ravari 13 تیر 1396
    ارزش دیدن نداشت..
  • 9 90221101 9 اسفند 1395 امتیاز کاربر به فیلم: 1
    مسخره حیف وقت
  • e elinaaaaaa 21 بهمن 1395
    aslan negah nakooooniiiiid kheli maskhare o bi maani bood aslan mafhomo maani nadashta
  • b babaee88 21 بهمن 1395
    فیلم قشنگی بود. بعضی وقتا یادمون میره اعمال و رفتار ما همه انعکاس داره .
    بعضیا فکر می کنن زرنگن و فقط خودشون دارن زیرابی میرن و بقیه حالیشون نیست ، وقتی از بیرون به زندگیشون نگاه کنی می بینی خودشون باختن نه بقیه.
    آموزنده بود.