بیشتر
کارگردان :
تهیه کننده :
در حال بارگذاری
برای تماشای این فیلم و بیش از هزار فیلم دیگر فیلیمو، اشتراک تهیه کنید.
  • امکان تماشای آفلاین فیلم‌ها درون برنامه فیلیمو
  • سریع٬ به صرفه و قابل دسترسی از همه‌جا
  • دسترسی نامحدود به هزاران فیلم، تئاتر و مستند ایرانی و خارجی داشته باشید.
  • دسترسی به فیلم‌های جدید هر ماه
خرید اشتراک

مانیفست چو

کارگردان: محمد رحمانیان

مانیفست چو : تئاتری دو زبانه با بازی بازیگران حرفه ای و مشهور کشورمان...

برای نشان کردن فیلم ها و استفاده از پیشنهادات ویژه فیلیمو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
این فیلم را به لیست فیلم های نشان شده اضافه کنید.
خرید اشتراک
4,03

شما هم امتیاز دهید.

پیش نمایش، تصاویر و برش هایی از فیلم

  • مانیفست چو
  • مانیفست چو
  • مانیفست چو
  • مانیفست چو
  • مانیفست چو
  • مانیفست چو
  • مانیفست چو
  • مانیفست چو
  • مانیفست چو
  • مانیفست چو
  • مانیفست چو
  • مانیفست چو

فیلم های مشابه

بازیگران مانیفست چو

سایر عوامل فیلم مانیفست چو

نقدهای فیلم مانیفست چو

  • منتقد: مصطفی حاجی قاسمی

    ایالات متحده ی آمریکا در سال های گذشته در ارتباط با قتل عام در مدارس و دانشگاهها به شدت خبرساز بوده است. هرچند وقت یک بار به گوشمان می رسد که شخص یا اشخاصی با اسلحه(که گویا خرید آن در آمریکا هیچ گونه منع قانونی ای ندارد) به جان همکلاسی هایشان افتاده اند و یک حمام خون به راه انداخته اند.بحرانی ترین این حادثه ها در سال های گذشته- که جوامع جهانی را به شدت تحت تاثیر قرار داد- حوادث کلمباین و ویرجینا بود. در سال ۱۹۹۹ دو پسر به نام های دیوید هریس و دیلان بنت کلود ۱۷ تن از همکلاس های خود را قتل عام کردند.این حادثه نقطه ی آغازین فیلم های تاثیر گذاری چون "بولینگ برای کلمباین" اثر مایکل مور و" فیل" اثر گاس ون سنت شد.همچنین در سال ۲۰۰۷ چوسونگ هوی اهل کره ی جنوبی در دانشگاه ویرجینا ۳۲ تن از را به قتل رساند تا خون بار ترین حادثه ی تیراندازی را در تاریخ معاصر آمریکا رقم زده باشد. چو در سال ۱۹۹۹ به همراه خانوده اش از کره ی جنوبی به آمریکا مهاجرت کرد.در سال ۲۰۰۵ به علت آزار رساندن به دو دختر همخوابگاهی اش از سوی مسولین به یک مرکز روانپزشکی اعزام شد. او دانشجوی سال آخر در رشته ی زبان و ادبیات انگلیسی بود که به اجرای نقشه های خود پرداخت و در مرحله ی اول دو تن را در خوابگاه دانشگاه کشت.سپس به دفتر پست رفت و ۲۷ قطعه ویدئوی مجزا به همراه ۴۳ عکس برای جلد نشریات مختلف، یک فایل صوتی برای رادیو و یک یادداشت ۱۸۰۰ کلمه ای را برای خبرگزاری ان بی سی پست کرد.پس از آن به دانشگاه ویرجینا رفت و سی تن دیگر به قتل رساند را و در نهایت دست به خودکشی زد. این واقعه که جهان را بهتی عمیق فرو برد دستمایه گروه تئاتر پرچین برای اجرای نمایش مانیفست چو قرار گرفته است.اولین چیزی که به هنگام ورود به سالن اجرا به چشم می آید حضور بازیگران در کنار تماشاگران است.آنها با ظاهری نظامی و لحنی پرخاشگر تماشاگران به قرار گرفتن بر روی صندلی هایشان و خاموش کردن تلفن های همراه و همچنین سکوت در طول اجرا دعوت می کند. گویی از همان ابتدا گروه قراردادهایش را به مخاطب ارائه می دهد: شما به یک فضای خشن و بی رحم قدم گذاشته اید، حرف نزنید وگرنه کشته می شوید.اثر با تکیه بر بازی سازی بازیگران و به کمک یک برادر بزرگتر( که توسط احمد آقالو بازی شده و از طریق ویدئو پروژکشن پخش می شود) آغاز می گردد.گروه اجرایی تلاش می کند با تو جه به مستندات مربوط به واقعه ی دانشگاه ویرجینا اثر خود را شکل دهد. از این رو می توان این اثر را در دسته ی نمایش های مستند قرار داد. حرکتی که نقطه ی عطفش در جریان نمایشنامه نویسی دهه ی ۶۰ آلمان با حضور نویسندگانی چون رولف هوخوت، هاینر کیپفارد و بالاخص پیتر وایس با نمایشنامه ی استنطاق شکل می گیرد.اساساَ نمایشنامه نویسان مستند مسائل سیاسی روز را مورد توجه قرار می دهند. آن ها اسناد و مدارک را از دفاتر و یا دادگاهها برای شکل دهی نمایشنامه های خود به خدمت می گیرند. همچون پیتر وایس که برای نمایشنامه ی استنطاق از شنیده ها و مدارک مستند از اردوگاه آشویتس استفاده کرد.مولفه های یک تئاتر مستند در مانیفست چو قابل بررسی است. گروه واقعه ای را انتخاب کرده که از زمان اتفاق آن دور نیستیم(۱۶ آوریل ۲۰۰۷). طراحی لباس و همچین کنش های نمایشی منطبق بر اصل واقعه است.استفاده از ویدئو هایی که چوسونگ هوی از خود تهیه کرده، بیش از هر چیز اثر را به این سمت هدایت می کند.بهره گیری از فاصله گذاری یکی از مشخصه های نمایش های مستند برای مشارکت مخاطب در اثر و به کار گرفتن خرد او (نه احساس ناشی از داستان پردازی و غوطه ور شدن در توهم واقعیت) بوده است که گروه نمایش مانیفست چو نیز از آن بهره می گیرد.(افشین هاشمی در یک صحنه پی پرده و مستقیم با تماشاگران صحبت می کند) نمایشنامه به خط اصلی داستان چوسونگ هو وفادار است و تلاش دارد با ارائه ی استنادات خویش هرچه بیشتر خود را به اتفاق نزدیک کند. با این حال گرایش به یک اجرای مستند مانع خلاقیت در متن نشده استدر صحنه ی حضور چو در فروشگاه اسلحه از جادوگران نمایشنامه ی مکبث به عنوان فروشندگان اسلحه استفاده می شود. صحنه رویای چو با حضور فرشتگان اغواگر و دیگر بار با حضور مادربزرگش در پایان نمایش جهان ذهنی چو را به درستی بررسی می کند و همچنین اثر را از یک روایت تک بعدی مستند نجات می دهد و به آن عمق می بخشد.طراحی محسن شاه ابراهیمی در خدمت اجراست، او سعی کرده است تمامی عناصر زائد را حذف کند تا در یک فضای خالی بازیگران با استفاده از لوازم صحنه و المان های مختلف به خلق فضا بپردازند. نقطه ی عطف این ایجاز را که به خوبی با کارگردانی هماهنگ شده است را می توان در صحنه ی کشتار چو در دانشگاه دید.آن جا که بازیگران با پوششی نایلونی حایلی میان تماشاگران و چو درست می کنند و در طول قتل عام او تنها لکه های قرمز رنگ بر نایلون دیده می شود. استفاده از لباس های نظامی( با توجه به پوشش چوسونگ هوی در فیلم ویدئویی اش) و تکرار آن در سایر بازیگران علاوه براینکه مخاطب را در یک فضای خشونت بار درگیر می کند، این هشدار را نیز می دهد که چو به اندازه ی تمامی این آدم ها قابلیت تکثیر شدن دارد، تنها شرایط باید دست به دست هم دهد.بازیگران به غیر از افشین هاشمی که در طول اجرا تنها در نقش چو ظاهر می شود ، براساس نیاز و همچنین با توجه به شیوه ی اجرایی اثر در هر موقعیتی نقش خاصی را بازی می کنند. افشین هاشمی هرچند تلاش داشته است که به تصویر چو وفادار باشد اما استفاده ی بیش از حد او از پرخاشگری در ادای دیالوگ ها در پاره ای اوقات شخصیت چو را غیر منطقی و سطحی جلوه می دهد.در میان بازیگران ترانه علیدوستی با بازی یک دست و متفاوت در نقش های مختلف بیش از سایرین به چشم می آید، او بیان را هوشمندانه در جهت تفکیک نقش ها از یکدیگر به کار می گیرد و شخصیت ها را برای مخاطب باورپذیر و ملموس می کند.کارنامه ی محمد رحمانیان گواه این مدعاست که او قرارداد های تئاتری را به خوبی می شناسد. او همواره در آثارش از جنبه های تئاتریکالی بهره می برد که حضور او را به عنوان یک کارگردان برای مخاطب آشکارمی سازد.استفاده از تکنیک های بازی سازی که همه چیز آن براساس قرارداد میان مخاطب و بازیگران شکل می گیرداین امکان را به کارگردان داده است تا در فضایی محدود و با تعدادی بازی ساز فضا های مختلفی را خلق کند.استفاده ی به جا از توان بازیگران در جهت خلق موقعیت در صحنه های مختلف به چشم می آید.صحنه ی حضور چو در راهروی خوابگاه دانشگاه ویرجینا و یا صحنه ی کارکردن چو در بخش لباس شویی که با استفاده از بازی سازان و نشانه ها و المان های موجز خلق می شود.بهره گیری از فضاهای چند رسانه ای پدیده ای نامانوس با تئاتر امروز نیست، حضور ویدئو پروژکشن در تئاتر و استفاده از جلو های بصری آن موافقان و مخالفان خاص خود را دارد،اما در این اجرا با توجه به دغدغه های کارگردان در جهت خلق یک فضای مستند این بهره گیری نه تنها زائد بلکه به جاست. پخش تصاویر دانشگاه ویرجینا پس از کشتار چو و یا تصاویری که چوسونگ هوی به گفته رسانه ها شش روز قبل از قتل عام خود آنها را تهیه کرده است، مخاطب را با اصل واقعه درگیر می کند.به خدمت گرفتن راهکارهای مختلف از خواندن سرتیترهای روزنامه ها تا استفاده از موسیقی و آواز برای روایت داستان حضور پررنگ رحمانیان را به عنوان کارگردان آشکار می کند. او در اجرای اثرش برای چو دلیل تراشی نمی کند.تقصیر را گردن شخص خاصی نمی اندازد و تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا از رهگذر این اجرا مخاطب را به جایی برساند که علامت سوالی در ذهنش نقش ببندد که چرا چو دست به قتل عام هم دانشگاهیانش زد؟ کدام عامل در جهان معاصر بشر عصر جدید را به راهی می کشاند که می تواند با خریدن اسلحه به راحتی همنوعانش بکشد و در نهایت خود نیز خودکشی کند؟

    آیا صرفاَ صرفاَ صحبت های چو در فیلم هایش برای بیان علل او کافی است؟ آیا مانیفست ۱۸۰۰ کلمه ای تمام این خون ریزی ها را توجیه می کند؟چو سونگ هوی در ویدئوی خود می گوید:لازم نبود من این کار را بکنم، می توانستم این جا را ترک کنم، می توانستم فرار کنم، اما فرار دیگر بس است. شما صد هزار بار فرصت داشتید از چنین روزی حذر کنید، اما تصمیم گرفتید خونم را بریزید، مرا به گوشه ای راندید و تنها یک انتخاب مقابلم گذاشتید، تصمیم با شما بود، حالا دستانتان به خونی آلوده است که هرگز شسته نخواهد شد.دریافت نهایی از آن مخاطب است، گروه اجرایی تماشاگران را با این موقعیت آشنا می سازند و در پایان با جمله ی به خانه هایتان بروید، مخاطب را به خانه اش می فرستد تا پیرامون این مسئله تعقل کند شاید او بتواند راهکاری بیابد.

    با دیدن مانیفست چو یک سوال اساسی بوجود می آید ، گروه اجرایی به این نتیجه رسیده است که برای هماهنگی با واقعیت اثرش را به زبان انگلیسی اجرا کند.سوال اینجاست در جامعه ای که با توجه به تمام تلاش نهادها، مدارس و دانشگاهها سطح عمومی زبان انگلیسی چیزی در حد همان اَپِل و اورنج هم نیست، اجرای یک اثر با محوریت نمایشنامه به زبان انگلیسی، در جهت جذب مخاطب عام- که هر روز ناچیز بودن آن بیشتر به چشم می آید- چه تاثیری می تواند داشته باشد؟ به نظر نمی آید گروه دغدغه ی رسیدن به یک زبان بین المللی را داشته باشند، چرا که رسیدن به یک زبان مشترک حذف یک زبان و رفتن به سمت زبان دیگری نیست، بلکه تجربه ی کسانی چون پیتربروک در این رمینه نشان داده که کشف نشانه های مشترک میان تمام جوامع بشری است. آیا نمی شد با یک بیان موازی دو زبانه راه را برای ورود مخاطبان ناچیز و درحال ریزش تئاتر باز گذاشت؟



    بیشتر

دیدگاه‌های فیلم مانیفست چو

  • b Beny_48 ۲۱ دی ۱۳۹۵
    چرا فقط زبانش انگلیسیه؟؟؟
    چجوری با زبان فارسی تماشا کنم؟؟؟؟؟